رای قضایی شماره 9209970220401027

رای قضایی شماره 9209970220401027

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970220401027


شماره دادنامه قطعی:
9209970220401027

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/08/06

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
انتقال منافع مال مشاع بدون اجازه سایر شرکا

پیام رای:
انتقال منافع مال مشاع بدون اجازه سایر شرکا مصداق بزه انتقال مال غیر است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای غ.ع. فرزند غ. 60 ساله ساکن تهران با وکالت آقای ن.م. دایر بر تخریب عمدی قفل رستوران و ممانعت از حق و انتقال منافع ملک غیر موضوع مفاد کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 12 تهران و شکایت آقای م.س. با وکالت خانم پ.م. و آقای ف.س. بدین توضیح که وکیل شاکی در جلسه دادگاه مرقوم داشتند: موکل من یک قرارداد مشارکت به مدت سه سال از تاریخ 01/04/1390 لغایت 01/04/1393 با آقای غ.ع. که خود را مالک رستوران ر. قلمداد کرده بودند بستند و مبلغ 12 میلیون تومان ودیعه نیز به وی دادند و این رستوران متروکه بوده و موکل 30 میلیون تومان برای آن هزینه و تعمیر کردند و پس از شروع به فعالیت دیگر شرکای متهم که خود را مالک ملک قلمداد می کردند با حضور در رستوران برای موکل ایجاد مزاحمت می کردند و می گفتند که متهم حق نداشت بدون اذن دیگر مالکین اقدام به تنظیم مشارکت نسبت به رستوران نماید و متهم از موکل می خواست که قرارداد سه ساله را به یک ساله تبدیل کند. در پی این امر که رستوران تعطیل شده بود متهم اقدام به شکستن قفل رستوران و گذاشتن قفل جدید و ممانعت از حق موکل بر ورود به رستوران نمودند. وکیل متهم در دفاع از موکل خود مرقوم داشتند: اولا قرار مجرمیت و کیفرخواست صادره فاقد وجاهت قانونی است زیرا در تاریخ 27/03/1391 برای موکل من در مورد اتهاماتش قرار منع تعقیب صادر شده بود که با مخالفت دادیار اظهارنظر قرار مجرمیت و کیفرخواست صادر گردید و قرار منع تعقیب قطعی شده و اعتبار امر مختومه را دارد. ثانیا موکل من مالک 60% از سود خالص حسب قرارداد می باشد و آقای ح.الف. داماد خود را جهت نماینده تام الاختیار برای نظارت کامل مالی پرداخت و دریافت های رستوران در قرارداد معرفی کردند که علی القاعده می بایستی به رستوران رفت و آمد جهت نظارت داشته باشند و کلید آن را هم در دست داشتند. ثالثا در قرارداد ذکر شده که چنانچه شاکی محل را یک ماه شمسی تعطیل نماید مالک می تواند به صورت یک جانبه قرارداد را فسخ و نسبت به تصرف محل اقدام نماید. با توجه به استشهادیه محلی مبنی بر تعطیلی رستوران از تاریخ 13/01/1391 موکل طبق قرارداد آن هم با تامین دلیل توسط شورای حل اختلاف این کار را انجام دادند و سوءنیتی در کار خود نداشتند و موکل از طرف مالکان یعنی از طرف بعضی اختیارنامه داشتند و بعضی دیگر هم از بستگان وی هستند و هیچگونه مخالفتی را اعلام نکردند و درخواست برایت موکل خود را نمودند. دادگاه با توجه به مطالب پیش گفته از ناحیه طرفین پرونده اولا ملاحظه می نماید که شاکی در ص 3 پرونده قرارداد مشارکت خود با متهم را ضمیمه نمودند که در آن قید شده آقای ح.الف. نماینده تام الاختیار مالک جهت کلیه امور قرارداد و موضوعات مالی اعم از دریافت و پرداخت با آقای م.س. (شاکی) تعامل لازم را داشته باشد که این امر نیازمند این است که کلید رستوران را هم داشته باشند. ثانیا حسب اظهار شاکی و وکیل وی این قرارداد سه ساله نوشته شده ولی قراردادی را که ضمیمه پرونده کردند امضاء هیچکدام از طرف قرارداد نمی باشد و متهم نیز منکر این قضیه بودند که قرارداد سه ساله امضا کرده باشند. از طرفی در بند 2 قرارداد سه ساله ذکر شده که م.س. یک فقره چک به شماره.. . به مبلغ پانصد میلیون ریال به عنوان ضمانت به مالک تحویل می دهد ولی شماره چک در قرارداد ذکر نشده است. ضمن اینکه در بنـد 1 قرارداد نیز ذکر شده که آقای م.س. مبلغ یکصد و بیست میلیون ریال نقدا ودیعه قرارداد قرض الحسنه به مالک پرداخت می نماید ولی مشخص نیست که این مبلغ را پرداخت کردند یا خیر زیرا هیچ مستندی ضمیمه نگردیده است. ثالثا در قرارداد یک ساله ای که طرفین نوشته اند و امضا کردند در بند 10 قید کردند آقایان.. . و.. . را به عنوان حکم مـرضی الطرفین انتخاب نمودند ولی اسم و مشخصات داوران در قرارداد ذکر نشده و شاهدی هم ذیل قرارداد را امضا نکرده است و در بند 9 قرارداد هم ذکر شده که چنانچه به هر دلیلی آقای م.س. محل را یک ماه شمسی تعطیل نماید مالک می تواند به صورت یک جانبه قرارداد فوق را فسخ و نسبت به تصرف محل فوق اقدام نماید و با توجه به استشهادیه ارایه شده توسط متهم از کسبه که مرقوم داشتند که رستوران از تاریخ 13/01/1391 تا تاریخ امضای آنان یعنی 30/02/1392 تعطیل بوده است بر این اساس متهم حق داشتند که رستوران را تصرف کنند و اگر قفل آن را هم شکستند به نظر نمی رسد که سوء نیتی داشته باشند. رابعا یکی از شهود شاکی در ص 10 پرونده اظهار داشتند: من مشاهده کردم که متهم دارند قفل رستوران را می برند و می خواهد قفل دیگری به آن آویز نماید که در همان زمان آقای م.س. که دوستانش با وی تماس گرفته بودند به آنجا آمدند که با آقای غ.ع. وارد مشاجره شدند. اگر چنین چیزی صحت داشت چرا شاکی به مامورین زنگ نزدند که بیایند در مورد تخریب قفل مراتب را صورتجلسه نمایند. ضمن اینکه شاهد دیگر وی در صفحه 11 اظهار داشتند: بنده با آقای م.س. تماس گرفتم ولی گوشی وی جوابگو نبوده است. بر این اساس به نظر دادگاه با توجه به مطالب ذکر شده و انکار متهم بر تخریب عمدی قفل رستوران و فقد دلیل کافی بر ممانعت از حق و انتقال منافع ملک غیر به استناد اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حکم تبریه وی را صادر می نماید. ضمنا شاکی ارشاد می گردد چنانچه دلیل و مدرکی بر ادعای خود دایر بر پرداخت وجه یا هزینه یا خسارت وارده به وی دارند از طریق دادگاه حقوقی استیفای حق نمایند رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر تهران میباشد.
رییس شعبه 1005 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ غفاری

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.س. با وکالت آقایان ف.س. و خانم پ.م. نسبت به دادنامه شماره 91000663 مورخ 02/07/1391 صادره از سوی شعبه 1005 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن در مورد شکایت تجدیدنظرخواه بر علیه تجدیدنظرخوانده به نام آقای غ.ع. دایر به تخریب عمدی قفل رستوران و ممانعت از حق (ممانعت از ورود شاکی به رستوران با زدن قفل خود بر روی درب رستوران) و انتقال منافع ملک متعلق به غیر (متهم به اتفاق افراد دیگری مالک حق سرقفلی رستوران بوده ولی در زمان تنظیم سند و قرارداد مشارکت بدون ذکر اسامی سایر شرکاء و بدون اعلام رضایت آنان و با قید مالکیت شش دانگ برای خود مبادرت به انعقاد قرارداد نموده است) که پس از رسیدگی در دادگاه بدوی با رد شکایت شاکی و اتهامات انتسابی منجر به برایت متهم (تجدیدنظرخوانده) از اتهامات انتسابی گردیده است که پس از ابلاغ و در فرجه قانونی از سوی شاکی و وکلای وی مورد تجدیدنظرخواهی واقع و پس از ارجاع و بررسی و تشکیل جلسات متعدد دادرسی در این دادگاه و از آنجا که در مورد بزه تخریب عمدی قفل توسط متهم به جز اظهارات یک نفر مطلع دلیل دیگری نبوده و متهم نیز این اتهام را انکار و تکذیب نموده است و دلیل اثباتی دیگری هم از سوی شاکی و وکلای وی ابراز نشده است و به همین جهت این دادگاه با رد تجدیدنظرخواهی و اعتراض و با استناد بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری این قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید می نماید و اما در خصوص دیگر اتهامات انتسابی به متهم با توجه به دلایل و مستندات ابرازی از سوی شاکی و اینکه به منظور اثبات حسن نیت به متهم مهلت کافی داده شده تا سایر شرکاء را در مورد حق سرقفلی به این دادگاه معرفی نماید ولی متهم با معرفی تعدادی از آنان و امتناع از معرفی سایرین به این دادگاه که نشان دهنده عدم تمایل و عدم رضایت سایر شرکاء و عدم علم و اطلاع آنان از اقدام متهم دانسته و در تحقیقات محلی صورت گرفته توسط مامورین انتظامی از محل وقوع رستوران اهالی و همجواران با رد اظهارات متهم و تایید اظهارات شاکی مدعی مفتوح بودن و ادامه فعالیت کاری رستوران شده اند و ادعای متهم مبنی بر تعطیلی رستوران در مدت مورد نظر را رد کرده اند و همچنین با استعلام از اداره مخابرات پیرامون فعالیت و فعال بودن شماره تلفن منصوبه در رستوران و پاسخ واصله و تعداد تماس های برقرار شده حکایت از فعالیت رستوران در زمان مورد ادعا را داشته است و علاوه بر آن در زمان مراجعه مامورین شورای حل اختلاف برای اجرای قرار تامین دلیل متهم به باز کردن درب رستوران و سپس قفل کردن آن توسط وی اشاره کرده اند و متهم در ابتدای پرونده به دریافت کلید از سرآشپز رستوران اشاره کرده که در مواجهه حضوری صورت گرفته سرآشپز این ادعا را تکذیب و رد نموده است و با مراجعه شاکی به رستوران جهت ادامه فعالیت از سوی متهم با این امر ممانعت شده است. علیهذا با وارد دانستن تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و با احراز سوءنیت خاص و مجرمانه متهم در مورد این اتهامات و با اعلام نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت ها و به استناد بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 690 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات و ماده یک از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری و ماده یک از قانون راجع به انتقال مال غیر و با احراز بزهکاری متهم تجدیدنظرخوانده وی را از بابت ایجاد ممانعت از حق علاوه بر رفع ممانعت به تحمل چهار ماه حبس تعزیری و از جهت انتقال مال غیر نیز وی را به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
جوادی ـ سعادت زاده

قاضی:
غفاری , هدایت اله جوادی , بهزاد سعادت زاده

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

اصل 37 ـ اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

مشاهده ماده 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

ماده 690 ـ کاهش بینایی درصورتی که مقدار آن قابل تشخیص باشد به همان نسبت دیه دارد و چنانچه قابل تشخیص نباشد موجب ارش است.

مشاهده ماده 690 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM