خانم ح.الف. در تاریخ 31/3/91 دادخواستی به طرفیت همسرش آقای ح.الف. به خواسته
طلاق تقدیم نموده که شعبه دوم دادگاه عمومی بوکان تحت پرونده شماره 416/91 عهده دار رسیدگی شده است خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند ازدواج شماره 3399 مورخ 24/1/89 دفتر ازدواج شماره.. . حوزه ثبتی بوکان با صداقیه 500 سکه بهار آزادی به عقد دایمی و رسمی خوانده درآمده ام. فرزند مشترکی نداریم. زوج علی رغم تعهدنامه سال 89 مبنی بر حسن معاشرت با اینجانب خلاف تعهدات خویش عمل نموده به نحوی که طی دادنامه شماره 91 مورخ 22/1/91 شعبه 101 دادگاه جزایی بوکان به اتهام ایراد ضرب وجرح عمدی به پرداخت دیه محکوم شده بنابراین به لحاظ سوء رفتار زوج مستندا به ماده 1130
قانون مدنی تقاضای
طلاق دارم. پرونده بدوا به منظور صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارجاع می گردد. در جلسه رسیدگی مورخ 20/4/91 شورا زوجه اظهار می دارد زوج
نفقه نمی پردازد. زوج نیز در جلسه حاضر بوده و دفاعی نمی نماید. شورا به علت عدم حصول نتیجه پرونده را به دادگاه اعاده می نماید. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 26/7/91 بدون حضور زوجین تشکیل می گردد. زوجه طی لایحه تقدیمی توضیح داده زوج به تعهدات خود در مورد اصلاح رفتارش عمل نکرده و اینجانب را مورد آزاد و اذیت جسمی و روحی قرار داده و به اتهام ایراد ضرب وجرح و ترک انفاق محکومیت کیفری تحصیل نموده است. زوج نیز طی لایحه ای توضیح داده که زوجه هیچ دلیلی برای عسر و حرج و
طلاق ندارد و اگر واقعا در عسر و حرج بود
طلاق خلعی تقاضا می کرد و
مهریه اش را بذل می نمود. علاوه بر پرداخت
نفقه ماهانه مبلغ 300 هزار تومان قسط
مهریه اش را می پردازم. علاوه بر آن زن و بچه دیگر دارم. بدون اجازه محل سکونت خود را به شهرستان سقز تغییر داده است. تمکین ندارد وی را کتک نزده ام. اگر تعهدی داده ام تحت اکراه و اجبار بوده است. در این مرحله دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات نظر آنان که مفادا حکایت از عدم توفیق در برقراری صلح و سازش بین زوجین دارد ارایه می شود. جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 8/2/92 با حضور زوجین تشکیل می گردد. خواهان اظهار می دارد خواستار
طلاق با دریافت کلیه حقوق مالی خود می باشم. خوانده می گوید با
طلاق مخالف هستم حتی اگر اعدامم کنند او را
طلاق نمی دهم.
مهریه را به اقساط می پردازم. اسناد و مدارک زوجه مربوط به سابق است اکنون تعهد می دهم که دیگر ایشان را آزار و اذیت نکنم و امکانات زندگی را برایش فراهم نمایم. هر دو پیرو مذهب امام شافعی هستیم دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده و زوجه با اشاره به سوء رفتار زوج و عدم اصلاح رفتار خود علی رغم تعهدی که داده و محکومیت کیفری زوج به اتهام ایراد ضرب وجرح عمدی و ترک انفاق خواستار
طلاق شده ولی زوج منکر آزار و اذیت زوجه نشده بلکه آن را به لحاظ نشوز خواهان دانسته که مربوط به سابق بوده و حالا تعهد می دهد که دیگر تکرار نکند و به هیچ وجه حاضر به
طلاق نیست و از طرفی زوجین اهل تسنن و پیرو مذهب امام شافعی می باشند که در این مذهب شقاق و نزاع و ضرب و شتم از موجبات
طلاق نیست بلکه زوج تادیب و تعزیر و مجازات می شود کما اینکه در همین مورد زوج محکومیت کیفری تحصیل نموده و چنانچه زوجه باز هم اصرار به
طلاق داشته باشد باید درخواست
طلاق خلع مطرح نماید و
مهریه اش را بذل نماید فلذا ادعای خواهان را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره 188 مورخ 11/2/92 حکم به بطلان دعوی زوجه صادر می نماید. پس از ابلاغ این رای به زوجه نامبرده مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه خود توضیح داده که زوج چند بار مرا مورد آزار و اذیت جسمی و روحی قرار داده که محکوم شده و مرا تحت فشار قرار داده تا از حقوق قانونی خویش صرف نظر نمایم. با چنین شرایطی در عسر و حرج قرار دارم. زوج نیز طی لایحه ای به موارد مطروحه در لایحه تجدیدنظرخواه پاسخ می دهد. شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 85 مورخ 27/5/92 با این استدلال که زوجین هر دو شافعی مذهب بوده و در صورت تحقق عسر و حرج و
طلاق با دریافت حقوق شرعی از سوی زوجه در اجرای ماده واحده قانون مربوط به احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه می بایست از شورای روحانیت اهل تسنن در این خصوص استعلام به عمل آید لذا به لحاظ نقص تحقیقات پرونده را به دادگاه بدوی اعاده می نماید. در این مرحله دادگاه بدوی وارد رسیدگی مجدد شده و در جلسه رسیدگی مورخ 12/6/92 مقرر می دارد اولا با مراجعه به محل سکونت زوجین تحقیقات محلی در خصوص وضعیت اخلاقی و رفتاری زوج صورت پذیرد ثانیا از شورای روحانیت اهل تسنن استعلام شود در صورت تحقق عسر و حرج زوجه می تواند با دریافت حقوق شرعی و قانونی
طلاق بخواهد؟ شورای روحانیت در پاسخ مورخ 20/7/92 با استناد به آیات قرآن کریم و کتاب الفقه و ادله اعلام می دارد که درصورتی که به علت آزار و اذیت و بدرفتاری زوج زوجه در عسر و حرج قرار گیرد می تواند با دریافت حقوق شرعی تقاضای
طلاق نماید. مرجع انتظامی نیز در پاسخ اعلام نموده که همسایگان اطلاعی از وضعیت زوج نداشته اند پرونده پس از تکمیل تحقیقات به دادگاه تجدیدنظر اعاده می شود. شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی زوجه نسبت به دادنامه شماره 188 مورخ 11/2/92 شعبه دوم دادگاه عمومی را وارد دانسته و توضیح داده در طول یک زندگی کوتاه مدت سه ساله اختلافات ناشی از سوء رفتار زوج و پرونده های مطروحه حکایت از این دارد که این زندگی فاقد پشتوانه عاطفی و معنوی است و همواره با کشمکش توام بوده و خصوصا این مرحله از بحران عاطفی در زمانی است که طرفین فاقد فرزند مشترک می باشند و داوران مصلحت را در
طلاق می دانند بنابراین عسر و حرج زوجه را محرز دانسته و طی دادنامه شماره 802 مورخ 11/8/92 ضمن نقض رای تجدیدنظر خواسته مستندا به مواد 1130
قانون مدنی و 4 و 24 و 26 و 31 و 32 قانون حمایت خانواده حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه صادر می نماید. در صورت امتناع زوجه سردفتر رسمی
طلاق به نمایندگی اقدام می نماید نوع
طلاق باین است. این رای در تاریخ 14/9/92 به زوج ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرایت می شود.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای مسعود کریمپور نطنزی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد.