حسب محتویات پرونده ج.ر. در تاریخ 3/2/91 با وکالت آقای م.پ. دادخواستی به طرفیت خانم ط.خ. فرزند ح. به خواسته صدور حکم به اعلان
فسخ بیع نامه عادی مورخ 10/4/87 مقوم به پنجاه و یک میلیون ریال و صدور حکم به محکومیت خوانده به استرداد بیع و تحویل آن تقدیم دادگاه عمومی رفسنجان نموده متعاقبا آقای ق.ن. به وکالت از آقای ح.ب. به تاریخ 13/2/91 دادخواستی به طرفیت آقای ج.ر. و خانم ط.خ. به عنوان ورود ثالث در پرونده کلاسه 0099- شعبه سوم دادگاه عمومی رفسنجان به خواسته صدور حکم به الزام خواندگان به حضور در دفترخانه و تنظیم سند.. . و الزام خوانده ردیف اول به
تغییر کاربری از فرهنگی به تجاری تقدیم دادگاه عمومی رفسنجان نموده و توضیح می دهد به تجویز ماده 130 ق.آ.د.م. به عنوان خواهان ورود ثالث در پرونده مزبور اعلام می دارد خوانده ردیف اول به موجب مبایعه نامه مورخ 10/4/1387 شش دانگ یک ساختمان (س. سابق رفسنجان) دارای پلاک ثبتی 12 فرعی از 161 اصلی اراضی ع. را به خوانده ردیف دوم فروخته و مشارالیها به موجب مبایعه نامه مورخ 2/4/88 به موکل اینجانب فروخته است در این مرحله خوانده ردیف اول دعوای واهی به خواسته
فسخ معامله به طرفیت خوانده ردیف دوم اقامه نموده درصورتی که ملک متنازع فیه متعلق به خواهان بوده و از انتقال
سند رسمی با مراجعات مکرر امتناع می ورزند چون بیع صحیح شرعی فی مابین موکل و خوانده ردیف دوم و خواندگان موصوف محقق گردیده لذا مستندا به مواد 10 219 220 و 223 و 339 و 362 ق.م. و مواد 198 و 519 ق.آ.د.م. ضمن درخواست رد دعوای آقای ر. درخواست صدور حکم بر الزام خواندگان به تنظیم
سند رسمی ملک موصوف بنام خواهان می نماید و چون خوانده ردیف اول متعهد به
تغییر کاربری ملک مزبور از فرهنگی گردیده است رسیدگی و صدور حکم ازاین جهت را نیز خواستار شده است وکیل خوانده ردیف دوم در اجرای ماده 103 ق.آ.د.م. درخواست رسیدگی توامان نسبت به پرونده اصلی و ورود ثالث نموده است ص 12 وکیل آقای ح.ب. خواهان پرونده ورود ثالث طی لایحه ای ضمن تاکید بر دادخواست تقدیمی اعلام داشته در بند 5 مبایعه نامه فی مابین خواندگان آمده چنانچه هریک از چک های ثمن معامله در تاریخ سررسید به هر دلیل پرداخت نگردید و منجر به صدور گواهی عدم پرداخت شد معامله خودبه خود
منفسخ و فروشنده حق خواهد داشت حتی بدون مراجعه به مراجع صالحه قضایی راسا و یا توسط نماینده خود مورد معامله را تصرف و یا به شخص دیگری انتقال دهد چک های مندرج در مبایعه نامه به شماره 4-59361 و به تاریخ های 21/5/87 1/6/87 11/7/87 11/8/87 می باشند که هیچ کدام از این چک ها موردبحث نیست و چک هایی که هم اینک مطرح است به شماره های 348243198- 30/3/88 و 348243200- 30/5/88 می باشند که در مانحن فیه به موجب ماده 292 ق.م. تعهد اصلی به تعهد جدید تبدیل و متعهد نسبت به تعهد اصلی بری است و ماده 293 اشعار می دارد در تبدیل تضمینات تعهد سابق به تعهد لاحق تعلق نخواهد گرفت و گواهی
عدم پرداخت چک های جدید
حق فسخ را به فروشنده یعنی آقای ر. نمی دهد از طرفی آقای ر. نسبت به ارایه چک ها به بانک و صدور گواهی نامه عدم پرداخت اقامه دعوی نموده است پس عملا وجوه چک ها را خواهان است و به وضوح مفاد بند 5 مبایعه نامه را منتفی دانسته و اگر اقدام نمی کرد جای بحث داشت پس با طرح دعوا در شعبه دیگر نسبت به چک های مارالذکر این حق را از خود سلب نموده و الا بعد از اخذ گواهی عدم پرداخت لازم بود دادخواست فسخ تقدیم می نمود حال با توجه به اینکه خانم ر.خ. به هر دلیل قادر به پرداخت نبوده خواهان اصلی اقدام به طرح دعوی نموده و با عنایت به اینکه ارایه چک ها حدود شش ماه پس از صدور به بانک بوده یعنی چک شماره 348243200 که به تاریخ 30/5/1388 بوده است از تاریخ 6/11/88 به بانک تسلیم گردیده درحالی که تاریخ مبایعه نامه موکل با خانم ط.خ. 2/4/88 بوده یعنی هفت ماه پس از فروش ملک توسط خریدار اولیه به موکل با این احتساب و نادیده گرفتن بند 5 آقای ر. باعث گردیده که موکل با جرات اقدام به خرید ملک متنازع فیه بنماید دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 1309 مورخ 14/11/1391 در خصوص دادخواست آقای ج.ر. فرزند ع. با وکالت آقای م.پ. به طرفیت خانم ط.خ. فرزند ح. با وکالت آقای ج.ش. به خواسته 1- تقاضای صدور حکم به اعلان
فسخ بیع موضوع بیع نامه عادی مورخ 10/4/87 مقوم به پنجاه و یک میلیون ریال 2- صدور حکم به محکومیت خوانده به استرداد مبیع و تحویل آن مقوم به بیست میلیون ریال 3- محکومیت خوانده به پرداخت کلیه هزینه های دادرسی و حق الوکاله وکیل و همچنین دادخواست آقای ح.ب. فرزند د. با وکالت آقای ق.ن. به طرفیت خواندگان آقای ج.ر. و خانم ط.خ. به عنوان ورود ثالث در پرونده کلاسه فوق الذکر (00099) به خواسته صدور حکم بر الزام خواندگان به حضور در دفترخانه و تنظیم و انتقال
سند رسمی مقوم به پنجاه و یک میلیون ریال و الزام خوانده ردیف اول به
تغییر کاربری از فرهنگی به تجاری - نظر به اینکه جمله مذکور در بند 5 مبایعه نامه دهم تیرماه 1387 ناظر به
خیار فسخ نمی باشد بلکه شرط فاسخی است که طرفین برحسب اصل آزادی و حکومت اراده متعاملین در
قرارداد فی مابین پیش بینی و
جعل کرده اند که نتیجتا ضمانت اجرای آن انحلال قهری و خود به خودی
قرارداد است لذا با توجه به اینکه دو قطعه از چک های ثمن معامله در تاریخ های 30/4/88 و 6/11/88 منجر به صدور گواهی عدم پرداخت گردیده به استناد ماده 10 ق.م. و برحسب اشتراط طرفین بیع منعقده از تاریخ برگشت اولین چک
منفسخ اعلام و خوانده را محکوم به استرداد مبیع و تحویل آن و ایضا پرداخت هزینه دادرسی به مبلغ یک میلیون و چهار هزار ریال و حق الوکاله وکیل به مبلغ یک میلیون ریال می نماید و راجع به دعوی ثالث با توجه به اظهارات طرفین و وکلای آن ها در جلسه دادرسی و محضر دادگاه و مراتب فوق نتیجتا نظر به اینکه حسب اشتراط طرفین در بند 9 معامله خریدار (خوانده) تا پرداخت آخرین ثمن معامله حق انتقال مبیع را نداشته و این حق را ساقط نموده بنابراین با توجه به توافق و تراضی طرفین اثری به این انتقال مترتب نبوده و به استناد ماده- 1275 ق.م. حکم بر بی حقی وارد ثالث صادرواعلام می نماید وکیل وارد ثالث در فرجه قانونی از دادنامه شماره 1309- مورخ 14/11/91 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی فرجام خواهی نموده و ضمن اعتراض به وکیل خواهان اصلی در خصوص کسری الصاق تمبر و تذکر تبصره 1 ماده 103 قانون مالیات های مستقیم و اعلام بطلان وکالت وی و درنتیجه اعلام اینکه وی در تقدیم دادخواست و دفاع سمت قانونی نداشته مطالبی عنوان داشته که به هنگام شور قرایت خواهد شد پرونده پس از وصول لوایح وکلای خواندگان در پاسخ فرجام خواه به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای جعفری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: