رای قضایی شماره 9309970222001326

رای قضایی شماره 9309970222001326

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970222001326


شماره دادنامه قطعی:
9309970222001326

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/10/08

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
فرار راننده از صحنه تصادف

پیام رای:
چنانچه تصادف در محل زندگی مصدوم اتفاق افتد فرار راننده به علت عدم تحقق قید نیاز مصدوم به کمک فوری مصداق کیفیت مشدده فرار متهم از صحنه تصادف محسوب نمی شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای م. متولد 1371 دایر بر ایراد صدمه بدنی غیرعمدی ناشی از بی احتیاطی در رانندگی مقرون به نداشتن پروانه و فرار از صحنه بزه موضوع شکایت آقای الف.؛ با توجه به کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 4 تهران گزارش مرجع انتظامی شکایت شاکی نظریه کارشناس تصادفات گواهی پزشکی قانونی اقرار صریح متهم و سایر قراین و امارات با احراز بزهکاری نامبرده از حیث جنبه عمومی بزه مستندا به مواد 718 و 719 و 716 قانون مجازات اسلامی 1375 و با توجه به این که فعل واحد متهم هم زمان واجد آثار مستقر در مواد 718 و 719 است که هرکدام اوصاف مشددی نسبت به یکدیگر دارند نامبرده را به تحمل 10 ماه حبس تعزیری با احتساب ایام احتمالی بازداشت قبلی و 2 سال ممنوعیت از رانندگی با وسایل نقلیه موتوری محکوم می نماید. هم چنین از باب جنبه خصوصی بزه مستندا به مواد 709-710-714-653-622-593-569 از قانون مجازات اسلامی 1392 نامبرده به پرداخت 1- پنج درصد دیه کامل بابت شکستگی پنج دنده غیر محیط بر قلب 2- یک دهم دیه کامل بابت سقوط دندان های سوم و چهارم 3- ده درصد از یک دهم دیه کامل بابت ده درصد شکستگی دندان های دوم و ششم 4- هشت درصد دیه کامل بابت چهار جراحت دامیه در بینی و پلک چانه و لب 5- دو درصد دیه کامل بابت دو فقره دامیه در بازوها 6- یک و نیم هزارم دیه کامل بابت کبودی در ناحیه بازو 7- شش درصد دیه کامل بابت ارش شکستگی بینی 8- چهارپنجم از یک پنجم از یک دوم دیه کامل بابت شکستگی استخوان درشت نی 9- دو درصد دیه کامل بابت ارش نسج نرم اطراف شکستگی پا 10- دو و نیم درصد دیه کامل بابت دیه موضحه پا در حق شاکی ظرف دو سال از وقوع صدمات محکوم می گردد. رای صادره غیابی و ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این شعبه و با انقضاء موعد یا رد واخواهی ظرف 20 روز قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.
دادرس شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران- قاسمی
رای واخواهی
در خصوص واخواهی آقای م. در خصوص دادنامه صادره به شماره 9309972167600274 از این شعبه با عنایت به دفاعیات متهم و با توجه به اظهارات متقابل شاکی در جلسه واخواهی و این که قید نیاز مصدوم به کمک فوری با توجه به این که تصادف در محل زندگی مجروح رخ داده و اطرافیان وی ناظر وقوع تصادف بوده اند محقق نشده است با پذیرش واخواهی متهم در خصوص وصف مشدده فرار از صحنه تصادف مستندا به تبصره 1 ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در خصوص وصف مشدده فرار از صحنه تصادف حکم به برایت صادر می نماید. اما در خصوص اساس رای صادره و وصف رانندگی بدون پروانه ضمن رد واخواهی رای صادره به لحاظ اساس و استدلالات تایید لیکن با توجه به وضعیت خاص سنی متهم ندامت و تقاضای بخشایش و رفع مانع اعمال تخفیف مستندا به مواد 37 و 38 قانون مجازات اسلامی 1392 با اعمال یک درجه تخفیف حبس نامبرده را به 91 روز حبس تعزیری تقلیل می دهد. نتیجتا اتهام نامبرده ایراد صدمه بدنی غیرعمدی ناشی از بی احتیاطی در رانندگی مقرون به نداشتن پروانه و مجازات وی از حیث جنبه عمومی 91 روز حبس تعزیری و 2 سال محرومیت از رانندگی و اخذ گواهینامه در فرض تداوم نداشتن پروانه و از حیث جنبه خصوصی به شرح اصل رای است.
دادرس شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران- قاسمی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. نسبت به دادنامه شماره 93099721672167600513 مورخ 10/08/1393 صادره از شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران که در اصلاح دادنامه غیابی شماره 9309972167600276 صادر گردیده که به موجب دادنامه معترض عنه نامبرده بابت بی احتیاطی در امر رانندگی منجر به صدمه بدنی غیرعمدی با وصف نداشتن گواهینامه موضوع شکایت آقای الف. به تحمل 91 روز حبس تعزیری و محرومیت از رانندگی و اخذ گواهینامه به مدت دو سال بابت جنبه عمومی بزه و پرداخت دیه در حق شاکی خصوصی محکوم گردیده؛ لهذا دادگاه با التفات به محتویات پرونده و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی نظر به این که بزه منتسبه حسب اوراق و مندرجات پرونده و دلایل منعکس در رای محرز بوده و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید ابراز و اقامه نشده و از حیث رعایت تشریفات قانونی و مبانی استنباط و توجه به مستندات فاقد اشکال است. لذا با رد اعتراض به استناد بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد. رای صادره قطعی است.
شعبه 20 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رییس و مستشار
رضا آروین - علی امرایی
رای اصلاحی
توجها این که در دادنامه شماره 9309970222001326 مورخ 08/10/1393 صادره از این شعبه که در تایید دادنامه شماره 930997216760053 مورخ 10/08/1393 صادره از شعبه 1103 دادگاه عمومی جزایی تهران صادر گردیده و متاسفانه این دادگاه مجازات محکوم علیه م. که بابت بی احتیاطی در امر رانندگی با وصف نداشتن گواهی نامه علاوه بر پرداخت دیه در حق مصدوم آقای الف. به تحمل 91 روز حبس تعزیری و محرومیت از اخذ گواهینامه و رانندگی محکوم گردیده با وصف مذکور تایید نموده؛ این در حالی است که وفق ماده 68 قانون مجازات اسلامی 1392 می بایست مجازات حبس مذکور را به مجازات جایگزین تبدیل نماییم لهذا با استناد به ماده مذکور و ماده 309 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی با تبدیل مجازات حبس (91 روز) به پرداخت پنج میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت رای صادره اصلاح می نماید. رای صادره قطعی است.
شعبه 20 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار
حسن اسماعیل نژاد - علی امرایی

قاضی:
قاسمی , رضا آروین , حسن اسماعیل نژاد , علی امرایی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 718 ـ هرگاه زنی جنین خود را در هر مرحله ای که باشد به عمد شبه عمد یا خطاء از بین ببرد دیه جنین حسب مورد توسط مرتکب یا عاقله او پرداخت می شود. تبصره ـ هرگاه جنینی که بقای آن برای مادر خطر جانی دارد به منظور حفظ نفس مادر سقط شود دیه ثابت نمی شود.

مشاهده ماده 718 قانون مجازات اسلامی

ماده 719 ـ هرگاه چند جنین در یک رحم باشند سقط هریک از آنها دیه جداگانه دارد.

مشاهده ماده 719 قانون مجازات اسلامی

ماده 716 ـ دیه سقط جنین به ترتیب ذیل است: الف ـ نطفه ای که در رحم مستقر شده است دو صدم دیه کامل ب ـ علقه که در آن جنین به صورت خون بسته درمی آید چهار صدم دیه کامل پ ـ مضغه که در آن جنین به صورت توده گوشتی در میآید شش صدم دیه کامل ت ـ عظام که در آن جنین به صورت استخوان درآمده لکن هنوز گوشت روییده نشده است هشت صدم دیه کامل ث ـ جنینی که گوشت و استخوان بندی آن تمام شده ولی روح در آن دمیده نشده است یک دهم دیه کامل ج ـ دیه جنینی که روح در آن دمیده شده است اگر پسر باشد دیه کامل و اگر دختر باشد نصف آن و اگر مشتبه باشد سه چهارم دیه کامل

مشاهده ماده 716 قانون مجازات اسلامی

ماده 709 ـ جراحات سر و صورت و دیه آنها به ترتیب ذیل است: الف ـ حارصه: خراش پوست بدون آنکه خون جاری شود یک صدم دیه کامل ب ـ دامیه: جراحتی که اندکی وارد گوشت شود و همراه با جریان کم یا زیاد خون باشد دو صدم دیه کامل پ ـ متلاحمه: جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد سه صدم دیه کامل ت ـ سمحاق: جراحتی که به پوست نازک روی استخوان برسد چهار صدم دیه کامل ث ـ موضحه: جراحتی که پوست نازک روی استخوان را کنار بزند و استخوان را آشکار کند پنج صدم دیه کامل ج ـ هاشمه: جنایتی که موجب شکستگی استخوان شود گرچه جراحتی را تولید نکند ده صدم دیه کامل چ ـ منقله: جنایتی که درمان آن جز با جابه جا کردن استخوان میسر نباشد پانزده صدم دیه کامل ح ـ مامومه: جراحتی که به کیسه مغز برسد یک سوم دیه کامل خ ـ دامغه: صدمه یا جراحتی که کیسه مغز را پاره کند که علاوه بر دیه مامومه موجب ارش پاره شدن کیسه مغز نیز می باشد. تبصره 1 ـ جراحات گوش بینی لب زبان و داخل دهان در غیر مواردی که برای آن دیه معین شده است در حکم جراحات سر و صورت است. تبصره 2 ـ ملاک دیه در جراحت های مذکور مقدار نفوذ جراحت بوده و طول و عرض آن تاثیری در میزان دیه ندارد. تبصره 3 ـ جنایت بر گونه در صورتی که داخل دهان را نمایان نسازد موجب یک بیستم دیه کامل و اگر به نحوی باشد که داخل دهان را نمایان سازد موجب یک پنجم دیه کامل است. در این مورد چنانچه پس از بهبودی جراحت اثر و عیب فاحشی در صورت باقی بماند علاوه بر آن یک بیستم دیه دیگر نیز باید پرداخت شود. تبصره 4 ـ هرگاه جنایت موضحه صورت بعد از التیام اثری از خود بر جای بگذارد علاوه بر دیه موضحه یک هشتادم دیه کامل نیز ثابت است و هرگاه جنایت در حد موضحه نبوده و بعد از التیام اثری از آن باقی بماند علاوه بر دیه جنایت یک صدم دیه کامل نیز ثابت است و چنانچه جنایت شکافی در صورت ایجاد کند دیه آن هشت صدم دیه کامل است.

مشاهده ماده 709 قانون مجازات اسلامی

ماده 710 ـ هرگاه یکی از جراحت های مذکور در بندهای (الف) تا (ث) ماده (709) این قانون در غیر سر و صورت واقع شود در صورتی که آن عضو دارای دیه معین باشد دیه به حساب نسبت های فوق از دیه آن عضو تعیین می شود و اگر آن عضو دارای دیه معین نباشد ارش ثابت است. تبصره 1 ـ جراحات وارده به گردن در حکم جراحات بدن است. تبصره 2 ـ هرگاه هر یک از جراحت های مذکور در ماده (709) این قانون با یک ضربه به وجود آمده باشد که از حیث عمق متعدد باشد یک جراحت محسوب می شود و دیه جراحت بیشتر را دارد لکن اگر با چند ضربه ایجاد شود مانند اینکه با یک ضربه حارصه ایجاد شود و با ضربه دیگر آن جراحت به موضحه مبدل شود برای هر جراحت دیه مستقل ثابت است خواه مرتکب هر دو جنایت یک نفر خواه دو نفر باشد.

مشاهده ماده 710 قانون مجازات اسلامی

ماده 714 ـ دیه صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست می شود به شرح ذیل است: الف ـ سیاه شدن پوست صورت شش هزارم کبود شدن آن سه هزارم و سرخ شدن آن یک و نیم هزارم دیه کامل ب ـ تغییر رنگ پوست سایر اعضاء حسب مورد نصف مقادیر مذکور در بند (الف) تبصره 1 ـ در حکم مذکور فرقی بین اینکه عضو دارای دیه مقدر باشد یا نباشد نیست. همچنین فرقی بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقاء یا زوال اثر آن نمیباشد. تبصره 2 ـ در تغییر رنگ پوست سر ارش ثابت است.

مشاهده ماده 714 قانون مجازات اسلامی

ماده 653 ـ دیه شکستن هریک از دنده های محیط به قلب که از آن حفاظت می کند یک چهلم دیه کامل و دیه شکستن هر یک از دنده های دیگر یک صدم دیه کامل میباشد. تبصره ـ کندن دنده موجب ارش است.

مشاهده ماده 653 قانون مجازات اسلامی

ماده 622 ـ شکستن آن مقدار از دندان که نمایان است با بقای ریشه دیه همان دندان را دارد و اگر کسی بعد از شکستن مقدار مزبور ریشه را بکند خواه مرتکب کسی باشد که مقدار نمایان دندان را شکسته است یا دیگری ارش تعیین می شود. تبصره 1 ـ شکستن مقداری از قسمت نمایان دندان به همان نسبت دیه دارد. تبصره 2 ـ هرگاه قسمتی از دندان کنده شده در اثر جنایت یا عارضه ای قبلا از بین رفته باشد به همان نسبت از دیه دندان کاهش مییابد.

مشاهده ماده 622 قانون مجازات اسلامی

ماده 593 ـ شکستن استخوان بینی در صورتی که موجب فساد بینی و از بین رفتن آن شود دیه کامل دارد و چنانچه بدون عیب و نقص اصلاح شود موجب یک دهم دیه کامل و اگر با عیب و نقص بهبود پیدا کند موجب ارش است. در کج شدن بینی یا شکستن استخوان بینی که منجر به فساد آن نشود ارش ثابت می شود.

مشاهده ماده 593 قانون مجازات اسلامی

ماده 569 ـ دیه شکستن ترک برداشتن و خرد شدن استخوان هر عضو دارای دیه مقدر به شرح زیر است: الف ـ دیه شکستن استخوان هر عضو یک پنجم دیه آن عضو و اگر بدون عیب درمان شود چهار پنجم دیه شکستن آن است. ب ـ دیه خرد شدن استخوان هر عضو یک سوم دیه آن عضو و اگر بدون عیب درمان شود چهار پنجم دیه خرد شدن آن استخوان است. پ ـ دیه ترک برداشتن استخوان هر عضو چهار پنجم دیه شکستن آن عضو است. ت ـ دیه جراحتی که به استخوان نفوذ کند بدون آنکه موجب شکستگی آن گردد و نیز دیه موضحه آن یک چهارم دیه شکستگی آن عضو است.

مشاهده ماده 569 قانون مجازات اسلامی

ماده 37 ـ در صورت وجود یک یا چند جهت از جهات تخفیف دادگاه می تواند مجازات تعزیری را به نحوی که به حال متهم مناسب تر باشد به شرح ذیل تقلیل دهد یا تبدیل کند: الف ـ تقلیل حبس به میزان یک تا سه درجه ب ـ تبدیل مصادره اموال به جزای نقدی درجه یک تا چهار پ ـ تبدیل انفصال دائم به انفصال موقت به میزان پنج تا پانزده سال ت ـ تقلیل سایر مجازات های تعزیری به میزان یک یا دو درجه از همان نوع یا انواع دیگر

مشاهده ماده 37 قانون مجازات اسلامی

ماده 38 ـ جهات تخفیف عبارتند از: الف ـ گذشت شاکی یا مدعی خصوصی ب ـ همکاری موثر متهم در شناسایی شرکاء یا معاونان تحصیل ادله یا کشف اموال و اشیاء حاصله از جرم یا به کار رفته برای ارتکاب آن پ ـ اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب جرم از قبیل رفتار یا گفتار تحریک آمیز بزه دیده یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم ت ـ اعلام متهم قبل از تعقیب یا اقرار موثر وی در حین تحقیق و رسیدگی ث ـ ندامت حسن سابقه و یا وضع خاص متهم از قبیل کهولت یا بیماری ج ـ کوشش متهم به منظور تخفیف آثار جرم یا اقدام وی برای جبران زیان ناشی از آن چ ـ خفیف بودن زیان وارده به بزه دیده یا نتایج زیانبار جرم ح ـ مداخله ضعیف شریک یا معاون در وقوع جرم تبصره 1 ـ دادگاه مکلف است جهات تخفیف مجازات را در حکم خود قید کند. تبصره 2 ـ هرگاه نظیر جهات مندرج در این ماده در مواد خاصی پیش بینی شده باشد دادگاه نمی تواند به موجب همان جهات مجازات را دوباره تخفیف دهد.

مشاهده ماده 38 قانون مجازات اسلامی

ماده 68 ـ مرتکبان جرایم غیرعمدی به مجازات جایگزین حبس محکوم می گردند مگر اینکه مجازات قانونی جرم ارتکابی بیش از دو سال حبس باشد که در این صورت حکم به مجازات جایگزین حبس اختیاری است.

مشاهده ماده 68 قانون مجازات اسلامی

ماده 309 - هرگاه در تنظیم و نوشتن رای دادگاه سهو قلم رخ دهد مثل از قلم افتادن کلمه ای یا زیاد شدن آن و یا اشتباهی در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتی که از آن درخواست تجدیدنظر نشده دادگاه راسا یا به درخواست ذی نفع رای را تصحیح می نماید. رای تصحیحی به طرفین ابلاغ خواهد شد. تسلیم رونوشت رای اصلی بدون رونوشت رای تصحیحی ممنوع است. حکم دادگاه درقسمتی که مورد اشتباه نبوده درصورت قطعیت اجراء خواهد شد. تبصره 1 - در مواردی که اصل حکم یا قرار دادگاه قابل واخواهی یا تجدیدنظر یا فرجام است تصحیح آن نیز در مدت قانونی قابل واخواهی یا تجدیدنظر یا فرجام خواهد بود. تبصره 2 - چنانچه رای مورد تصحیح به واسطه واخواهی یا تجدیدنظر یا فرجام نقض گردد رای تصحیحی نیز از اعتبار خواهد افتاد.

مشاهده ماده 309 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM