رای قضایی شماره 9209970270200048

رای قضایی شماره 9209970270200048

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970270200048


شماره دادنامه قطعی:
9209970270200048

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/01/31

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
عدم امکان تشدید مجازات توسط دادگاه تجدیدنظر بدون تقاضای شاکی یا دادستان

پیام رای:
چنانچه دادگاه تجدیدنظر دادنامه صادره از دادگاه بدوی را تایید نماید نمی تواند مجازات تعیین شده را تشدید نماید.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای م.ح. فرزند ق. دایر به ایراد صدمه بدنی غیرعمدی ناشی از بی احتیاطی در رانندگی با وسیله نقلیه موتوری موتورسیکلت به شماره انتظامی.. . دارای بیمه.. . به شماره.. . به علت تخلف حادثه ساز تخطی از سرعت مطمینه و عدم رعایت حق تقدم و نقض ماده 129 و 141 آیین نامه اجرایی راهور در تاریخ 6/3/91 به شرح کیفرخواست صادره از دادسرای ناحیه 16 تهران موضوع شکایت آقای س.الف. دادگاه با توجه به گزارش مامورین نیروی انتظامی و نظریه کارشناس رسمی دادگستری گواهی پزشکی قانونی به شماره 8345-20/3/91 و 33967-18/9/91 و اقرار و عدم دفاع موجه متهم و سایر قراین و امارات موجوده اتهام انتسابی به نام برده را محرز و ثابت دانسته [و] به استناد قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسیولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه زمینی در مقابل شخص ثالث مصوب 16/4/1387 مجلس شورای اسلامی و بند 1 ماده 3 قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین و ماده 12 و 15 و بند ب و تبصره 3 ماده 295 و 297 و بند ب ماده 302 و 367 و 428 و 442 و 495 و 496 و 716 قانون مجازات اسلامی دیه و ارش صدمات به قرار ذیل است: شکستگی گردن استخوان ران چپ که به صورت معیوب التیام یافته به همراه نقص عضوی حاصل از محدودیت حرکتی مفصل ران چپ و ارش آسیب دیدگی نسج نرم ناشی از عمل جراحی جمعا بیست و نه صدم و ارش خون ریزی تحت سخت شامه ای مغز در آهیانه چپ سه صدم دیه کامل دادگاه متهم را به پرداخت ارزش ریالی مقادیر مذکور در حق شاکی و از جنبه عمومی به پرداخت جزای نقدی به مبلغ سه میلیون ریال به حساب دولت محکوم می نماید. لازم به ذکر است تعهد بیمه گر برای پرداخت وجه محکوم به ناشی از مسیولیت قراردادی است و مشروط به انقضاء زمان و مهلت قانونی نیست. بنابراین حکم صادره پس از قطعیت قابل اجراء است. اجرای آن به شرط کسر کردن مبلغی از محکوم به خلاف تعهد و قبول مسیولیت قراردادی است. این رای حضوری ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی در دادگاه استان تهران است.
رییس شعبه 1143 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ جهاندار

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ح. فرزند ق. نسبت به دادنامه شماره 9101277 مورخ 8/12/1391 صادره از شعبه 1142 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام ایراد صدمه بدنی غیرعمدی در اثر بی احتیاطی در امر رانندگی به پرداخت دیه و پرداخت جزای نقدی محکوم گردیده است با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و با در نظرگرفتن مفاد لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواه اعتراض موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نموده و اساس آن را مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری باشد به عمل نیامده است و از حیث رعایت تشریفات دادرسی نیز دادنامه مذکور اشکال موثری ندارد ولی از آنجایی که میزان دیه در مورد شکستگی استخوان ران 8 درصد دیه کامل به اضافه ارزش ریالی 15 درصد دیه کامل انسان بابت ارش نقص عضوی حاصل از محدودیت حرکتی مفصل ران چپ و ارزش ریالی 4 درصد دیه کامل انسان بابت ارش آسیب نسج نرم ناشی از اقدام جراحی و ارزش ریالی 3 درصد دیه کامل به عنوان ارش خون ریزی قسمت سخت شامه ای مغز در ناحیه آهیانه چپ می باشد مستندا به تبصره 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب اصلاحی 1381 ضمن اصلاح دیه به شرح مذکور به دادگاه محترم بدوی تذکر داده می شود. ضمنا چون تصادف در محل عبور عابر پیاده صورت گرفته و می بایست به ماده 718 قانون مجازات اسلامی استناد می گردید و مطابق تبصره ذیل ماده مذکور جرم واقع شده از حیث جنبه عمومی از شمول بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین خارج است و از دادنامه حذف می گردد ولی چون شاکی یا دادستان محترم به این موضوع اعتراض نکرده اند این دادگاه وفق تبصره 3 [ماده 22] قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب اصلاحی 1381 حق تشدید مجازات را ندارد مستندا به تبصره 4 ماده 22 قانون مذکور به دادگاه محترم بدوی تذکر داده می شود ضمن اصلاح دادنامه در مورد دیه و الحاق ماده 718 قانون مجازات اسلامی و حذف بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مستندا به بند الف ماده 257 [قانون] صدرالذکر با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید و استوار می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 57 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار
صلاحی ـ نبوی لاریمی

قاضی:
جهاندار , احمد صلاحی , نبوی لاریمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 302 ـ در صورتی که مجنی علیه دارای یکی از حالات زیر باشد مرتکب به قصاص و پرداخت دیه محکوم نمی شود: الف ـ مرتکب جرم حدی که مستوجب سلب حیات است. ب ـ مرتکب جرم حدی که مستوجب قطع عضو است مشروط بر اینکه جنایت وارد شده بیش از مجازات حدی او نباشد در غیر این صورت مقدار اضافه بر حد حسب مورد دارای قصاص و یا دیه و تعزیر است. پ ـ مستحق قصاص نفس یا عضو فقط نسبت به صاحب حق قصاص و به مقدار آن قصاص نمی شود. ت ـ متجاوز و کسی که تجاوز او قریب الوقوع است و در دفاع مشروع به شرح مقرر در ماده (156) این قانون جنایتی بر او وارد شود. ث ـ زانی و زانیه در حال زنا نسبت به شوهر زانیه در غیر موارد اکراه و اضطرار به شرحی که در قانون مقرر است. تبصره 1 ـ اقدام در مورد بندهای (الف) (ب) و (پ) این ماده بدون اجازه دادگاه جرم است و مرتکب به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم می شود. تبصره 2 ـ در مورد بند (ت) چنانچه نفس دفاع صدق کند ولی از مراتب آن تجاوز شود قصاص منتفی است لکن مرتکب به شرح مقرر در قانون به دیه و مجازات تعزیری محکوم می شود.

مشاهده ماده 302 قانون مجازات اسلامی

ماده 367 ـ در ماده (366) این قانون اگر اولیای هر دو مجنی علیه خواهان قصاص باشند و دو مجنی علیه از نظر دیه یکسان نباشند و دیه مرتکبان بیش از دیه مجنی علیهم باشد مانند اینکه هر دو قاتل مرد باشند و یکی از دو مقتول زن باشد خواهان قصاص از سوی زن باید نصف دیه کامل را بپردازد که در این صورت به سبب مشخص نبودن مرتکب قتل زن فاضل دیه مذکور میان مرتکبان به نسبت مساوی تقسیم می شود. تبصره ـ دیه موضوع این ماده طبق این قانون و قبل از قصاص به مستحق پرداخت می شود.

مشاهده ماده 367 قانون مجازات اسلامی

ماده 428 ـ در مواردی که جنایت نظم و امنیت عمومی را بر هم زند یا احساسات عمومی را جریحه دار کند و مصلحت در اجرای قصاص باشد لکن خواهان قصاص تمکن از پرداخت فاضل دیه یا سهم دیگر صاحبان حق قصاص را نداشته باشد با درخواست دادستان و تایید رئیس قوه قضاییه مقدار مذکور از بیت المال پرداخت می شود.

مشاهده ماده 428 قانون مجازات اسلامی

ماده 442 ـ اگر مرتکب به سبب حرکت یا غیر آن موجب شود که قصاص بیش از جنایت انجام شود قصاص کننده ضامن نیست و اگر قصاص کننده یا فرد دیگری موجب زیاده باشد حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می شود.

مشاهده ماده 442 قانون مجازات اسلامی

ماده 495 ـ هرگاه پزشک در معالجاتی که انجام می دهد موجب تلف یا صدمه بدنی گردد ضامن دیه است مگر آنکه عمل او مطابق مقررات پزشکی و موازین فنی باشد یا این که قبل از معالجه برائت گرفته باشد و مرتکب تقصیری هم نشود و چنانچه اخذ برائت از مریض به دلیل نابالغ یا مجنون بودن او معتبر نباشد و یا تحصیل برائت از او به دلیل بیهوشی و مانند آن ممکن نگردد برائت از ولی مریض تحصیل می شود. تبصره 1– در صورت عدم قصور یا تقصیر پزشک در علم و عمل برای وی ضمان وجود ندارد هر چند برائت اخذ نکرده باشد. تبصره 2 ـ ولی بیمار اعم از ولی خاص است مانند پدر و ولی عام که مقام رهبری است. در موارد فقدان یا عدم دسترسی به ولی خاص رئیس قوه قضاییه با استیذان از مقام رهبری و تفویض اختیار به دادستان های مربوطه به اعطای برائت به طبیب اقدام می نماید.

مشاهده ماده 495 قانون مجازات اسلامی

ماده 496 ـ پزشک در معالجاتی که دستور انجام آن را به مریض یا پرستار و مانند آن صادر می نماید در صورت تلف یا صدمه بدنی ضامن است مگر آنکه مطابق ماده (495) این قانون عمل نماید. تبصره 1 ـ در موارد مزبور هرگاه مریض یا پرستار بداند که دستور اشتباه است و موجب صدمه و تلف می شود و با وجود این به دستور عمل کند پزشک ضامن نیست بلکه صدمه و خسارت مستند به خود مریض یا پرستار است. تبصره 2 ـ در قطع عضو یا جراحات ایجاد شده در معالجات پزشکی طبق ماده (495) این قانون عمل می شود.

مشاهده ماده 496 قانون مجازات اسلامی

ماده 716 ـ دیه سقط جنین به ترتیب ذیل است: الف ـ نطفه ای که در رحم مستقر شده است دو صدم دیه کامل ب ـ علقه که در آن جنین به صورت خون بسته درمی آید چهار صدم دیه کامل پ ـ مضغه که در آن جنین به صورت توده گوشتی در میآید شش صدم دیه کامل ت ـ عظام که در آن جنین به صورت استخوان درآمده لکن هنوز گوشت روییده نشده است هشت صدم دیه کامل ث ـ جنینی که گوشت و استخوان بندی آن تمام شده ولی روح در آن دمیده نشده است یک دهم دیه کامل ج ـ دیه جنینی که روح در آن دمیده شده است اگر پسر باشد دیه کامل و اگر دختر باشد نصف آن و اگر مشتبه باشد سه چهارم دیه کامل

مشاهده ماده 716 قانون مجازات اسلامی

ماده 718 ـ هرگاه زنی جنین خود را در هر مرحله ای که باشد به عمد شبه عمد یا خطاء از بین ببرد دیه جنین حسب مورد توسط مرتکب یا عاقله او پرداخت می شود. تبصره ـ هرگاه جنینی که بقای آن برای مادر خطر جانی دارد به منظور حفظ نفس مادر سقط شود دیه ثابت نمی شود.

مشاهده ماده 718 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM