فرجام خواهی خانم س.ی. به وکالت از طرف آقای غ.ی. نسبت به دادنامه شماره 450ـ 92 مورخ 24/2/92 شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در جهت تایید رای بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به خواسته زوجه فرجام خوانده انشاء گردیده است وارد و موجه نیست زیرا اولا: اگرچه در پرونده حاضر زوجین از اتباع کشور افغانستان بوده و از حیث احوال شخصیه تابع قانون دولت متبوع خود می باشند ولی چون قوانین مربـوط به احوال شخـصیه دولـت متبـوع خـود را جهـت رسیدگی به دعوی
طلاق مطروحه ارایه نداده اند لذا رسیدگی به دعوی
طلاق مطروحه مطابق قوانین موضوعه ایران بلااشکال بوده و منع قانونی ندارد. ثانیا: زوجه و وکیل وی به شرح دادخواست و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی به لحاظ عسر و حرج ناشی از سوء رفتار زوج و ایراد ضرب نسبت به زوجه و عدم پرداخت
نفقه و عدم رعایت عدالت بین زوجات و اخراج از منزل مشترک درخواست
طلاق نموده اند. مطابق ماده 1130
قانون مدنی درصورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به دادگاه مراجعه و تقاضای
طلاق کند و تبصره الحاقی به ماده مذکور عسر و حرج موضوع این ماده را عبارت از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد تعریف نموده است و در این تبصره مواردی از مصادیق عسر و حرج تصریح گردیده و در آخر تبصره مقنن تاکید نموده که موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود حکم
طلاق صادر نماید اینک با توجه به جامع اوراق پرونده اولا: محتویات پرونده گویای آن است که بین زوجین اختلاف عمیق وجود داشته که همین امر موجب مفارقت جسمانی آنان گردیده و مدتی جدا از هم زندگی می نمایند. ثانیا: گواهان تعرفه شده از ناحیه زوجه به شرح اوراق 48 الی 53 پرونده بالصراحه گواهی داده اند که زوج کرارا زوجه را مورد کتک کاری و ضرب و شتم و اذیت و آزار قرار داده و نامبرده را از منزل مشترک اخراج نموده است. ثالثا: به موجب دادنامه شماره 1308ـ 30/8/90 شعبه 116 دادگاه جزایی مشهد زوج به اتهام ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به زوجه به پرداخت دیه معینه در حق زوجه محکوم گردیده که این امر موید درستی گواهی گواهان و صحت مراتب ادعایی زوجه می باشد رابعا: علی رغم اینکه زوجین در سال 83 با هم ازدواج نموده اند علی هذا زوجه از زوج هنوز صاحب فرزندی نشده است و باوجود اینکه زوج جهت انجام آزمایشات برای تشخیص قدرت باروری وی به پزشکی قانونی معرفی گردیده مع هذا نامبرده حسب پاسخ های واصله از پزشکی قانونی خراسان رضوی از حضور و دادن نمونه جهت آزمایش اسپرموگرام امتناع ورزیده است که این امر خود قرینه ای بر صحت ادعای زوجه مبنی بر عدم قدرت باروری ایشان می باشد و محروم ساختن زوجه از صاحب فرزند و مادر شدن می تواند قرینه ای بر عسر و حرج وی در تداوم زوجیت محسوب گردد مضافا به اینکه در پاسخ پزشکی قانونی و آزمایشات انجام شده در زوجه عقیم بودن مطلق ایشان مورد تایید قرار نگرفته و ادعای وکیل زوج مبنی بر اینکه خود زوجه بچه دار نمی شود و حتی با تخمک گذاری در ایشان هم توفیقی حاصل نشده است مستند به دلیل اثباتی نمی باشد. خامسا: اعلام آمادگی زوجه فرجام خوانده بر بذل کلیه حقوق خود من جمله
مهریه ما فی القباله در قبال
طلاق خود اماره قضایی بر اوج استیصال وی در زندگی مشترک و عسر و حرج وی در تداوم زوجیت می باشد لذا مجموع مراتب اشعاری بر عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی مشترک ایشان با زوج دلالت داشته و قاعده لاحرج وقوع
طلاق بین زوجین را جهت رهایی زوجه از وضع مشقت بار موجود توجیه می نماید ازاین رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین و زوجه در مراحل دادرسی و اقدامات و رسیدگی های معموله که متکی بر ارزیابی ادله اثباتی و قراین و امارات موجود در پرونده و مبتنی بر استنباط قضایی و تشخیص دادگاه بوده موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و از حیث ماهوی و از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر آراء صادره مترتب نبوده و اعتراضات وکیل زوج فرجام خواه به شرح لایحه فرجامی در حدی نیست که به مبانی و اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد.
رییس شعبه 8 دیوان عالی کشور ـ مستشار ـ عضو معاون
عباسیان ـ ناصح ـ کریمپور نطنزی