آقای م.ف. در تاریخ 2/12/90 دادخواستی به طرفیت همسرش خانم ص.ح. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق تقدیم نموده که شعبه یازدهم دادگاه عمومی اراک تحت پرونده شماره 2387/90 عهده دار رسیدگی شده است. خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند ازدواج شماره 8924 مورخ 26/3/87 دفتر ازدواج شماره.. . حوزه ثبتی اراک خوانده را با صداقیه 40 سکه بهار آزادی به عقد دایمی و رسمی خود درآورده ام. زوجه در طول مدت زناشویی در هیچ موردی تمکین نداشته و کرارا مرا و فرزندانم را مورد فحاشی و
توهین قرار داده و از منزلم پول
سرقت کرده و با رفتار خودش آرامش و آسایش از من سلب نموده و دیگر قادر به ادامه زندگی مشترک با خوانده نمی باشم. برای اثبات ادعایم شاهد دارم. مستندا به ماده 1133
قانون مدنی تقاضای صدور حکم
طلاق دارم. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 23/3/91 با حضور خواهان تشکیل می گردد. خوانده حضور ندارد. خواهان مطالب خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و اضافه می نماید خـوانده آبروی 80 ساله مرا برده و درب خانه ام را شکسته و مردم را درب منزل من جمع کرد. بیچاره ام کرده است. از ابتدای سال جدا از هم زندگی می کنیم
نفقه سه ماه گذشته را با مامور آمده و گرفته است. فرزند مشترکی نداریم. همسرم حدود 70 سال سن دارد.
جهیزیه نیاورده و اموال مرا برده است. در این مرحله دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات نظر آنان که مفادا حکایت از عدم توفیق در برقراری صلح و سازش بین زوجین دارد ارایه می شود. دادگاه به منظور تعیین حقوق مالی زوجه قرار ارجاع امر به کارشناس صادر نموده و کارشناس منتخب در نظریه خود بابت
نفقه معوقه زوجه از تاریخ 1/4/91 ماهانه 120 هزار تومان و بابت
نفقه ایام عده 450 هزار تومان تعیین نموده است. تصویری از دادنامه شماره 367 مورخ 20/4/91 شعبه 101 دادگاه جزایی اراک موضوع محکومیت زوجه به
اتهام توهین و تهدید و تخریب ارایه می شود. زوج به نظریه کارشناس اعتراض نموده و دادگاه در جلسه رسیدگی مورخ 24/4/91 قرار ارجاع امر به هیات سه نفره کارشناس صادر می نماید. زوجه نیز جداگانه به نظر کارشناس اعتراض می نماید. هیات سه نفره کارشناسان نیز نظر کارشناس بدوی را تایید می نمایند. تصویری از یک برگ سند عادی که طی آن زوجه اعلام نموده در تاریخ 23/6/90 معادل 2 عدد سکه از
مهریه ام را از همسرم دریافت نموده ام ارایه می شود (برگ ردیف 37 پرونده). در گزارش داور زوج قید گردیده که زوج 82 سال سن دارد بعد از گذشت سه سال از فوت همسر سابقش به امید بازگشت آرامش به زندگی با خوانده ازدواج نمود غافل از اینکه خوانده قصد زندگی نداشته بلکه به امید چپاول حقوق مستمری بازنشستگی زوج و سایر اهداف مادی وارد این زندگی شده و طی این مدت زندگی مشترک را ترک نموده وجوه نقد
سرقت کرده فحاشی و
توهین و تهدید نموده و عرصه را بر زوج تنگ کرده است در گزارش داور زوجه که از طرف دادگاه تعیین شده امکان سازش منتفی اعلام شده است. جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 2/8/91 با حضور خواهان تشکیل می گردد. خوانده حضور ندارد و طی لایحه ای اعلام نموده که عازم کربلا می باشد و امکان حضور در جلسه دادگاه نیست. زوج در این جلسه اظهار نموده در سال 87 با خوانده ازدواج کرده ام طی این مدت فرد ازکارافتاده بوده و مالی به دست نیاورده ام. دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجـه به محتویات پرونده و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده و زوج همچنان اصرار به
طلاق دارد ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره 1269 مورخ 2/8/91 مستندا به مواد 1133 و 1146
قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش صادر و به زوج اجازه می دهد پس از پرداخت ماهانه 120 هزار تومان
نفقه از تاریخ 1/4/91 تا زمان اجرای صیغه
طلاق و مبلغ 450 هزار تومان بابت
نفقه ایام عده و
پرداخت مهریه خوانده وی را مطلقه نماید. با توجه به یایسه بودن زوجه نوع
طلاق خلع است. خواهان مالی در دوران زندگی مشترک به دست نیاورده و اموالی که زوجه ادعا کرده است به زوج تعلق دارد صرف نظر از اینکه دلیلی ارایه نکرده زوج نیز قبول ندارد. پس از ابلاغ این رای به زوجین هر دو طرف مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده و زوج در لایحه خود توضیح داده که 1ـ نوع
طلاق مطابق ماده 1145
قانون مدنی با توجه به یایسه بودن زوجه باین است 2ـ با توجه به ماده 1155
قانون مدنی زن یایسه عده ندارد و تعیین مبلغ 450 هزار تومان بابت
نفقه ایام عده وجاهت ندارد 3ـ پس از شکایت ترک انفاق زوجه مبلغ 210 هزار تومان بابت
نفقه وی تا تاریخ 1/7/91 پرداخته ام و پرداخت مجدد
نفقه وجاهت ندارد 4ـ توان پرداخت یک جای
مهریه که 40 سکه بوده را ندارم ضمن اینکه زوجه رسید داده که دو سکه را دریافت کرده و باید از کل
مهریه کسر شود. زوجه نیز در لایحه تجدیدنظر خود توضیح داده که زوج مدت یک سال است مرا از خانه بیرون کرده و دو تن از پسرانش مرا کتک زده و تهمت دزدی و کار بد به من وارد نمودند. مدت پنج ماه است
نفقه نپرداخته و ده ماه است که یارانه ام را گرفته و وسایلی که در منزل زوج داشته ام به من نمی دهد. تعدادی طلا داشتم که در منزل وی بوده و نمی دهد بدون اجازه فرزندانم با این آقا ازدواج کردم و فعلا جایی برای زندگی کردن ندارم. طی مدت چهار سال مثل یک خدمتکار برای زوج کارکرده ام ولی دادگاه اجرت المثل تعیین نکرده است. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی تجدیدنظرخواهی زوج با وکالت آقای س.پ. و زوجه نسبت به دادنامه شماره 1269 مورخ 2/8/91 شعبه یازدهم دادگاه عمومی اراک را بررسی و توضیح داده اولا: برخلاف تصور دادگاه بدوی برابر مفاد مواد 1144 و 1145
قانون مدنی نوع
طلاق زوجه به لحاظ یایسه بودن او باین است و در
طلاق باین عده
طلاق وجود ندارد و برای شوهر حق رجوع نیست و درنتیجه تعیین
نفقه برای زنی که عده ندارد مفهومی ندارد و این رقم از رای بدوی حذف می شود. ثانیا: چون
طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء رفتار و اخلاق وی می باشد لذا اجرت المثل به زوجه تعلق نمی گیرد ثالثا: برابر رسید موجود در پرونده تعداد دو سکه از 40 سکه
مهریه زوجه توسط زوج پرداخت شده و درنتیجه میزان
باقیمانده مهریه 38 سکه می باشد. رابعا: زوجه به شرح صورت جلسه مورخ 16/2/92 این دادگاه اقرار نموده که مبلغ 510 هزار تومان بابت
نفقه تا تاریخ 1/7/91 دریافت نموده لذا پرداخت
نفقه مذکور در رای بدوی از تاریخ 1/4/91 به 1/7/91 اصلاح می شود. فلذا طی دادنامه شماره 176 مورخ 19/2/92 رای تجدیدنظر خواسته با اصلاحات یادشده تایید می گردد. این دادنامه در تاریخ 27/2/92 به زوجه ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرایت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای مسعود کریمپور نطنزی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: