بر حسب محتویات پرونده س.غ. با وکالت آقای ع.ج. به طرفیت ع.الف. دادخواست به خواسته صدور رای مبنی بر گواهی عدم امکان سازش(طلاق) به علت عدم پرداخت
نفقه و نیز سوء رفتار به دادگاه عمومی شهرری تقدیم و در شرح آن اظهار داشته با تقدیم دادخواست در موقعیت قانونی موکله اینجانب(س.غ.) برابر تصویر مصدق نکاح نامه پیوست دادخواست در تاریخ 2/7/84 به عقد دایمی خوانده آقای ع.الف. درآمده و همسر شرعی و قانونی وی گردیده و حسب اظهار موکله خوانده به مدت 16 ماه هیچگونه
نفقه ای پرداخت ننموده و نیز سوء رفتار دارد و امکان زندگی مشترک با خوانده وجود ندارد و عسر و حرج موکله با شرایط فوق فراهم گردیده. پرونده به شورای حل اختلاف ارسال و با توجه به عدم حضور زوجین با ابلاغ و اطلاع پرونده به دادگستری اعاده شده است و به شعبه هشتم دادگستری شهرری ارجاع شده است. لایحه ای از سوی وکیل زوج به دادگاه تقدیم و اظهار داشته است: «ادعاهای مطروحه از سوی وکیل زوجه برخلاف واقع و کذب محض می باشد. زوجه به هیچ وجه در عسر و حرج قرار ندارد. شرایط قانونی که این موضوع را اثبات می نماید محقق نمی باشد. حسب دادنامه شماره 543-15/7/91 صادره از حوزه 960 شورای حل اختلاف خوانده به پرداخت
نفقه زوجه محکوم گردیده النهایه حسب تصمیم شورا موضوع دادنامه شماره 923 - 13/12/91 ملزم شده که بابت پرداخت
نفقه معوقه دو میلیون تومان پیش و ماهانه 200 هزار تومان پرداخت نماید. موکل مبلغ پیش قسط را تحویل اجرای احکام شورای حل اختلاف نموده و اقساط را در موعد مقرر به حساب خواهان واریز می نماید. زوج بابت
مهریه خواهان ماهیانه چهارصدهزار تومان به حساب واریز می نماید و از بابت اجرت المثل ماهیانه سیصد و پنجاه هزار تومان از حقوق ایشان کسر می گردد. علی رغم اینکه خواهان در هر ماه حق و حقوق خود را به طور مرتب دریافت می نماید از تمکین استنکاف ورزیده و در مورد سوء رفتار زوج هیچگونه دلیل متقن جهت اثبات این ادعا به دادگاه ارایه ننموده است.»; در مقابل وکیل زوجه طی لایحه ای اظهار داشته: «همسر موکله علی رغم مسیولیت قانونی و شرعی به تهیه منزل مستقل برای موکله از اختیار نمودن مسکن مستقل و جداگانه خوداری نموده است و زوجه از 500 عدد سکه تمام بهار آزادی
مهریه خود در قبال
طلاق از سوی زوج 400 عدد آن را بذل می نماید و موکله نسبت به اجرت المثل و نیز
جهیزیه اقدام خواهد نمود و با عنایت به عدم پرداخت
نفقه از سوی خوانده عسر و حرج موکله ثابت و محرز است و مفارقت طولانی فی مابین زوجین و جدایی آنها مبین تنفر و کراهت شدید زوجه از زوج بوده که از اعمال و رفتار زوج حاصل گردیده است.»; و در جلسه دادگاه وکیل اضافه نموده که از 500 عدد سکه
مهریه 450 سکه آنرا بذل می نماید. قرار ارجاع امر به داوری را صادر و به وکلای زوجین ابلاغ نموده است و بلحاظ عدم قدرت بر تعیین داور از دادگاه درخواست تعیین داور نموده اند و دادگاه داور برای زوجین تعیین نموده و داوران نظریه خود را مبنی بر عدم اصلاح ذات البین اعلام نموده اند. شعبه هشتم دادگاه خانواده شهرری طی دادنامه شماره 00661-31/4/92 حکم به رد دعوی
طلاق زوجه صادر می نماید. از دادنامه صادره مزبور درخواست تجدیدنظر توسط س.غ. با وکالت آقای ع.ج. به عمل آمده و اظهار داشته حسب اظهار و اقرار موکله مدت 16 ماه است که تجدیدنظرخوانده هیچگونه
نفقه ای به موکله تادیه ننموده و بلاتکلیف باقی مانده است. با توجه به عدم رعایت حسن معاشرت از سوی تجدیدنظرخوانده موجبات عسر و حرج موکله را ایجاد نموده و مطالب قبلی را تکرار نموده و درخواست نقض دادنامه را صادر نموده است و لایحه ای نیز در مقام تبادل لوایح از سوی وکیل زوج تقدیم نشده است و شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره 00929-12/6/92 اعلام داشته است: «نظر به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق دلایل موجود در پرونده و وفق قانون صادر گردیده و ایراد تجدیدنظرخواه در حدی نیست که موجب حصول علم به وجود اشتباه در حکم گردد اعتراض نامبرده را رد و حکم تجدیدنظرخواسته را تایید می نماید.»; آقای ع.ج. به وکالت از خانم س.غ. از دادنامه صادره فوق فرجام خواهی نموده است و اظهار داشته که کلیه نفقاتی را که تادیه نموده به جبر و اجبار قانون بوده و نیز مفارقت طولانی آنها مبین کراهت و تنفر زوجه از زوج می باشد که این موضوع از سوی محاکم بدوی و تجدیدنظر استان تهران مورد توجه قرار نگرفته است و موکله صراحتا اعلام می دارد که به هیچ وجه حاضر به ادامه زندگی با فرجام خوانده نمی باشد و پرونده برای رسیدگی به فرجام خواهی زوجه به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه(26) ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای ربانی نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 00929-12/6/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: