رای قضایی شماره 9209970908300672

رای قضایی شماره 9209970908300672

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970908300672


شماره دادنامه قطعی:
9209970908300672

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/12/25

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
ادله دعوای اثبات زوجیت علیه میت

پیام رای:
در دعوای اثبات رابطه زوجیت دائم و مطالبه مهرالمثل به طرفیت میت مطابق قانون مدنی خواهان علاوه بر ادله ابرازی می بایست سوگند شرعی نیز یاد نماید.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم م.ر. با وکالت آقای الف.ق. و خانم م.ج. دادخواستی به طرفیت 1- خانم م.د. 2- خانم م.ک. 3- الف.ی. 4- ز.ی. 5- م.م. به قیمومت از الف.ی. به خواسته صدور حکم به اثبات زوجیت دایم بین خواهان و مرحوم م.ی. تقدیم دادگاه خانواده شیراز نموده اند وکلای خواهان در شرح دادخواست توضیح داده اند که موکله در تاریخ 2/2/88 به موجب توافق و تراضی شفاهی با مورث خواندگان (مرحوم م.ی.) و براساس صیغه شرعی عقد نکاح توسط یکی از دوستان آن مرحوم خواهان به عقد و زوجیت دایم مورث خواندگان درآمده متعاقبا زوجین تراضی می نمایند که زوج پس از انجام تشریفات قانونی به اخذ شناسنامه المثنی و سپس ثبت رسمی عقد نکاح مذکور با مهریه توافقی دریکی از دفاتر رسمی ازدواج اقدام نماید که متاسفانه با به تاخیر انداختن این امر از سوی زوج و نهایتا فوت وی براثر وقوع سانحه رانندگی اتومبیل مورخ 20/10/89 در جاده طبس این تعهد و وظیفه قانونی محقق نمی گردد پس از فوت زوج و برگزاری مراسم عزاداری موضوع این ازدواج علنی شده لیکن خانواده آن مرحوم (مادر متوفی زوجه اول متوفی و فرزندان وی) این قضیه را انکار نموده اند اینک با توجه به دلایل موجود جهت اثبات این رابطه زوجیت دایم وزندگی مشترک فی مابین زوجین اشاره می گردد 1- از تاریخ جاری شدن صیغه شرعی عقد نکاح دایم مذکور (2/2/88) خواهان زندگی مشترک خود را با مورث خواندگان آغاز نموده و به همراه همسر خود به نقاط مختلف ازجمله دبی سفرهای متعددی داشته که جهت اثبات این موضوع می توان به استشهادیه محلی پیوست دادخواست و عکس های ارایه شده از سوی خواهان و در صورت لزوم از اداره گذرنامه شیراز استناد نمود 2- مورث خواندگان جهت تامین مسکن مناسب مبادرت به اجاره یک دستگاه آپارتمان مسکونی واقع در منطقه فرهنگ شهر شیراز می نماید که اجازه نامه عادی شماره 343818 مورخ 1/4/89 مثبت این ادعا است شایان ذکر است که قرارداد اجاره مذکور بنام زوج (متوفی) وجهت سکونت دو نفر انعقادیافته و در حال حاضر خواهان در آن سکونت دارد و در این خصوص مالک آپارتمان مذکور و شخص بنگاه دار به عنوان دیگر شهود قضیه معرفی می گردند. 3- در طول زندگی مشترک (هرچند کوتاه) خواهان از همسر خود (متوفی) باردار گردیده که به دلیل پاره ای عوارض پزشکی مشارالیها به بیمارستان ف. شیراز مراجعه نموده که نهایتا پس از عمل جراحی جنین مربوطه سقط می گردد و سپس طی تماس تلفنی با همسر خواهان نامبرده جهت اهدای خون در بیمارستان مذکور حاضر و از او آزمایش خون به عمل می آید (کلیه مدارک پزشکی به پیوست دادخواست تقدیم گردیده است) با توجه به مراتب مذکور از محضر دادگاه صدور حکم شایسته بر اثبات رابطه زوجیت دایم به شرح مذکور با تعیین مهرالمثل خواهان براساس نظر به کارشناس و با در نظر گرفتن شان و شخصیت خواهان و نیز الزام خواندگان به جبران خسارات دادرسی مورد تقاضا است رسیدگی به شعبه بیست و ششم دادگاه خانواده شیراز محول شده است دادگاه ضمن تعیین وقت رسیدگی طرفین را به دادرسی دعوت نموده است خواندگان آقای ک.ح. را به عنوان وکیل خود معرفی و نامبرده در پرونده دخالت نموده است در تاریخ 27/10/90 جلسه دادگاه تشکیل وکلای طرفین حاضرشده اند وکیل خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است وکیل خواندگان اظهار داشته بنده ضمن تایید اصل رابطه زوجیت خواهان با مورث موکلین به عرض می رساند مورث موکلین دادرسی همسر و فرزندان بوده و هیچ موجبی برای اختیار همسر دایمی وجود نداشته است ضمن اینکه نامبرده فردی بسیار متدین بوده و حاضر نشده هرگز کار خلاف قانون انجام دهد رابطه زوجیت براساس عقد موقت بوده و مادر و خواهر متوفی در جریان عقد موقت باخانم م.ر. بوده اند و حاضر به ادای شهادت هستند مضافا اینکه مرحوم م.ی. مبادرت به عقد موقت با یک خانم دیگر بنام خانم م.م. نموده و از مشارالیها دارای فرزندی شده که شناسنامه برای وی با همان همسر موقت صادر و به عنوان فرزند م. متوفی در انحصار ورثه آمده است به قرینه اینکه متوفی همسر دایم داشته و موجبی نداشته که همسر دوم آن هم به صورت دایم اختیار کند از طرفی نامبرده همسر دوم به صورت موقت داشته بنابراین اظهار همکار محترم بر اینکه خواهان خانم م.ر. دارای حمل شده و منتهی به سقط گردیده دلیل بر برقراری رابطه زوجیت دایم نمی تواند باشد در این لحظه خواهان وارد دادگاه شده و تقاضای رای مقتضی نموده است سپس وکیل خواهان اظهار داشته همکار محترم در اصل اثبات رابطه زوجیت با اینجانب و موکله هم عقیده هستند و ظاهرا تاکید بر موقت دارند که جای بسی تعجب است و استدلال ایشان در رابطه زوجیت دایم موکله با مرحوم تنها دارا بودن یک ازدواج موقت با احد از خواندگان است حال آنکه هیچ قرینه و دلیلی مبنی بر عدم رابطه زوجیت دایم موکله با آن مرحوم وجود نداشته و نمی توان به صرف دارا بودن همسران اعم از دایم و موقت منکر رابطه زوجیت دایم دیگری شد و دلایل دیگر موجود در پرونده شامل عقدنامه دایم عادی مورخ 2/2/88 می باشد که توسط جناب آقای م.ف. تنظیم گردیده و حضور شهود متعدد دراین ارتباط همگی حاکی از وجود رابطه زوجیت دایم موکله با مرحوم م.ی. بوده است احد از خواندگان بنام خانم م.ک. که در دادگاه حاضرشده اظهار داشته بدون برقرار رسمی زوجیت دایم در دفتر ازدواج و بدون اقرارنامه در دفاتر اسناد رسمی اعتبار ندارد و اگر عقدی صورت گرفته موقت بوده و برگه ارایه شده بدوی اینکه مشخص شود شخص عقد کننده کیست و صلاحیت ایجاب و قبول عقد دایم داشته یا خیر و مضافا کسی که مبادرت به عقد دایم برای زوجین نماید بدون ثبت محکوم به مجازات خواهد بود که وکیل خواهان اظهار داشته انعقاد عقد نکاح دایم به صورت عادی دارای جنبه شرعی بوده و تنها از منتظر قانون دارای اشکال است دادگاه از خواهان خواسته است که مقداری از آشنایی خود با مرحوم م.ی. توضیح دهد که اظهار داشته من سابقا آژانس مسافرتی داشتم و کارهای گردشگری انجام می دادم و تمام هتل داران و آژانس ها مرا می شناسند و مرحوم نیز هتل دار بودند و مرحوم که با من آشنا شد پیشنهاد ازدواج دادند من دختر بودم و ازدواج نکرده بودم و ایشان مرد خوبی بودند اخلاق و ادب داشتند و ازنظر مالی نیز می توانستند مرا تامین نمایند و سال قبل از عقد من به دبی رفته بودم که پیشنهاد داده بودند من گفتم حالا شرایط آن را ندارم که راضی شدم و در دبی یک حاج آقا که در مسجد بود و نمی دانم کی هست آورد داخل ماشین و صیغه عقد دایم خوانده شد و همسرم گفت من کارهایش را می کنم و کاغذی کتبی به من ارایه و خانواده در جریان بودند و باهم می آمدند و می رفتیم من خودم اصرار داشتم که عقد دایم باشد که سال بعد چون فهمیدم که خانواده ام ناراحت هستند و الآن فهمیدم که همسر دارند و طلاق نداده چون می گفت همسرم را طلاق داده ام و همسرم این حاج آقای م.ف. به منزل آوردند و صیغه عقد دایم خوانده شد و خواهر و مادرم یک کاغذ نوشتند و من و همسرم و شهود امضاء کردند و حاج آقا گفتند بعدا بیایید این کاغذ را بگیرید خانم م.ک. اظهار داشته من از جریان عقد کردن شوهرم و اینکه همسر دوم گرفته خبر نداشتم در مورد فوت از این خانم پرسیدم که در رابطه با تصادف همسرم متهم است و این خانم به من گفت من همسر دایم همسرت هستم من 22 سال همسر مرحوم بودم آن مرحوم آدم تنوع طلبی بود و می دانستم زن صیغه می کند و می گفت من تنوع طلبم آدم گناه نکند بچه درست نکند وزن دایم نگیرد و قسم خورد دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده و از شهود طرفین تحقیق نموده است ابتدا از عاقد م.ف. تحقیق نموده که اظهار داشته بلی مورخ 2/2/88 در منزل زوجه بنام م.ر. صیغه عقد دایمیه جاری گردید که سند عادی عقدنامه عادی شرعی هم به آقای ی. و خانم ر. دارم و چند نفر حضور داشتند سپس از خانم الف.ر. تحقیق نموده که اظهار داشته عقد خواهرم توسط آقای م.ف. در تاریخ 2/2/88 به طور دایم خوانده شده است خانم م.ک. مادر خواهان اظهار داشته آقای ی. به خواستگاری دخترم آمد و یک عاقد آوردند عقد کردند دخترم بیوه نبوده و عقد دایم انجام دادیم دختر که عقد موقت انجام نمی دهند رسم ما نیست و مهریه 1600 سکه طلا و یک گردن بند برلیان گردنش کرد و در جلسه عقد پسرم ک. و پسرعمه دامادمان بودند و دختر دیگرم الف.ر. بودند و عقدنامه نیز نوشته شد و امضاء کردیم و.. . از ح.ک. تحقیق شد که گفته است من برادر م. هستم من اصلا خانم م. را ندیدم تمام کارهای حقوقی حاجی دست من بود حاجی آدم خسیسی بوده اهل خرج کردن نبود مرحوم بیست سال داماد ما بوده محال می دانم که این خانم عقد دایم مرحوم باشد خانم م.د. اظهار داشته بنده مادر مرحوم م.ی. هستم خود مرحوم به من گفت این خانم صیغه من است آقای غ.ی. اظهار داشته خانم ر. را دو بار دیده ام این خانم برای دو میلیون و سه میلیون تومان مدرک دارد وی برای عقد دایم چرا مدرک ندارد من قسم می خورم که ایشان عقد موقت بوده است ولی عقد دایم نبوده است آقای ن.خ. اظهار داشته من باخانم مرحوم ی. هستم ازنظر عقیده خودم این خانم (ر.) عقد موقت مرحوم است خانم ص.ی. گفته است بنده خواهر مرحوم ی. هستم مرحوم رابطه دوستانه با من داشت و درد دل می کرد و بنده خدا صیغه می کرد چون زیاد مسافرت می رفت و من می گفتم برایت دردسر درست می شود ازنظر من خانم م.ر. عقد موقت مرحوم بوده است آقای م.ی. گفته است چند روز بعد از فوت مرحوم م.ی. خانم ر. به اینجانب مراجعه کرد و خواهر خانم ر. و فردی بنام آقای ح.الف. نیز حضور داشتند ابتدا ایشان گفتند من مسیول یک گروه توریستی در دبی هستم آن مرحوم در هتل از من خواستگاری کردند وایشان اظهار کردند من همسر ندارم و نزد یکی از افراد در دبی صیغه عقد جاری کردند ولی چون امکان گواهی به صورت مکتوب نبود در شیراز ضمن مراجعه به یکی از دفاتر عقد موقت پنج ساله صادر گردید ولی متاسفانه ایشان حاضر به ارایه آن نگردید و بعدا ادعای دایمی بودن عقد نموده است ایشان از من عاجزانه خواستند کدخدا منشی موضوع را حل نمایم و وجه قابل توجهی به ایشان بدهم که بنده گفتم گه چون فقط وصی شرعی و ماذون از طرف آیت الله مکارم به توسط حاج آقای م. را دارم حق صغیر ضایع می گردد ایشان گفتند از حق مادر و همسر ایشان به من بدهید گفتم ایشان خود بالغ و عاقل هستند نمی توانم در این زمینه قول بدهم همه این مطالب را می توانید از آقای ح.الف. سوال بفرمایید و.. . . از آقای ح.الف. نیز تحقیق شده که اظهار داشته.. . خانم ر. تا سال 1388 مجرد بودند بعد مطلع شدیم که با یک نفر ایرانی که مقیم خارج از کشور هستند ازدواج کرده چند بار هم ایشان را دیدم از من دعوت کردند تا بروم دبی و در هتل شوهرشان از من پذیرایی کند که به واسطه گرفتاری نشد.. . ما همیشه حاجی را شوهر دایمی ایشان می دانستیم حتی شنیدم که حامله است و بچه سقط شده است در سه مورد در جلسه که به عنوان ریش سفید دعوت شدم یک بار در منزل مادر خانم ر. و دو بار در دفتر وکیل خانوادگی آقای ی. مطلبی در مورد اینکه خانم ر. بگوید من زن موقت باشم نشنیدم صحبت ها در مورد رهن منزل و پیگیری های بعدی بود و ایشان همسر دایم مرحوم ی. می باشد براساس شنیده ها و آنچه مشاهده کردم و.. . دادگاه سوابق مراجعه خانم م. ر. و سقط جنین وی و مراجعه آقای م.ی. به عنوان همسر خانم ر. و اهداء خون از بیمارستان استعلام نموده است که پاسخ واصله حاکی است مرحوم آقای م.ی. در تاریخ 23/9/89 به عنوان همسر سرکار خانم م.ر. برای تعیین گروه خونی خود به آزمایشگاه بیمارستان ف. مراجعه که گروه خوبی B+ تعیین گردیده است دادگاه بار دیگر از عاقد آقای م.ف. تحقیق نموده و مطالبی را در تحقیقات قبلی اظهار نموده تکرار کرده است و گفته است بلی صیغه عقد دایم فی مابین مذکورین جاری گردیده من را بردند به منزل خودشان که چند نفر هم حضور داشتند و صیغه عقد کتبی بوده است اقرارنامه شماره 2882- 17/8/90 دفتر اسناد رسمی شماره.. . حوزه ثبتی فارس حاکی است که خانم م.م. احد از خواندگان اقرار نموده که خانم م.ر. در تاریخ 2/2/88 به صورت عادی و شرعی به عقد مرحوم م.ی. درآمده است و در آن زمان توسط مرحوم یادشده به طور شفاهی به اینجانب اعلام گردیده است سپس دادگاه در تاریخ 28/6/91 - از خانم م.ش. تحقیق نموده است که اظهار داشته اینجانب به صورت موقت پنج ساله از بهمن 85 تا بهمن 91 که ایشان در دی ماه 89 فوت کردند در عقد وی بودم ایشان به من گفت خانم ر. را در شیراز صیغه پنج ساله کرده ام و در این رابطه لوایح متعددی از وکلای طرفین پیوست پرونده گردیده و درنهایت دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه 1476 - 12/10/91 مفادا با این استدلال که توجها به اظهارات وکلای خواهان مبنی بر اینکه موکله در تاریخ 2/2/88 به عقد و نکاح دایم مرحوم م.ی. درآمده است و از آن تاریخ تا زمان فوت همسرش در مورخ 20/10/89 با یکدیگر زندگی داشته اند و ازجمله سفرهایی به نقاط مختلف ازجمله امارات ((دبی)) داشته اند و زوجین حتی منزل اجاره ای به شرح اجاره نامه 343818- 1/4/89 داشته اند و در طول این زندگی زوجه از ناحیه همسرش حامله که به خاطر عوارض پزشکی جنین سقط می گردد و با التفات به اظهارات عاقد آقای م.ف. که صیغه شرعی عقد دایم خوانده اند و با توجه به دفاعیات غیر موثر وکیل خواندگان و اینکه عقد خواهان با مرحوم مورث خواندگان به صورت انقطاعی قبول داشته ولیکن منکر عقد دایم بوده و در این جهت دلیل شرعی و قانونی اقامه نشده است و با توجه به اظهارات شهود تعرفه شده که عقد دایم اعلام و مهریه نیز 1600 عدد سکه طلا بهار آزادی اعلام کرده اند که در زمان عقد توافقی تعیین شده بنا به مراتب با التفات به نظریه حضرت امام خمینی ره در صفحه 268 کتاب ره توشه قضایی در پاسخ این سوال که اگر زوجین در دوام و با انقطاع عقد نکاح اختلاف داشتند آیا اصل دوام عقد است با انقطاع ؟ پاسخ عقد محکوم به دوام است مگر خلاف آن ثابت شود بنا به مراتب دعوی معنونه را وارد دانسته مستندا به مواد 1062 و 1063 ق.م. و ماده 1 قانون ازدواج 22/4/1310 با اصلاحات بعدی احراز نکاح شرعی دایم فی مابین خانم م.ر. و مرحوم م.ی. و مراجعه به احداز محاضر رسمی ثبت ازدواج و اجرای ثبت صادر و راجع به خواسته دوم تعیین مهرالمثل با توجه به اینکه در ضمن عقد مهریه نیز تعیین شده لذا حکم به رد دعوی در این قسمت خواسته صادر نموده است خانم م.ک. و غیره با وکالت آقایان ع.الف. و ح.م. از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده اند و در این مرحله پرونده به شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس محول گردیده که طی دادنامه 231 - 6/3/92 اعتراض تجدیدنظرخواهان به آن قسمت از دادنامه 1476 - 12/10/91 صادره از شعبه 26 خانواده شیراز که مشعر بر اثبات رابطه زوجیت دایمی میان تجدیدنظر خوانده و مورث تجدیدنظر خواهان ها (مرحوم م.ی.) وارد نبوده زیرا دادنامه براساس موازین قانونی صادر گردیده و خالی از ایراد و اشکال تشخیص می گردد ولکن تجدیدنظرخواهی راجع به آن قسمت از دادنامه مبنی بر الزام تجدیدنظر خواهان ها دریکی از محاضر رسمی ثبت ازدواج و اجرای تشریفات قانونی ثبت نکاح مزبور با تعیین میزان مهریه به تعداد 1600 عدد سکه بهار آزادی وارد است زیرا خواسته خواهان بدوی اثبات رابطه زوجیت بوده و ثبت آن جزء خواسته نبوده است همچنین خواهان بدوی متقاضی تعیین مهرالمثل بوده با جلب نظر کارشناس نه اینکه دادگاه بدوی تنها با اظهارات مادر خواهان مهریه را به میزان 1600 عدد سکه محرز نماید بنابراین قسمت های اخیر از موارد خواسته اولیه نبوده تا دادگاه مجاز به اظهارنظر قضایی باشد النهایه دادگاه این قسمت از دادنامه را نقض می نماید و قسمت اول دادنامه را با اضافه نمودن این جمله خواندگان را به پرداخت مبلغ 105000 ریال بابت هزینه دادرسی و سیصد هزار ریال بابت حق الوکاله وکیل که مورد تقاضای خواهان بوده و مورد حکم دادگاه واقع نشده در حق خواهان محکوم می نماید و رای را با این اصلاح تایید نموده است که در این مرحله خانم موارد ک. و غیره با وکالت آقایان ع.الف. و ح.م. از رای صادره فرجام خواهی نموده و با اظهار مطالبی که در مراحل قبلی گفته شده نقض دادنامه صادره را خواستار شده اند که پس از تبادل لوایح و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه (23) ارجاع گردیده است. ضمنا فرجام خوانده در لایحه فرجام خواهی نقض قسمت دوم دادنامه که دادگاه تجدیدنظر آن را نقض کرده است را خواستار شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای احمدی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
دادنامه فرجام خواسته مآلا مخدوش و واجد ایراد است زیرا دعوی در مانحن فیه مآلا دعوی بر میت محسوب و مستند دعوی نیز شهادت شهود می باشد که در این صورت حسب ماده 279 قانون آیین دادرسی مدنی خواهان می بایست علاوه بر اقامه بینه شرعی سوگند نیز یاد نماید که اوراق پرونده حکایت از سوگند خواهان ندارد ضمن اینکه دادگاه تجدیدنظر در مورد خواسته دوم خواهان مبنی بر تعیین مهرالمثل نیز اثباتا یا نفیا اظهارنظری نکرده است بنابراین به جهت اشعاری رای صادره در وضعیت حاضر قابلیت تایید را ندارد و نقض می گردد و رسیدگی مجدد به همان دادگاه صادرکننده رای منقوض محول با بررسی تمامی ابعاد قضیه رای مقتضی صادر فرمایند.
رییس شعبه 23 دیوان عالی کشور ـ مستشار
انصاری ـ احمدی

قاضی:
احمدی , انصاری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1062 - نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید.

مشاهده ماده 1062 قانون مدنی

ماده 1063 - ایجاب و قبول ممکن است از طرف خود مرد و زن صادر شود یا از طرف اشخاصی که قانونا حق عقد دارند.

مشاهده ماده 1063 قانون مدنی

ماده 279 - هرگاه خواهان در دعوای بر میت وارث صاحب حق باشد و بر اثبات ادعای خود اقامه بینه کند علاوه بر آن باید اداء سوگند نماید. درصورت عدم اتیان سوگند حق مورد ادعا ساقط خواهد شد. تبصره 1 - درصورت تعدد وراث هر یک نسبت به سهم خود باید ادای سوگند نمایند چنانچه بعضی ادای سوگند نموده و بعضی نکول کنند ادعا نسبت به کسانی که ادای سوگند کرده ثابت و نسبت به نکول کنندگان ساقط خواهد شد. تبصره 2 - چنانچه وراث خوانده متعدد باشند و خواهان شخص دیگری باشد پس از اقامه بینه توسط خواهان ادای یک سوگند کفایت می کند.

مشاهده ماده 279 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM