رای قضایی شماره 9309970909900056

رای قضایی شماره 9309970909900056

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909900056


شماره دادنامه قطعی:
9309970909900056

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/20

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
ضمانت اجرای عدم رسیدگی دادگاه به تمام جهات دعوای طلاق

پیام رای:
محاکم مکلف اند به تمامی جهاتی که در دادخواست طلاق ذکر می گردد رسیدگی نموده و در غیر این صورت به علت نقص در تحقیقات دادنامه نقض می گردد.

رای خلاصه جریان پرونده
برابر محتویات پرونده خواهان خانم الف.الف. فرزند م. 30 ساله خانه دار ساکن شیراز طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه به طرفیت خوانده دعوی همسرش آقای ع.گ. «ز.»; فرزند ع. 30 ساله شغل آزاد ساکن شیراز به خواسته صدور حکم طلاق به جهت عسر و حرج زوجه ناشی از ایراد ضرب وجرح از سوی زوج به وی و ایراد جملات رکیک و نامانوس موجب هتک حرمت و عدم مسیولیت پذیری و خوش گذرانی و داشتن ناراحتی روانی تقاضای رسیدگی نموده است و بعضا کپی از خلاصه سند نکاحیه و شناسنامه را پیوست و تقاضای استعلام از حوزه نظام وظیفه در خصوص معافیت زوج به لحاظ مشکل روحی وی را نموده است. موضوع دادخواست پس از ثبت و تشکیل پرونده و ارجاع در شعبه محترم 25 دادگاه خانواده شیراز مورد رسیدگی قرارگرفته است. متعاقبا زوجه خواهان با تقدیم لایحه و مدارک ازجمله استشهادیه محلی و کپی دادنامه به همراه گزارش اصلاحی در خصوص محکومیت زوج به پرداخت نفقه ماهیانه شصت هزار تومان و بعضا اقدام به پرداخت اظهار داشته که خوانده دعوی با توجه به مسیولیت نپذیری در زندگی مشترک و عدم پرداخت نفقه و سوء معاشرت تقاضا خود را در رابطه با صدور گواهی عدم امکان سازش تکرار نموده است. زوج نیز با تقدیم لایحه و مدارک ارایه شده هرگونه سوء رفتار با زوجه و عدم پرداخت نفقه به وی را تکذیب نموده و علی رغم محکومیت زوجه به الزام به تمکین از وی و تمکین ننمودن نفقه او را برابر گواهی موجود در اوراق پرونده پرداخته است و ادعای زوجه را در رابطه با فحاشی و هتک حرمت و عدم پرداخت نفقه یا ایراد ضرب فاقد دلیل و مدرک محکمه پسند اعلام نموده و تقاضای رد دعوای او را کرده است. آقای ک.م. به عنوان وکیل معاضدتی زوج معرفی شده است. زوجه طی یادداشتی اعلام نموده که امنیت جانی ندارد زوج سی دی سوپر می آورد زن باز است تهمت های ناروا می زند مرا در خانه زندانی می کند و کتکاری می نماید و چهار بار بنا حق پدرم را به زندان انداختند و از خانواده زوج امنیت نداشتیم و آن ها دخالت های نابجا می کنند و همراه با تهدید و مزاحمت. در جلسه مورخه 30/7/89 دادگاه خواهان گفته خواسته ام صدور حکم طلاق به جهت عسر و حرج ناشی از ترک زندگی از سوی زوج و عدم پرداخت نفقه می باشد و شهود دارم و باردار نیستم در این جلسه زوج حضور نداشته و قرار استماع اظهارات شهود صادر گردیده است به دنبال خواسته زوجه از دادگاه مبنی بر استعلام در خصوص بستری بودن زوج در رابطه با مسایل روحی و استعلام دادگاه از مرکز درمانی الف. مرکز یادشده اعلام داشته که آقای ع.گ. در این مرکز فاقد هرگونه سابقه بستری می باشد. وکیل معاضدتی زوج با تقدیم لایحه از دادگاه خواسته با توجه به پرداخت مهریه و نفقه برابر حکم دادگاه از سوی زوج به زوجه نسبت به اصلاح و سازش طرفین اقدام فرمایند. و زوج نیز با تقدیم لایحه و بی اساس بودن موارد ادعا شده از سوی زوجه را درخواست مساعدت لازم از دادگاه نموده است و زوجه با تقدیم لایحه مجدد و با تکرار تقاضای طلاق به علت ضرب وجرح مکرر از سوی زوج و فحاشی رکیک و هتک حرمت در میان آشنایان و فامیل و بعضا وجود مشکل روحی و جنون در زوج که موجب عسر و حرج وی گردیده تقاضای بررسی و استعلام از اداره نظام وظیفه در رابطه با جهت صدور معافیت پزشکی زوج را نموده است. در تحقیقات انجام شده چهار نفر به وجود اختلاف فی مابین زوجین و اینکه یک یا دو سال یا چند ماه است از هم جدا و نفقه زوجه ترک شده گواهی نموده اند و معاونت وظیفه عمومی فارس در پاسخ به استعلام دادگاه علت معافیت پزشکی زوج آقای ع.گ. را در تاریخ 5/2/80 بیماری اعصاب و روان و اختلالات تعادلی مخچه ای اعلام داشته است. به لحاظ خوف شقاق قرار ارجاع امر به داوری از سوی دادگاه صادرشده است. زوجه در لایحه ای گواهی شهود را مورد جرح دانسته و تقاضای کان لم یکن بودن آن را نموده است. داور زوجه پس از معرفی خود در گزارش ارسالی به عدم امکان سازش زوجین اعلام نظر نموده است اما نظر داور زوج در پرونده منعکس نگردیده است. شعبه محترم 25 دادگاه حقوقی شهرستان شیراز پس از بررسی و تحقیقات انجام شده و اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 0000173-9/2/91 با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و نظریه داوری و کارشناس رسمی و مودای شهادت شهود دوام زوجیت را برای خواهان پرونده خانم الف.الف. باعث عسر و حرج دانسته و مستندا به ماده 1130 قانون مدنی حکم به الزام زوج آقای ع.گ. به حضور در دفتر رسمی طلاق به منظور اجرا صیغه طلاق از نوع باین صادر و مطالبه حقوق مالی زوجه را ملازم با طرح دعوای مستقیم دانسته است. رای دادگاه پس از ابلاغ از سوی آقای ع.گ. با وکالت آقای ع.غ. مورد اعتراض قرارگرفته و با تقدیم دادخواست و لایحه تقدیمی از سوی خود زوج و نیز وکیل وی همراه با مدارک پیوست و در بخشی از آن به بیان اینکه خواهان پرونده هیچ دلیل و مدرک دال بر سوء معاشرت زوج یا عدم مسیولیت پذیری یا عدم پرداخت نفقه اقامه و ارایه ننموده و گفته بر عکس مدارک ارایه شده از سوی زوج دلالت بر پرداخت نفقه و حسن معاشرت وی و مسیولیت پذیری در زندگی مشترک داشته و ترک زندگی از سوی زوجه بوده و در این خصوص محکوم به تمکین نیز گردیده است و با توجه به نزدیکی و زناشویی زوجین در طول شش ماه زندگی مشترک چگونه طلاق از نوع باین اعلام شده و در این رابطه نیز تقاضای ارجاع امر به پزشکی قانونی شده و از طرفی داور زوج اعلام نظر ننموده و معرفی نشده است لذا تقاضای تجدیدنظر نموده است. داور زوج پس از معرفی خود در گزارش جداگانه به عدم مصلحت جدایی زوجین اظهارنظر نموده است. زوجه در رد تجدیدنظرخواهی زوج لایحه تقدیم دادگاه نموده و مطالب گذشته خود را بدون ارایه مستند تکرار نموده است. پرونده در شعبه محترم 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس مورد رسیدگی قرارگرفته است. دادگاه یادشده با بررسی اوراق و محتویات پرونده و اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 0000365-17/7/91 با استدلال به اینکه برابر دادنامه قطعیت یافته زوجه ملزم به تمکین و بازگشت به منزل گشته و نرفته بنابراین ترک زندگی از سوی وی بوده و موضوع پرداخت نفقه فرع بر تمکین است که در مانحن فیه استحقاق نفقه نداشته لذا مستندا به مواد قانونی مندرج در دادنامه ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم بر بطلان دعوای بدوی خواهان پرونده صادر نموده است. متعاقبا زوجه خانم الف.الف. در اعتراض به دادنامه فرجام خواسته با تقدیم دادخواست و لایحه و بعضا مدارک پیوست و تکرار مطالب گذشته و مطرح نمودن جنون زوج فرجام خواهی نموده است و زوجه نیز در رد فرجام خواهی وی لایحه ای تقدیم نموده و پرونده برای فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و مآلا برای بررسی به این شعبه ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای حسن افشاری عضو ممیز و دقت در اوراق پرونده و دادنامه شماره 0000635-17/7/91 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی زوجه خانم الف.الف. به طرفیت فرجام خوانده شوهرش آقای ع.گ. نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس که به موجب آن دادنامه شماره 0000173-9/2/91 شعبه 25 دادگاه حقوقی شیراز (مبنی بر احراز عسر و حرج زوجه و حکم به الزام زوج آقای ع.گ. به حضور در دفتر رسمی طلاق به منظور اجرای صیغه طلاق از نوع باین) نقض و حکم به بطلان دعوی خواهان به خواسته صدور حکم طلاق صادر گردیده است متذکر می گردد اعتراض و فرجام خواهی وارد است زیرا فرجام خواه خانم الف.الف. از دادخواست و لایحه فرجامی نوشته دادگاه بدوی برای صدور حکم طلاق فقط به ترک نفقه از ناحیه زوج استناد کرده و دادگاه تجدیدنظر نیز همان را مدنظر قرار داده است درصورتی که اینجانب در دادخواست اولیه و در جلسه دادگاه علاوه بر ترک نفقه جهات دیگر را نیز ذکر کرده ام ازجمله از دادخواست اولیه نوشته خوانده دعوی به کرات مرا مورد ضرب وجرح قرار داده و با جملات رکیک و نامانوس موجبات هتک حرمت مرا در نزد همسایگان و خویشاوندان فراهم آورده مضافا اینکه دارای ناراحتی مغزی است که سوابق آن در حوزه نظام وظیفه می باشد و قابل استعلام است و در بازجویی ها اظهار داشته همین ناراحتی مغزی موجب سوء رفتار مستمر و کتک کاری ها و هتاکی های وی می باشد که موجبات عسر و حرج مرا فراهم آورده به نوعی که ادامه زندگی مشترک با وی میسر نیست و معاون فرماندهی انتظامی فارس نیز آن را تایید و در پاسخ استعلام شعبه 25 دادگاه عمومی شیراز اعلام داشته آقای ع.گ. دارای کارت معافیت شماره.. . به علت بیماری اعصاب و روان و اختلالات مخچه ای در تاریخ 5/2/80 از خدمت معاف گردیده است و به علاوه خانم الف.الف. اظهار داشته عدم تمکین مورد حکم دادگاه به خاطر ترس از صدمات و عدم تامین جانی بوده و مدعی است بارها شوهرم مرا در منزل حبس و خودش بیرون می رفت و شاهد نیز دارم و نیز اظهار داشته زوج ناتوانی جنسی دارد و بعد از گذشت چند سال هنوز باکره ام علی هذا فرجام خواهی موجه است و باکمال تاسف ظاهرا دادگاه محترم تجدیدنظر نه فقط محتویات پرونده و اظهارات زوجه را در بازجویی ها و لوایح تقدیمی مورد توجه قرار نداده بلکه حتی دادخواست اولیه وی را نیز مورد توجه قرار نداده است زیرا در دادخواست اولیه از علل تقاضای طلاق اصلا ترک نفقه ذکر نشده بلکه ترک نفقه را در جلسه اولیه دادگاه اضافه و ذکر کرده است و به هرتقدیر تحقیقات ناقص است از همسایگان و خویشاوندان که زوجه مدعی است نزد آن ها وی را مورد هتک حرمت قرار می داده تحقیقات انجام نگرفته و راجع به حبس در منزل که می گوید شاهد دارم از شهود وی تحقیقات انجام نشده و در خصوص جنبه روانی و ناراحتی مغزی و اختلالات مخچه ای به پزشک قانونی و کمیسیون پزشکی ارجاع نگردیده و همین طور راجع به ناتوانی جنسی در ضمن متذکر می گردد زوج و اطرافیانش ظاهرا از نقطه ضعف زوجه سوءاستفاده و با نظر حقارت با وی برخورد می نمایند زیرا زوجه از اطفالی بوده است که در بهزیستی نگهداری می شوند و از طرف بهزیستی نیز ازدواج نامبردگان صورت گرفته است علی هذا با فرجام خواهی موافقت می شود و ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده طبق بند 1 ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب جهت رفع نقص و صدور حکم مقتضی به دادگاه عودت داده می شود.
رییس شعبه 23 دیوان عالی کشور ـ مستشار
انصاری ـ احمدی

قاضی:
احمدی , انصاری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1130 - در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود. تبصره - عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد: 1 - ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه. 2 - اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. 3 - محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر. 4 - ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد. 5 - ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه ی صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید. موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود حکم طلاق صادر نماید.

مشاهده ماده 1130 قانون مدنی

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM