خانم ر.م. به طرفیت آقای ع.ر. دادخواستی به خواسته صدور حکم محکومیت خوانده به ثبت واقعه ازدواج (عقد دایم با مهر معلوم) در دفتر رسمی ازدواج در تاریخ 9/11/91 درمحاکم خانواده تهران مطرح نموده است خواهان در متن دادخواست گفته است در مورخ 17/8/89 به عقد دایم خوانده درآمده ام البته همسر دوم شرعی وی می باشم ولی از ماه رمضان سال 91 پیرو مطلع شدن همسر اولش مرا ترک کرده لازم به ذکر است پس از گذشت مدتی بارها به دفترخانه ازدواج شماره.. . بنام آقای ح.ی. مراجعه نموده ایم ولی این کار سهوا یا عمدا توسط زوج به وقوع نپیوست تا اینکه در ماه رمضان سال 91 حسب اطلاع همسر اول وی نامبرده دیگر جواب تلفن من را هم نمی دهد و در بلاتکلیفی بسر می برم علی هذا درخواست صدور حکم برای ثبت واقعه ازدواج مورد استدعاست پرونده به شعبه 255 دادگاه خانواده ارجاع شده است دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است در لایحه ای که خانم ر.م. به شعبه 255 دادگاه خانواده تقدیم نموده است گفته است خوانده محترم شکایتی با عنوان ایجاد مزاحمت علیه اینجانب مطرح نموده و محل جرم را اداره امور مساجد واقع در خیابان جمهوری عنوان نموده بدین وصف که اینجانب با مراجعه به دفتر ایشان موجبات مزاحمت برای وی فراهم آورده که در شعبه دوم بازپرسی منجر به صدور قرار منع تعقیب شد در صورت صلاحدید آن مقام محترم در این مورد از شعبه دوم بازپرسی خارک استعلام گردد. خوانده در دادگاه ویژه روحانیت اقرار به اثبات رابطه زوجیت کرده است و بیان نموده که من عقد می کنیم به شرط این مطلب که
طلاق بگیر و چون
طلاق در عقد دایم محقق می گردد. این در حالی است که در پرونده کیفری علیه من با عنوان ایجاد مزاحمت شکایت کرده یعنی کتمان هرگونه رابطه زوجیت پس از اقرار او در دادگاه ویژه حسب دستور قاضی محترم ویژه روحانیت دادخواست اثبات زوجیت تقدیم گردیده است. هم چنین پرینت تلفن اینجانب که موید تماس های مکرر خوانده با من موید اثبات رابطه زوجیت با خوانده است. هم چنین تقاضای احضار سردفتر ازدواج که شاهد عقد دایم بودن حقیر هست دارم آقای ع.ر. خانم الف.ق. وکیل پایه یک دادگستری را برای دفاع از خودش طی قراردادی تعیین نموده که مشارالیها در لایحه ای به وکالت از او با اعلام نشانی خودش درخواست مطالعه پرونده را نموده است. در جلسه دادرسی 12/12/91 خانم ر.م. گفته است مدت سه سال است که همسر و زوجه دایمی خوانده هستم و در دفتر ازدواج.. . تهران به سردفتری حاج آقا ح.ی. به عقد او درآمده ام نشانی سردفتر ازدواج خیابان مرتضوی بین خوش و قصرالدشت نبش کوچه.. . بود تلفن.. . -.. . می باشد در سال 89 با
مهریه 150 میلیون تومان به علاوه سفر حج تمتع می باشد سه سال زندگی مشترک داشته تمکین خاص و عام نسبت به وی داشته ام
نفقه مرا مرتب پرداخت می کرد لیکن مهر مرا نداده است و از ابتدا ماه رمضان 91 دیگر
نفقه نداده است کسی شاهد عقد من نبوده غیر از عاقد مذکور. وکیل خوانده در این جلسه گفته است موکل خواهان را دو نوبت به عقد نکاح موقت خود درآورده است آخرین دوره عقد نکاح موقت قبل از ماه رمضان 91 بوده است و بعدازآن هیچ عقد نکاح منعقد نشده است انقضاء مدت عقد نکاح موقت قبل از ماه مبارک رمضان سال 91 بوده است موکل رونوشتی از عقد نکاح موقت در دست ندارد مدارک در ید خواهان می باشد تقاضا دارم که از بیمارستان رازی بخش روان پزشکی رازی تبریز استعلام شود که حکایت بیماری توهم ایام بستری خواهان برای سه سال پیش بوده است اگر عقد دایم بود عقد دایم کتمان نمی شد حالیه خواهان مدعی عقد دایم شده است در عقد دایم شهود هم باید حضورداشته باشند که این صورت نبوده و سند مکتوب ارایه نداده است. که حکایت از وقوع عقد دایم نماید رد دعوی خواهان را دارم نسخه ای از حکم صادره از دادگاه ویژه روحانیت که ادعای خواهان در آنجا رد شده است را ظرف یک هفته تسلیم دادگاه خواهم کرد دادگاه طی نامه ای از سردفتر ازدواج شماره.. . تهران در مورد عقد زوجیت بین آقای ع.ر. و ر.م. استعلام نموده است و از بیمارستان ر. نیز استعلام کرده است سوابق بیماری خانم ر.م. را در آن مرکز ضمن اعلام نوع بیماری جهت بهره برداری قضایی ارسال دارند نیز دادگاه به درخواست وکیل خوانده از دادگاه ویژه روحانیت در مورد مطالبه کپی از پرونده آن مرجع را از دادگاه خواستار شده است دادگاه نیز اقدام نموده در برگ 63 پرونده تصویر قرار منع پیگرد ر.م. از اتهام ایجاد مزاحمت و هتک حرمت شاکی ع.ر. توسط خانم ر. تسلیم شده است از دادگاه ویژه روحانیت نیز به دادگاه در پاسخ به استعلامیه به عمل آمده نامه مورخ 28/12/91 (برگ 66 پرونده) واصل شده است که در مورد ترک انفاق موضوع شکایت خانم ر.م. از آقای ع.ر. قرار اناطه جهت اثبات زوجیت صادرشده است دفتر دادگاه نیز گواهی طرح دعوی اثبات زوجیت را به دادسرای ویژه روحانیت به درخواست خانم ر.م. ارسال داشته است سوابق بیماری خانم ر.م. با تهیه تصویر از پرونده بالینی و درمانی وی از مرکز آموزش و درمانی رازی واصل شده است در برگ 85 پرونده سردفتر ازدواج.. . تهران در ذیل استعلامیه دادگاه مرقوم داشته است «بسمه تعالی به استحضار عالی می رساند که خانم ر.م. به همراه آقای ع.ر. به دفتر اینجانب ح.ی. مراجعه کرده اند برای ثبت عقد دایم مجدد با توجه به نداشتن حکم ازدواج مجدد از دادگاه محترم هیچ اقدامی صورت نگرفت»; وکیل خانم ر.م. در لایحه ای گفته است چون در جلسه مورخ 12/12/91 خوانده اقرار به عقد نکاح از نوع موقت داشته است و موکل به عقد دایم نظر داشته در این خصوص اختلاف داشته ولی خوانده مدرکی دال بر عقد موقت ارایه نداده در نوع عقد حمل به عقد دایم موردنظر قانون گذار می باشد. دفترخانه ازدواج نیز در ذیل نامه آن دادگاه مراجعه خانم ر.م. و آقای ر. را برای ثبت عقد دایم بیان نموده است. که به لحاظ عدم امکان ثبت عقد دایم به لحاظ نیاز به حکم ازدواج مجدد آن را ثبت ننموده است لذا اقرار آقای ع.ر. به ازدواج دایم مثبت عقد نکاح دایم قبلی اوست و درنتیجه یک مقام دولتی و رسمی به این امر به نحو مکتوب گواهی داده است. صدور حکم بر اثبات زوجیت دایم را نتیجتا خواستار شده است به دادگاه در تاریخ 9/4/92 نامه ای از دفترخانه به شماره 752-9/4/92 ارسال شده است که پیرو گواهی مورخ 18/3/92 خود گفته است «هیچ گونه اتفاقی در مورد ثبت عقد و ازدواج نیفتاده و در این خصوص هرگونه اقرار و ادعا کذب و غیرقابل قبول می باشد»;. دادگاه در تاریخ 23/4/92 با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 92/617 با توجه به محتویات پرونده و پاسخ استعلام واصله از دفتر ازدواج.. . تهران و با توجه به عدم کفایت دلیل خواهان بر وقوع نکاح دایم با توجه به اقرار خواهان به اینکه کسی شاهد و ناظر عقد ازدواج من نبوده است خوانده دعوی ادعای خواهان را رد کرده است دادگاه با وصف کیفیت مطرح شده و عدم کفایت دلیل مستندا به ماده 1062 و 1063 و 1071 از
قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان را صادر و اعلام می دارد از این رای خانم ر.م. با وکالت آقای ح.ص. و آقای ف.ه. تجدیدنظرخواهی نموده اند وی گفته است همسرم که روحانی و صاحب نظر در احکام شرعیه است من از زبان وی شنیده ام و عقد را برایم دایم خوانده است کافی است وی احضار شود و سوگند یاد کند حقیقت معلوم می گردد اظهارات سردفتر که گفته است برای ثبت عقد دایم مراجعه کردند و با توجه به نداشتن حکم ازدواج مجدد از دادگاه محترم هیچ اقدامی صورت نگرفت وقوع عقد ازدواج دایم فی مابین محرز بوده است. پرونده به شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع شده است هیات شعبه برای روز 21/7/92 وقت جهت رسیدگی و اتیان سوگند تعیین نموده است و طرفین را دعوت کرده است. در جلسه دادرسی مورخ 21/7/92 که طرفین و وکلا آنان حضورداشته اند خانم ر.م. گفته است من به عقد ازدواج دایم خوانده درآمده ام و شاهدی به غیر از آقای ح.ی. سردفتر ازدواج ندارم تجدیدنظر خوانده گفته است قبول ندارم من فقط تجدیدنظرخواه را به عقد موقت خود در سه مرحله درآوردم در معیت ایشان به دفتر ازدواج شماره.. . رفتم ولی صیغه عقد ازدواج دایم جاری نشد تجدیدنظرخواه در این جلسه درخواست سوگند تجدیدنظر خوانده را نموده است که وی به اسماء جلاله قسم خورده است که حقیقت را بیان کرده است نظریه هیات شعبه 47 ابتدا با اختلاف نظر بین قضات شعبه مواجه بوده که سرانجام با حضور قاضی سوم منجر به دادنامه 92/1283 که مشعر بر تایید رای شعبه 255 خانواده با توجه به اتیان سوگند توسط مدعی علیه و منکر عقد دایم شده است و تجدیدنظرخواهی وکلای خانم ر.م. نیز مستندا به ماده 358 مردود گردیده است. اکنون از این رای خانم ر.م. فرجام خواهی نموده است که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرایت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: