آقای الف.س. به وکالت از آقای م.ک. دادخواستی به طرفیت خانم ز.ک. تسلیم دادگاه نموده و توضیح داده که خوانده همسر دایمی موکل است دارای یک فرزند مشترک پسر می باشند به علت عدم تفاهم اخلاقی و به استناد ماده 1133
قانون مدنی تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش دارم آقای ح.ر. به وکالت از زوجه به دادگاه معرفی شده است. درتاریخ 1390/11/23 دادگاه رسیدگی کننده با حضور زوجین و وکلای آنها تشکیل جلسه داده است وکیل زوج دعوی را به شرح دادخواست اعلام نموده است و بیان داشته موکل چون زوجه وسواس دارد می خواهد
طلاق دهد و وکیل زوجه اظهار داشته موکل حاضر به
طلاق نیست اگر قصد
طلاق دارد باید کلیه حقوق وی را پرداخت کند. دادگاه زوجین را به پزشک قانونی معرفی نموده تا با آزمایش از مشارالیها معلوم نماید که آیا زوجه مبتلا به بیماری وسواس است یا خیر؟ زوجه لایحه ای تسلیم دادگاه نموده و در آن منکر بیماری موصوف شده و از دادگاه تقاضا نموده که از دستور فوق الذکر منصرف شود دادگاه رسیدگی کننده اقدامات دیگری انجام داده است از جمله مورد را به داوران زوجین ارجاع نموده است. نظریه داوران دال بر عدم سازش نامبردگان است. سرانجام دادنامه شماره 00009/91 - 1391/1/17 را صادر نموده است این رای که از شعبه 5 دادگاه عمومی کاشان صادر شده است گواهی عدم امکان سازش با شرایط مقرر در رای صادر نموده است در ضمن در این رای استدلال شده که زوجه وسواس شدید دارد و در نتیجه زوج مجبور به
طلاق وی شده است و نهایتا زوجه را مستحق مال مورد شرط نصف دارایی ندانسته و نیز شرایط استحقاق اجرت المثل را دارا نمی باشد و نظر به رد خواسته زوجه در خصوص حقوق اخیرالذکر صادر نموده است. اضافه می نماید در این رای زوج مکلف به پرداخت ده میلیون تومان به عنوان نحله و پرداخت
نفقه ایام عده و نیز
استرداد جهیزیه و همچنین فروش ملک فرزندش به عنوان ولی قهری و پرداخت ثمن آن به تجدیدنظرخوانده بابت حقوق مالی زوجه و
مهریه شده است. زوج توسط وکیل خود نسبت به این رای در قسمت
استرداد جهیزیه و پرداخت نحله و فروش ملک مولی علیه و
نفقه ایام عده اعتراض نموده است. در لایحه منضم به دادخواست آمده زوجه وسواس شدید دارد به صورتی که از وسواس شدید به ستوه آمده ام زوجه سوءرفتار دارد و دادگاه این سوءرفتار را احراز نموده و به همین دلیل وی [را] مستحق اجرت المثل و شرط نصف دارایی ندانسته است ولی برای وی نحله معین نموده است به علاوه
جهیزیه نزد خودش می باشد و همچنین دستور فروش ملک مولی علیه به این ادعا که ملک مذکور به زوج در واقع تعلق دارد برخلاف قانون است و نهایتا تقاضای اقدام قانونی را نموده است. وکیل زوجه با تقدیم لایحه جوابیه اظهار داشته که دلیلی بر این که موکل وسواس دارد در پرونده نمی باشد و مطابق قانون زوج قبل از اجرای صیغه
طلاق باید حقوق قانونی زوجه را پرداخت کند و نهایتا به شرح مذکور در لایحه دادنامه صادره را برابر قانون دانسته و تقاضای تایید رای صادره را نموده است دادگاه تجدیدنظر پس از اقدامات معموله رای مورد فرجامی را صادر نموده است در این رای پس از ذکر مقدمه آمده : نظر به این که زوج و وکیل او اعلام کرده اند علت تقاضای
طلاق زوجه سوءرفتار و رفتارهای غیرعادی و غیرمتعارف او بوده و از طرفی زوجه با تقدیم لایحه شماره 57500837-1390/11/23 به دادگاه بدوی که در آن انصراف خود از مراجعه به پزشکی قانونی را اعلام نموده است و اضافه نموده که تقاضا دارم نسبت به دستور صادره عدول نموده و نسبت به صدور گواهی عدم امکان سازش با توجه به این که خواهان همسرم می باشد اقدام گردد ادعای زوجه و وکیل او را پذیرفته و از جهتی هم به موجب تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق و شرط مذکور در
سند رسمی ازدواج در صورتی که تقاضای
طلاق مرد به علت سوءرفتار و تخلف زن از وظایف همسری باشد نصف دارایی و یا اجرت المثل و یا نحله به زن تعلق نمی گیرد و به موجب ماده 1109
قانون مدنی چنانچه
طلاق زن در دوران نشوز باشد مستحق
نفقه ایام عده نخواهد بود و به تبصره 3 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق دادگاه صرفا تکلیف دارد امور مالی زوجین را مشخص کند و حکم به پرداخت آن صادر نماید و در خصوص این که حقوق مالی زوجه از چه محلی پرداخت شود [تکلیفی] ندارد و در خصوص
جهیزیه چنانچه اختلاف باشد باید با تقدیم مدارک مربوط از طریق دادگاه اقدام نماید. بنابراین چون شرایط مقرر در بند ب تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق برای پرداخت نحله وجود ندارد و
نفقه زمان عده نیز تعلق نمی گیرد لذا تجدیدنظرخواهی وارد است و با اصلاح دادنامه به این صورت که نحله و
نفقه ایام عده و رد
جهیزیه از دادنامه حذف و مهر [را] باید در زمان اجرای صیغه
طلاق از هر محلی که زوج می تواند پرداخت نماید مستندا به ماده 358-351 قانون آیین دادرسی مدنی با اصلاح دادنامه آن را تایید می نماید. آقای ح.ر. به وکالت از خانم ز.ک. نسبت به این رای فرجام خواهی نموده است در لایحه منضم به دادخواست فرجامی دادنامه صادره را بر خلاف قانون و ادله موجود در پرونده نموده و به شرح مصرح در لایحه تقاضای اقدام قانونی را نموده است وکیل زوج با تقدیم لایحه جوابیه و با تکرار مطالب گذشته و به شرح مندرج در لایحه تقاضای اقدام قانونی را نموده است. پرونده جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی اللهیاری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.