خانم ه.ک. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از خانم س.ر. دادخواستی به طرفیت آقای ک.ن. به خواسته رسیدگی و صدور مجوز
طلاق به دادگاه های عمومی حقوقی مشهد تقدیم و مضمونا اظهار داشته موکله در تاریخ 1369/5/7 با
مهریه و شرایط معینی به عقد ازدواج خوانده درآمده است. نظر به اینکه حسب مدارک پیوست خوانده بدون کسب مجوز از خواهان به دفعات مبادرت به ازدواج مجدد نموده است. مستندا به ماده 1119
قانون مدنی و شرط دوازدهم سند ازدواج تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را دارد. مستندات ضمیمه و درخواست نیز دلیل وکالت تصاویر سند نکاحیه فی مابین خواهان و خوانده و دو فقره نکاح نامه منقطع یک ساله منتسب به خوانده با زوجه های مختلف مربوط به سال های 1391 و 1392می باشد. پرونده به شعبه چهل و سوم دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) مشهد ارجاع و وقت رسیدگی تعیین شده است. در وقت مقرر خواهان و وکیل او و خوانده حضور داشته اند. اظهارات وکیل خواهان عمدتا به شرح دادخواست تقدیمی است خوانده اظهار داشته: اینجانب به علت داشتن دو فرزند بزرگ به هیچ عنوان راضی به
طلاق نیستم و ایشان اصرار به
طلاق دارد. حدود چهار سال است که از تمکین خاص و عام اینجانب امتناع نموده است و به علت فشارهای روحی اقدام به صیغه فردی نموده ام. در حال حاضر زندگی من در منزل مشترک خودمان است و هرلحظه همسر فعلی ام به تمکین رضایت دهد به زندگی عادی برمی گردم. زوجه اظهار داشته در سال 1369 ازدواج کرده ایم. دارای دو فرزند مشترک هستیم هر دو رشید هستند. حاضرم از حق و حقوق خود گذشت کنم تا
طلاق انجام شود. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. داور زوجه در نظریه خود به عدم امکان زندگی مشترک عقیده داشته است داور زوج مشکلات فی مابین طرفین را ناشی از عدم مهارت های لازم در مدیریت خانواده دانسته است و با وجود دو فرزند مشترک (پسر) 21 و 18 ساله و همچنین اظهار پشیمانی زوج از کار خود پیشنهاد معرفی زوجین به گذراندن کارگاه های آموزشی مهارت خانواده و زناشویی موکل شده و تصمیم دادگاه پس از گزارش کارشناس خانواده را داشته است. زوج در لایحه دفاعیه خود تصویری از دادنامه های
مطالبه مهریه اجرت المثل منزل مشترک مطالبه
نفقه را ارایه نموده است که در دو مورد اخیر زوج محکوم به بی حقی شده است و مضمونا اظهار داشته ازدواج های موقت او به دلیل نبود رابطه عاطفی با زوجه و عدم تمکین وی بوده است. متعاقبا شعبه 43 دادگاه خانواده مشهد طی دادنامه شماره 801290 مورخ 1393/6/15 دعوی خواهان را ثابت تشخیص داده و با استدلال به تحقق شرط ضمن العقد مندرج در بند 12 سند ازدواج و به استناد ماده 1119
قانون مدنی و بند 10 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 (علت این استناد معلوم نیست- عضو ممیز) خواهان در استفاده از وکالت در
طلاق و انتخاب نوع
طلاق را ثابت تشخیص داده است. آقای ک.ن. تقاضای تجدیدنظر نموده و با ارایه تصویر دادنامه شماره 700272 مورخ 1393/5/20 شعبه 17 دادگاه خانواده مشهد به مضمون محکوم نمودن زوجه به الزام به تمکین عام و خاص در حق خواهان ازدواج انقطاعی خود را به لحاظ عدم تمکین زوجه اعلام نموده است. وکیل زوجه در لایحه تقدیمی خود مضمونا اعلام نموده حداقل در مورد نکاح منقطع در سال های 1390 و 1391 بدون کسب مجوز از موکل بوده و حکم تمکین در سال 1393 صادر گردیده که حتی در آن به عملکرد زوج مبنی بر ازدواج های مکرر اشاره شده است. پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی به شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر خراسان رضوی ارجاع شده است و مرجع اخیر طی دادنامه شماره 501748 مورخ 1393/8/11 رای معترض عنه را خالی از ایراد دانسته و با رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید کرده است. متعاقبا آقای ک.ن. در موعد قانونی فرجام خواهی نموده است. مفاد لوایح تبادل شده طرفین که عندالاقتضاء و به هنگام شور قرایت خواهد شد عمدتا تکرار مطالب قبلی است.