آقای م.ق. دادخواستی به خواسته صدور حکم
طلاق به طرفیت همسرش خانم ف.خ. به دلیل اختلافات و ناراحتی های پیش آمده و عدم تفاهم فی مابین تقدیم نموده که در شعبه 245 دادگاه خانواده تهران ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. خانم م.ک. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالت نامه از جانب زوج خواهان اعلام وکالت نموده است در جلسه اول دادرسی به تاریخ 15/7/92 وکیل خواهان و نیز خوانده حضور یافتند وکیل خواهان اظهار داشت تلاش زیادی جهت سازش طرفین نمودم فایده ای نداشته است خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است به دلیل بروز پاره ای مشکلات و اختلافات لاینحل زوجین قادر به ادامه زندگی مشترک نیستند تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم. زوج در تاریخ 21/9/86 با
مهریه 72 سکه زوجه را به عقد دایم خود درآورد لکن زندگی مشترک نداشتند و زوجه دوشیزه و باکره است مواقعه انجام نشده حاضر به پرداخت حق وحقوق زوجه هستیم
مهریه پرداخت نشده است. خوانده اظهار داشت با
طلاق موافق نیستم زمان عقد طولانی شد به همین علت بگو مگو صورت گرفت من دوشیزه هستم خواهان قبلا دادخواست
طلاق داد رای صادر شد ولی اجرا نکرد مواقعه انجام نشد
مهریه و
نفقه خود را به اجرا گذاشتم مدارک ارایه می دهم
جهیزیه ندارم ادعای مالی دیگری در این پرونده ندارم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نمود و تصویر دادنامه شماره 1665-5/6/91 شعبه 249 دادگاه خانواده تهران حاکی است که زوج به پرداخت
نفقه معوقه زوجه از تاریخ 21/9/86 تا تاریخ صدور حکم از قرار ماهیانه مبلغ یک صد هزار تومان محکوم گردیده و طبق دادنامه شماره 2787-30/10/91 صادره از همان دادگاه محکوم به مربوط به
نفقه زوجه به مبلغ 000/500/56 ریال با قبول اعسار زوج مورد تقسیط قرارگرفته و مقررشده که مبلغ پنج میلیون ریال به صورت پیش پرداخت و مابقی تا استهلاک کامل محکوم به از قرار ماهیانه دو میلیون ریال پرداخت شود و هم چنین به موجب رای غیابی شماره 172-15/2/92 صادره از دادگاه مزبور زوج به پرداخت 72 سکه بهار آزادی بابت
مهریه در حق زوجه محکوم گردیده است. زوجین هر یک داور خود را معرفی نموده و داوران طرفین هم هریک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند. سرانجام دادگاه با اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره 1376-92 مورخ 30/9/92 با اعلام اینکه مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین موثر واقع نشده و زوج کماکان اصرار بر
طلاق دارد به استناد ماده 1133
قانون مدنی و قاعده فقهی ال
طلاق بید من اخذ بالساق گواهی عدم سازش صادر و به زوجین اجازه داده با حضور در یکی از دفاتر رسمی ثبت
طلاق نسبت به اجرای صیغه
طلاق و ثبت آن اقدام نمایند. زوجه اظهار داشته بین وی و شوهرش مواقعه ای انجام نشده است و باکره می باشد ولی علی رغم ابلاغ اخطاریه جهت معرفی به پزشکی قانونی در دادگاه حاضر نگردیده لذا احراز نوع
طلاق و ثبت آن منوط به ارایه گواهی پزشکی قانونی قبل از اجرای صیغه
طلاق می باشد بدیهی است در صورت احراز باکره بودن زوجه نوع
طلاق باین و فاقد عده می باشد و در صورت باکره نبودن مشارالیها نوع
طلاق با توجه به اینکه زوج متقاضی
طلاق بوده رجعی می باشد و در این صورت عده
طلاق سه طهر از تاریخ اجرای صیغه
طلاق می باشد و زوج مکلف به پرداخت
نفقه در حق زوجه در این مدت می باشد. زوجه اظهار داشته در این پرونده ادعای مالی ندارد. لذا دادگاه مواجه با تکلیفی نمی باشد. اعتبار گواهی عدم سازش صادره سه ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعی به طرفین می باشد. دادنامه صادره در تاریخ 7/10/92 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 6/11/92 پس از انقضای مهلت تجدیدنظر و در مهلت فرجامی با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده و عمده اعتراض وی راجع به احراز دوشیزه بودن و نبودن زوجه فرجام خوانده می باشد که بدین لحاظ گواهی عدم امکان سازش را غیرقابل اجرا اعلام داشته است. پرونده پس از انجام تشریفات قانونی و وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی به هنگام شور قرایت می گردد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد.