رای قضایی شماره 9309970222500973

رای قضایی شماره 9309970222500973

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970222500973


شماره دادنامه قطعی:
9309970222500973

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/29

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
شرایط دعوای تنفیذ فسخ قرارداد اجاره

پیام رای:
دعوای تنفیذ فسخ و تخلیه تا زمانی که فسخ قرارداد اجاره توسط موجر از طریق قانونی (اظهارنامه) محقق نشده باشد سالبه به انتفا موضوع بوده و قابلیت استماع ندارد و تقدیم اظهارنامه پس از تاریخ دادخواست نیز موثر در مقام نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی ف.الف. و ب.ط. به طرفیت ب.ش. به خواسته تنفیذ فسخ قرارداد اجاره شماره.. . و تخلیه مورد اجاره با احتساب خسارات دادرسی با عنایت به مفاد دادخواست تقدیمی و نظر به اینکه حسب قرارداد اجاره مورخ 1392/5/4 وقوع عقد اجاره فی مابین طرفین محرز و مسلم است و نظر به اینکه در مانحن فیه مطابق بند 4-6 ماده 4 شروط ضمن عقد قرارداد تنظیمی طرفین توافق نموده اند در صورتی که مستاجر از پرداخت اجاره بها بیش از یک ماه تاخیر نماید موجر می تواند قرارداد را فسخ و تخلیه مورد اجاره را تقاضا نماید و با توجه به اینکه خوانده نیز علیرغم ابلاغ و استحضار از دستور دادگاه در جلسه رسیدگی حاضر نگردیده و دلیل و مدرکی که حاکی از پرداخت اجاره بها باشد به دادگاه ارایه ننموده است لذا دادگاه دعوی مزبور را ثابت و مسلم دانسته و با استناد به مواد 198و 519 و520 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219و230و466و468و490 قانون مدنی حکم به تنفیذ فسخ قرارداد اجاره از مورخ 1392/1/16 و تخلیه مورد اجاره از بابت اصل خواسته و پرداخت مبلغ 118/000 ریال به عنوان خسارت دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت 20روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان می باشد.
رییس شعبه212دادگاه عمومی حقوقی تهران
بیگی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه آقای ب.ش. به طرفیت تجدیدنظر خوانده ف.الف. و ب.ط. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00057 مورخ 1393/2/10 شعبه 212 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهرآن که بر صدور حکم به تنفیذ فسخ قرارداد اجاره از مورخ 1392/1/16 و تخلیه مورد اجاره موضوع قرارداد عادی اجاره شماره.. . که تاریخ آن در رونوشت ابرازی معلوم و مشخص نمی باشد و با احتساب خسارت دادرسی در حق خواهان بدوی (تجدیدنظر خوانده) اشعار داشته مآلا وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض می باشد. زیرا اولا در دادخواست حاوی دعوی بدوی و در سطر سوم آن خواهان (تجدیدنظر خوانده) به ارسال اظهارنامه اعلام فسخ قرارداد اجاره مرقوم استناد نموده و این در حالی است که دادخواست مرقوم طی شماره 00103 در تاریخ 1393/1/16 به ثبت و در همان تاریخ به شعبه 212 محترم بدوی ارجاع شده و علیرغم استناد خواهان یادشده به اظهارنامه اعلام فسخ هیچ گونه مستندی در آن خصوص تقدیم و ارایه نداشته و بدون ارایه مستند ادعایی دعوی را مطرح نموده و در رسیدگی بدوی نیز مراتب موردبررسی واقع شده. ثانیا پس از تذکر مورخ 1393/4/21 این دادگاه مشارالیها (تجدیدنظر خوانده) لاجرم مجبور به تقدیم نسخه ای از اظهارنامه مرقوم و به ضمیمه لایحه تقدیمی وارده به شماره 93-1068 مورخ 1393/4/31 مندرج در برگ 26 پرونده گردیده که از ملاحظه آن کاشف است در تاریخ تقدیم دادخواست حاوی دعوی بدوی (1393/1/16) اظهارنامه مرقوم وجود خارجی نداشته زیرا مطابق نسخه تقدیمی اظهارنامه یادشده در تاریخ 1393/1/17 تقدیم شده و مطابق برگ 9 پرونده اظهارنامه مرقوم در تاریخ 1393/1/24 به مخاطب (تجدیدنظرخواه) ابلاغ گردیده. بنابراین در تاریخ 1393/1/16 تقاضای تنفیذ فسخ قراردادی شده که تا آن تاریخ مسبوق به سابقه نبوده و اصولا مشمول فسخی نشده که این مهم به کلی در رسیدگی بدوی مغفول باقی مانده. ثانیا از آنجایی که فسخ قرارداد اجاره یاد شده در تاریخ تقدیم دادخواست صورت نپذیرفته. فلذا تنفیذ آن نیز فاقد موقعیت قانونی و در وضعیت غیرقابل استماعی قرار داشته و از آن مهم تر آنکه مادام که فسخ قرارداد به طریق قانونی اعمال نگردیده باشد تخلیه عین مستاجره به آن سبب و به آن لحاظ منتفی کان لم یکن و سالبه به انتفاء موضوع بوده که در رسیدگی بدوی نیز لحاظ نشده. ثالثا در دادنامه تجدیدنظر خواسته صرفا " تخلیه مورد اجاره" اعلام شده و اثباتا حکم ماهیتی ایجابی در آن خصوص صادر نگردیده و محکوم علیه آن نیز معین و مشخص نشده و به عبارتی معلوم نشده که چه کسی محکوم به تخلیه شده ضمن آنکه اصولا حکم تخلیه ای صادر نگردیده بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 23 و بندهای 78 و 9 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام می دارد. رای دادگاه قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 25 دادگاه تجدید نظر استان تهران
طاهری - موحدی

قاضی:
شهرام بـیـگی , طاهری , حمیدرضاموحدی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 219 - عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم مقام آن ها لازم الاتباع است مگر این که به رضای طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود.

مشاهده ماده 219 قانون مدنی

ماده 230 - اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف متخلف مبلغی به عنوان خسارت تادیه نماید حاکم نمی تواند او را به بیشتر یا کمتر از آنچه که ملزم شده است محکوم کند.

مشاهده ماده 230 قانون مدنی

ماده 466 - اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می شود اجاره دهنده را موجر و اجاره کننده را مستاجر و مورد اجاره را عین مستاجره گویند.

مشاهده ماده 466 قانون مدنی

ماده 468 - در اجاره ی اشیا مدت اجاره باید معین شود والا اجاره باطل است.

مشاهده ماده 468 قانون مدنی

ماده 490 - مستاجر باید: اولا - در استعمال عین مستاجره به نحو متعارف رفتار کرده و تعدی یا تفریط نکند. ثانیا - عین مستاجره را برای همان مصرفی که در اجاره مقرر شده و در صورت عدم تعیین در منافع مقصوده که از اوضاع و احوال استنباط می شود استعمال نماید. ثالثا– مال الاجاره را در مواعدی که بین طرفین مقرر است تادیه کند و در صورت عدم تعیین موعد نقدا باید بپردازد.

مشاهده ماده 490 قانون مدنی

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 520 - درخصوص مطالبه خسارت وارده خواهان باید این جهت را ثابت نماید که زیان وارده بلاواسطه ناشی از عدم انجام تعهد یا تاخیر آن و یا عدم تسلیم خواسته بوده است در غیر این صورت دادگاه دعوای مطالبه خسارت را رد خواهد کرد.

مشاهده ماده 520 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM