فرجام خواهی خانم پ.ع. با وکالت آقای س.م.نسبت به دادنامه شماره 842 مورخ 22/5/92 شعبه سی ام دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در مقام تایید دادنامه شماره 307 مورخ 25/2/91 شعبه 277 دادگاه عمومی تهران اصدار گردیده و متضمن حکم به رد دعوی زوجه به خواسته
طلاق است وارد و موجه به نظر می رسد. زیرا زوجه و وکیل وی در دادخواست تقدیمی و مراحل دادرسی و لوایح ارایه شده با اشاره به اینکه در تاریخ 8/2/90 به عقد دایمی خوانده درآمده و قرار بوده پس از اتمام تحصیلاتم زندگی مشترک خود را شروع کنیم ولی در شهریور همان سال با هم ملاقات کردیم و صریحا به من گفت ما به درد هم نمی خوریم و نمی توانم با تو زندگی کنم و بعد از مدتی بدون عذر موجهی به کشور گرجستان رفته و طی این مدت بدون پرداخت
نفقه مرا بلاتکلیف رها نموده است مدعی عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت و تخلف زوج از شروط ضمن عقد گردیده و دادگاه بدوی با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین با این استدلال که زوج از سال 85 در کشور گرجستان اقامت داشته و چون تمرکز فعالیت شغلی وی در آن کشور است لاجرم محل زندگی مشترک زوجین کشور گرجستان محسوب می گردد و عقد زوجیت نیز با علم به این وضعیت منعقد گردیده و حق تعیین مسکن نیز با زوج است و آمادگی پرداخت
نفقه را دارد ادعای خواهان را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره 307 مورخ 25/1/91 حکم به رد دعوی زوجه و محکومیت وی به تمکین صادر نموده ولی دادگاه تجدیدنظر استان تهران ضمن تایید رای تجدیدنظر خواسته در قسمت
طلاق حکم تمکین صادره به لحاظ استفاده زوجه از حق حبس را نقض و حکم به رد دعوی زوج صادر نموده و متعاقب فرجام خواهی وکیل زوجه نسبت به رای اخیر هیات این شعبه به موضوع رسیدگی و دادنامه فرجام خواسته را به علت نقص تحقیقات و رسیدگی مخدوش تشخیص و ضمن نقض آن رسیدگی مجدد را به همان دادگاه صادرکننده رای منقوض محول نموده که در این مرحله نیز شعبه سی ام دادگاه تجدیدنظر استان تهران وارد رسیدگی مجدد شده و پس از استماع توضیحات طرفین رای تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. درحالی که آنچه مسلم است این است که زوجه از تاریخ عقد 8/2/90 تاکنون در دوران عقد بسر می برد و زوجین زندگی مشترک خود را شروع ننموده و زوج حسب الاقرار وکیل وی مقیم کشور گرجستان می باشد و به لحاظ
مطالبه مهریه توسط زوجه از ترس ممنوع الخروجی قصد بازگشت به ایران را ندارد. وکیل زوج مدعی گردیده در هنگام عقد توافق گردیده که زوجه به همراه شوهرش به کشور گرجستان برود ولی دلیل و بینه ای در این خصوص ارایه ننموده است و آنجا که حق تعیین مسکن به عهده زوج گذاشته شده مراد در داخل کشور ایران است و بدون توافق زوجه نمی توان به وی تحمیل نمود که هر کشوری را که زوج اختیار نماید وی مکلف به همراهی وی می باشد ضمن اینکه دلایلی مبنی بر تهیه مقدمات و تهیه گذرنامه و اجازه خروج و دعوت نامه و غیره برای اعزام زوجه به گرجستان ارایه نشده به ویژه اینکه زوجه با استفاده از حق حبس خود حتی در صورت اقامت زوج در داخل کشور و تهیه مسکن مستقل می تواند از تمکین خودداری نماید. در ماده 1130
قانون مدنی مقرر داشته چنانچه عسر و حرج زوجه احراز گردد دادگاه می تواند زوج را اجبار به
طلاق نماید. قانون گذار برای توضیح بیشتر در خصوص عسر و حرج زوجه مبادرت به وضع تبصره الحاقی به شرح مصوبه 29/4/81 مجمع تشخیص مصلحت نظام نموده و تذکر داده است که عسر و حرج موضوع این ماده عبارت از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد. در این پرونده زوج حاضر نیست به کشور مراجعت نماید و مقدمات اعزام زوجه را نیز فراهم ننموده و مدت دو سال است زوجه به صورت بلاتکلیف رهاشده و ممکن است این وضعیت سال ها ادامه یابد و به همین لحاظ زوجه حاضر گردیده برای رهایی از این وضعیت قسمت اعظم
مهریه اش یعنی 200 سکه از 257 سکه
مهریه اش را که ارزش اقتصادی قابل توجهی دارد در قبال
طلاق بذل نماید. بنابراین مجموع موارد و مراتب اشعاری بر عسر و حرج زوجه و تداوم زوجیت دلالت داشته و رد دعوی نامبرده با دلالت محتویات پرونده مغایرت دارد. ازاین رو دادنامه فرجام خواسته به لحاظ عدم مطابقت آن با محتویات پرونده و مغایرت آن با موازین قانونی مخدوش بوده و مستندا به بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض می شود و رسیدگی مجدد به استناد بند ج ماده 401 همان قانون به شعبه هم عرض دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع می گردد.
رییس شعبه 8 دیوان عالی کشورـ مستشار ـ عضو معاون
عباسیان ـ ناصح ـ کریمپور نطنزی