رای قضایی شماره 9209972131300187

رای قضایی شماره 9209972131300187

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209972131300187


شماره دادنامه قطعی:
9209972131300187

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/06/10

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
رابطه جرم مقدمه و تعدد مادی جرم

پیام رای:
مقدمه بودن یک جرم برای جرم دیگر علی الاصول نمی تواند مانع اعمال مقررات تعدد جرم گردد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقایان 1ـ ج.الف. فرزند م. معروف به ح. 38 ساله کارمند وزارت جهاد کشاورزی اهل و مقیم تهران فاقد سابقه محکومیت کیفری (بنا به اظهار خودش) دایر بر اختلاس مبلغ دو میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج ریال توام با جعل 2ـ ع.و. فرزند ع. 42 ساله کارمند وزارت جهاد کشاورزی اهل کاشان مقیم تهران فاقد سابقه محکومیت (بنا به اظهار خودش) دایر بر جعل و استفاده از سند مجعول تحصیل مال از طریق نامشروع به میزان یک میلیارد و دویست و پنج میلیون ریال و معاونت در اختلاس با متهم ردیف اول موضوع کیفرخواست شماره 9110432000180 مورخ 22/7/91 صادره از دادسرای کارکنان دولت بدین نحو که وکیل شرکت پ. (شاکی) در اظهارات خود بیان داشته: از آقای ج.الف. مسیول سابق امور مالی شرکت پ. و ع.و. که همدست او بوده به اتهام اختلاس و جعل چکهای شرکت و امضای مدیرعامل شرکت و همچنین امضای رییس هیات مدیره شرکت و هم چنین جعل مهر شرکت و استفاده از آن شکایت دارم. اصل چکهای مورد جعل پیوست می باشد. کل وجوه مورد اختلاس مبلغ پنج میلیارد و پانصد و هشتاد و یک میلیون و نهصد و چهل و هفت هزار و سیصد و سی و شش ریال است که از مبلغ فوق دو میلیارد و سیصد و هفتاد میلیون ریال از جانب آقای الف. مسترد گردیده مستندات شکایت علاوه بر گزارش حسابرسی مالی دو فقره نامه متهم خطاب به مدیرعامل و نیز به آقای ع. رییس هیات مدیره آن شرکت نوشته است و ضمن آن به برداشت غیرقانونی وجوه اقرار و آمادگی خود را برای پرداخت بقیه وجوه مورد اختلاس اعلام داشته است. حال دادگاه با امعان نظر در جمیع اوراق و محتویات پرونده شکایت وکیل شاکی و مستندات ابرازی از سوی مشارالیه به شرح مضبوط در پرونده تحقیقات مبسوط و جامع اداره آگاهی تهران نظریه کارشناس رسمی اداره تشخیص هویت در انطباق اسناد و امضایات و نوشته های آن با متهمان فوق الذکر و عدم مغایرت نظریه فوق با اوضاع و احوال مسلم و محقق پرونده اقرار صریح و مقرون به واقع متهمین بدین نحو که آقای ج.الف. در صورتجلسه مورخ 27/5/88 نزد بازپرس محترم بیان داشته: «اظهارات خود در اداره آگاهی را قبول دارم ولی میزان برداشتی از شرکت فوق را قبول ندارم و طبق اظهارات خودم که به شرکت نوشتم کل وجوه برداشتی به میزان چهار میلیارد و هشتاد و دو میلیون و نهصد و بیست و نه هزار و چهارصد و هشت ریال می باشد که از این مبلغ میزان دو میلیارد و سیصد و هفتاد میلیون ریال آن را بنده پرداخت نمودم و مابقی مربوط به آقای ع.و. می باشد که تقریبا به میزان یکصد و چهل و پنج تا یکصد و چهل و هشت میلیون ریال که باید توسط ایشان مسترد گردد..»; اظهارات و اقاریر متهم ردیف دوم (صفحه 114و 115و 116) که به صراحت بیان داشتند: «... در مجموع پول دریافتی بنده از ایشان حدودا هفتاد میلیون تومان می باشد که در حال حاضر نیز حاضرم از این بابت خساراتی که به شرکت وارد شده را جبران کنم...»; و در مورد جعل امضاء «می گفتند امضاء مدیرعامل کاری ندارد خودشان روی ورقه می کشیدند و به هرحال بنده نیز این کار را تکرار می کردم و بعد از چندین مرتبه دیگر چکها را به بنده در دفتر کار خودشان می دادند و رقم آن را روی یادداشت می نوشتند و بنده آنها را صادر می کردم...»; و از آنجایی که در خصوص متهم ردیف دوم به میزان پانصد و پنج میلیون ریال که بازپرس محترم بر مبنای مسیولیت مشترک و تضامنی نامبرده با آقای ج.الف. اتهام را متوجه ایشان نموده بایستی خاطر نشان کرد آنچه از محتویات پرونده بر می آید به جز اقرار متهم ردیف دوم مبنی بر پذیرش مبلغ هفتاد میلیون تومان دلیلی بر توجه اتهام به نامبرده به مبلغ بیش از این وجود ندارد و اقرار متهم ردیف اول علیه متهم ردیف دوم نیز فاقد اثر قانونی و حقوقی می باشد و اتهام انتسابی به مشارالیه نیز مشارکت در اختلاس نمی باشد که براساس آن مبنای مسیولیت تضامنی یا باالمناصفه که مورد نظر بازپرس محترم بوده را ملاک عمل قرار دهیم. بنابراین نظر به اقرار صریح و مقرون به واقع متهم ردیف اول به برداشت غیرقانونی مبلغ چهارصد و هشت میلیون تومان و عدم مغایرت اقرار نامبرده با اوضاع و احوال پرونده و از آنجاییکه اقرار یکی از ادله اثبات وقوع بزه در مسایل کیفری می باشد دادگاه بزهکاری متهم ردیف اول را به میزان سه میلیارد و سیصد و هشتاد میلیون ریال محرز دانسته و با عنایت به استرداد مبلغ دویست و سی و هفت میلیون تومان و با در نظر گرفتن جوانی و فقدان سابقه محکومیت مشارالیه در راستای رعایت بند 4 و 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامی و مستندا به تبصره 2 ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری حکم به محکومیت نامبرده به تحمل سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی انفصال دایم از خدمات دولتی رد مبلغ یکصد و یک میلیون تومان در حق شاکی و پرداخت مبلغ یک میلیارد ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت و در مورد متهم ردیف دوم با توضیحات فوق دادگاه بزهکاری نامبرده را محرز دانسته مستندا به مواد 2 از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری و ماده 726 از قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد 43 و 46 از قانون مجازات اسلامی بدین توضیح نظر به اینکه بزه جعل و استفاده از سند مجعول و معاونت در اختلاس فعل واحد دارای عناوین متعدده جرم می باشد و دو عنوان جعل و استفاده از سند مجعول مقدمه ای بوده برای ارتکاب بزه معاونت در اختلاس از طریق فراهم نمودن زمینه ارتکاب جرم اختلاس با توسل به جعل امضاء و متن چک و استفاده از آن در نتیجه مجازات جرمی بر آن بار می گردد که اشد باشد و در مانحن فیه دادگاه بزه های تحصیل مال نامشروع و معاونت در اختلاس را تشخیص داده و به لحاظ جوانی و فقدان سابقه کیفری مشارالیه در راستای بند 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامی حکم به محکومیت نامبرده از حیث تحصیل مال نامشروع به تحمل شش ماه حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و رد اصل مال به شاکی و از حیث معاونت در اختلاس به تحمل چهار ماه حبس تعزیری صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1057 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ ویژه رسیدگی به جرایم کارکنان دولت ـ حیدری

رای دادگاه تجدیدنظر استان
بر دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9109970230900433 مورخ 18/10/1391 صادره از شعبه 1057 دادگاه عمومی جزایی تهران که مشعر بر محکومیت تجدیدنظرخواهان های مشروحه زیر: 1ـ آقای ج.الف. فرزند م. مدیر وقت امور مالی شرکت پ. ایران به تحمل یک سال حبس با احتساب بازداشت ایام سابق و انفصال دایم از خدمات دولتی و رد مبلغ یک میلیارد و ده میلیون ریال بابت تتمه وجوه مختلسه و نیز جزای نقدی به میزان یک میلیارد ریال به اتهام اختلاس توام با جعل از شرکت پ. «سهامی خاص»; و به استناد تبصره 2 ذیل ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری و رعایت کیفیات مخففه در حدود بندهای 4 و 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامی 2ـ آقای ع.و. فرزند ع. افزون بر رد مال به تحمل یک فقره شش ماه حبس تعزیری با احتساب بازداشت ایام قبلی برای بزه تحصیل مال نامشروع به استناد ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری و رعایت کیفیات مخففه در حدود ماده 22 قانون مرقوم و نیز یک فقره چهار ماه حبس برای معاونت در بزه اختلاس توام با جعل به استناد مواد 43 و 46 و 726 قانون مجازات اسلامی (با این استدلال که بزه جعل و استفاده از سند مجعول و معاونت در بزه اختلاس فعل واحد دارای عناوین متعدده جرم بوده و جعل و استفاده از سند مجعول نیز در مانحن فیه مقدمه برای بزه معاونت در بزه اختلاس بوده است) از حیث توصیف عناوین مجرمانه و انطباق با قانون و تعیین مجازات ایراد وارد است همچنان که مقصور نمودن وجوه مختلسه به میزان دو میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج میلیون ریال (که اشتباها در رای دو میلیارد و هشتصد و هفتاد و پنج ریال قید گردیده) یعنی معادل آنچه که از وجوه محصله مسترد نشده و بر ذمه متهم باقی مانده آنگونه که در ادعانامه دادسرا و رای دادگاه بدوی آمده نیز خالی از مناقشه نیست. زیرا وجوه مورد اختلاس عبارتند از مجموع وجوه محـصله که بـه دفعات واقع شده و در مانحن فـیه با التفات به تحقیقات معموله و تسالم متهم ج.الف. و شرکت شاکی مبلغ چهار میلیارد و هشتاد میلیون ریال بوده است. بنابراین استرداد بخشی از آن توسط متهم گرچه موثر در میزان رد مال بوده لیکن موجب آن نخواهد بود تا میزان نقصان یافته به عنوان وجوه مختلسه قلمداد گردد. باری اساسا چون مطابق ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء اختلاس و کلاهبرداری که رکن قانونی بزه اختلاس غیر نظامیان را تشکیل میدهد از زمره شرایط لازم برای تحقق این جرم دولتی یا وابسته به دولت و یا دیگر نهادهای مصرحه در قانون بودن اداره یا موسسه یا شرکت متبوع متهم بوده و نظر به اینکه در مانحن فیه دولتی بودن شرکت مالباخته یعنی شرکت پ. «سهامی خاص»; محل تردید بوده و مستندات ابرازی از سوی وکیل متهم تجدیدنظرخواه ج.الف. خصوصا نامه مورخ 27/11/87 منتسب به آقای ع.ی. مدیر عامل وقت شرکت پ. به دیوان محاسبات کشور به شرح منعکس در پرونده که طی آن مشارالیه ضمن احتجاجاتی مذعن به غیردولتی بودن شرکت موصوف گردیده نیز بر این تردید دامن می زند و نظر به اینکه به موجب اصول پذیرفته شده حقوقی و دستور ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن مورد شبهه یا تردید باشد و دلیل بر نفی آن یافت نشود حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نخواهد بود. بر این منوال به باور این دادگاه اقدام دادگاه بدوی در حـکم تجـدیدنظرخواسته در توصیف عمل مجـرمانه منتسب به متهم و تطبیق موضوع با قانون و مآلا تعیین مجازات به کیفیت مورد اشاره غیر صایب بوده النهایه چون بزهی که در شرکت دولتی اختلاس نام دارد در شرکت غیردولتی با جمع شرایط مقرر در قانون از مصادیق خیانت در امانت بوده و نظر به اینکه در مانحن فیه تصدی متهم تجدیدنظرخواه آقای ج.الف. به عنوان مسیول وقت امور مالی شرکت پ. مفروض و مفروغ عنه بوده و نظر به اینکه مشارالیه با وصف اینکه از منظر شغلی امین بر اموال و وجوه شرکت متبوع بوده است مع هذا با تمهید مقدمات و صورت سازی های مزورانه و به مدد همکاری و مساعدت متهم دیگر پرونده یعنی آقای ع.و. که شغلی در شرکت پ. نداشته نسبت به برداشت و تصاحب مبالغ معتنابهی از دارایی های شرکت اقدام نموده است و نظر به اینکه وفور این برداشت ها که عمدتا در شکل صدور چک های مجعول یا برگ های برداشت یا واریز یا انتقال وجه مربوط به بانک متجلی گردیده از یک سو و قصور در استرداد تمامت آنها به رغم مضی مدت طولانی و بلکه صورت سازی برای موجه جلوه دادن ارقام و حساب های شرکت از دیگر سو موید این واقعیت است که متهمین با علم و عمد و با اندیشه سوء در این وادی گام نهاده اند. بر این مبنا دادگاه ضمن رد ماده استنادی دادسرا در کیفرخواست و همچنین در دادنامه تجدیدنظرخواسته با انطباق موضوع با ماده 674 قانون مجازات اسلامی و توجها به ماده 250 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری متهم تجدیدنظرخواه ج.الف. را به تحمل سه سال حبس با احتساب بازداشت ایام سابق محکوم و سایر محکومیت های مشارالیه شامل رد مال و جزای نقدی و انفصال دایم از خدمات دولتی را از عداد محکومیت وی حذف می نماید. و اما در مورد اتهامات متهم دیگر یعنی آقای ع.و. نظر به اینکه با وصف تغییر عنوان مجرمانه منتسب به متهم اصلی در مورد معاونت در جرم چون از نقطه نظر عنصر قانونی معاونت در جرم وابسته به عنصر قانونی جرم اصلی بوده و به موجب اصل استعاره ای بودن معاونت در جرم اقتضای امر در اینجا متابعت معاونت از عنوانی است که برای متهم اصلی برگزیده شده است و نظر به اینکه متهم ع.و. حسب تحقیقات به عمل آمده و نظریه کارشناس رسمی دادگستری در رشته خط و امضاء و بالاخره اقاریر مکرر در مکرر مشارالیه در مراحل مختلف دادرسی با جعل اسناد و استفاده از آن ها با متهم ردیف اول همکاری داشته است و نصیب و بهره وی از این همـکاری نا مبارک هفتـصد میـلیون ریال بوده است و نظر به اینکه گرچه در طبیعت و ذات جرایمی که به قصد انتفاع مالی ارتکاب می یابند نیز نوعی دارا شدن غیرعادلانه و نامشروع مال مندرج و مستتر است لیکن این امر موجب و مجوزی نخواهد بود که هر دارا شدن ناعادلانه ای را به نحو «موجبه کلیه»; متصف به وصف جرم تحصیل مال از طریق نامشروع موضوع ذیل ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری نمود. اساسا آنچه که از ماده 2 قانون مرقوم به عنوان رکن قانونی بزه تحصیل مال از طریق نامشروع مستفاد میگردد این است که افرادی خاص با ویژگی های مخصوص به طریق مقرر در قانون اموال یا وجوه دولتی یا عمومی را من غیر حق و از طریقی که فاقد مشروعیت قانونی است تحصیل نماید. بدیهی است در مانحن فیه متهم تجدیدنظرخواه ع.و. فاقد این اوصاف و ویژگی ها بوده و در صورت جمع بودن دیگر شرایط قانونی نیز نمی تواند مشمول ماده قانونی و عنوان مجرمانه مورد اشاره باشد گو اینکه در فرض تطبیق موضوع با ماده 2 قانون مرقوم تعیین کیفر شش ماه حبس برای متهم با وصف اعمال کیفیات مخففه قضایی از سـوی دادگاه بدوی و اینکه دادگـاه در ایـن حالت تکلیف به تعیین مجازات به کمتر از حداقل مقرر در قانون که در مانحن فیه سه ماه حبس است داشته است صحیح نبوده و نظر به اینکه در مانحن فیه به خلاف استنباط دادگاه بدوی بزه های جعل مندرجات چک ها و برگه های برداشت واریز یا انتقال وجه و استفاده آنها و نیز معاونت در بزه اختلاس (بخوانید خیانت در امانت) از سوی متهم ع.و. فعل واحد نبوده تا در وصف صدق عناوین متعدده جرم بر آن مجازات جرمی داده شود که مجازات آن اشد باشد و مقدمه بودن جرمی برای جرم دیگر نیز علی الاصول نمیتواند مانع از اعمال مقررات تعدد جرم گردد. النهایه چون در پرونده کار صرفا متهمین درخواست تجدیدنظرخواهی کرده و شاکی خصوصی یا دادستان در این باب تقاضایی نداشته اند و با تفطن به قاعده «منع اصلاح رای به ضرر تجدیدنظرخواه»; و اینکه دادگاه تجدیدنظر حق تشدید مجازات را نخواهد داشت این دادگاه ضمن تغییر عناوین مجرمانه منتسب به متهم ع.و. از معاونت در بزه اختلاس و تحصیل مال از طریق نامشروع به معاونت در جرم خیانت در امانت با متهم ردیف اول ج.الف. و نیز جعل مندرجات چک ها و برگه های برداشت و واریز یا انتقال وجه و استفاده از آنها و تطبیق موضوع با مواد 43 و 726 قانون مجازات اسلامی ناظر به ماده 674 همان قانون و نیز ماده 536 و رعایت مقررات حاکم بر زمان وقوع در مورد تعدد جرم و رعایت کیفیات مخففه قضایی اعمال شده به لحاظ جوانی و جهالت متهم و ملحوظ نبودن سوابق کیفری اش و توجها به ماده 250 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری متهم موصوف را برای بزه معاونت در جرم خیانت در امانت با متهم ردیف اول به تحمل یک فقره چهار ماه حبس و برای بزه جعل و استفاده از سند مجعول با التفات به منع دادگاه تجدیدنظر در بسط مجازات بنا به آنچه در سابق گفته آمد به تحمل یک فقره پنج ماه حبس محکوم و با حذف سایر مجازات های معنـونه در رای تجـدیدنـظرخـواسته با تـوجه به اصلاحات معموله ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده حکم مورد نظر را در نتیجه تایید و استوار می نماید. این رای قطعی است.
رییس شعبه 68 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
مسعودی مقام ـ بیک وردی

قاضی:
حیدری , محمد علی بیک وردی , مسعودی مقام

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 22 ـ انحلال شخص حقوقی و مصادره اموال آن زمانی اعمال می شود که برای ارتکاب جرم به وجود آمده یا با انحراف از هدف مشروع نخستین فعالیت خود را منحصرا در جهت ارتکاب جرم تغییر داده باشد.

مشاهده ماده 22 قانون مجازات اسلامی

ماده 726 ـ دیه جنایت بر میت خواه عمدی باشد یا خطایی توسط خود مرتکب پرداخت می شود.

مشاهده ماده 726 قانون مجازات اسلامی

ماده 43 ـ در تعویق مراقبتی دادگاه صادرکننده قرار می تواند با توجه به جرم ارتکابی و خصوصیات مرتکب و شرایط زندگی او به نحوی که در زندگی وی یا خانواده اش اختلال اساسی و عمده ایجاد نکند مرتکب را به اجرای یک یا چند مورد از دستورهای زیر در مدت تعویق ملزم نماید: الف ـ حرفه آموزی یا اشتغال به حرفه ای خاص ب ـ اقامت یا عدم اقامت در مکان معین پ ـ درمان بیماری یا ترک اعتیاد ت ـ پرداخت نفقه افراد واجب النفقه ث ـ خودداری از تصدی کلیه یا برخی از وسایل نقلیه موتوری ج ـ خودداری از فعالیت حرفه ای مرتبط با جرم ارتکابی یا استفاده از وسایل موثر در آن چ ـ خودداری از ارتباط و معاشرت با شرکاء یا معاونان جرم یا دیگر اشخاص از قبیل بزه دیده به تشخیص دادگاه ح ـ گذراندن دوره یا دوره های خاص آموزش و یادگیری مهارت های اساسی زندگی یا شرکت در دوره های تربیتی اخلاقی مذهبی تحصیلی یا ورزشی

مشاهده ماده 43 قانون مجازات اسلامی

ماده 46 ـ در جرایم تعزیری درجه سه تا هشت دادگاه می تواند در صورت وجود شرایط مقرر برای تعویق صدور حکم اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را از یک تا پنج سال معلق نماید. دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری نیز پس از اجرای یکسوم مجازات می تواند از دادگاه صادرکننده حکم قطعی تقاضای تعلیق نماید. همچنین محکوم می تواند پس از تحمل یکسوم مجازات در صورت دارا بودن شرایط قانونی از طریق دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری تقاضای تعلیق نماید.

مشاهده ماده 46 قانون مجازات اسلامی

ماده 120 ـ هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن و یا هریک از شرایط مسوولیت کیفری مورد شبهه یا تردید قرار گیرد و دلیلی بر نفی آن یافت نشود حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود.

مشاهده ماده 120 قانون مجازات اسلامی

ماده 674 ـ هرگاه در مهلتی که به طریق معتبری برای بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده تعیین گردیده عضوی که منفعت قائم به آن است از بین برود به عنوان مثال چشمی که بینایی آن به طور موقت از بین رفته است از حدقه بیرون بیاید مرتکب فقط ضامن ارش زوال موقت آن منفعت است و چنانچه از بین رفتن آن عضو به سبب جنایت شخص دیگر باشد مرتکب دوم ضامن دیه کامل آن عضو میباشد.

مشاهده ماده 674 قانون مجازات اسلامی

ماده 5 ـ هر یک از کارمندان و کارکنان ادارات و سازمانها یا شوراها و یا شهرداری ها و موسسات و شرکتهای دولتی و یا وابسته به دولت و یا نهادهای انقلابی و دیوان محاسبات و موسساتی که به کمک مستمر دولت اداره می شوند و یا دارندگان پایه قضائی و بطور کلی قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح و مامورین به خدمات عمومی از رسمی یا غیررسمی وجوه یا مطالبات یا حواله ها یا سهام و اسناد و اوراق بهادار و یا سایر اموال متعلق به هر یک از سازمانها و موسسات فوق الذکر و یا اشخاص را که بر حسب وظیفه به آنها سپرده شده است بنفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب نماید مختلس محسوب و بترتیب زیر مجازات خواهد شد. تبصره 1 ـ در صورتیکه میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و شش ماه تا سه سال انفصال موقت و هر گاه بیش از این مبلغ باشد به دو تا ده سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی و در هر مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر آن محکوم می شود. تبصره 2 ـ چنانچه عمل اختلاس توام با جعل سند و نظایر آن باشد در صورتیکه میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به 2 تا 5 سال حبس و یک تا 5 سال انفصال موقت و هر گاه بیش از این مبلغ باشد به 7 تا ده سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی و در هر دو مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر آن محکوم می شود. تبصره 3 ـ هر گاه مرتکب اختلاس قبل از صدور کیفر خواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد نماید دادگاه او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف می نماید و اجراء مجازات حبس را معلق ولی حکم انفصال درباره او اجراء خواهد شد. تبصره 4 ـ حداقل نصاب مبالغ مذکور در جرائم اختلاس از حیث تعیین مجازات یا صلاحیت محاکم اعم از اینست که جرم دفعتا واحده یا به دفعات واقع شده و جمع مبلغ مورد اختلاس بالغ بر نصاب مزبور باشد. تبصره 5 ـ هر گاه میزان اختلاس زائد بر صد هزار ریال باشد در صورت وجود دلایل کافی صدور قرار بازداشت موقت به مدت یک ماه الزامی است و این قرار در هیچ یک از مراحل رسیدگی قابل تبدیل نخواهد بود. همچنین وزیر دستگاه می تواند پس از پایان مدت بازداشت موقت کارمند را تا پایان رسیدگی و تعیین تکلیف نهائی وی از خدمت تعلیق کند. به ایام تعلیق مذکور در هیچ حالت هیچگونه حقوق و مزایایی تعلق نخواهد گرفت. تبصره 6 ـ در کلیه موارد مذکور در صورت وجود جهات تخفیف دادگاه مکلف به رعایت مقررات تبصره یک ماده یک از لحاظ حداقل حبس و نیز بنا به مورد حداقل انفصال موقت و یا انفصال دائم خواهد بود.

مشاهده ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری

ماده 2 ـ هر کس بنحوی از انحاء امتیازاتی را که به اشخاص خاص به جهت داشتن شرایط مخصوص تفویض می گردد نظیر جواز صادرات و واردات و آنچه عرفا موافقت اصولی گفته می شود در معرض خرید و فروش قرار دهد و یا از آن سوءاستفاده نماید و یا در توزیع کالاهایی که مقرر بوده طبق ضوابطی توزیع نماید مرتکب تقلب شود و یا بطور کلی مالی یا وجهی تحصیل کند که طریق تحصیل آن فاقد مشروعیت قانونی بوده است مجرم محسوب و علاوه بر رد اصل مال به مجازات سه ماه تا دو سال حبس و یا جریمه نقدی معادل دو برابر مال بدست آمده محکوم خواهد شد. تبصره ـ در موارد مذکور در این ماده در صورت وجود جهات تخفیف و تعلیق دادگاه مکلف به رعایت مقررات تبصره 1 ماده 1 این قانون خواهد بود.

مشاهده ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM