رای قضایی شماره 9309970908200385

رای قضایی شماره 9309970908200385

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970908200385


شماره دادنامه قطعی:
9309970908200385

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/10/24

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
فرجام خواهی در مهلت واخواهی

پیام رای:
چنانچه در مهلت واخواهی دادخواست فرجام خواهی داده شود این دادخواست به عنوان واخواهی تلقی می شود.

رای خلاصه جریان پرونده
به دلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله خانم ز.ر. دادخواستی به طرفیت آقای ف.ن. به خواسته طلاق به علت عسروحرج و اعتیاد به مواد مخدر شیشه تقدیم دادگاه عمومی ک. نموده و به طور خلاصه توضیح می دهد که به موجب سند نکاحیه به عقد خوانده درآمده و پس از ازدواج متوجه شده که خوانده مواد مخدر از نوع شیشه استعمال نموده و معتاد می باشد و طی این مدت هیچ گونه خرج و نفقه و هزینه زندگی به وی و فرزند مشترک نپرداخته و به جهت بروز مشکلات و اعتیاد و عدم مسیولیت و تهدید به مرگ و بدرفتاری خوانده و عدم پرداخت نفقه توسط مشارالیه به وی (خواهان) و فرزندش ادامه زندگی مشترک با خوانده غیرمقدور بوده و تقاضای صدور حکم به طلاق به لحاظ عسروحرج نموده و فتوکپی های: 1- سند ازدواج رسمی شماره 114- 1387/9/22 تنظیمی در دفترخانه رسمی ازدواج شماره... ک. مبنی بر وقوع عقد نکاح دایم فی مابین ز.ر. و ف.ن. 2- شناسنامه و کارت شناسایی ملی ز.ر. را ضمیمه عرضحال تقدیمی می نماید. پرونده امر بدوا در دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری ک. مورد بررسی قرار گرفته و دفتر مذکور طی نامه مورخ 1391/12/12 به عنوان مجتمع قضایی خانواده ک. نظریه مورخ 1391/12/10 مشاور دفتر فوق را ارسال می دارد که به موجب نظریه مشاور مزبور اعلام گردیده است که: «با توجه به حدود سابقه 5 سال زندگی مشترک و داشتن یک دختر سه ساله زوجه به صورت یک طرفه جهت صدور حکم طلاق یک طرفه مراجعه نموده است با بررسی سوابق و مشکلات فی مابین زوج (شوهر) حدود 4 سال است که از اعتیاد مزمن به شیشه تریاک رنج می برد و اعتیاد نامبرده باعث مشکلات عدیده در زوجه گردیده ضمن اینکه بدرفتاری کتک کاری فحاشی و... به طور مزمن در رابطه زوجین مشاهده می شود لذا با توجه به موارد فوق و اصلاح ناپذیر بودن شوهر و عدم تحمل و پذیرش وی از جانب زوجه توصیه به طلاق یک طرفه می شود.»
پرونده مذکور در تاریخ 1391/12/12 جهت رسیدگی به شعبه 23 دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) ک. ارجاع شده و دادگاه مذکور طرفین را دعوت به دادرسی نموده و از کلانتری س. ک. درخواست می نماید که در خصوص وضعیت اخلاقی و اجتماعی و کسب وکار و اشتهار یا عدم اشتهار خوانده به استعمال هر نوع مواد مخدر در محل اقامت خوانده تحقیق معمول داشته و نتیجه را به دادگاه اعلام دارد. و از اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی ک. نیز استعلام می گردد در آن اجرا حکمی در مورد خوانده اجرا شده و یا در حال اجرا می باشد اعلام داشته. و از اداره تشخیص هویت نیروی انتظامی ک. نیز سوابق کیفری خوانده را استعلام می نماید.
کلانتری 18 س. ک. حسب نامه مورخ 1392/1/22 در پاسخ استعلام شعبه 23 دادگاه خانواده ک. گزارش مورخ 1392/1/21 مامور آن کلانتری را که به هنگام انجام تحقیقات محلی تنظیم گردیده است ارسال می دارد که خلاصتا حاکی از این است که تعدادی از اهالی و مطلعین از چگونگی استعمال مواد مخدر توسط ف.ن. اظهار بی اطلاعی نموده و دیگران اعلام داشتند که فقط از طریق دیگران مطلع شده اند که ف.ن. اعتیاد به مواد مخدر دارد که گاها شیشه های منزل پدرش را در آدرس اعلام شده تخریب نموده است.
اداره تشخیص هویت پلیس آگاهی استان ک. طی نامه مورخ 1392/1/11 در پاسخ دادگاه اعلام می دارد که از خوانده سابقه کیفری به دست نیامده است.
بایگانی راکد دادگاه انقلاب اسلامی ک. نیز در ذیل نامه استعلامیه دادگاه خانواده مذکور اعلام می دارد که سابقه ای از خوانده مشاهده نگردیده است.
خوانده در نشانی هایی که خواهان اعلام می دارد مورد شناسایی واقع نشده و نهایتا خواهان در تاریخ 1392/03/21 در محضر دادگاه مذکور اظهار می دارد که همسرش (خوانده) معتاد است و جا و مکان خاصی ندارد و مرتب جا عوض می کند و دیگر آدرسی از خوانده ندارد و تقاضای دعوت خوانده را از طریق نشر آگهی نموده و دادگاه نیز خوانده را از طریق مطبوعات دعوت به رسیدگی می نماید. در تاریخ 1392/4/31 جلسه دادرسی شعبه 23 دادگاه خانواده ک. با حضور خواهان تشکیل شده و خواهان اظهار می دارد که 5 سال است که با خوانده ازدواج نموده و خوانده اعتیاد شدید به مواد مخدر داشته و در این مدت خرج و نفقه وی (خواهان) را پرداخت ننموده و مرتب وی را مورد ایراد و ضرب قرار داده و زمانی که خمار مواد مخدر می شده و در وضعیت بی پولی قرار می گرفته وی (خواهان) را مورد ایراد ضرب و تهدید قرار می داده و می گفته که به هر طریق ممکن حتی خودفروشی برایش پول تهیه نماید تا مواد مخدر تهیه کند و تا زمانی که خوانده به وی خرجی نمی داده و او را کتک کاری می کرده تحمل می نموده ولی همین که پای آبرویش به وسط کشیده شد به منزل پدرش فرار کرده است و وقتی که مواد مصرف می کرد توهم می زد و زمان و مکان را فراموش می کرد و بسیار خطرناک می شد و یک پرونده در شعبه 110 دادگاه جزایی ک. تشکیل شده است و به جهت عسروحرج تقاضای صدور حکم طلاق داشته و آن چنان به تنگ آمده که حاضر است در قبال طلاق تمامی حقوقات شرعی و قانونی خود را بذل نماید و به وکالت از همسرش (خوانده) قبول بذل می نماید و پرونده کیفری فوق و تحقیقات محلی استناد می نماید و از دور و نزدیک شنیده است که شاید خوانده در زندان ک. باشد.
دادگاه در جلسه مزبور مقرر می دارد که در خصوص وضعیت اخلاقی و اجتماعی و اعتیاد زوج از طریق مرجع انتظامی تحقیق به عمل آید و از اداره تشخیص هویت نیز سابقه کیفری خوانده استعلام شود.
در تاریخ 1392/5/28 شعبه 23 دادگاه خانواده ک. پرونده کیفری کلاسه 920134/ج 110 متشکله در شعبه 110 دادگاه عمومی جزایی ک. را مورد ملاحظه قرار داده و محتویات آن را در صورت مجالس تنظیمی منعکس می نماید که اجمالا حاکی از این است که خانم ز.ر. در تاریخ 1391/12/14 از شوهر خود به نام آقای ف.ن. به لحاظ اهانت و فحاشی و ترک انفاق و ضرب وجرح خود و فرزند مشترک و تهدید با سلاح و اعتیاد به شیشه و اذیت و آزار و عدم امنیت جانی خویش به کلانتری 18 س. ک. اعلام شکایت نموده و پرونده پس از تحقیق از شاکیه در مرجع انتظامی فوق به دادسرای عمومی و انقلاب ک. ارسال و جهت رسیدگی به شعبه 6 دادیاری دادسرای مذکور ارجاع شده و دادیاری مزبور نیز پرونده را جهت انجام تحقیقات و تکمیل به مرجع انتظامی ارسال داشته و کلانتری یادشده در اجرای دستورات دادیاری فوق مبادرت به انجام تحقیقات محلی نموده که گزارش مامور تحقیق حاکی از صحت شکایت شاکیه می باشد و در دادیاری فوق از متهم تحقیق شده و نهایتا قرار مجرمیت متهم (ف.ن.) تحت عناوین توهین و ترک انفاق صادر شده و در مورد سایر اتهامات قرار منع تعقیب صادر می گردد و قرار مزبور با موافقت دادسرا و صدور کیفرخواست به دادگاه عمومی ک. ارسال و به منظور رسیدگی به شعبه 110 دادگاه عمومی جزایی ارجاع گردیده و نهایتا شعبه فوق الذکر نیز طبق دادنامه غیابی مورخ 1392/4/31 مبادرت به صدور حکم به محکومیت آقای ف.ن. به جهت ترک به پرداخت مبلغ ده میلیون ریال جزای نقدی می نماید و رای هنوز به طرفین ابلاغ نشده (در تاریخ تنظیم صورت جلسه فوق) و در مورد توهین و فحاشی نیز اتخاذ تصمیم نگردیده است.
دادگاه دستور دعوت طرفین را برای رسیدگی صادر نموده و خوانده را از طریق زندان دعوت می نماید و وضعیت و نوع اتهام یا اتهامات وی و چگونگی امر را از زندان استعلام نموده و آقای ف.الف. را هم به عنوان مطلع دعوت می نماید.
در تاریخ 1392/6/31 جلسه دادرسی شعبه 23 دادگاه خانواده ک. با حضور خواهان تشکیل شده و خواهان خواسته خود را برابر دادخواست تقدیمی اعلام داشته و به قرآن سوگند یاد می کند که هیچ خبری از خوانده ندارد و نمی داند که شوهرش کجاست و مجددا مطالب مشروحی را در مورد اعتیاد همسر خود و نیز تهدید از طریق ارسال پیامک برای وی (خواهان) و بذل تمام حق وحقوق خویش در قبال طلاق بیان داشته و اعلام می دارد که پدر خود و پدرخوانده را جهت ادای شهادت به دادگاه آورده و تقاضای تحقیق از آن ها را می نماید.
دادگاه در جلسه مزبور مبادرت به صدور قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده و از سه نفر گواه به اسامی آقایان ف.الف. و س.ن. (پدر زوج) و ک.ر. (پدر خواهان) تحقیق به عمل آورده و: 1- آقای ف.الف. اجمالا اظهار می دارد که فقط چند سال همسایه پدر ف. بوده و ندیده است که او مواد بکشد و از اذیت و آزار نسبت به همسرش (خواهان) و عدم پرداخت نفقه بی اطلاع است و فقط یک بار به درخواست پدر ف. از وی ضمانت نموده تا از زندان آزاد شود. 2- آقای س.ن. (پدر زوج) اجمالا با تایید اعتیاد فرزند به مواد مخدر اظهار می دارد که هیچ ماده مخدری نیست که به ک. آمده باشد و ف. نکشیده باشد و حدود 7 ماه به کمپ ترک اعتیاد رفت و یکسال هم در خانه وی (منزل پدری) بوده و بعد خانه تهیه کرده و رفته است و وی ندیده که ف. زن خود را کتک بزند و مطالبی را در مورد ترک منزل مشترک به علت ایراد ضرب شوهرش و رفتن خواهان به منزل پدر خود و عدم مراجعت به منزل مشترک با وصف وساطت عنوان نموده و اضافه می کند که آدرس پسرش را نمی داند و خبر یا رابطه با او ندارد. 3- آقای ک.ر. نیز مطالب مشروحی را در مورد عسروحرج فرزند خود (خواهان) و اعتیاد خوانده و ایراد ضرب توسط خوانده نسبت به خواهان و رفتار زوج با دخترش اظهار می دارد. دادگاه مزبور در جلسه فوق قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و به خواهان اخطار می نماید که گواهی عدم بارداری و تصویر شناسنامه فرزند مشترک را ارایه نماید.
به موجب گواهی صادره از ناحیه دکتر الف. ک. که پس از انجام آزمایش مربوط به بارداری از خانم ز.ر. می باشد اعلام گردیده است که مشارالیها در تاریخ 1392/07/01 آزمایش حاملگی انجام داده و آزمایش منفی بوده و نامبرده در حال حاضر باردار نمی باشد.
آقای م.ر. (داور زوجه) طی نظریه ای که در تاریخ 1392/07/06 توسط خواهان ارایه شده است اجمالا عدم توفیق خود را در جهت سازش زوجین اعلام داشته و اضافه می کند که زوجه با وجود مشکلات زیاد اصرار به طلاق دارد.
چون زوج اقدام به معرفی داور خود نمی نماید لذا در اجرای ماده 28 قانون حمایت خانواده دادگاه مبادرت به تعیین داور برای زوج می نماید و ضمنا از زندان ک. سوابق کیفری خوانده را استعلام می نماید اداره زندان مرکزی ک. به موجب نامه مورخ 1392/6/12 در پاسخ شعبه 23 دادگاه عمومی حقوقی ک. سابقه ف.ن. را که شامل بازداشت به لحاظ ترک انفاق و توهین می باشد ارسال داشته و اضافه می کند که نامبرده دارای هیچ گونه سابقه بازداشت نمی باشد.
دادگاه مذکور مجددا از زندان مرکزی ک. کلیه نشانی ها و تلفن های ثابت و سیار ف.ن. را استعلام نموده و زندان مرکزی ک. طی نامه مورخ 92/8/12 دو آدرس به شرح ذیل:1- ش. خ... 2-ش.... و نیز یک شماره تلفن همراه را به دادگاه اعلام می دارد.
به موجب صورت جلسه مورخ 1392/9/6 تنظیمی از ناحیه شعبه 23 دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) ک. چنین عنوان گردیده است که: مشاهده می شود که مدیر محترم زندان مرکزی ک. دو آدرس از خوانده به نام آقای ف.ن. را یکی در ش. و یکی در ش. ارایه داده است (ص 124 ) و خوانده سابقا از این آدرس ها دعوت به دادرسی شده که شناسایی نگردیده است (ص 24 و 47) و البته آدرس ش. هم متعلق به پدرش بوده که برابر صفحه 35 گزارش شده است که ف. سابقا شیشه های منزل پدرش را در آدرس فوق شکسته است و آدرس ش. را نیز خواهان اعلام داشته (ص 43) که باز از آن آدرس شناخته نشده است (ص 47...). دادگاه به خواهان اخطار می نماید که آدرس دقیق و جدید و محل سکونت زوج را اعلام دارد.
خواهان طی لایحه ای که در تاریخ 92/9/30 تقدیم دادگاه نموده اعلام کرده است که هیچ گونه نشانی و آدرسی از خوانده ندارد.
آقایان ر.ع. (داور انتخابی دادگاه برای زوج) و همچنین داور زوجه به موجب نظریه مشترکی که در تاریخ 1392/9/30 تقدیم دادگاه نموده اند اجمالا عدم توفیق خود را در ایجاد سازش بین طرفین اعلام می دارند.
بالاخره شعبه 23 دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) ک. به موجب دادنامه غیابی شماره 9209978312301211 – 1392/10/03 خلاصتا در خصوص دادخواست خانم ز.ر. به طرفیت آقای ف.ن. به خواسته طلاق به لحاظ عسروحرج ناشی از عدم پرداخت نفقه و سوءرفتار و اعتیاد به مواد مخدر و روان گردان (تریاک و شیشه) و ضرب وجرح و تهدید به مرگ با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده و احراز رابطه زوجیت طرفین و مثمرثمر واقع نشدن تلاش و مساعی دادگاه در اصلاح ذات البین و ارجاع امر به داوری و عدم توفیق داوران در سازش و تحقیقات صورت گرفته و مودای گواهی گواهان و پرونده استنادی متشکله در شعبه 110 دادگاه عمومی جزایی ک. متضمن محکومیت زوج به ترک انفاق و تحقیقات محلی که گویای عدم پرداخت نفقه و سوءرفتار زوج و اقرار وی به عدم پرداخت نفقه و حتی عدم اطلاع از طرح دادخواست طلاق از سوی همسرش و عدم حضور خوانده در جلسات رسیدگی دادگاه و عدم ارسال و تقدیم هرگونه لایحه دفاعیه یا اعتذاریه علی رغم اخطارها و آگهی ابلاغ وقت دادرسی و مضی مهلت و انتظار کافی دادگاه و تشخیص ثابت و وارد بودن دعوی خواهان و توجیهات دیگر منعکس در دادنامه مزبور و به استناد تبصره ماده 1133 و مواد 1145 و 1146 قانون مدنی و مواد 4 و 20 و 21 و 29 و 31 تا 33 و 37 قانون حمایت خانواده حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه خود با شرایط مقرر در رای مزبور صادر می نماید.
دادنامه مذکور جهت ابلاغ به خوانده (زوج) به نشانی ک. شهرک... ارسال شده و حسب گزارش مامور ابلاغ در ظهر آن در تاریخ 1392/10/30 به علت عدم حضور خوانده طبق ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ابلاغ قانونی شده و آقای ح.ت. به وکالت از آقای ف.ن. به موجب دادخواستی که در تاریخ 1392/12/19 در دفتر دادگاه صادرکننده رای مذکور به ثبت رسیده است مبادرت به فرجام خواهی از دادنامه فوق نموده و دفتر دادگاه یادشده پس از انجام تبادل لوایح پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی به موضوع به این شعبه ارجاع می گردد و مندرجات عرضحال تقدیمی وکیل محکوم علیه و لایحه پیوست آن و همچنین لایحه جوابیه زوجه به هنگام شور قرایت خواهند گردید.

رای شعبه دیوان عالی کشور
با التفات به اینکه به موجب ماده 305 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید و این اعتراض واخواهی نامیده می شود و توجها به اینکه بر اساس مقررات ماده 306 قانون مرقوم و قسمت اخیر آن مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود و درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی را به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد و با عنایت به اینکه در مانحن فیه به دلالت محتویات پرونده و بالاخص اظهارنظر ریاست محترم دادگاه صادرکننده رای معترض عنه به نحوی که در صورت جلسه مورخ 1392/9/6 آن دادگاه انعکاس دارد محکوم علیه غایب در هیچ یک از نشانی های اعلام شده و دعوت شده مورد شناسایی قرار نگرفته است و عنایتا به اینکه بر اساس مندرجات لایحه اعتراضیه وکیل محکوم علیه غایب راجع به کیفیت ابلاغ و عدم اطلاع موکل خویش از جلسات دادرسی دادگاه و رای غیابی موضوع واخواهی دادخواست تقدیمی آقای ح.ت. به وکالت از آقای ف.ن. با عنایت به توجیهات مرقوم و به ویژه مقررات صدرالذکر از وصف اعتراض به رای غیابی برخوردار بوده و از مفاد آن افاده واخواهی از رای معترض عنه می گردد و عدم ابلاغ واقعی دادنامه مورد بحث استحقاق محکوم علیه را در برخورداری از حق واخواهی ایجاب می نماید. علی هذا با تلقی و تعبیر دادخواست مطروحه آقای ح.ت. به وکالت از آقای ف.ن. به واخواهی از دادنامه غیابی شماره 9209978312301211- 1392/10/3 اصداری از شعبه 23 دادگاه خانواده کرمانشاه پرونده امر در وضعیت حاضر از قابلیت طرح در دیوان عالی کشور برخوردار نمی باشد لذا مقرر می دارد دفتر پرونده از موجودی کسر و جهت رسیدگی به اعتراض معموله به رای غیابی صدرالذکر به دادگاه صادرکننده آن ارسال گردد.
رییس و عضو معاون شعبه شعبه 22 دیوان عالی کشور
جنتی- حضرتی

قاضی:
جنتی , حضرتی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1145 - در موارد ذیل طلاق بائن است: 1 - طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود؛ 2 - طلاق یائسه؛ 3 - طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد؛ 4 - سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از این که وصلت در نتیجه ی رجوع باشد یا در نتیجه ی نکاح جدید.

مشاهده ماده 1145 قانون مدنی

ماده 1146 - طلاق خلع آن است که زن به واسطه ی کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از این که مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.

مشاهده ماده 1146 قانون مدنی

ماده 70 - چنانچه خوانده یا هریک از اشخاص یادشده در ماده قبل در محل نباشند یا از گرفتن برگهای اخطاریه استنکاف کنند مامور ابلاغ این موضوع را در نسخ اخطاریه قید نموده نسخه دوم رابه نشانی تعیین شده الصاق می کند و برگ اول را با سایر اوراق دعوا عودت می دهد. در این صورت خوانده می تواند تا جلسه رسیدگی به دفتر دادگاه مراجعه و با دادن رسید اوراق مربوط را دریافت نماید.

مشاهده ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 305 - محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.

مشاهده ماده 305 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 28ـ پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری هریک از زوجین مکلفند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ یک نفر از اقارب متاهل خود را که حداقل سی سال داشته و آشنا به مسائل شرعی و خانوادگی و اجتماعی باشد به عنوان داور به دادگاه معرفی کنند. تبصره1ـ محارم زوجه که همسرشان فوت کرده یا از هم جدا شده باشند درصورت وجود سایر شرایط مذکور در این ماده به عنوان داور پذیرفته می شوند. تبصره2ـ درصورت نبود فرد واجد شرایط در بین اقارب یا عدم دسترسی به ایشان یا استنکاف آنان از پذیرش داوری هریک از زوجین می توانند داور خود را از بین افراد واجد صلاحیت دیگر تعیین و معرفی کنند. درصورت امتناع زوجین از معرفی داور یا عدم توانایی آنان دادگاه خود یا به درخواست هریک از طرفین به تعیین داور مبادرت می کند.

مشاهده ماده 28 قانون حمایت از خانواده

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM