آقای م.ص. در تاریخ 8/3/90 دادخواستی به طرفیت همسرش خانم م.ذ. به خواسته صدور گواهی امکان سازش تقدیم نموده که شعبه سوم دادگاه عمومی بم تحت پرونده شماره 197/90 عهده دار رسیدگی شده است. خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند ازدواج شماره 666 مورخ 9/7/88 دفتر ازدواج شماره 52 حوزه ثبتی بم خوانده را با صداقیه 313 عدد سکه بهار آزادی به عقد دایمی و رسمی خود درآورده است. متاسفانه زوجه دارای بیماری ام.اس قبل از ازدواج بوده ولی نام برده و خانواده اش این بیماری را از وی پنهان نگهداشته و مدتی است که از این امر مطلع شده و ادامه زندگی مشترک با این شرایط برای وی مقدور نبوده فلذا مستندا به ماده 1133
قانون مدنی تقاضای صدور حکم
طلاق دارد. دادگاه طی شرحی سوابق بیماری زوجه را از پزشک معالج و بیمارستان الف. استعلام می نماید. پزشک معالج در پاسخ مورخ 22/3/90 بـه دادگاه اعـلام می نماید کـه زوجـه بـه علت عدم تعادل در تاریخ 21/9/89 مراجعه و با تشخیص ام.اس تحت درمان قرار گرفته و زمان شروع بیماری را نمی توان دقیق ذکـر کرد. زوج استشهادیه ای ارایه می نماید که طـی آن گـواهی شده نام برده توان پرداخت کل
مهریه را به صورت یک جا ندارد و متعاقب آن زوج دادخواست اعسار از
پرداخت نقدی مهریه را تقدیم می نماید. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 1/4/90 با حضور خوانده و وکیل خواهان تشکیل می گردد. آقای ح.ب. وکیل خواهان مطالب خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و اضافه می نماید به علت بیماری ام.اس زوجه ادامه زندگی مشترک برای زوج میسر نمی باشد و اصرار به جدایی و متارکه دارد. از طرفی زوج به علت عدم توانایی مالی امکان پرداخت یک جای
مهریه زوجه را نداشته و دادخواست اعسار تقدیم نموده است. خوانده ضمن ارایه لایحه ای اظهار می دارد که در خصوص
تقسیط مهریه و پرداخت آن اگر چه تمام
مهریه را یک جا طلب می نمایم ولی تابع تصمیم دادگاه هستم. در مورد اجرت المثل بنده به قصد زناشویی در منزل شوهرم کار کرده ام و به قصد اجرت نبوده است.
نفقه ماهانه در حال پرداخت است فرزند مشترک نداریم. زوج اظهار می دارد که
جهیزیه را مسترد می نمایم. زوجه در لایحه تقدیمی اظهار نموده که آنچه زوج در مورد بیماری من اعلام نموده که قبل از ازدواج مبتلا به بیماری بوده ام تهمت بوده و برای تضییع حقوق من و منحرف نمودن ذهن قاضی مطرح گردیده زیرا بنده قبل از ازدواج به هیچ وجه مبتلا به بیماری نبوده و از همه جهت صحیح و سالم بوده ام و تمام سوابق درمانی من در سازمان خدمات درمانی ارتش موجود بوده و قابل استعلام است. در رابطه با
طلاق نیز معروض می دارم که بنده ازدواج کرده تا زندگی نمایم ولی متاسفانه در تاریخ 24/8/89 در حالی که 8 ماهه حامله بودم فرزندم سقط گردید و در چنین وضعیتی که ضربه زیادی از نظر روحی و جسمی به مادر وارد می شود همسرم به جای حمایت با وارد نمودن چنین تهمت هایی قصد پایمال کردن حقوقم را دارد. راضی به
طلاق نبوده و در صورت اصرار همسرم به
طلاق کلیه حقوق خود را نقدی می خواهم. در این مرحله دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات نظر آنان که مفادا حکایت از عدم توفیق در ایجاد صلح و سازش بین زوجین دارد ارایه می شود دادگاه در جلسه رسیدگی مورخ 1/4/90 شهادت چهار نفر از شهود زوج در مورد عدم توانایی مالی زوج برای پرداخت یک جای
مهریه را استماع می نماید. دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات زوجین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش بین زوجین مفید و موثر واقع نگردیده و زوج همچنان اصرار به
طلاق دارد ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره 372 مورخ 13/4/90 مستندا به ماده 1133
قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق را صادر می نماید و اعلام می دارد که زوج می تواند با مراجعه به یکی از محاضر و
تادیه مهریه زوجه که با توجه به دادخواست زوج مبنی بر اعسار از پرداخت نقدی 313 عدد سکه بهار آزادی و درخواست تقسیط آن و بنا به شواهد و دلایل موجود و ابرازی از سوی خواهان دادگاه اعسار زوج را از
پرداخت نقدی مهریه زوجه در حین
طلاق را محرز دانسته و زوج مکلف می گردد تعداد 18 عدد سکه به صورت پیش قسط در حین اجرای صیغه
طلاق به زوجه بپردازد و الباقی را هر سه ماه یک عدد سکه به زوجه بپردازد. همچنین نظر به عدم اثبات اجرت المثل زوجه دادگاه مبلغ یک میلیون تومان به عنوان نحله ایام زوجیت تعیین می نماید که زوج در حین
طلاق مکلف به پرداخت آن می باشد. خوانده در ایام عده
طلاق که نوع آن رجعی است می تواند در منزل مشترک سکونت داشته و زوج حق اخراج وی را ندارد
نفقه این ایام نیز به عهده زوج می باشد. زوج در صورت درخواست زوجه مکلف به
استرداد جهیزیه می باشد. پس از ابلاغ این رای به زوجه نامبرده مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه خود توضیح می دهد که بیماری بنده یک سال پس از ازدواج رخ داده و تحت درمان بوده و در حال بهبود می باشم. شوهرم کارمند دادگاه بوده و با آوردن چند شاهد و جلسات صوری با داوران توانسته رای به نفع خود بگیرد. طبق قانون زوج هر وقت که بخواهد همسرش را
طلاق بدهد باید کلیه حقوق وی را نقدا بپردازد و در این پرونده بدون رضایت بنده
مهریه را تقسیط نموده اند و راضی نیستم زوج نیز طی لایحه ای به موارد مطروحه در لایحه تجدیدنظر خواه پاسخ می دهد. شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی خانم م.ذ. با وکالت آقای م.ب. نسبت به دادنامه شماره 372 مورخ 13/4/90 شعبه سوم دادگاه عمومی بم را وارد ندانسته النهایه توضیح می دهد که به نظر می رسد کیفیت
تقسیط مهریه با توجه به اینکه زوج اصرار به
طلاق دارد متعادل و مناسب نمی باشد و از طرفی دادگاه بدوی
نفقه ایام عده را مشخص نکرده که در این دادگاه زوجین راجع به مبلغ آن توافق نمودند فلذا دادگاه طی دادنامه شماره 1105 مورخ 22/9/90 مستندا بـه مـواد 351 و 358 قـانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی و تایید اساس دادنامه معترض عنه آن را بدین نحو اصلاح می نماید که زوج باید تعداد 25 عدد سکه از
مهریه را نقدا قبل از اجرای صیغه
طلاق بپردازد و باقی را هر پنج ماه دو عدد سکه پرداخت نماید و
نفقه معوقه زوجه را تا هنگام اجرای صیغه
طلاق هر ماه 60 هزار تومان و
نفقه ایام عده را مبلغ 330 هزار تومان به زوجه بپردازد این دادنامه در تاریخ 19/10/90 به وکیل زوجه ابلاغ و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرایت می شود.