رای قضایی شماره 9209970222001118

رای قضایی شماره 9209970222001118

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970222001118


شماره دادنامه قطعی:
9209970222001118

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/08/14

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
قفل کردن درب مشترک

پیام رای:
قفل کردن درب مشترک مصداق ممانعت از حق است

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام خانـم م.و. فرزند و. (مجهـول المکـان) دایـر بـه ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به خانم به خانم ز.الف. فرزند ع. در مورخه 2/2/87 و ممانعت از حق ورود به منزل از طریق قفل کردن درب ورودی مشترک موضوع شکایت شاکیه نامبرده و آقای ح.الف. فرزند ع. و خـانم ن.ل. فرزنـد غ. با توجـه به کیفرخواست دادسرای عمومی و انقلاب تهران شکایت شکات نامبرده گزارش مرجع انتظامی گواهی پزشکی قانونی اظهارات شهود و مطلعین صورت جلسه معاینه و تحقیق محلی توسط مامورین (صفحات 1 و 88) و سایر قراین موجود در پرونده و این که متهم علی رغم ابلاغ قانونی از طریق نشر آگهی در دادگاه حضور نیافته و لایحه ای نفرستاده است لذا بزهکاریش محرز است و مستندا به مواد 269 و 302 و 367 و 495 و 690 قانون مجازات اسلامی و ماده سه قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موراد معین؛ متهم نامبرده را از جهت صدمات بدنی وارده به شاکیه به پرداخت یک فقره چهار پنجم از یک پنجم از یک سی ام دیه کامله بابت شکستگی بند اول انگشت پنجم دست چپ که بهبود یافته و دو فقره یک صدم دیه کامله بابت ارش محدودیت حرکتی مفصل اول همان انگشت و آسیب نسوج نرم اطراف محل شکستگی و ارش جوشگاه بدشکل التیام یافته در ناحیه روی انگشت موصوف ظرف یک سال از تاریخ ضرب عمدی در حـق نامبرده و از جهت جنبه عمومی جرم به دلیل بیم تجری مرتکب به پرداخت دو میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت و از جهت ممانعت از حق به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم می نماید. و با توجه به این که حسب تصریح شکات نامبردگان از محل منزل قبلی (محل وقوع جرم) نقل مکان نموده اند لذا موضوع رفع ممانعت از حق منتفی است. رای صادره غیابی و ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه سپس به مدت بیست روز قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 1175 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ پورعبدالله
در خصوص واخواهی خانم م.و. فرزند و. نسبت به دادنامه غیابی به شماره 57-25/1/89 صادره از این دادگاه که به موجب آن نامبرده به اتهام ممانعت از حق ورود و ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت آقای ح.الف. و خانم ها ن.ل. و ز.الف. به پرداخت دیه در حق خانم ز.الف. و جزای نقدی در حق دولت محکوم شده است دادگاه با بررسی مجدد اوراق پرونده و لایحه اعتراضیه واخواه و استماع دفاعیات حضوری وی از آن جا که معترض نامبرده در لایحه تقدیمی خود و دفاعیات حضوری اش دلیل موجهی که موجب نقض دادنامه موصوف باشد ارایه ننموده است و دادنامه موصوف با توجه به دلایل و مستندات مذکور در آن منطبق بر موازین قانونی می باشد لذا مستندا به مواد 217 و 218 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن رد واخواهی وی دادنامه واخواسته را تایید می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان می باشد.
رییس شعبه 1175 داداگاه عمومی جزایی تهران ـ پورعبدالله

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصـوص اعتـراض خـانم م.و. از دادنـامه شمـاره 9209972181500537 مورخ 18/6/92 صادره از شعبه 1175 دادگاه عمومی جزایی تهران که در مقام تایید رای شماره 890057 مورخ 25/1/89 صادره از همان شعبه بوده که بر اساس آن نامبرده به اتهام ایراد ضرب و جرح منتهی به شکستگی استخوان انگشت پنجم دست چپ موضوع شکایت خانم ز.الف. و ممانعت از حق موضوع شکایت شاکیه و آقای ح.الف. و خانم ن.ل. به پرداخت دیات تعیینی در حق شاکیه و پرداخت دو میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس بابت بزه ایراد ضرب و جرح و پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی به جهت ممانعت از حق در حق صندوق دولت محکوم گردیده است و در مورد رفع ممانعت به لحاظ نقل و انتقال اظهارنظری نشده است. با توجه به محتویات پرونده و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی نظر به این که بزه های منتسبه حسب اوراق و مندرجات پرونده و دلایل منعکس در رای محرز بوده و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را فراهم نماید ابراز و اقامه نشده و لیکن از حیث تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباه است که به اساس رای لطمه ای وارد نمی سازد زیرا صرف نظر از این که تبصره 2 مـاده 269 قانون مجازات اسلامی سابق نسـخ گردیده نـظر به این که بزه ایراد ضرب منتهی به شکستگی با ماده 614 قانـون مجازات اسلامی مطابقت داشتـه و ایـن دادگاه مجاز به تشدید مجازات نبوده النهایه به استناد ماده 250 و 241 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و تبصره 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ضمن اصلاح ماده استنادی از تبصره ماده 269 قانون مجازات اسلامی به ماده 614 همان قانون و حذف ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین رای تجدیدنظرخواسته در محدوده اعتراض با اصلاحات یاد شده تایید می گردد. رای صادره قطعی است و مراتب متذکر می گردد.
رییس شعبه 20 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
خاتوندهی ـ آروین

قاضی:
پورعبدالله , حسین خاتوندهی , رضا آروین

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 269 ـ حرز عبارت از مکان متناسبی است که مال عرفا در آن از دستبرد محفوظ میماند.

مشاهده ماده 269 قانون مجازات اسلامی

ماده 302 ـ در صورتی که مجنی علیه دارای یکی از حالات زیر باشد مرتکب به قصاص و پرداخت دیه محکوم نمی شود: الف ـ مرتکب جرم حدی که مستوجب سلب حیات است. ب ـ مرتکب جرم حدی که مستوجب قطع عضو است مشروط بر اینکه جنایت وارد شده بیش از مجازات حدی او نباشد در غیر این صورت مقدار اضافه بر حد حسب مورد دارای قصاص و یا دیه و تعزیر است. پ ـ مستحق قصاص نفس یا عضو فقط نسبت به صاحب حق قصاص و به مقدار آن قصاص نمی شود. ت ـ متجاوز و کسی که تجاوز او قریب الوقوع است و در دفاع مشروع به شرح مقرر در ماده (156) این قانون جنایتی بر او وارد شود. ث ـ زانی و زانیه در حال زنا نسبت به شوهر زانیه در غیر موارد اکراه و اضطرار به شرحی که در قانون مقرر است. تبصره 1 ـ اقدام در مورد بندهای (الف) (ب) و (پ) این ماده بدون اجازه دادگاه جرم است و مرتکب به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم می شود. تبصره 2 ـ در مورد بند (ت) چنانچه نفس دفاع صدق کند ولی از مراتب آن تجاوز شود قصاص منتفی است لکن مرتکب به شرح مقرر در قانون به دیه و مجازات تعزیری محکوم می شود.

مشاهده ماده 302 قانون مجازات اسلامی

ماده 367 ـ در ماده (366) این قانون اگر اولیای هر دو مجنی علیه خواهان قصاص باشند و دو مجنی علیه از نظر دیه یکسان نباشند و دیه مرتکبان بیش از دیه مجنی علیهم باشد مانند اینکه هر دو قاتل مرد باشند و یکی از دو مقتول زن باشد خواهان قصاص از سوی زن باید نصف دیه کامل را بپردازد که در این صورت به سبب مشخص نبودن مرتکب قتل زن فاضل دیه مذکور میان مرتکبان به نسبت مساوی تقسیم می شود. تبصره ـ دیه موضوع این ماده طبق این قانون و قبل از قصاص به مستحق پرداخت می شود.

مشاهده ماده 367 قانون مجازات اسلامی

ماده 495 ـ هرگاه پزشک در معالجاتی که انجام می دهد موجب تلف یا صدمه بدنی گردد ضامن دیه است مگر آنکه عمل او مطابق مقررات پزشکی و موازین فنی باشد یا این که قبل از معالجه برائت گرفته باشد و مرتکب تقصیری هم نشود و چنانچه اخذ برائت از مریض به دلیل نابالغ یا مجنون بودن او معتبر نباشد و یا تحصیل برائت از او به دلیل بیهوشی و مانند آن ممکن نگردد برائت از ولی مریض تحصیل می شود. تبصره 1– در صورت عدم قصور یا تقصیر پزشک در علم و عمل برای وی ضمان وجود ندارد هر چند برائت اخذ نکرده باشد. تبصره 2 ـ ولی بیمار اعم از ولی خاص است مانند پدر و ولی عام که مقام رهبری است. در موارد فقدان یا عدم دسترسی به ولی خاص رئیس قوه قضاییه با استیذان از مقام رهبری و تفویض اختیار به دادستان های مربوطه به اعطای برائت به طبیب اقدام می نماید.

مشاهده ماده 495 قانون مجازات اسلامی

ماده 690 ـ کاهش بینایی درصورتی که مقدار آن قابل تشخیص باشد به همان نسبت دیه دارد و چنانچه قابل تشخیص نباشد موجب ارش است.

مشاهده ماده 690 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM