رای قضایی شماره 9309970906100809

رای قضایی شماره 9309970906100809

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970906100809


شماره دادنامه قطعی:
9309970906100809

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/12/20

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تفسیر بند 12 شروط ضمن عقد نکاحیه

پیام رای:
شرط بند 12 سند نکاحیه مبنی بر تحقق وکالت در طلاق در صورت ازدواج مجدد زوج مطلق بوده و هر نوع ازدواج دائم و منقطع را شامل می شود.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم ه.ک. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از خانم س.ر. دادخواستی به طرفیت آقای ک.ن. به خواسته رسیدگی و صدور مجوز طلاق به دادگاه های عمومی حقوقی مشهد تقدیم و مضمونا اظهار داشته موکله در تاریخ 1369/5/7 با مهریه و شرایط معینی به عقد ازدواج خوانده درآمده است. نظر به اینکه حسب مدارک پیوست خوانده بدون کسب مجوز از خواهان به دفعات مبادرت به ازدواج مجدد نموده است. مستندا به ماده 1119 قانون مدنی و شرط دوازدهم سند ازدواج تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را دارد. مستندات ضمیمه و درخواست نیز دلیل وکالت تصاویر سند نکاحیه فی مابین خواهان و خوانده و دو فقره نکاح نامه منقطع یک ساله منتسب به خوانده با زوجه های مختلف مربوط به سال های 1391 و 1392می باشد. پرونده به شعبه چهل و سوم دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) مشهد ارجاع و وقت رسیدگی تعیین شده است. در وقت مقرر خواهان و وکیل او و خوانده حضور داشته اند. اظهارات وکیل خواهان عمدتا به شرح دادخواست تقدیمی است خوانده اظهار داشته: اینجانب به علت داشتن دو فرزند بزرگ به هیچ عنوان راضی به طلاق نیستم و ایشان اصرار به طلاق دارد. حدود چهار سال است که از تمکین خاص و عام اینجانب امتناع نموده است و به علت فشارهای روحی اقدام به صیغه فردی نموده ام. در حال حاضر زندگی من در منزل مشترک خودمان است و هرلحظه همسر فعلی ام به تمکین رضایت دهد به زندگی عادی برمی گردم. زوجه اظهار داشته در سال 1369 ازدواج کرده ایم. دارای دو فرزند مشترک هستیم هر دو رشید هستند. حاضرم از حق و حقوق خود گذشت کنم تا طلاق انجام شود. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. داور زوجه در نظریه خود به عدم امکان زندگی مشترک عقیده داشته است داور زوج مشکلات فی مابین طرفین را ناشی از عدم مهارت های لازم در مدیریت خانواده دانسته است و با وجود دو فرزند مشترک (پسر) 21 و 18 ساله و همچنین اظهار پشیمانی زوج از کار خود پیشنهاد معرفی زوجین به گذراندن کارگاه های آموزشی مهارت خانواده و زناشویی موکل شده و تصمیم دادگاه پس از گزارش کارشناس خانواده را داشته است. زوج در لایحه دفاعیه خود تصویری از دادنامه های مطالبه مهریه اجرت المثل منزل مشترک مطالبه نفقه را ارایه نموده است که در دو مورد اخیر زوج محکوم به بی حقی شده است و مضمونا اظهار داشته ازدواج های موقت او به دلیل نبود رابطه عاطفی با زوجه و عدم تمکین وی بوده است. متعاقبا شعبه 43 دادگاه خانواده مشهد طی دادنامه شماره 801290 مورخ 1393/6/15 دعوی خواهان را ثابت تشخیص داده و با استدلال به تحقق شرط ضمن العقد مندرج در بند 12 سند ازدواج و به استناد ماده 1119 قانون مدنی و بند 10 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 (علت این استناد معلوم نیست- عضو ممیز) خواهان در استفاده از وکالت در طلاق و انتخاب نوع طلاق را ثابت تشخیص داده است. آقای ک.ن. تقاضای تجدیدنظر نموده و با ارایه تصویر دادنامه شماره 700272 مورخ 1393/5/20 شعبه 17 دادگاه خانواده مشهد به مضمون محکوم نمودن زوجه به الزام به تمکین عام و خاص در حق خواهان ازدواج انقطاعی خود را به لحاظ عدم تمکین زوجه اعلام نموده است. وکیل زوجه در لایحه تقدیمی خود مضمونا اعلام نموده حداقل در مورد نکاح منقطع در سال های 1390 و 1391 بدون کسب مجوز از موکل بوده و حکم تمکین در سال 1393 صادر گردیده که حتی در آن به عملکرد زوج مبنی بر ازدواج های مکرر اشاره شده است. پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی به شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر خراسان رضوی ارجاع شده است و مرجع اخیر طی دادنامه شماره 501748 مورخ 1393/8/11 رای معترض عنه را خالی از ایراد دانسته و با رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید کرده است. متعاقبا آقای ک.ن. در موعد قانونی فرجام خواهی نموده است. مفاد لوایح تبادل شده طرفین که عندالاقتضاء و به هنگام شور قرایت خواهد شد عمدتا تکرار مطالب قبلی است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
ابتنای دادگاه های محترم صادرکننده حکم در اجازه اعمال وکالت در طلاق به زوجه تحقق شرط ضمن العقد مندرج در بند 12 سند ازدواج می باشد و این استنباط و استنتاج صحیح و منطبق با دلایل و مستندات موجود در پرونده می باشد. بنا به مراتب و با توجه به اینکه شرط مذکور مطلق بوده و هر نوع ازدواج دایم و منقطع را شامل می شود و زوج نیز دلیلی بر رضایت قبلی زوجه برای ازدواج های بعدی ارایه نکرده است فلذا فرجام خواهی زوج و همچنین محکومیت متاخر زوجه به تمکین در اساس و مبانی دادنامه فرجام خواسته خللی وارد نمی کند و مستندا به ماده 370 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی با رد فرجام خواهی دادنامه فرجام خواسته را ابرام می نماید.
مستشار و عضو معاون شعبه اول دیوان عالی کشور
موحدی- اکبری

قاضی:
حمیدرضاموحدی , اکبری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1119 - طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند: مثل این که شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوءقصد یا سوءرفتاری نماید که زندگانی آن ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.

مشاهده ماده 1119 قانون مدنی

ماده 370 - شعبه رسیدگی کننده پس از رسیدگی با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید. چنانچه رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید و الا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM