نظریه مشورتی شماره 7/99/1108

نظریه مشورتی شماره 7/99/1108

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 7/99/1108


شماره نظریه:
7/99/1108

شماره پرونده:
99-93-1108 ح

تاریخ نظریه:
1399/09/04

استعلام
چنانچه محکوم له طی دو فقره دادخواست مهریه را مطالبه کند؛ به نحوی که ابتدا تعداد پانزده سکه بهار آزادی را از طریق طرح دعوا در شورای حل اختلاف و سپس تعداد چهار صد و پنجاه عدد سکه بهار آزادی را از طریق طرح دعوا در محاکم خانواده مطالبه کند و هر دو پرونده به صدور اجراییه منجر شود و متعاقبا حکم بر تقسیط هر دو محکوم به صادر شود و در حکم مربوط به تقسیط دوم در خصوص توقف اجرای دادنامه دوم تا اتمام اقساط اول اظهارنظر نشده باشد با توجه به این که طبق اصول حکم راجع به تقسیط دوم با لحاظ وضعیت مالی محکوم علیه و تقسیط اول صادر شده است: 1- آیا اجرای هم زمان هر دو پرونده طبق احکام اعسار صادره صحیح است؟ 2- آیا اجرای احکام می تواند به دلیل وحدت موضوع و طرفین اجرای حکم دوم تقسیط محکو م به را تا زمان پایان یافتن اجرای دیگر دادنامه راجع به تقسیط متوقف کند؟ 3- در خصوص محکومیت های دیگر مانند مطالبه چک چگونه باید اقدام شود؟ 4- آیا قاضی اجرای احکام در موارد فوق می تواند به عنوان دادرس علی البدل دستور توقف اجرای یکی از دادنامه ها را صادر کند؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
1 و 2- در فرض سوال که زوجه بابت مطالبه مهریه دو دعوای مختلف در شورای حل اختلاف و دادگاه خانواده هر یک بابت بخشی از مهریه مطرح کرده که به صدور حکم قطعی به نفع وی منجر شده است و متعاقبا محکوم علیه دو فقره حکم دایر بر تقسیط محکوم به موضوع پرونده ها تحصیل کرده است به سبب واحد بودن محکوم له و محکوم علیه تجمیع عملیات اجرایی در فرض سوال فاقد اشکال به نظر می رسد؛ مشروط بر این که به جهت صدور آراء از شعب مختلف دادگاه و شورای حل اختلاف هر شعبه بر عملیات اجرایی مربوط و اقدامات مستقل آنان در خصوص مواردی مانند اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1394 نظارت کند. بدیهی است با اتمام عملیات اجرایی مقدم پرونده اجرایی موخر به جریان می افتد. 3- در این خصوص تفاوتی در محکوم به نیست و راجع به چک نیز مجری است. 4- با توجه به پاسخ سوال های 1 و 2 پاسخ به این سوال روشن است.

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 3ـ اگر استیفای محکوم به از طرق مذکور در این قانون ممکن نگردد محکوم علیه به تقاضای محکوم له تا زمان اجرای حکم یا پذیرفته شدن ادعای اعسار او یا جلب رضایت محکوم له حبس می شود. چنانچه محکوم علیه تا سی روز پس از ابلاغ اجرائیه ضمن ارائه صورت کلیه اموال خود دعوای اعسار خویش را اقامه کرده باشد حبس نمی شود مگر اینکه دعوای اعسار مسترد یا به موجب حکم قطعی رد شود. تبصره 1ـ چنانچه محکوم علیه خارج از مهلت مقرر در این ماده ضمن ارائه صورت کلیه اموال خود دعوای اعسار خود را اقامه کند هرگاه محکوم له آزادی وی را بدون اخذ تامین بپذیرد یا محکوم علیه به تشخیص دادگاه کفیل یا وثیقه معتبر و معادل محکوم به ارائه نماید دادگاه با صدور قرار قبولی وثیقه یا کفیل تا روشن شدن وضعیت اعسار از حبس محکوم علیه خودداری و در صورت حبس او را آزاد می کند. در صورت رد دعوای اعسار به موجب حکم قطعی به کفیل یا وثیقه گذار ابلاغ می شود که ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ واقعی نسبت به تسلیم محکوم علیه اقدام کند. در صورت عدم تسلیم ظرف مهلت مذکور حسب مورد به دستور دادستان یا رئیس دادگاهی که حکم تحت نظر آن اجراء می شود نسبت به استیفای محکوم به و هزینه های اجرائی از محل وثیقه یا وجه الکفاله اقدام می شود. در این مورد دستور دادگاه ظرف مهلت ده روز پس از ابلاغ واقعی قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر است. نحوه صدور قرارهای تامینی مزبور مقررات اعتراض نسبت به دستور دادستان و سایر مقررات مربوط به این دستورها تابع قانون آیین دادرسی کیفری است. تبصره 2ـ مقررات راجع به تعویق و موانع اجرای مجازات حبس در خصوص کسانی که به استناد این ماده حبس می شوند نیز مجری است.

مشاهده ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM