در قسمت اخیر ماده 415
قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 به صراحت بیان نموده است که در جرایم تعزیری درجه هفت و هشت امکان تحقیق از ولی یا سرپرست طفل و نوجوان و نیز خود نوجوان وجود دارد. بنابراین مفهوم مخالف این عبارت این است که در سایر جرایم (که در صدر ماده قید شده است) تحقیق از متهم باید در حضور وکیل متهم باشد. فلسفه تاکید قانونگذار بر حضور وکیل متهم به علت اهمیت جرایم یاد شده می باشد. اگر منظور قانونگذار تحقیق از متهم بدون حضور وکیل در تمامی جرایم بود قید عبارت «در جرایم تعزیری درجه هفت و هشت» اضافه بوده است و نیازی به درج این عبارت نبود. بنابراین محرز است که فلسفه وضع این ماده لزوم تحقیق از متهم طفل یا نوجوان در حضور وکیل وی می باشد. البته قانونگذار مشکلات ناشی از این مقرره قانونی را مورد توجه قرار نداده است؛ چه آنکه ممکن است ولی یا سرپرست طفل وکیل معرفی ننماید و اقدام مرجع کیفری جهت اخذ کفیل برای متهم در آن روز یا چند روز ممکن نباشد که در این صورت عدم تفهیم اتهام و اخذ تآمین کیفری ممکن است موجبات فرار و عدم دسترسی به متهم را موجب شود و تفهیم اتهام بدون حضور وکیل نیز به موجب مقررات این ماده خلاف قانون است. بنابراین هر چند تحقیق و تفهیم اتهام در این موارد خلاف مقررات ماده فوق می باشد لیکن با توجه به لزوم دفاع از حق جامعه و شاکی خص
وصی و جلوگیری از ضایع شدن حقوق شاکی و حفظ نظم اجتماعی با توجه به احتمال عدم دستیابی به متهم چاره ای جز تفهیم اتهام و اخذ قرار تامین کیفری از متهم نمی باشد هرچند وکیل برای وی تعیین نشده باشد.