در تـاریخ 25/11/90 خـانم فـرجام خوانده دادخواستی مبنی بر تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش تسلیم دادگستری قم نموده است که به شعبه 19 دادگاه عمومی ارجاع شده است. خلاصه توضیح خواهان این است که در تاریخ 22/11/83 با خوانده ازدواج دایم نموده است و از وی دارای یک پسر دوساله است و خوانده منزل مشترک را ترک کرده و
نفقه وی و فرزندش را نداده است و با طرح دعوی محـکوم به پرداخت
نفقه از 11/9/89 لغایت 24/3/90 شده است و
نفقه را پرداخت نکرده است و از تاریخ 24/3/90 تاکنون نیز هیچ
نفقه ای نداده و به همین دلیل وی را در عسر و حرج قرار داده است. دادگاه طرفین را دعوت نمود جلسه دادگاه در تاریخ 6/10/90 تشکیل شده است. زوجه و وکلای زوج حاضر شدند زوجه بیان داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است خوانده به پرداخت
نفقه محکوم گردیده و حکم هم اجراشده و حکم جلب هم صادرشده ولی وی
نفقه را پرداخت نکرده است و برابر تایید بیمارستان شهید بهشتی مبتلابه اعتیاد است من در سال 88 متوجه اعتیاد وی به شیشه شدم به استناد بند هفتم عقدنامه تقاضای صدور حکم
طلاق دارم وکلای زوج نیز طی اظهارات خود دفاعا بیان داشته اند با توجه به اختلافات گذشته جهت حل مشکل تلاش هایی قبلا صورت دادیم که تا حد زیادی مثبت بود متاسفانه سوء تدبیرها و عصبانیت های نا به جا مجددا فضا را آلوده کرد. خواهان محترمه وسایل زندگی را از آپارتمان محل سکونتشان در پردیسان تخلیه کرده و حسب اظهار زوج بخش بسیاری از وسایل من نیز در ضمن آن ها منتقل شده وسایل فدای سرش خدا کند که سر عقل آمده و زندگی مرا و بچه ام را تباه نکند زوج دارای پدر و مادری فرهنگی و در خانواده ای کم جمعیت و در حدی کاملا پشتیبانی و حمایت از وی می کنند و بحث ترک انفاق موردقبول وی نیست چون در همین مدت علاوه بر اینکه زوجه به هیچ وجه حاضر به زندگی نبوده و حتی مهـریه را به اجرا گذاشته و وسایل را از منزل مسکونی تخلیه کرده که همگی قراین دال بر عدم تمکین وی می باشد مع ذلک زوج به خاطر رفاه حال همسر و فرزند خود مبالغی را به عنوان
نفقه چه مستقیم توسط خودش و چه غیرمستقیم توسط پدرش به زوجه رسانده است و تصور نمی کرده که علی رغم این تامینات پرونده
نفقه ای را که مشخص نیست در چه شرایطی طبق تصمیم اعضاء شورای حل اختلاف حکم صادر و مورد پیگیری زوج قرارگرفته ولی درعین حال هم اکنون نیز زوج آماده پرداخت و تامین
نفقه زوجه می باشد و در خصوص ادعای اعتیاد نیز اولا در حال حاضر منتفی است ثانیا حتی در همان زمانی که زوجه مدعی آن است مدتی کوتاه به مصرف مواد مخدر روی آورده و علی القاعده مشهود است که آن اعتیاد مضر به مصالح خانوادگی نبوده است گو اینکه در حال حاضر اساسا آثاری از اعتیاد نیست اگر ترس از حکم جلب موکل نبود حاضر بودم وی را که جوانی زیبا و سالم است در محضر دادگاه حاضر نمایم تا به رای العین مشخص شود که نمی توان با چنین ادعاهایی وکالت در امر
طلاق را محقق دانست و در شرایط فعلی نمی توان کانون زندگی را به سادگی از هم فروپاشید و زنی جوان با فرزندی خردسال را در اقیانوس جامعه رها ساخت رد خواسته خواهان موردتقاضا است. خواهان اظهار داشته بنده هم طالب زندگی هستم منتهی ایشان منزل مستقلی تهیه کند و وسایل منزل را و
جهیزیه خودم را هم بدهد و سایر حق وحقوق را و باید مطمین باشم که اعتیادش را ترک می کند و من چون فرزند دارم لذا
طلاق رجعی را فعلا انتخاب می کنم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و خواهان طی لایحه ای اعلام داشته با توجه به اینکه همسرم دارای پرونده پزشکی در بیمارستان شهید بهشتی می باشد ولیکن به زبان انگلیسی می باشد تقاضا دارد حکم مقتضی در جهت ترجمه آن صادر فرمایند و دادگاه نیز طی نامه ای به بیمارستان مذکور متن سوابق پزشکی نامبرده را به صورت متن فارسی و کاملا تشریح شده مطالبه نموده و اینکه نوع مواد مصرف شده توسط نامبرده نیز ذکر گردد که پاسخ واصله حاکی است که آقای ح.ش. سابقه اعتیاد داشته که به علت تشنج مراجعه نموده و قبلا نیز تشنج داشته است و پس از انجام اقدامات دارویی مرخص شد و تشخیص نوع مواد و اینکه ترک کرده یا نه باید در آزمایشگاه تخصصی بررسی شود و اطلاعات پرونده پاسخگوی سوالات مطرح شده نمی باشد و خواهان لایحه دیگری مورخ 10/10/90 تقدیم دادگاه نموده و تقاضا کرده وکیل خوانده موکل خود را در جلسه بعدی حاضر نماید تا نامبرده جهت آزمایش اعتیاد به شیشه که وکیل وی در جلسه قبل دادگاه به آن اذعان نموده به پزشکی قانونی معرفی شود و در این هنگام آقای م.ر. به وکالت از خانم الف.الف. وکالت نامه خود را به انضمام یک برگ لایحه تقدیم نموده که پیوست می باشد. داوران طرفین نیز تعیین و نظریه های خود را ارسال داشته اند که صلح و سازشی را در برنداشته است و وکیل خواهان نیز به تاریخ 8/11/90 طی لایحه ای بیان داشته خوانده اعتیاد شدید به کراک و شیشه دارد که به دلیل اعتیاد شدید چندین بار در بیمارستان به علت تشنج ناشی از اعتیاد بستری شده است و همان گونه که در ص 42 پرونده منعکس است بیمارستان این موضوع را تایید نموده است زندگی برای موکل بسیار مشقت آور شده و در عسر و حرج شدید است و به دلیل عدم پرداخت
نفقه بیش از 6 ماه و اعتیاد شدید و عسر و حرج و تحقق بندهای 1و 2و7 تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارد سرانجام دادگاه در وقت فوق العاده با بررسی محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 1735ـ 11/11/90 خلاصتا بیان داشته با توجه به مفاد دادنامه شماره 222ـ 24/3/90 و دادنامه شماره 761ـ 10/9/89 مبنی بر محکومیت خوانده به پرداخت
نفقه ( معوقه) و اینکه آن را پرداخت نکرده و اینکه خوانده حسب تایید بیمارستان شهید بهشتی مبتلابه اعتیاد است درخواست
طلاق کرده و با اعلام کراهت و با بذل یک عدد سکه
طلاق خلعی را منظور نموده است و با توجه به دفاعیات وکیل خوانده ( به شرح مندرج در صورت مجلس مورخ 6/10/90) موضوع ترک انفاق موردقبول موکل نیست چون در همین مدت علاوه بر اینکه زوجه به هیچ وجه حاضر به زندگی نبوده و حتی
مهریه خود را به اجرا گذاشته و وسایل را از منزل مسکونی تخلیه کرده که همگی قراینی دال بر عدم تمکین از ناحیه وی می باشد. خواهان اظهار نموده من هم طالب زندگی هستم منتهی ایشان منزل مستقل تهیه کند و
مهریه را بدهد و مطمین باشم که اعتیادش را ترک می کند. لذا دادگاه تحقق شرط موضوع بند اول و هفتم از شرایط عقدنامه را محرز دانسته مستندا به مواد 234 و 237 و 1119
قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش بین زوجین را صادر و به خواهان اجازه می دهد با بذل یک سکه از
مهریه خود و قبول بذل به وکالت از زوج دریکی از محاضر رسمی
طلاق خود را مطلقه به
طلاق خلعی نماید و
حضانت فرزند مشترک را به مادرش واگذار می نماید و ترتیبی را برای ملاقات پدر با طفل فرزند مقرر می دارد. آقای ح.ش. در تاریخ 25/5/90 از رای فوق الذکر تجدیدنظرخواهی نموده و ایرادش به دادنامه بدوی آن است که در شورای حل اختلاف و در پرونده ای که تشکیل گردیده و به محتوای آن نیز در مواردی از پرونده مانحن فیه اشاره رفته است ثابت و مدلل گردیده که زوجه هم وسایل منزل را تخلیه کرده و هم وسایل مربوط به مرا با خودش برده وهم قصد برگشت به منزل ندارد و اظهار می نماید در منزل مادرم هستم و این همان نشوز زوجه است که اعضاء شورا نیز وی را توصیه به بازگشت به منزل نامبرده می نمایند که وی حاضر به برگشت نشده و فرزند مشترک را نیز با خود برده و در همین حال ادعای
نفقه را نموده است. اینجانب هیچ گاه از پرداخت
نفقه واجب امتناع نکرده ام و الآن نیز چنانچه با خطر حکم جلب روبرو نباشم و همسرم حاضر به زندگی در منزل مشترک باشد
نفقه اش را می پردازم. به نظر شما زوجه در ادعای مطالبه
نفقه خویش و شرایط معتبر در آن صادق است ؟؟ آیا قصد زندگی با مرا داشته ؟ یا فقط می خواسته اهرم فشاری برای
طلاق پیدا کند و اما ادعای تایید بیمارستان شهید بهشتی مبنی بر اعتیاد کاملا ناصحیح و خلاف واقع است زیرا زوجه با تجویز قرصی بسیار خطرناک و دادن آن بخورد اینجانب با تشنج وحشتناکی روبرو نمود که خود و بستگانشان بسیار وحشت کرده و مرا در بیمارستان بستری نمودند و اعلام کردند که چون ایشان اعتیاد مختصری داشتند و خواسته ایم وی ترک کند چنین قرصی به او خورانده ایم که پزشکان بیمارستان به آنان پرخاش کردند و گفتند ایشان را تا مرز مرگ پیش برده اید. حال به جای اینکه به خاطر این وضعیت من از ایشان شکایت کنم نامبرده همان مسیله را از موجبات درخواست
طلاق خود قرار داده است. و از طرفی دیگر در مورد اعتیاد وعدم آن از ناحیه پزشکی قانونی یا دادگاه انقـلاب اظهار عقـیده ای نگردیده است که با توجه به اطمینان اینجانب به سلامت خود هردو مورد مزبور نیز منتفی است. و در پایان لایحه فوق الاشاره نقص دادنامه تجدیدنظر خواسته را تقاضا نموده است. خانم تجدیدنظر خوانده نیز لایحه ای در پاسخ به اعتراضات به نحو اجمال بیان داشته دادنامه های 223 - 90 و 761 - 89 شورای حل اختلاف به پرداخت
نفقه قطعی شده و تجدیدنظرخواه دفاعیات خود را در شوری مطرح نموده و دارای وکیل نیز بوده است و صحبت های وی مبنی بر اینکه از پرداخت
نفقه امتناع نکرده و اینجانب حاضر به بازگشت به منزل نشده ام کذب محض می باشد و در خصوص صحبت های شوهرش در ارتباط با تشنج و بستری شدن در بیمارستان بیان داشته تجدیدنظرخواه این داستان ساختگی را از کجا آورده است ؟ تجدیدنظرخواه اعتیاد شدید به کراک و شیشه دارد و به دلیل مصرف زیاد دچار تشنج گردیده که با مراجعه به بیمارستان شهید بهشتی در آن بیمارستان بستری شده و در نامه واصله از آن بیمارستان تصریح شده که آقای ح.ش. سابقه اعتیاد داشته و به علت تشنج بستری شده و پس از انجام اقدامات دارویی مرخص شده است و در پایان لایحه تقاضای تایید دادنامه تجدیدنظر خواسته را نموده است که رسیدگی به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم ارجاع شده و این دادگاه در وقت فوق العاده با بررسی محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 1264ـ 21/12/90 خلاصتا بابیان اینکه تجدیدنظرخواه علی رغم محکومیت خود به پرداخت
نفقه همسرش و صدور اجراییه و برگ جلب تاکنون نسبت به پرداخت محکوم به اقدام نکرده و مدعی است که همسرش حاضر به تمکین نبوده اما هیچ گونه اقدامی جهت بازگشت زوجه به زندگی مشترک و تمکین از وی انجام نداده و حتی اظهارنامه و یا تقاضای تمکین نکرده بنابراین قدر متیقن تحقق شرط ضمن عقد موضوع بند یک عقدنامه ( ترک انفاق بیش از شش ماه) محرز است و با اصلاح دادنامه از حیث اینکه زوجه مکلف است هنگام اجرای صیغه
طلاق گواهی عدم حاملگی خود را ارایه نماید دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می نماید.این دادنامه مورد اعتراض فرجامی وکیل آقای ح.ش. در مهلت مقرر قانونی قرارگرفته و کلیه اعتراضات مطرح شده در مرحله تجدیدنظر تکرار شده که از ناحیه فرجام خوانده لایحه ای واصل گردیده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردیده است و با ارجاع رسیدگی به این شعبه اینک هیات شعبه در تاریخ فوق تشکیل است و پس از بررسی محتویات پرونده و قرایت گزارش آقای نایینی و انجام مشاوره چنین رای می دهد.