در تاریخ 1393/5/5 خانم ع.د. 65 ساله دادخواستی به طرفیت شوهرش ع.الف. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به جهت عسروحرج به دادگستری شهریار تقدیم می نماید و تصویر پنج فقره دادنامه بدوی و شورای حل اختلاف مبنی بر محکومیت شوهرش در رابطه با ایراد ضرب نسبت به وی را ضمیمه می نماید رسیدگی به شعبه ششم دادگاه عمومی شهریار محول می گردد. دادگاه برای 1392/5/18 تعیین وقت می کند که به دلیل عدم حضور خوانده وقت برای 1393/6/14 تجدید می شود. و در این جلسه دادگاه پس از استعلام اظهارات زوجه مبنی بر درخواست
طلاق به عنوان عسروحرج زوج اعلام می کند من حاضر به
طلاق نیستم. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر می کند. آقای ح.ش. به عنوان داور زوجه و آقای ح.ش. به عنوان داور زوج تعیین می گردند که در گزارش مشترکی اعلام می دارند با زوجه دو بار مذاکره شد و حاضر به انصراف از
طلاق نیست. چند بار تلاش برای مذاکره حضوری یا تماس تلفنی با زوج انجام شد ولی ایشان از مذاکره حضوری و حتی صحبت تلفنی با ما خودداری نمود. به هرحال دادگاه بدون اقدام بیشتر و تشکیل جلسه بعدی در تاریخ 1392/6/24 به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید در خصوص دعوی خانم ع.د. به طرفیت آقای ع.الف. به خواسته صدور حکم به الزام زوج به
طلاق عسروحرج و ضرب وجرح عمدی حکم ضمیمه پرونده نظریه داوران با عنایت به محتویات پرونده مدارک استنادی اظهارات خواهان نظریات داوران عدم دفاع خوانده دعوی خواهان وارد است. لذا دادگاه به استناد مواد 123 و 194 از قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 1119 1120 و تبصره ماده 1133 و مواد 1134 1139 1143 1144 1145 و 1146 از
قانون مدنی و مواد 26 27 32 و 33 از قانون حمایت خانواده مصوب 1393/12/1 و بند ب از شرایط مندرج در سند نکاحیه (ضمن عقد) حکم به الزام زوج به
طلاق صادر و اعلام می دارد. بدین ترتیب: 1- نوع
طلاق باین است 2- فرزندان مشترک کبیر هستند 3-
جهیزیه را بعدا اخذ می کند 4- اجرای صیغه
طلاق منوط به تست بارداری می باشد. 5- زوجه مبلغ 100000 تومان بابت
مهریه در قبال اخذ
طلاق به زوج بذل می کند و الباقی را مطالبه می کند و با توجه به حق وکالت از طرف زوج مبذول را قبول می کند 6- زوجه می تواند با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت رسمی
طلاق خود را مطلقه نماید. 7- اعتبار این حکم از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی جهت ارایه به یکی از دفاتر ثبت رسمی
طلاق شش ماه است. 8- در صورت امتناع زوج سردفتر به عنوان نماینده دادگاه صیغه
طلاق را جاری نماید. این حکم ضروری است و ظرف بیست روز پس از ابلاغ دادنامه قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رای به طرفین ابلاغ می شود و زوج در فرجه قانونی تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه خود اعلام می کند 1- ایشان از سال 1391 منزل مشترک را ترک کرده و من از محل سکونت وی اطلاع ندارم. 2- من هم اکنون اقدام به طرح دعوی تمکین نمودم و صدور قرار اناطه تا رسیدگی به دعوی تمکین مورد استدعا است 3- ایشان در مورد ایراد ضرب وجرح اعلام رضایت کرده است زوجه در پاسخ اعلام می دارد آراء مکرر در مورد محکومیت وی به ضرب وجرح اینجانب روشن بر عدم صحت ادعای ایشان می باشد. و تجدیدنظرخواهی وی صرفا برای اتلاف وقت می باشد پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارسال و به شعبه چهل و پنج دادگاه تجدیدنظر ارجاع می شود. دادگاه وقت رسیدگی تعیین نموده و در تاریخ 1393/10/10 با حضور خواهان مبادرت به رسیدگی می کند زوجه اظهار می دارد من زن دوم ایشان هستم من 14 ساله بودم پدرم فوت کرده بود مرا شوهر دادند در این مدت طولانی مرا زجر داده به بچه هایم غذا نمی داد. چند باری خواست اسید روی من بپاشد تمام بدنم علیل است من تمام
مهریه و
نفقه را در مقابل
طلاق بذل می کنم
جهیزیه هم نمی خواهم فقط می خواهم جانم را نجات دهم. ایشان معتاد است چندین بار در کمپ بستری شده از اول معتاد بود ولی اخیرا شیشه مصرف می کند. فرزندان مشترک همگی ازدواج کرده اند و حدود دو سال است از هم جدا هستیم. خوانده با وجود اعلام وقت رسیدگی در جلسه حضور ندارد. به هرحال در دادگاه در تاریخ 1393/10/14 طی دادنامه شماره 9309982640601169 مبادرت به صدور رای به شرح زیر می نماید: تجدیدنظرخواهی آقای ع.الف. به طرفیت خانم ع.د. از دادنامه شماره 1591 مورخه 1393/6/24 شعبه محترم ششم دادگاه عمومی حقوقی خانواده شهریار که به موجب آن حکم به
طلاق تجدیدنظرخوانده با درخواست زوجه به دلیل عسروحرج صادر گردیده است با توجه به اینکه زوجه به شرح صورت جلسه مورخ 1393/10/10 این پرونده کل
مهریه و
نفقه را در قبال
طلاق به زوج بذل نموده است و اعلام داشته شوهرم بیست سال است اعتیاد دارد و با عنایت به نامه شماره 52/896- 1393/10/13 موسسه ترک اعتیاد ک. شهریار که اعلام داشته زوج از تاریخ 1392/8/16 الی 1392/9/12 در این موسسه بستری بوده است به علاوه زوج علی رغم ابلاغ در جلسه دادرسی این محکمه حضور نیافته و دفاعی نکرده و خواسته زوجه را تکذیب ننموده بنا به مراتب اعتراض وارد نمی باشد زیرا رای بر اساس مقررات و موازین قانونی صادر شده و ایرادی از حیث ماهوی یا شکلی به آن وارد نیست و استدلال محکمه محترم بدوی و نیز مستندات آن صحیح می باشد و تجدیدنظرخواه دلیل یا دلایلی که موجبات نقض و یا بی اعتباری دادنامه را فراهم نماید ارایه ننموده لذا بنا به مراتب دادگاه مستندا به قسمت اخیر ماده 351 و 358
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379/1/21 ضمن رد اعتراض معترض دادنامه معترض عنه را با اصلاح فوق تایید می نماید. رای دادگاه به موجب ماده 365 قانون فوق الذکر ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. دادنامه در تاریخ 1393/10/27 به زوج اعلام می شود که وی در تاریخ 1393/11/13 اقدام به فرجام خواهی می نماید. و طی لایحه خود اعلام می نماید رای بر اساس عسر و حرج صادر شده است و زوجه در پرونده ایراد
ضرب و جرح اعلام رضایت نموده. در خصوص
نفقه نیز ایشان تمکین ننموده و رد دادخواست الزام به تمکین تقدیم نموده که در شورای حل اختلاف در حال رسیدگی است تقاضای صدور قرار اناطه را دارم. به هرحال پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.