در تاریخ 1391/3/3 آقای ت.ه. به وکالت از طرف آقای ع.الف. به طرفیت خانم س.ر. دادخواستی به خواسته صدور حکم
طلاق تقدیم نموده که در شعبه دوم دادگاه حقوقی شهرستان مرودشت ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. در جلسه اول دادرسی به تاریخ 1391/5/16 خوانده علیرغم ابلاغ اخطاریه حضور نیافته و لایحه ای تقدیم نکرده ولی وکیل خواهان حضور یافته و اظهار داشت: خواسته به شرح دادخواست تقدیمی
مهریه پرداخت نشده و توان پرداخت را ندارد و به صورت اقساط هر چه دادگاه تعیین کند پرداخت می نماید و در مورد
نفقه حسب اظهار موکل به او پرداخت شده است و در مورد
جهیزیه ظرف یک هفته اعلام خواهد شد. زوجین یک فرزند مشترک دارند و بیش از 6 ماه می باشد که جدا زندگی می کنند که خوانده قهر کرده و در خانه پدری اش زندگی می نماید. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجه طی لایحه تقدیمی مورخ 1391/5/17 دفاعا اعلام نموده: «شوهرم مدت دو سال است مرا از منزل بیرون کرده که با فرزند پنج ساله ام در منزل پدر خود به سر می برم و نامبرده در طول زندگی مشترک با اینجانبه ناسازگاری داشته و همیشه مرا مورد کتک کاری و ضرب و شتم قرار می داده و
نفقه ای پرداخت نکرده که در خصوص این موارد دارای پرونده می باشد و هم اکنون به خاطر
نفقه در زندان بسر می برد و حاضر به قبول من در منزلش نبوده و وسایل منزل را به جای دیگری برده است. اینجانبه حاضر به تمکین می باشم و زندگی را دوست دارم و در هیچ شرایطی حاضر به
طلاق گرفتن نیستم و ایشان از نظر مالی دارای وضعیت خوبی می باشد.» و طی لایحه تقدیمی دیگری
مهریه و
جهیزیه و اجرت المثل ایام زندگی مشترک و
نفقه معوقه خود را مطالبه نموده است. زوج و نیز زوجه هر یک داور خود را معرفی نموده اند و داوران منتخب نیز هر یک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند. وکیل خواهان در لایحه مورخ 1391/5/21 تقدیمی اعلام نموده که خوانده
جهیزیه ای ندارد و از تاریخ 1390/8/25 منزل مشترک را ترک نموده است. در این اثناء آقای م.م. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه از جانب زوجه اعلام نموده است. در جلسه دادرسی مورخ 1391/9/12 که با حضور وکلای طرفین و نیز زوجه تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت: «موکل
مهریه خوانده را در حد استطاعت مالی خویش به نحوه اقساط پرداخت خواهد نمود و در مورد
نفقه خوانده نامبرده حسب اقرار خودش دو سال است که در منزل پدرش زندگی می کند و حسب اظهار موکل نامبرده بدون اذن موکل زندگی خانوادگی را ترک نموده و علیرغم وساطت افراد متعدد حاضر به بازگشت نشده است. بنابراین در این مدت دو سال
نفقه و اجرت المثلی به ایشان تعلق نمی گیرد و از طرفی هم خوانده
جهیزیه ای به منزل موکل نیاورده و تمام وسایل منزل توسط موکل تحصیل شده است و موکل در خصوص صحت اظهارات خود شهودی دارد که حضور دارند و در صورت نیاز تقاضای استماع گواهی آنان را دارم.» زوجه خوانده اظهار داشت: «مهریه ام را نداده و آبان 1389 ایشان با کتک کاری و فحاشی مرا از خانه بیرون کرد و از تاریخ عقد تا آبان 1389 با هم زیر یک سقف زندگی می کردیم و از موقعی که مرا از خانه بیرون کرد خرجی به من نداده است و قبل از آن خرجی داده است و لیست
جهیزیه طبق برگه تقدیم می دارم که کل
جهیزیه من می باشد که تحویل شوهرم می باشد و باید به من بدهد. یک پسر بچه پنج ساله دارم که می خواهم پیش خودم باشد.» سپس وکیل خوانده هم همان اظهارات زوجه را تکرار نموده که در صورت مجلس منعکس گردید و متعاقبا دادگاه از گواهان خواهان و خوانده در اوراق 48 الی 46 پرونده استماع گواهی به عمل آورده و سپس جهت تعیین میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک و
نفقه معوقه و جاریه زوجه از تاریخ 1390/8/20 تا اجرای صیغه
طلاق و
نفقه ایام عده موضوع را به کارشناس ارجاع نموده که پس از طی تشریفات قانونی کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی میزان
نفقه زوجه را از تاریخ 1390/8/20 لغایت پایان اسفند ماه 1391 جمعا به مبلغ 25/200/000 ریال و
نفقه آینده زوجه را از اول سال 1392 لغایت اجرای حکم
طلاق ماهیانه مبلغ 1/800/000 ریال و
نفقه ایام عده را جمعا مبلغ شش میلیون ریال و اجرت المثل زندگی مشترک از تاریخ شروع زندگی مشترک (18//1384/3) تا تاریخ 1390/8/20 جمعا به مبلغ شصت و پنج میلیون ریال تعیین و اعلام نموده است. نظریه کارشناس به وکلای طرفین ابلاغ شد و فقط وکیل زوجه نسبت به ارقام تعیین شده از جهت قلت آن اعتراض نموده که دادگاه به شرح تصمیم اتخاذی به لحاظ اینکه اعتراض مطروحه خارج از مهلت بوده آن را موثر در مقام ندانسته است و سرانجام با اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره 92 - 50 مورخ 1392/1/31 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران منتخب در اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده لذا خواسته خواهان را وارد و ثابت تشخیص مستندا به ماده 1133
قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوطه به
طلاق گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و به زوج اجازه داده با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی
طلاق و پس از
پرداخت مهریه زوجه و اجرت المثل ایام زندگی مشترک به مبلغ شصت و پنج میلیون ریال و
نفقه زوجه از تاریخ 1390/8/20 تا پایان سال 1391به مبلغ بیست و چهار میلیون و هشتصد و سی ریال که کارشناس اشتباها در محاسبه آن را بیست و پنج میلیون و دویست هزار ریال ذکر نموده و نیز
نفقه زوجه از تاریخ 1392/1/1 تا زمان اجرای صیغه
طلاق ماهیانه مبلغ یک میلیون و هشتصد هزار ریال و
نفقه ایام عده جمعا شش میلیون ریال نسبت به مطلقه نمودن زوجه اقدام نماید. نوع
طلاق رجعی است و
حضانت فرزند مشترک بنام م. متولد 1386/5/15 را تا سن هفت سالگی به عهده مادر محول و برای پدر به نحو مقرر حق ملاقات با فرزند تعیین نموده است و در خصوص
جهیزیه با توجه به اظهارات شهود معارض طرفین و بی اعتبار بودن آن چنانچه زوجه دلایل یا شهود دیگری داشته باشد می تواند جداگانه اقدام نماید و در مورد نصف اموال چون وکیل زوجه مشخصات اموال زوج را اعلام ننموده و دلیلی هم بر وجود اموال کسب شده بعد از عقد نکاح اقامه نکرده است لذا مفادا ادعای وکیل زوجه در خصوص مورد را مردود اعلام داشته است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده و عمده اعتراض وی راجع به یارانه زوجه که توسط زوج دریافت گردیده و
جهیزیه و نصف اموال و دارایی زوج می باشد که پس از طی تشریفات قانونی شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس وارد رسیدگی شده و به شرح تصمیم مورخ 1392/9/10 پرونده را به دادگاه بدوی ارسال نموده تا اولا: از مرجع مربوطه استعلام نماید که یارانه تجدیدنظرخواه از تاریخ 1390/8/20 به بعد به حساب چه کسی واریز شده و ثانیا: با دعوت مجدد از شهود تجدیدنظرخواه و تفهیم موارد
جهیزیه ادعایی وی از شهود با اتیان سوگند در خصوص تعلق اقلام مزبور به عنوان
جهیزیه ای که تجدیدنظرخواه به منزل همسرش برده استماع شهادت نماید. دادگاه بدوی در مقام انجام نیابت اقدامات لازم را معمول و در جلسه دادرسی مورخ 1392/12/3 که با حضور وکلای طرفین و نیز تجدیدنظرخواه تشکیل گردیده بدوا از دو نفر شهود تعرفه شده از ناحیه تجدیدنظرخواه به اسامی ج.ر. و خانم س.ر. که والدین نامبرده می باشند در اوراق 100 الی 103 پرونده استماع گواهی به عمل آورده که شهود هر یک مشخصات اقلام
جهیزیه تجدیدنظرخواه را که در صورت مجلس منعکس گردیده بیان داشته اند و سپس اظهارات وکلای طرفین را در ارتباط با اقلام
جهیزیه که مورد تایید و تصدیق گواهان قرار گرفته در صورت جلسه دادرسی منعکس کرده و بانک ک. شعبه مرودشت در پاسخ به استعلام دادگاه به شرح اوراق 115 و 117 پرونده اعلام نموده که خانم س.ر. دارای شماره حساب... در این شعبه بوده و از مورخ 1392/8/21 یارانه به مبلغ نهصد و ده هزار ریال دریافت و از طریق عابر بانک برداشت نموده است و از تاریخ مذکور به بعد یارانه دو نفر را از بانک ک. دریافت نموده و قبل از تاریخ مذکور به عنوان سرپرست هیچ گونه یارانه ای دریافت نکرده است. دادگاه در مقام انجام نیابت قضایی مجدد تفویضی از طرف دادگاه تجدیدنظر به منظور اتیان سوگند از ناحیه تجدیدنظرخواه جهت تکمیل ادله خود راجع به تعلق تعداد اقلام
جهیزیه با تعیین وقت از طریق دعوت به عمل آورده و در جلسه دادرسی مورخ 1393/5/14 که با حضور تجدیدنظرخواه و وکیل تجدیدنظرخوانده تشکیل گردیده تجدیدنظرخواه آمادگی خود را برای اتیان سوگند اعلام نموده و سپس دادگاه قرار اتیان سوگند از تجدیدنظرخواه را صادر و متعاقبا تجدیدنظرخواه (زوجه) در مقام اجرای قرار صادره به خداوند متعال سوگند یاد نموده که اقلام
جهیزیه ای که توسط دو شاهد وی شهادت داده اند متعلق به من می باشد و آن ها را به من تحویل نداده است. سپس دادگاه اظهارات وکیل تجدیدنظرخوانده را که عمدتا در تکذیب ادعای تجدیدنظرخواه نسبت به 150 گرم طلا به عنوان
جهیزیه بوده در صورت مجلس منعکس و با انجام این نیابت پرونده را به مرجع تجدیدنظر اعاده و پس از وصول دادگاه تجدیدنظر با اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره 645 - 93 - مورخ 1393/5/27 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیروارد و دادنامه تجدیدنظرخواسته را خالی از ایراد و اشکال اساسی تشخیص و با اصلاحاتی به شرح زیر تایید نموده است: 1- قبل از اجرای صیغه
طلاق یارانه متعلق به خوانده که توسط خواهان اخذ گردیده از تاریخ آبان ماه 1389 تا پایان مهر سال 1392 به مشارالیها تادیه می گردد. 2- قبل از اجرای صیغه
طلاق جهیزیه متعلق به خوانده به شرح زیر نامبرده تحویل می گردد: 1- یک دستگاه تلویزیون ال جی 21 2- یک دستگاه فریزر 3- پیرکس و سرویس چینی 72 تکه 4- آبمیوه گیری 5- چرخ گوشت 6- فرگاز 7- سشوار برقی 8- کمد سه تکه 9- چهار دست قاشق و چنگال 10- چهار دست رختخواب 11- ده عدد پتو 12- تختخواب دو نفره 13- جاروبرقی 14- کمد بچه یک تکه 15- یک عدد چاقوی میوه خوری 16- اتو بخار برقی 17– دو عدد قالی 12 متری 18- ظروف آشپزخانه 19- حلقه ازدواج و 150 گرم طلا به خوانده مسترد می گردد. 3- اعتبار گواهی صادره سه ماه پس از قطعیت حکم و یا ابلاغ حکم قطعی است. پس از ابلاغ رای اخیرالذکر وکیل زوج در مهلت قانونی نسبت به آن در قسمت مربوط به یارانه و
جهیزیه که فرجام خواه به پرداخت و تحویل آن ملزم گردیده فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرایت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: