رای قضایی شماره 9309970909900392

رای قضایی شماره 9309970909900392

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909900392


شماره دادنامه قطعی:
9309970909900392

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/09/16

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
رابطه بذل تمام مهریه با تحقق عسر و حرج

پیام رای:
بذل تمام یا قسمت عمده مهریه می تواند عرفا اماره بر عسر و حرج زوجه تلقی شود.

رای خلاصه جریان پرونده
بر حسب محتویات پرونده س.غ. با وکالت آقای ع.ج. به طرفیت ع.الف. دادخواست به خواسته صدور رای مبنی بر گواهی عدم امکان سازش(طلاق) به علت عدم پرداخت نفقه و نیز سوء رفتار به دادگاه عمومی شهرری تقدیم و در شرح آن اظهار داشته با تقدیم دادخواست در موقعیت قانونی موکله اینجانب(س.غ.) برابر تصویر مصدق نکاح نامه پیوست دادخواست در تاریخ 2/7/84 به عقد دایمی خوانده آقای ع.الف. درآمده و همسر شرعی و قانونی وی گردیده و حسب اظهار موکله خوانده به مدت 16 ماه هیچگونه نفقه ای پرداخت ننموده و نیز سوء رفتار دارد و امکان زندگی مشترک با خوانده وجود ندارد و عسر و حرج موکله با شرایط فوق فراهم گردیده. پرونده به شورای حل اختلاف ارسال و با توجه به عدم حضور زوجین با ابلاغ و اطلاع پرونده به دادگستری اعاده شده است و به شعبه هشتم دادگستری شهرری ارجاع شده است. لایحه ای از سوی وکیل زوج به دادگاه تقدیم و اظهار داشته است: «ادعاهای مطروحه از سوی وکیل زوجه برخلاف واقع و کذب محض می باشد. زوجه به هیچ وجه در عسر و حرج قرار ندارد. شرایط قانونی که این موضوع را اثبات می نماید محقق نمی باشد. حسب دادنامه شماره 543-15/7/91 صادره از حوزه 960 شورای حل اختلاف خوانده به پرداخت نفقه زوجه محکوم گردیده النهایه حسب تصمیم شورا موضوع دادنامه شماره 923 - 13/12/91 ملزم شده که بابت پرداخت نفقه معوقه دو میلیون تومان پیش و ماهانه 200 هزار تومان پرداخت نماید. موکل مبلغ پیش قسط را تحویل اجرای احکام شورای حل اختلاف نموده و اقساط را در موعد مقرر به حساب خواهان واریز می نماید. زوج بابت مهریه خواهان ماهیانه چهارصدهزار تومان به حساب واریز می نماید و از بابت اجرت المثل ماهیانه سیصد و پنجاه هزار تومان از حقوق ایشان کسر می گردد. علی رغم اینکه خواهان در هر ماه حق و حقوق خود را به طور مرتب دریافت می نماید از تمکین استنکاف ورزیده و در مورد سوء رفتار زوج هیچگونه دلیل متقن جهت اثبات این ادعا به دادگاه ارایه ننموده است.»; در مقابل وکیل زوجه طی لایحه ای اظهار داشته: «همسر موکله علی رغم مسیولیت قانونی و شرعی به تهیه منزل مستقل برای موکله از اختیار نمودن مسکن مستقل و جداگانه خوداری نموده است و زوجه از 500 عدد سکه تمام بهار آزادی مهریه خود در قبال طلاق از سوی زوج 400 عدد آن را بذل می نماید و موکله نسبت به اجرت المثل و نیز جهیزیه اقدام خواهد نمود و با عنایت به عدم پرداخت نفقه از سوی خوانده عسر و حرج موکله ثابت و محرز است و مفارقت طولانی فی مابین زوجین و جدایی آنها مبین تنفر و کراهت شدید زوجه از زوج بوده که از اعمال و رفتار زوج حاصل گردیده است.»; و در جلسه دادگاه وکیل اضافه نموده که از 500 عدد سکه مهریه 450 سکه آنرا بذل می نماید. قرار ارجاع امر به داوری را صادر و به وکلای زوجین ابلاغ نموده است و بلحاظ عدم قدرت بر تعیین داور از دادگاه درخواست تعیین داور نموده اند و دادگاه داور برای زوجین تعیین نموده و داوران نظریه خود را مبنی بر عدم اصلاح ذات البین اعلام نموده اند. شعبه هشتم دادگاه خانواده شهرری طی دادنامه شماره 00661-31/4/92 حکم به رد دعوی طلاق زوجه صادر می نماید. از دادنامه صادره مزبور درخواست تجدیدنظر توسط س.غ. با وکالت آقای ع.ج. به عمل آمده و اظهار داشته حسب اظهار و اقرار موکله مدت 16 ماه است که تجدیدنظرخوانده هیچگونه نفقه ای به موکله تادیه ننموده و بلاتکلیف باقی مانده است. با توجه به عدم رعایت حسن معاشرت از سوی تجدیدنظرخوانده موجبات عسر و حرج موکله را ایجاد نموده و مطالب قبلی را تکرار نموده و درخواست نقض دادنامه را صادر نموده است و لایحه ای نیز در مقام تبادل لوایح از سوی وکیل زوج تقدیم نشده است و شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره 00929-12/6/92 اعلام داشته است: «نظر به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق دلایل موجود در پرونده و وفق قانون صادر گردیده و ایراد تجدیدنظرخواه در حدی نیست که موجب حصول علم به وجود اشتباه در حکم گردد اعتراض نامبرده را رد و حکم تجدیدنظرخواسته را تایید می نماید.»; آقای ع.ج. به وکالت از خانم س.غ. از دادنامه صادره فوق فرجام خواهی نموده است و اظهار داشته که کلیه نفقاتی را که تادیه نموده به جبر و اجبار قانون بوده و نیز مفارقت طولانی آنها مبین کراهت و تنفر زوجه از زوج می باشد که این موضوع از سوی محاکم بدوی و تجدیدنظر استان تهران مورد توجه قرار نگرفته است و موکله صراحتا اعلام می دارد که به هیچ وجه حاضر به ادامه زندگی با فرجام خوانده نمی باشد و پرونده برای رسیدگی به فرجام خواهی زوجه به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه(26) ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای ربانی نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 00929-12/6/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص اعتراض فرجام خواهی زوجه خانم س.غ. با وکالت آقای ع.ج. به طرفیت زوج آقای ع.الف. نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در تایید دادنامه شماره 661-21/4/92 صادره از شعبه هشتم دادگاه حقوقی(خانواده) شهرری می باشد؛ با توجه به محتویات پرونده نظر به کراهت شدید زوجه از زوج که حاضر شده عمده مهریه خود را بذل نماید و به قول معروف(مهرم حلال جانم آزاد) اقدام به گذشت از حقوق حقه خود نموده که نشانی از عسر و حرج است و استشهادیه پیوست پرونده که به امضاء حدود ده نفر رسیده است موید ادعای زوجه می باشد. فلذا فرجام خواهی زوجه با مشخصات فوق وارد تشخیص ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده به استناد بند ج ماده 401 ق.آ.د.م به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می گردد.
رییس شعبه 26 دیوان عالی کشور - عضو معاون
انصاری - ربانی نژاد

قاضی:
انصاری , محمد ربانی نژاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM