در تاریخ 17/3/91 آقای الف.و. به وکالت از طرف آقای غ.ک. به طرفیت خانم م.ج. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به دلیل عدم تفاهم اخلاقی تقدیم نموده که در شعبه 40 دادگاه عمومی خانواده مشهد ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه دادرسی مورخ 15/6/91 وکیل خواهان و نیز خوانده حضور یافتند. وکیل خواهان اظهار داشت موکل در تاریخ 15/1/58 خوانده را به عقد دایم خود درآورده و با توجه به مشکلات زیادی که از سال ها قبل فی مابین طرفین بوده موکل قادر به ادامه زندگی مشترک با خوانده نمی باشد. صدور گواهی عدم امکان سازش جهت
طلاق مورد استدعاست. خوانده طی پرونده های مطروحه در شعبه 287 شورای حل اختلاف و شعبه 40 دادگاه عمومی اقدام به
مطالبه مهریه و
نفقه نموده و
مهریه خوانده تقسیط شده است و در پرونده شورای حل اختلاف خوانده اقرار نموده که از مدت ها قبل حاضر به ادامه زندگی مشترک با موکل نبوده است و حاضر به تمکین نشده است که با توجه به این امر مستحق نحله نخواهد بود و موکل طی فیش های پیوست مبالغی بابت
مهریه خوانده پرداخت کرده است. خوانده اظهار داشت دفاعیات خود را در لایحه تقدیمی نوشته ام. اگر قصد
طلاق دارد حق و حقوق مرا بپردازد و
طلاق دهد چون که قصد زندگی داشتم به اظهار وی اعتراض نکردم حالا
مهریه و سایر حقوق مرا نقدا بدهد و الا حاضر به
طلاق نیستم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجین هر یک داور خود را معرفی کرده اند و متعاقبا به جهت اینکه داور زوجه در مهلت مقرر نظریه خود را ارایه نداده از طرف دادگاه برای زوجه داور تعیین شده و سرانجام داوران منتخب و منصوب زوجین هـر یک نظـریه کتبی خـود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند. در جلسه بعدی دادرسی مورخ 27/10/91 که با حضور زوجین و وکیل زوج تشکیل گردیده دادگاه اظهارات طرفین را استماع و در صورت مجلس منعکس و سرانجام با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 2623 ـ 30/10/91 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی با اعلام این که مساعی دادگاه و تلاش داوران در سازش طرفین موثر واقع نگردیده و خواهان اصرار بر
طلاق دارد لذا مستندا به مواد 1133 و 1145
قانون مدنی و قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق به خواهان اجازه داده با
پرداخت مهریه خواهان طبق پرونده مربوطه به گونه ای که تاکنون بدهی نداشته باشد و پرداخت مبلغ پانصد هزار تومان برای نحله هر سال از سال های زندگی مشترک از سال 1355 تا تاریخ
طلاق نسبت به اجرای صیغه
طلاق و ثبت آن اقدام نماید و نوع
طلاق را با توجه به یایسگی خوانده باین اعلام داشته است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج نسبت به آن در قسمت مربوط به حقوق مالی زوجه اعتراض و تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 259 ـ 92 مورخ 11/2/92 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 22/2/92 به وکیل زوج ابلاغ و نامبرده در تاریخ 26/2/92 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصـول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرایت می گردد.