رای قضایی شماره 9209972130500112

رای قضایی شماره 9209972130500112

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209972130500112


شماره دادنامه قطعی:
9209972130500112

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/02/10

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
نحوه اجرای حکم اجرت المثل در صورت اجرای حکم طلاق

پیام رای:
در صورت صدور حکم به پرداخت اجرت المثل به زوجه در ضمن حکم طلاق با فرض اجرای حکم طلاق از ناحیه زوج از آنجا که قبل از اجرای صیغه طلاق زوج باید حقوق مالی زوجه را بپردارد زوجه نیازی به اخذ اجراییه جهت اخذ اجرت المثل نخواهد داشت. ولی در فرض عدم اجرای صیغه طلاق از سوی زوج زوجه می تواند برابر مقررات مربوط به اجرای احکام مدنی با اخذ اجراییه نسبت به اجرای حکم اجرت المثل اقدام نماید.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خواهان آقای م.م. فرزند و. به طرفیت خوانده خانم ص.ع. فرزند م. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور طلاق به علت عدم وجود تفاهم اخلاقی و مفارقت عملی از یکدیگر و بروز اختلافات لاینحل در زندگی مشترک که ادامه زندگی را غیرممکن می سازد و نیز دعوی خواهان خانم ص.ع. فرزند م. به طرفیت خوانده آقای م.م. فرزند و. به خواسته مطالبه اجرت المثل سنوات زندگی مشترک به لحاظ انجام فعالیت در طول زندگی مشترک در زندگی زوج و مطالبه هزینه دادرسی به این شرح که خواهان دعوی اصلی برابر دادخواست تقدیمی و با حضور در جلسه دادرسی اعلام داشت به لحاظ شرایط زندگی قادر به ادامه زندگی با خوانده نمی باشد و بر این اساس و با لحاظ تجویز ماده 1133 قانون مدنی خواستار صدور حکم به خواسته اعلامی شد خوانده دعوی اصلی نیز با حضور در جلسه دادرسی مراتب مخالفت خودش با خواسته خواهان را بیان و ضمن تقدیم دادخواست مطالبه اجرت المثل به نحو جداگانه خواستار لحاظ حقوق مالی خودش با فرض تایید خواهان به خواسته شد لذا با توجه به اینکه مساعی دادگاه در انصراف خواهان از طلاق موثر نبود موضوع برابر مقررات جهت تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع نظریه کارشناسی واصل و قطعیت یافت به این ترتیب دادگاه اولاـ دعوی خواهان اصلی مبنی بر گواهی عدم امکان سازش را ثابت تشخیص و مستندا به مواد 1143 و 1145 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق و آیین نامه اجرایی آن گواهی عدم امکان سازش زوجین موصوف به منظور اجرای صیغه طلاق باین یایسه را صادر و اعلام می دارد و بر این اساس زوج می تواند با حضور در محل دفتر رسمی طلاق و با پرداخت مهریه مندرج در سند نکاح به میزان پنج عدد سکه تمام بهار آزادی و اجرت المثل ایام زندگی مشترک به میزان یکصد و هشت میلیون ریال و نفقه جاری زوجه از تاریخ 8/1/91 تا زمان اجرای طلاق از قرار ماهیانه دو میلیون و پانصد هزار ریال نسبت به مطلقه نمودن خوانده (همسرش) به طلاق باین یایسه اقدام می نماید ضمنا با توجه به عدم تحصیل مال یا اموال مشمول شرط تنصیف دارایی اعمال شرط مذکور از ناحیه زوجه منتفی است و فرزند از سن حضانت خارج است و زوجه با توجه به شرایط سنی یایسه است ؛ ثانیاـ در خصوص دعوی مرتبط خواهان خانم ص.ع. دعوی خواهان موصوف ثابت تشخیص و مستندا به تبصره الحاقی به ماده 336 قانون مدنی و مواد 198و 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به محکومیت خوانده آقای م.م. به پرداخت یکصد و هشت میلیون ریال به عنوان اصل خواسته و هزینه دادرسی به میزان حق تمبر ابطال شده در حق خواهان صادر و اعلام می دارد بدیهی است با فرض اجرای رای طلاق از ناحیه زوج موصوف زوجه نیازی به اخذ اجراییه جهت اجرای حکم ماهیتی در خصوص اجرت المثل نخواهد داشت و با فرض استنکاف زوج از اجرای دادنامه مربوط به طلاق زوجه می تواند برابر مقررات مربوط به اجرای احکام مدنی با اخذ اجراییه نسبت به اجرای حکم مذکور اقدام نماید رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد در خصوص گواهی عدم امکان سازش انجام آن سه ماه از تاریخ قطعیت است.
رییس شعبه 240 دادگاه عمومی خانواده تهران ـ ناظمیان

رای دادگاه تجدیدنظر استان
بر اساس مجموع محتویات پرونده خانم ص.ع. به طرفیت آقای م.م. نسبت به دادنامه شماره 1056 مورخ 4/7/1391 صادره از شعبه 240 دادگاه عمومی تهران از جهت صدور حکم به گواهی عدم امکان سازش معترض و تجدیدنظرخواهی نموده است که دادگاه با ملاحظه اوراق و محتویات پرونده و با عنایت به اینکه تجدیدنظرخواهی مطروحه با هیچ یک از بندهای ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت ندارد و اعتراض موجهی که موجبات نقض دادنامه مورد اعتراض را فراهم نماید ارایه نگردیده و از حیث رعایت اصول دادرسی و مبانی استدلال و استنباط دادنامه تجدیدنظرخواسته فاقد اشکال است بنابراین با استناد به ماده 358 قانون فوق الذکر ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه مورد اعتراض را تایید می نماید. این رای دادگاه ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی نزد دیوان محترم عالی کشور می باشد.
مستشاران شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
نجفی رسا ـ نجم آبادی

قاضی:
ناظمیان , نجم آبادی , نجفی رسا

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 1143 - طلاق بر دو قسم است: بائن و رجعی.

مشاهده ماده 1143 قانون مدنی

ماده 1145 - در موارد ذیل طلاق بائن است: 1 - طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود؛ 2 - طلاق یائسه؛ 3 - طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد؛ 4 - سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از این که وصلت در نتیجه ی رجوع باشد یا در نتیجه ی نکاح جدید.

مشاهده ماده 1145 قانون مدنی

ماده 336 - هر گاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفا برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتا مهیای آن عمل باشد عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر این که معلوم شود که قصد تبرع داشته است. تبصره ـ چنانچه زوجه کارهایی را که شرعا به عهده وی نبوده و عرفا برای آن کار اجرت المثل باشد به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود دادگاه اجرت المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می نماید. (الحاقی بموجب قانون الحاق یک تبصره به ماده 336 قانون مدنی مصوب 24/11/1385(

مشاهده ماده 336 قانون مدنی

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM