در تاریخ 1/6/91 خانم ص.ق. به طرفیت همسرش آقای ح.ر. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به لحاظ عدم پرداخت
نفقه و عدم ایفاء حقوق واجبه زن و ترک زندگی مشترک و زناشویی بدون عذر موجه و تحقق بندهای یک و هشت شروط ضمن عقد مندرج در سند ازدواج تقدیم نموده که در شعبه 12 دادگاه عمومی حقوقی مشهد ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد خانم الف.ر. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج خوانده اعلام وکالت نموده و هم چنین آقای م.ر. نیز از جانب زوجه خواهان اعلام وکالت کرده است در جلسه اول دادرسی به تاریخ 10/8/91 که با حضور وکلای طرفین و نیز زوجه خواهان تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است موکله در تاریخ 22/12/89 به عقد دایم خوانده درآمده لیکن خوانده از پرداخت حق وحقوق شرعی و قانونی موکله امتناع می نماید طبق رای شماره 1966 صادره از شعبه 16 دادگاه عمومی مشهد به تاریخ 8/9/90 خوانده به پرداخت ماهیانه مبلغ یک صد هزار تومان به عنوان
نفقه و نیز تهیه مسکن و اثاث البیت در حق موکله محکوم گردیده ولی علی رغم قطعیت دادنـامه و صـدور اجراییه و صـدور حکم جلـب با اذن ورود به مخفیگاه خوانده به مدت بالغ بر شش ماه از پرداخت
نفقه و انجام تکالیف زوجیت امتناع ورزیده است. فلذا به لحاظ تحقق بندهای یک و هشت شروط ضمن عقد نکاح صدور گواهی عدم امکان سازش و تجویز اعمال وکالت تفویضی جهت اجرای صیغه
طلاق مورد استدعاست وکیل خوانده اظهار داشت موکل به هیچ عنوان حاضر به
طلاق زوجه اش نمی باشد زیرا زوجین همسایه همدیگر می باشند و از تاریخ عقد موکل با زوجه رفتار خوب داشته و
نفقه وی را پرداخت نموده و از تاریخ 19/10/90 زوجه سر ناسازگاری برداشته و به علت کدورت بین خانواده ها زوجه از تمکین موکل خارج گردیده و باوجوداینکه موکل مسکن و اثاث البیت تهیه نموده و چندین مرتبه اعلام آمادگی جهت شروع زندگی مشترک نموده ولی نامبرده استنکاف ورزیده است و
نفقه زوجه منوط به تمکین عام و خاص ایشان می باشد که حکم تمکین در مرحله تجدیدنظر می باشد که بعد از قطعیت آن موکل
نفقه زوجه را که کلا هشت صد هزار تومان می باشد یکجا پرداخت می کند و علت پرداخت نکردن
نفقه عدم تمکین زوجه بوده و این امر نمی تواند دلیل بر فرار موکل از مسیولیت وی باشد بلکه منتظر اعلام و قطعیت حکم تمکین می باشد و با توجه به اینکه موکل مسکن و اثاث البیت تهیه نموده و قبلا زوجه در دوران عقد تمکین عام و خاص نموده از ایشان جهت تشکیل زندگی مشترک دعوت می شود وکیل خواهان مجددا اظهار داشت حسب اظهارات وکیل خوانده زوج بالغ بر هشت ماه از پرداخت
نفقه امتناع نموده بنابراین حق
طلاق برای موکله ایجاد گردیده است مضافا به اینکه دعوی تمکین اخیرا طرح گردیده و حکم به رد آن صادرشده است. خواهان اظهار داشت خوانده بارها اعلام کرده که مرا نمی خواهد و هر چه این قضیه بیشتر طول بکشد به ضرر بنده است و بنده شدیدا خواستار صدور حکم
طلاق هستم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داور منتخب زوجـه و داور منصوب زوج هر یک نظـریه کتبی خـود دال بر عدم سازش طرفین را ارایه داده اند سرانجام دادگاه با اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره 86ـ 92 مورخ 21/1/92 با توجه به محتویات پرونده و دادخواست خواهان و توضیحات بعدی ایشان و وکیل وی به اینکه خوانده بالغ بر شش ماه
نفقه او را پرداخت نکرده و حسب دادنامه صادره از شعبه 16 دادگاه عمومی به پرداخت
نفقه محکوم شده و علی رغم داشتن برگ جلب متعدد امکان اجرای مفاد حکم
نفقه فراهم نشده ضمن اینکه دعوی تمکین مطروحه از ناحیه زوج هم به موجب دادنامه صادره از شعبه 12 که در مرحله تجدیدنظر مورد تایید قرارگرفته مردود اعلام شده است و نهایتا به اینکه وکیل خوانده هم دلیل موجهی به رد دعوی خواهان ابراز ننموده و از طرفی هم مساعی دادگاه و تلاش داوران هم در اصلاح ذات البین موثر واقع نشده لذا دادخواهی خواهان را وارد و موجه تشخیص و مستندا به مواد 1129 و 1130 و 1119 و تبصره ماده 1133 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و به زوجه خواهان اجازه داده با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت
طلاق و با اعمال وکالت خود مندرج دربند ب شروط ضمن عقد نکاح مقید در قباله نکاحیه خود را به هر نحوی که بخواهد مطلقه نماید. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از انجام تشریفات قانونی شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 866ـ92 مورخ 2/4/92 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 10/4/92 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 29/4/92 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین به هنگام شور قرایت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: