نظریه مشورتی شماره 754/95/7

نظریه مشورتی شماره 754/95/7

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 754/95/7


شماره نظریه:
754/95/7

شماره پرونده:
59-62-933

تاریخ نظریه:
1395/03/30

استعلام
در جریان دادخواست مطالبه مهریه زوجه یک باب ساختمان مسکونی زوج توقیف شده و در مرحله اجرای احکام از طریق مزایده به فروش رسیده و چون خریداری وجود نداشته است محکوم له مالکیت آنرا در قبال قسمتی از مهریه قبول نموده زوج در راستای بند الف ماده 524 قانون آئین دادرسی که مسکن را مستثنیات دین برشمرده به توقیف و فروش آن معترض می باشد و محکوم له مدعی است ساختمان نیمه کاره بوده و از شمول مستثنیات دین خارج می باشد حال مستدعی این دادگاه در مانحن فیه ارشاد فرمایید: س: آیا نیمه کاره بودن ساختمان مسکونی آنرا از شمول مستثنیات دین خارج می نماید؟ و یا تمام ساختمان از جمله مستثنیات دین می باشد و نهایت اینکه با رعایت شان زوج می توان ساختمان مسکونی را از طریق مزایده به فروش رساند لازم به ذکر است طبق تحقیقات صورت گرفته زوج به غیر از ساختمان مورد اشاره هیچ گونه مال منقول و غیرمنقولی ندارد و اداره کل حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 57/7 مورخه 3/2/90 صرف عدم تصرفات فیزیکی یا به اجاره واگذار کردن مسکن را موجب خروج آن از شمول مستثنیات دین ندانسته است و ضمنا با عنایت به اینکه پرونده توسط رئیس وقت شعبه به جهت عدم تشخیص ساختمان نیمه کاره به عنوان مستثنیات دین مختومه اعلام شده آیا امکان ثبت مجدد و عدول از تصمیم قضایی برای رئیس شعبه حاضر وجود دارد یا خیر.

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
1- مطابق بند الف ماده 24 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1394 منزل مسکونی در شان محکوم علیه درحالت اعسار جزء مستثنیات دین است و منظور از منزل مسکونی محلی است که قابلیت سکونت محکوم علیه و افراد تحت تکفل او را داشته باشد؛ بنابراین ساختمان درحال ساخت که تکمیل نشده منزل مسکونی تلقی نمی شود تا جزء مستثنیات دین باشد. همچنین اموال مشمول مستثنیات دین همانطور که درصدرماده 24 این قانون تاکید شده حصری و استثنایی بوده و قابل تسری به سایر اموال محکوم علیه نیست و با عنایت به اصل استیفای دین ومحکوم به مستثنیات دین را باید محدود و مضیق تفسیر نمود 2-هرگاه متعاقب اعتراض محکوم علیه نسبت به توقیف مال و به طور کلی در مواردی که در مستثنیات بودن مال اختلافی بروز نموده و دادگاه النهایه بنابر تشخیص خود در این مورد تصمیم اتخاذ کرده است با توجه به ملاک ذیل ماده 75 قانون اجرای احکام مدنی و عنایت به ماده 525 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 تشخیص دادگاه در این مورد ملاک عمل است و اعتراض بعدی و بررسی مجدد موضوع فاقد وجاهت قانونی است اما هرگاه راجع به مستثنیات دین بودن اعتراض و اختلافی مطرح نبوده و عملیات اجرایی بدون توجه و دقت کافی در مورد رعایت مستثنیات دین تعقیب و خاتمه یافته است و متعاقبا نسبت به آن اعتراض شود درصورت احراز مستثنیات بودن صدور سند انتقال به نام برنده مزایده مانع عدول از دستور اشتباه قبلی نیست مشروط به این که موجه و مستدل باشد.

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 525 - درصورت بروز اختلاف نسبت به متناسب بودن اموال و اشیاء موصوف در ماده قبل با شوون و نیاز محکوم علیه تشخیص دادگاه صادرکننده حکم لازم الاجراء ملاک خواهد بود. چنانچه اموال و اشیاء مذکور بیش از حد نیاز و شوون محکوم علیه تشخیص داده شود و قابل تجزیه و تفکیک نباشد به دستور دادگاه به فروش رسیده مازاد بر شان بابت محکوم به یا دین پرداخت می گردد.

مشاهده ماده 525 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 75 ـ قسمت اجرا ارزیابی را بلافاصله به طرفین ابلاغ می نماید. هر یک از طرفین می تواند ظرف سه روز از تاریخ ابلاغ ارزیابی به نظریه ارزیاب اعتراض نماید این اعتراض در دادگاهی که حکم به وسیله آن اجرا می شود مورد رسیدگی قرار می گیرد و در صورت ضرورت با تجدید ارزیابی قیمت مال معین می شود تشخیص دادگاه در این مورد قطعی است.

مشاهده ماده 75 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 24ـ مستثنیات دین صرفا شامل موارد زیر است: الف ـ منزل مسکونی که عرفا در شان محکوم علیه در حالت اعسار او باشد. ب ـ اثاثیه مورد نیاز زندگی که برای رفع حوائج ضروری محکوم علیه و افراد تحت تکفل وی لازم است. ج ـ آذوقه موجود به قدر احتیاج محکوم علیه و افراد تحت تکفل وی برای مدتی که عرفا آذوقه ذخیره می شود. د ـ کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علم و تحقیق متناسب با شان آنها هـ ـ وسایل و ابزار کار کسبه پیشه وران کشاورزان و سایر اشخاص که برای امرار معاش ضروری آنها و افراد تحت تکفلشان لازم است. وـ تلفن مورد نیاز مدیون زـ مبلغی که در ضمن عقد اجاره به موجر پرداخت می شود مشروط بر اینکه پرداخت اجاره بها بدون آن موجب عسر و حرج گردد و عین مستاجره مورد نیاز مدیون بوده و بالاتر از شان او نباشد. تبصره 1ـ چنانچه منزل مسکونی محکوم علیه بیش از نیاز و شان عرفی او در حالت اعسارش بوده و مال دیگری از وی در دسترس نباشد و مشارالیه حاضر به فروش منزل مسکونی خود تحت نظارت مرجع اجراءکننده رای نباشد به تقاضای محکوم له به وسیله مرجع اجراءکننده حکم با رعایت تشریفات قانونی به فروش رفته و مازاد بر قیمت منزل مناسب عرفی صرف تادیه دیون محکوم علیه خواهد شد مگر اینکه استیفای محکوم به به طریق سهل تری مانند استیفاء از محل منافع بخش مازاد منزل مسکونی محکوم علیه یا انتقال سهم مشاعی از آن به شخص ثالث یا طلبکار امکان پذیر باشد که در این صورت محکوم به از طرق مذکور استیفاء خواهد شد. تبصره 2ـ چنانچه به حکم قانون مستثنیات دین تبدیل به عوض دیگری شده باشد مانند اینکه مسکن به دلیل قرار گرفتن در طرحهای عمرانی تبدیل به وجه گردد یا در اثر از بین رفتن عوضی دریافت شده باشد وصول محکوم به از آن امکان پذیر است مگر اینکه محرز شود مدیون قصد تهیه موضوع نخستین را دارد.

مشاهده ماده 24 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM