محتویات پرونده حاکی است در تاریخ 1386/8/23 خانمی به هویت پ.ش. در روستای ت...شهرستان لردگان دچار سوختگی شدید شده است و مامورین انتظامی به شرح برگ 1 در تاریخ 1386/8/25 در محل حادثه حضور یافته و موضوع صورتجلسه شده است و حسب صورتجلسه مذکور موضوع خودسوزی بوده است و خانم مذکور که به بیمارستان در اصفهان منتقل شده بوده در تاریخ 1386/8/28 به علت شدت سوختگی فوت کرده است. آقای ح.ش. به شرح برگ های 3 و 36 و 37 از آقای و.الف. م. که خواستگار متوفی بوده و مدتی با او ارتباط داشته است شکایت کرده و مدعی شده است نامبرده اقدام به آتش زدن دخترم کرده است اما در این خصوص شاهدی نداریم و حادثه ساعت 10 شب و در کوچه بوده است و کسی حضور نداشته است و اظهارات ما براساس اظهارات دخترم می باشد که در بیمارستان است. خانم م.گ. ش. مادر متوفی به شرح برگ های 11 و 28 و 29 همین موضوع را به نقل از متوفی مطرح کرده است و شهود خود را خانم ها م.ش. ا.ش. و ن.ع. و آقایان م.ح. و س.ف. معرفی کرده است. خانم م.ش. خواهر متوفی به شرح برگ 12 اظهار داشته من عینا مشاهده کردم که متهم خواهرم را آتش زد اما در برگ های 32 و 33 اظهار داشته من زمان آتش زدن حضور نداشتم. خانم ا.ش. خواهر متهم به شرح برگ های 13 و 78 و 79 اظهار داشته متوفی در بیمارستان گفت متهم مرا آتش زده است و حتی آثار سوختگی البسه با کف پا تا پشت منزل متهم وجود داشت و دکتر گفت پشت کمرش بیشتر سوخته و احتمالا عمدی است و خواهرم به من گفت متهم یک ماه قبل از سوختگی به من تجاوز کرده است. آقای م.ح. شوهر خواهر متوفی به شرح برگ های 14 و 34 و 35 اظهار داشته و.الف. م. و برادرش ر. جلو منزل خودشان بودند و در فاصله 7 متری دختر و پسر در حال حرف زدن بودند یکباره مشاهده کردم دختر از پشت سر آتش گرفته و خود و.الف. به طرف دختر آمد به کمک وی پیراهن او را بیرون کشید و اقدام به فرار کرد حاضرم قسم بخورم که و.الف. م. او را سوزانده است. آقای س.ف. داماد شاکی به شرح برگ های 15 و 30 و 31 اظهار داشته در مسیر اعزام به بیمارستان و نیز در بیمارستان متوفی می گفت و.الف. مرا آتش زد. خانم ن.ع. دختر خواهر متوفی به شرح برگ 16 اظهار داشته متوفی و متهم در مورد موضوع ازدواج جرو بحث کردند و متهم متوفی را تهدید کرد و من مشاهده کردم که متهم متوفی را آتش زد اما در برگ 36 اظهار داشته من شاهد آتش زدن نبوده ام. آقای ر.م. برادر متهم به شرح برگ های 51 و 112 اظهار داشته آن شب ما مهمان داشتیم و آقای س. خ. منزل ما مهمان بود با شنیدن سرو صدا رفتم بیرون و خواهر متوفی به نام م. ج. گفت می خواسته نفت در چراغ کند آتش گرفته است و برادر دیگر متهم به نام ح. نیز به شرح برگ 113 مطالب مشابهی بیان کرده است. خانم ت. م. همسر پسر عموی متوفی به شرح برگ 52 اظهار داشته من به بیمارستان رفتم اما به جزداد و فریاد و گریه چیزی از متوفی نشنیدم. متهم و.الف. م. 21 ساله به شرح برگ های 53 و 54 ضمن انکار موضوع اظهار داشته من در زمان حادثه در منزل بودم بعد از آتش سوزی با پدرم بیرون آمدم از تمام مملکت ف... در مورد این خانواده تحقیق کنید که چطور خانواده ای هستند و به من تهمت می زنند وقتی من بیرون آمدم شخصی به نام خ. که تیرچه بلوکی دارد گفت چراغ آتش گرفته است شهود از بستگان متوفی هستند و ما دو سال با خانواده ایشان رابطه داشتم من این دختر را می خواستم و قصد داشتم او را عقد کنم اما موقعیت آن را نداشتم. پزشکی قانونی استان اصفهان به شرح برگ های 18 و 19 در تاریخ 1386/8/30 از جسد متوفی معاینه کرده و چنین اعلام نظر نموده است :«.... در معاینه قفسه سینه و شکم و خلف تنه سوختگی کامل درجه سوم مشهود است ولی آثار جرح و شکستگی مشهود و ملموس نیست و بررسی آثار ضرب نیز به دلیل سوختگی مقدور نیست (سوختگی 36 درصد سطح بدن ) در معاینه اندام های فوقانی سوختگی کامل درجه دوم و سوم از شانه تا نوک انگشتان مشهود است (18 درصد سطح بدن).. .. در معاینه اندام های تحتانی و لگن در نواحی لگن و قدام و خلف رانها و خلف ساقها به طور کامل و دو سوم فوقانی قدام ساقها سوختگی درجه دوم و سوم همراه با کندگی لایه سطحی پوست مشهود است ولی یک سوم تحتانی قدام ساقها و کف و روی پاها سوختگی ندارد ( 30 درصد سطح بدن ).. .. ناحیه تناسلی و مقعد سوختگی درجه اول دارد ( یک درصد سطح بدن).. . پرده بکارت محو شدگی ناحیه ساعت 4 تا 8 دارد که بیش از سه هفته قبل از فوت ایجاد شده و تعیین زمان دقیق ازاله بکارت مقدور نیست.. .. داخل نای و حنجره مملو از مایع کف آلود بی رنگ است.. . حفرات مملو از حدود یک لیتر مایع شفاف در هر طرف می باشد.. .. حفرات قلب محتوی خون لخته و چربی جوجه chicken fat می باشد. حفره شکم باز شد. داخل صفاق محتوی حدود یک لیتر مایع زرد شفاف است.. .. رحم سایز کوچک دارد و در برش فاقد جنین و جسم خارجی است. با توجه به یافته های فوق علت فوت سوختگی شدید (85 درصد سطح بدن) و عوارض ناشی از آن تعیین و جواز دفن به نام وی صادر شد» ضمنا در نظریه مذکور هیچ آثاری از ضرب وجرح و شکستگی و در رفتگی اعضاء مختلف گزارش نشده است. به شرح برگ های 88 و 96 دست نوشته ای منتسب به متوفی ضمیمه پرونده شده است که اجمالا ذکر شده دلیل این کار غیرانسانی را توضیح می دهم و تقاضا کرده کسی که باعث این کار شده است را قصاص کنند و پسر همسایه از سه سال قبل از من درخواست ازدواج کرد و مرا مورد اذیت و آزار قرار داد اما به وعده های خود عمل نکرد و نجابت مرا لکه دار کرد. آقای ا. ه. و ح. همگی م. برادران متهم به شرح برگ های 114 تا 116 اظهار داشته اند در زمان آتش سوزی حضور نداشته و بعدا موضوع را شنیده اند. متهم و.الف. م. به شرح برگ های 117 و 118 در پلیس آگاهی مرتکب موضوع اتهام شده است و اظهار داشته نامه مکشوفه را کارشناسی کنید اگر به خط متوفی بود قبول دارم. آقای غ. (س.) خ. به شرح برگ های 155 و 156 شهادت داده اند که در شب حادثه در منزل آقای ن. م. پدر متهم مهمان بوده است و فرزندان و از جمله متهم در منزل بودند و متهم از نیم ساعت قبل از حادثه در منزل بود و به پذیرایی مشغول بود و بعد از حادثه و ایجاد سرو صدا می گفتند پیک نیک آتش گرفته و با چراغ آتش گرفته است. ضمنا برگ های 160 تا 179 در پرونده موجود پشت احتمالا به علت اشتباه در شماره گذاری بعد از 159 عدد 180 ذکر شده است. آقای ب.ص. به شرح برگ 204 اظهار داشته آقای خ.ر. صاحب خودرو نیسان مهمان من بوده و آقای م. ح. داماد ح.ش. آمد گفت پ.ش. به علت نشست گاز و ترکیدگی پیک نیک آتش گرفته است و خ. متوفی را به بیمارستان برد به شرح برگ های 205 تا 207 بازسازی صحنه با حضور قاضی محترم دادگاه بخش انجام شده است و در این مرحله آقای م.ح. شوهر خواهر متوفی اعلام کرده است در فاصله 24 متری متهم و.الف. م. را در حال فرار مشاهده کرده است. پزشکی قانونی استان اصفهان با توجه به استعلام انجام شده در نظریه تکمیلی موضوع برگ 208 چنین اعلام نظر کرده است :«.. .. در مورد سوال 1- تشخیص خودسوزی یا دیگر سوزی از روی نحوه سوختگی بدن مقدور نیست و افتراق آنها نیازمند تحقیقات قضایی است. در مورد سوال دوم : می توان گفت که سوختگی ناشی از نفت و گازوییل و بنزین و مواد مشابه آنها از نوع سوختگی های خشک می باشد ولی افتراق نوع ماده آتش زا از روی شکل و شدت سوختگی مقدور نیست. شروع سوختگی از پشت یا قدام بدن نیز قابل افتراق نیست به خصوص که سوختگی بدن متوفیه با درصد بالا به طور تقریبا مساوی در قدام وخلف بدن می باشد. قسمت های خلف تنه و قدام سینه و شکم و اندام های فوقانی و رانها و دو سوم فوقانی و یک سوم تحتانی خلف ساقها سوختگی دارد و تنها یک سوم تحتانی قدام ساقها فاقد سوختگی می باشد لذا مجموع سوختگی های خلف تنه 43 درصد در مجموع سوختگی های قدام تنه 41 درصد و ناحیه تناسلی یک درصد سطح بدن را شامل می شود. در خصوص رنگ و حجم ریه ها لازم به ذکر است که در سوختگی های شدید به دلیل اختلالات الکترولیت های خون مایع بیش از حد در همه نسوج و حفرات از جمله ریه ها تجمع می باشد که برای شرایط متوفی نیز قابل قبول و ناشی از سوختگی شدید می باشد.. ..» جانشین بازپرس و رییس دادگاه عمومی بخش ف... (شهرستان لردگان استان چهار محال وبختیاری ) در نهایت به موجب دادنامه شماره 87/798 (کلاسه پرونده 86/817 ک) مورخ 1387/10/21 در مورد موضوع فوت متوفی با احراز خودسوزی و اینکه با توجه به انکار متهم و سایر قراین و امارات موجود در پرونده بزهکاری نامبرده محرز نیست قرار منع تعقیب صادر کرده و قرار صادره را قابل اعتراض در دادگاه صالحه اعلام کرده است و در مورد اتهام آقای و.الف. م. دایر بر رابطه نامشروع با متوفی به لحاظ فقد دلیل حکم برایت صادر کرده است و در مورد اتهام فوق دایر بر رابطه نامشروع با توجه به فوت وی قرار موقوفی تعقیب صادر کرده و آراء اخیر (برایت و موقوفی تعقیب ) را قابل تجدید نظر در محاکم تجدید نظر استان چهار محال و بختیاری اعلام کرده است. دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان لردگان با قرار منع تعقیب موافقت کرده و پس از اعتراض اولیاءدم نسبت به قرار منع تعقیب پرونده به دادگاه کیفری استان ارسال شده است و دادگاه مذکور به موجب دادنامه شماره 88/19 مورخ 1388/2/14 رسیدگی به موضوع را در صلاحیت دادگاه عمومی شهرستان لردگان دانسته است و در نهایت شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی لردگان به موجب دادنامه شماره 88/760 مورخ 1378/4/20 قرار منع تعقیب صادره را تایید کرده است. پس از تایید قرار منع تعقیب و متعاقب اظهار نظر کمیسیون استانی و کشوری موضوع ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب به شرح برگ های 260 تا 265 و به این استدلال « با توجه به اظهارات برخی از مطلعین از جمله س.ف. به شرح منعکس در صفحات 30 و 31 و م.ح. به شرح منعکس در صفحات 34 و 35 و اظهارات دیگر مطلعین وخصوصا با توجه به ارتباط نامشروع متهم با مرحومه که متهم به شرح منعکس در صفحه 53 آن را تکذیب نکرده است و نظریه پزشکی قانونی مبنی بر ازاله بکارت از مرحومه در دو هفته قبل از فوت و دیگر قراین و شواهد و اهمیت موضوع و حرمت دماء مسلمین ضرورت داشته دادگاه محترم تحقیقات محسوس و غیرمحسوس بیشتری را پیرامون موضوع معمول می داشت» ریاست محترم قوه قضاییه رای صادره را خلاف بین شرع تشخیص داده و رسیدگی به دادگاه هم عرض ارجاع شده است شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی لردگان به شرح برگ های 286 تا 294 در جلسه دادرسی مورخ 1390/6/22 که با حضور شهود اولیاءدم و وکیل آنان آقای م.ا. برگزار شده از شهود تحقیق کرده است خانم م. ش. خواهر متوفی اجمالا اظهار داشته متهم خواهر مرا می خواست پدرش مخالف بود بارها گفته بود بیا با هم فرار کنیم آن شب حدود ساعت 7 با خواهرم درگیر شد و یک سیلی به او زد خواهرم اعتراض کرد گفت می آیم به پدرت می گویم و.الف. م. گفت اگر به پدرم چیزی بگویی تو را آتش می زنم و بعد از آن خواهرم رفت موضوع را به پدر و.الف. بگوید که او هم خواهرم را آتش زد. من با توجه به صدای خواهرم متوجه شدم آتش گرفته است وقتی رسیدم به من گفت و.الف. مرا آتش زده است و من وقتی وارد کوچه شدم غیر از مرحومه کسی را ندیدم و متهم را نیز ندیدم و اصلا متوجه کسی نشدم اگر بود خودش را نشان می داد و وقتی خواهرم را آوردیم داخل حیاط و.الف. را دیدم که ایستاده بود به ما نگاه می کرد و سپس در مورد تعارض اظهاراتش با مطالبی که قبلا گفته نیز در پاسخ به سوال دادگاه توضیح داده است. آقای م.ح. نیز اجمالا اظهار داشته پس از شنیدن سروصدا من از منزل پدر متوفی خارج شدم و متوجه آتش گرفتن یک نفر شدم و در آن زمان متهم و برادرش ر. آنجا ایستاده بودند و چون شخصی که آتش گرفته بود در حال فرار به طرف منزل پدر خانم می بود فهمیدم که او خواهر زن خود من است در آن زمان ر. م. روی دیوار ایستاده بود و و.الف. هم درب حیاط ایستاده بود و وقتی من به طرف مرحومه آمدم دیدم آن دو نفر در حال فرار هستند. متوفی به من نگفت چه کسی او را آتش زده است در مورد اینکه قبلا گفته متوفی به او گفته متهم او را آتش زده است اظهار داشته نمی دانم شاید اگر هم باشد تلفنی کسی به من چیزی گفته باشد. خانم ن.ع. دختر خواهر متوفی نیز اجمالا اظهار داشته متهم و متوفی از قبل با هم رابطه جنسی داشتند متوفی به متهم گفت می روم به مادرت می گویم که این عمل را انجام داده ای متهم با دست به بینی متوفی زد و یک دبه نفت آنجا بود برداشت روی خاله من ریخت و از بینی متوفی هم خون آمد و متوفی به طرف منزل متهم رفت متهم هم پشت سر او رفت و قصد داشت مانع او شود و من تا جلو کوچه رفتم بعد برگشتم چون مرحومه از من خواست دنبال آنها نروم و وقتی رفتم داخل متوجه سرو صدا شدم وقتی با آقای ح. و مادرم رفتیم دیدم لباسهای او سوخته است و وقتی خاله ام به بیمارستان منتقل شد تلفنی به من گفت و.الف. مرا آتش زده است از وی سوال شده چرا در تاریخ 1386/9/17 جریان را به این صورت نقل نکردید که اظهار داشته واقعیت این است که الان می گویم و نمی دانم چرا قبلا نگفتم. آقای س.ف. نیز در تحقیقات بدون تاریخ موضوع برگ 306 اجمالا اعلام کرده است من پس از شنیدن سرو صدا از منزل خارج شدم و دیدم متوفی در حال سوختن است و او را خاموش کردم ولی ندیدم چه کسی او را آتش زد اما در مسیر انتقال به بیمارستان و نیز در بیمارستان به من گفت که و.الف. مرا آتش زد. کارشناس رسمی دادگستری به شرح برگ 334 در خصوص دست نوشته منتسب به متوفی چنین اعلام نظر کرده است که جهت بررسی موضوع از وکیل اولیاءدم تقاضای اسناد مسلم و مصور متوفی شده است که دو برگ دست نویس ارایه کرده اند که نمی توان آنها را مسلم الصدور دانست اما این دو برگ و دست نوشته موضوع برگ 88 دارای تشابه بوده و همگی توسط فرد واحد تحریر شده است. در نهایت شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی لردگان به موجب دادنامه شماره 92/762 مورخ 1392/7/4 به استناد تحقیقات انجام گرفته و اینکه قرار منع تعقیب مخدوش است و بدون استدلال در مورد علت مخدوش بودن قرار منع تعقیب قرار مذکور و رای دادگاه قبلی در مورد تایید قرار منع تعقیب را نقض کرده و پرونده را جهت انجام تحقیقات تکمیلی و صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه بخش ف... ارسال کرده است. دادگاه عمومی بخش ف... به شرح برگ های 398 تا 408 در تاریخ 1393/7/1 از شهود خانم م.ش. خواهر متوفی ن.ع. دختر خواهر متوفی ا.ش. خواهر متوفی تحقیق کرده است که عمدتا مطالب قبلی را تکرار کرده اند و وکیل اولیاءدم آقای خ. م. با توجه به قراین و امارات موجود یعنی 1- درگیری و تهدید به آتش سوزی 2- وجود چند بشکه نفت در منزل متهم 3- آتش سوزی از ناحیه پشت متوفی 4- اظهارات شهود به نقل قول از متوفی 5- فرار متهم به هنگام حادثه 6- دستخط متوفی و اظهار نظر کارشناس مبنی بر تعلق آن به متوفی 7- اظهارات متعارض گواهان متهم 8- بازسازی صحنه و مطابقت با حادثه و اظهارات گواهان تقاضای رسیدگی به اتهام قتل عمد را مطرح کرده است. متهم و.الف. م. نیز اظهار داشته در روز حادثه من متوفی را ندیدم و با او صحبت نکرده ام و در زمان حادثه من در منزل بودم و مهمان داشتیم و پس از شنیدن سرو صدا بیرون رفتیم و متوجه خودسوزی متوفی شدم. حسب گواهی حصروراثت موضوع برگ 416 آقای ح.ش. پدر متوفی در تاریخ 1392/4/27 فوت کرده است و
ورثه وی عبارتند از 1- خانم م.گ. ش.ر. (همسر متوفی) و نیز فرزندان متوفی به اسامی :2- خانم ج.ش. 3- ت. ش. 4- پ.ش. 5- ا.ش. 6- م.ش. 7- پ.ش. 8- ط.ش. 9- ی.ش. 10- ف.ش. 11- ق.ش. (در ردیف 7 خانم پ.ش. متوفی است که اسم وی اشتباها جزء
ورثه ذکر شده است. عضو ممیز) آقای م.ا. از وکالت اولیاءدم استعفا کرده است (برگ 418). دادگاه عمومی بخش ف... در تاریخ 1393/9/10 به شرح برگ های *** تا 450 از آقایان س.ف. و م.ح. و غ. (س.) خ. و برات ق.ص. و خ. آ. و ر. م. و وکیل اولیاءدم و متهم و وکیل وی تحقیق کرده است که در این جلسه نفراتی که قبلا از آنها تحقیق شده است عمدتا مطالب قبل را تکرار کرده اند و اجمالا اینکه آقای س.ف. اظهار داشته پس از حادثه متوفی می گفت و.الف. م. اقدام به آتش زدن من کرده است اما در آن مرحله در طول این مدت که من آنجا بودم و.الف. م. را ندیدم و در بیمارستان متوفی از روابط خود با م. اظهار پشیمانی می کرد اما در خصوص علت اصلی آتش سوزی صحبت نکرد. آقای م.ح. نیز اظهار داشته متوفی به من گفت چرا حرف شما را گوش ندادم و قصاص من را بگیرید ولی اسمی از آقای و.الف. م. نیاورد و من در آن زمان قبل از دیدن خانم پ.ش. آقای م. را ندیدم و در مورد درگیری آنها نیز نشنیدم. آقای غ.خ. اظهار داشته وقتی صدای داد و فریاد آمد و.الف. م. در حال جمع کردن سفره بود و بعد با بردارش ر. م. و پدر و مادرش بیرون رفتند آقای ب.ص. نیز اظهار داشته من همسایه طرفین هستم آقای م.ح. به منزل من آمد و گفت گاز نشت کرده و پیک نیک منفجر شده است و پ. ش. آتش گرفته است اما من صدای ترکیدن پیک نیک را نشنیدم. آقای خ. ا. اظهار داشته پس از شنیدن صدای داد و فریاد آقای م.ح. گفت پیک نیک منفجر شده است و دختر (پ.) آتش گرفته است و من متوفی را به بهداری بردم به اتفاق م. و چند خانم و در راه هیچ صحبتی از طرف من یا ح. یا دختر (متوفی) نشد و اگر حرفی زده می شد من می شنیدم و ضمنا من صدای انفجار پیک نیک را نشنیدم. ر. م. مفادا حرفهای غ.خ. که مهمان آنها بوده را تکرار کرده است. وکیل اولیاء دم اظهار داشته فقط از متهم سوال دارم که چرا پس از حادثه متواری شده و به منزل برنگشته است. متهم اظهار داشته من تا بهداری رفتم و برگشتم و وقتی برگشتم اهالی منزل خوابیده بودند و گناهی مرتکب نشده ام. وکیل متهم نیز اظهار داشته هیچ یک از شهود اظهاری دال بر این که موکل مرتکب جرمی شده باشد نکرده اند و همگی حضور خود را بعد از وقوع حادثه اعلام می کنند. دادگاه عمومی بخش (جانشین بازپرس) به شرح دادنامه شماره 93/1492 مورخ 1393/9/28 به لحاظ تعارض اظهارات شهود اولیاء دم و تعارض اظهارات آنان در مراحل مختلف و نیز با توجه به اظهارات شهود متهم به لحاظ فقد دلیل مجددا قرار منع تعقیب صادر کرده است. اما دادستان با توجه به اظهارات شهود و نظریه کارشناس خط و نظریه پزشکی قانونی و اظهارات خود مقتول عقیده به تحقق لوث داشته است و جانشین بازپرس با توجه به اینکه شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی قبلا قرار منع تعقیب را نقض نموده است از قرار منع تعقیب عدول کرده است و پس از تفهیم اتهام قتل عمدی به متهم و اخذ آخرین دفاع قرار وثیقه به میزان دو میلیارد ریال صادر کرده است و با توجه به اینکه دادستان در اظهار نظر خود به بازداشت موقت داشته است به جهت تحقق اختلاف شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی لردگان نظر دادستان را تایید کرده است و در نهایت در مورد اتهام متهم قرار مجرمیت صادر نموده و دادستان نقایص را ذکر کرده است و در این راستا جانشین بازپرس ضمن اخذ اسناد هویتی اولیاءدم خواسته آنان را استماع کرده است و تعداد نفر از اولیاء دم به اسامی 1- ت.ش. 2- ف.ش. 3- ط.ش. 4- پ.ش. 5- م.گ. ش.ر. 6- ا.ش. 7- ج.. 8- م.ش. تقاضای قصاص کرده اند اما آقای ق. ش.ر. ( ش. ) یکی از برادران متوفی به شرح برگ 513 اظهار داشته من نسبت به آقای م. هیچ ادعایی ندارم و هیچ شکایتی ندارم و نه خواهان دیه هستم و نه خواهان قصاص و برادر دیگر متوفی به نام ی.ش. نیز با وجود ابلاغ واقعی اخطاریه از حضور خودداری کرده است و در نهایت به شرح برگ 517 در مورد اتهام متهم و.الف. م. دایر بر قتل عمدی کیفرخواست صادر شده و پرونده در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان چهار محال و بختیاری مطرح شده است. جلسه دادرسی دادگاه در تاریخ 1394/3/27 با حضور نماینده دادستان اولیاءدم (1- م.گ. ش.ر. 2- ج.ش. 3- ت.ش. 4- م.ش. 5- ط.ش. 6- ف.ش. ) متهم و.الف. م. و وکیل انتخابی وی آقای م.الف. م. تشکیل شده است و سایر اولیاءدم حضور نداشته اند. خانم م.گ. ش. مادر متوفی از متهم شکایت و تقاضای مجازات قانونی کرده است و با وجود تذکر دادگاه در مورد نوع خواسته اظهار داشته هر گونه مجازاتی که دادگاه و قانون صلاح بداند و سایر اولیاءدم حاضر تقاضای قصاص کرده اند. شهود آقای م.. خانم ن.ع. اظهارات قبلی خود را تکرار کرده اند. متهم منکر اتهام انتسابی شده است و اظهار داشته آن روز به خانه خواهر متوفی به نام م. نیز نرفته است و روز قبل از حادثه منزل وی رفتم و من خواستگار متوفی بودم و رابطه ما هم خیلی خوب بود و مشکلی نداشتیم و مشاجره ای بین ما واقع نشده است. وکیل متهم اظهار داشته عمده دلایل نقض قرار منع تعقیب در مرحله اعمال ماده 18 اظهارات آقایان س.ف. و م.ح. و خانم ن.ع. بوده است که دو نفر از آنان امروز اظهارات خود را مطرح کردند و اظهارات شهود مذکور عمدتا ناظر بر مرحله بعد ازآتش سوزی می باشد ضمن اینکه اظهارات آنان در مراحل مختلف تعارض دارد و در اصل وقوع قتل تردید وجود دارد و دلیل مقنن علیه موکل ارایه نشده است. در ادامه دادگاه به اولیاء دم تفهیم کرده است که با توجه به ماده 315
قانون مجازات اسلامی و در اجرای قاعده « البینه علی المدعی و ا لیمین علی من انکر» می توانید از متهم درخواست نمایید برای اثبات بی گناهی خود سوگند یاد کند ( در جریان رسیدگی خانم پ.ش. خواهر متوفی نیز وارد دادگاه شده است ) که به اتفاق اظهار داشته اند حاضر نیستیم متهم قسم بخورد و دادگاه با اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره 94/370 مورخ 1394/3/28 به اتفاق آراء پس از ذکر یک مقدمه ماوقع و دلایل موجود در پرونده را مورد ارزیابی قرار داده و چنین رای صادر کرده است :«.. . در ما نحن فیه مدعای شکات متکی به اظهارات خانم ها 1- م.ش. (احد از مدعیان) 2- ن.ع. فرزند ج. ( فرزند شاکیه م.ش. ) و آقایان 3- م.ح. فرزند ع. 4- س.ف. فرزند ب. ( هر دو همسر شکات پرونده ) بوده که در مطالب ابرازی گواهان به موضوعاتی چون : درگیری متهم با متوفیه ساعاتی قبل از سوختن مشارالیها تهدید به آتش کشیدن قربانی قبل از ماجرا استقرار متهم و برادر وی در داخل کوچه هنگام سوختن متوفیه و معرفی جانی توسط مجنی علیها اشاره شده است. در مقابل متهم در کلیه مراحل رسیدگی اعم از تحقیقات مقدماتی و دادرسی و نزد بازجویان متعدد انتظامی و قضایی ضمن انکار مجدانه ی اتهام هرگونه ایفای نقش در فرایند آتش سوزی و مرگ متوفیه را قویا تکذیب و حضور در منزل م. در آن روز را ادعایی گزاف و کذب توصیف نموده و این در شرایطی است که :1-اولین حضور ضابطین در روستا راجع به واقعه مربوط به 1386/8/25 ( دو روز بعد) بوده و تحقیقات محلی از اهالی صریحا دلالت بر «خودسوزی متوفیه » داشته و به شرح صورتجلسه ی تنظیمی هنگام تحقیق از پدر و خواهران متوفیه هرگز از مداخله یا مباشرت متهم در سوزندان پ.ش. اندک صحبتی به میان نیامده و صرفا از نامبرده به سبب ایجاد آزردگی خاطر در پ.ش. با به هم زدن نامزدی و سوابق عدیده متهم در اغفال دختران و تلویحا به عنوان مسبب وقایع آن شب اعلام شکایت شده است. 2- موضوع سوزندان عمدی متوفیه توسط متهم ابتدا در 1386/8/28 ( پنج روز بعد از واقعه ) مطرح و مدعی (پدر پ. ش. ) صریحا اذعان نموده در آن زمان کسی در کوچه حضور نداشته و جنایت را مشاهده نکرده و ادعا صرفا براساس اظهارات مصدوم در بیمارستان اقامه گردیده است. ( برگ 3 پرونده ) شکایت راجع به قتل عمد نیز در 1386/9/5 به دادگاه بخش ف... تقدیم و در این مقطع به مشاهدات چند گواه از بستگان متوفیه استناد شده است. 3- اظهارات شهود پیشگفت صرف نظر از نسبت خویشاوندی نزدیک و شایبه ی جدی جانبداری در هر مرحله متناقض با مقطع قبلی بیان شده همچنانکه در تعارض با دیگری قرار دارد در بررسی مطالب ابرازی در هر بازجویی چندین فقره تناقض گویی غیرقابل اغماض از حیث مشاهده ی شرایط و مختصات محل موقعیت متهم و برادر وی واکنش مشارالیهما در قبال ماجرا تقدم و تاخر حضور هر یک از گواهان داخل کوچه و.. . الخ وجود دارد. گواهان که در بدایت امر مدعی مشاهده ی صحنه به آتش کشیده شدن متوفیه توسط متهم بوده اند (اوراق 12 و 16 پرونده ) و صحنه های بدیعی چون کمک به قربانی و بیرون کشیدن پیراهن از تن مصدوم در حین سوختن (برگ 14) و ریختن نفت داخل دبه و ظرف روی قربانی داخل منزل م.ش. (برگ 293) را دیده اند در ادامه روایت دیگری از واقعه ارایه و متفقا به عدم رویت نحوه ی آتش گرفتن لباس متوفیه و چگونگی وقوع آتش سوزی اذعان نموده اند. در مقابل اظهارات شهودی چون 1- خانم ت. م. فرزند م. (برگ 52) 2-غ.خ. فرزند ع. ( صفحات 155 و 444) 3- ب.ص. فرزند ج.( برگ 446) 4- خ.ا. فرزند ک. (برگ 447) مفادا در تعارض با اظهارات گواهان شکات قرار دارد. وانگهی با فرض مشاهده ی مداخله ی متهم در واقعه توسط شهود و سوزندان عمدی متوفیه توسط وی عدم مداخله ی خانواده و بستگان قربانی در آن شب و مراجعه ی با تاخیر (12 روزه) به قانون وعدم اشاره به موضوع مزبور در تحقیقات 1386/8/25 ضابطین منطقی و باور پذیر نیست. 4-صرف اشاره مصدوم در آمبولانس یا بیمارستان به نام متهم به عنوان شخص جانی و عامل در وقوع صدمات واجد حجیت و ارزش اثباتی نمی باشد و چه بسا کینه و عداوت ناشی از موضوع عهد شکنی مخاطب در موضوع ازدواج انگیزه ی چنین ادعایی می شود. همچنین دست نوشته ی مکشوفه منتسب به متوفیه (اوراق 88 و 96) ومطالب مندرج در آن نه تنها موید وقوع جرم علیه تمامیت جسمانی کاتب و انتساب آن به فعل مشتکی عنه نبوده بلکه برعکس خود به روشنی نشانگر سبق تصمیم و عزم قبلی متوفیه به خودکشی و سلب حیات از خویش دارد. زیرا اطلاع قبلی نویسنده از اقدام متهم در شب واقعه و پیشدستی در تحریر سطور با موضوع تحریک اطرافیان و مقاصد و مکانات طرف امری کاملا بعید و ناممکن است. همچنانکه موارد اشاره و ادعا شده در نامه گویای بروز شرایطی بین طرفین موجد احساس غبن و.. .سرشکستگی در متوفیه و تصمیم شخصی به انجام اقدامی خطیر و مهلک ( و به تعبیر مشارالیها غیر انسانی ) می باشد.5-مطابق مندرجات متون علمی پزشکی قانونی و تجربه ی حاصله از پرونده های مشابه مطروحه سوختگی معمولا با روش « خودسوزی» تحقق می یابد و سوزندان عمدی شخص زنده و هوشیار بدون انقیاد مخاطب و سلب امکان عکس العمل غریزی وی نسبت به خطر متصور نیست. خاصه آنکه سوخت مورد اشتعال نفت باشد. این در شرایطی است که مطابق گزارش معاینه جسد هیچگونه آثار
ضرب و جرح یا شکستگی و در رفتگی در بدن مرحوم مشاهده نشده و دلیلی بر بستن دست و پای مشارالیها برای احراق عمدی در پرونده ملحوظ نبوده و اظهارات شهود حکایت از حرکت آزادانه فرد مصدوم داخل کوچه دارد. لهذا در مانحن فیه وقوع «قتل عمدی» ناشی از سوزندان عمدی متوفیه با شبهات اساس مواجه و در عین حال انتساب واقعه به فعل متهم متکی به ادله اثباتی لازم و حجت شرعی و قانونی معتبر نیست. همچانکه برخلاف عقیده دادستان محترم شهرستان مربوطه «ظن آور» و مشمول قواعد«لوث»نیز نمی باشد. این مرجع در راستای اجرای ماده 315
قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/2/1 و رعایت قاعده « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» حق مطالبه سوگند از متهم را در جلسه ی دادرسی چهار شنبه مورخه ی 1394/3/27 به شکات تفهیم نموده که آنان حاضر و قایل بدان نشده اند. هر چند ضمانت اجرای عدم مطالبه قسم از متهم در
قانون مجازات اسلامی قدیم و جدید مسکوت مانده و اگرچه سکوت مقنن موجب استفتاء مورخه ی 1371/11/14رییس محترم وقت دیوان عالی کشور گردیده و « توقف دعوی » به عنوان حکم مقتضی در موضوع مطرح شده است لکن دادگاه متوقف نمودن رسیدگی در این فرض (موضوع مادتین 315 و 484
قانون مجازات اسلامی ) و بلاتکلیف نمودن اصحاب پرونده در مهم ترین پرونده های جنایی مطروحه در محاکم کیفری را علی رغم غلبه ی وجه حق الناسی آن با وظیفه ی حیاتی و اساسی محکمه در فصل خصومت و اصدار حکم مغایر می داند. مضافا ماده 178 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری اثر و نقش «سوگند» در فرایند دادرسی کیفری را صرفا به نحوی ایجابی و اثباتی و در عین حال محدود (موثر در اثبات دعوا یا فعل خصومت) مورد پذیرش قرار داده است. بدین سبب توقف دعوی هرگز متضمن آن نبوده و آثار قانونی مترتب بر این وقفه روشن نیست همچانکه موجب سرگردانی موجب سرگردانی طرفین و رکود پرونده خواهد شد. در نتیجه به لحاظ فقدان دلیل معتبر موجد حصول اقناع وجدانی بر وقوع بزه « قتل عمد» و انتساب آن به فعل متهم مستند به مادتین 120 و 121
قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و اصل 37 قانون اساسی حکم بر برایت صادر و اعلام می گردد. این رای حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در دیوان محترم عالی کشور می باشد ».رای صادره در تاریخ 1394/5/4 به خانم ها ط. ج. ا. ت. پ. م. همگی ش. و خانم م.گ. ش.ر. و آقای ف.ش. ابلاغ شده است و در تاریخ 1394/3/31 نیز به دادستان ابلاغ شده است. خانم م.گ. ش. مادر متوفی به شرح لایحه شماره 94/35 مورخ 1394/5/22 فرجام خواهی کرده است و در ادامه خانم ف. ج. به عنوان وکیل خانم م.گ. ش. اعلام وکالت کرده و لایحه تکمیلی به شماره 94/110 مورخ 1394/6/4 تقدیم کرده است اما سایر اولیاءدم و دادستان فرجام خواهی نکرده اند پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرایت گزارش آقای حمید دلیر عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و لایحه فرجام خواهی و نظریه کتبی جناب آقای دکتر احمد رفیعی دادیار محترم دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر : «با توجه به جهات و قراین و امارات موجود در پرونده و صرف نظر از نقایص تحقیقاتی در پرونده به نظر می رسد شرایط به گونه ای است که افاده لوث می نماید لذا تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را دارم » در مورد دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهند: