پیرو گزارش مشروح قبلی این شعبه (26 دیوان عالی کشور) اجمالا اینکه آقای م.ش. دادخواستی به طرفیت همسرش خانم م.ف. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق تقدیم ریاست محترم مجتمع قضایی شهید مطهری مشهد نموده است و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه 44 دادگاه عمومی حقوقی مشهد مطرح و در جلسه اولیه دادگاه مورخ 26/4/89 زوج اظهار داشته در سال 1374 با خوانده ازدواج دایم کرده ام و ثمره آن دو فرزند می باشد (6 ساله و 13 ساله) و در اثر اختلافات شدیدی که داریم مدت یک سال است که جدا از هم زندگی می کنیم فرزندان مشترک نزد زوجه می باشند
مهریه را به صورت تمام و کامل پرداخت کرده ام و در شعبه 16 دادگاه شهید بهشتی در خصوص آن پرونده داریم
مهریه همسرم 114 عدد سکه طلا بوده که به صورت وجه نقد در دادگاه پرداخت کرده ام همسرم به تمکین محکوم شده لیکن امتناع نموده و ناشزه می باشد و به همین جهت ازدواج مجدد کرده ام خودم حاضرم از فرزندانم
حضانت نمایم خوانده با ابلاغ وقت حاضر نشده و لایحه ای نیز نفرستاده است دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و داور انتخابی زوج احتمال ادامه زندگی مشترک را میسر ندانسته و داور انتصابی زوجه نیز که دادگاه تعیین نموده اظهارنظر کرده با توجه به عدم تفاهم زوجین تلاش جهت صلح و سازش را غیرمفید و بی نتیجه دانسته است دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و در دادنامه شماره 002224ـ 27/10/89 با توجه به محتویات ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش
حضانت فرزند 6 ساله را تا هفت سالگی به عهده مادر و 13 ساله را به عهده پدر (خواهان) واگذار نموده و
نفقه ایام عده زوجه را مبلغ 600 هزار تومان و نوع
طلاق را رجعی و رای صادره را غیابی اعلام نموده است که از سوی زوجه خانم م.ف. مورد اعتراض واقع شده و نسبت به دادنامه صادره مذکور واخواهی علاوه بر درخواست
حضانت فرزندان طبق توافق نامه با زوج از جهت اینکه دادگاه راجع به تنصیف اموال زوج که زوج در ایام زندگی مشترک به دست آورده و نیز اجرت المثل و یا نحله که دادگاه از آن ها ذکری به میان نیاورده اعتراض و تقاضای واخواهی نموده است لذا پرونده مجددا موردبررسی دادگاه قرارگرفته و در دادنامه شماره 002395ـ 12/11/90 به لحاظ آنکه
طلاق ناشی از نشوز زوجه بوده لذا شرط تنصیف محقق نشده کما اینکه به هـمان دلیل حق نحله نیز تعـلق نمی گیرد ولیکن راجـع به
حضانت فرزند مشترک ع. تا هفت سالگی
حضانت وی را به عهده مادر و
نفقه وی را تعیین نموده است و در مورد فرزند دیگر م. که به حد بلوغ رسیده است با توجه به بلوغش
حضانت وی را منتفی اعلام نموده است و اختیار انتخاب والدین با خودش می باشد و با اصلاح دادنامه و تایید آن و نقض دادنامه غیابی در مورد
حضانت م. دادنامه را حضوری دانسته است که از سوی خانم م.ف. با وکالت آقای ر.ح. مورد اعتراض واقع شده و طی دادخواست تقدیمی تقاضای تجدیدنظر نموده است لذا پرونده در شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی مطرح و در دادنامه شماره 000101ـ 27/1/91 دارای فرزندانی هستند که حکایت از ایام می نماید که زوجه به ایفاء وظایف زناشویی اقدام نموده است لذا به استناد بند ب تبصره 6 ماده واحده مبلغ 7 میلیون تومان از بابت نحله تعیین و ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را با اصلاح به عمل آمده تایید نموده است که از سوی زوجه نسبت به دادنامه شماره 000101ـ 27/1/91 شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر مورد اعتراض واقع شده و طی دادخواست فرجامی به عدم تهیه مسکن و اثاث البیت با اینکه آمادگی برای تمکین داشته ولیکن زوج وی را از منزل اخراج نموده تقاضای تعیین اجرت المثل یا نحله برای بیست سال زندگی مشترک و نیز تعیین
نفقه مناسب طبق نظر کارشناس نموده و راجع به عدم توجه به توافق نامه در مورد
حضانت فرزندان تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را نموده است و وکیل زوج نیز لایحه ای در پاسخ از دادخواست فرجامی زوجه تقدیم و ضمیمه پرونده شده است لذا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است و این شعبه پس از بررسی در دادنامه شماره 000520ـ 21/11/91 گرچه با توجه به محتویات پرونده اصل صدور گواهی عدم امکان سازش را صحیح دانسته است لیکن دادنامه فرجام خواسته را به دلیل نقص تحقیقات در خصوص اجرت المثل یا نحله نقض نموده است به شرح دادنامه و پرونده را جهت رفع نقص و صدور حکم مقتضی به دادگاه عودت داده است متعاقبا دادگاه پس از انجام تحقیقات از طرفین و وکلای آن ها در دادنامه شماره 351ـ 18/2/92 در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م.ف. با وکالت آقای ر.ح. به طرفیت آقای م.ش. با وکالت آقای ع.م. نسبت به دادنامه شماره 0002395ـ 12/11/91 صادره از شعبه 44 دادگاه عمومی مشهد نظر به اینکه حسب محتویات پرونده دادنامه معترض عنه بر اساس مستندات و دلایل موجود در پرونده و مطابق موازین قانونی صادر گردیده است و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی نیز اشکالی بر آن وارد نیست و در این مرحله از دادرسی دلیل موجه و موثری که موجبات نقض و بی اعتباری آن را فراهم آورد ارایه نشده است و درخواست تجدیدنظرخواهی با هیچ یک از جهات مندرج دربندهای ذیل ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت ندارد لذا با توجه به مراتب فوق الذکر با تعیین مبلغ پانزده میلیون تومان بابت نحله و قید اینکه
حضانت فرزند مشترک (ع.) کماکان با مادرش می باشد ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه دادنامه تجدیدنظر خواسته را عینا تایید و استوار می نماید که از ناحیه زوج آقای م.ش. با وکالت آقای ع.م. مورد اعتراض و طی دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به دادنامه مذکور فرجام خواهی نموده است و خانم م.ف. نیز در لایحه تقدیمی در پاسخ از دادخواست فرجامی مطالبی را ذکر نموده است بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به جهت سابقه پرونده به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای رضا انصاری عضو ممیز و دقت در اوراق پرونده و دادنامه شماره 000351ـ21/11/91 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: