در تاریخ 25/11/89 خانم الف.ر. با وکالت ت.ی. دادخواستی به طرفیت آقای الف.ر. به خواسته
طلاق تقدیم دادگستری همدان نموده و وکیل خواهان توضیح داده است که موکله همسر شرعی و دایمی خوانده می باشد پس از گذشت ده سال از زندگی مشترک به دلیل رابطه نسبی که بین موکله و خوانده وجود دارد صاحب فرزند نمی شوند و تمامی مشکلات آنان همین مسیله می باشد. البته زوج فرد هتاک و تندخوی و دارای سوء معاشرت نیز است اما تنها نکته ای که برای موکله غیر قابل تحمل است همین مسیله فرزنددار نشدن است لذا درخواست رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش را دارد. رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه عمومی (ویژه خانواده) محول می گردد. جلسه دادگاه در تاریخ 28/1/90 در وقت مقرر با حضور طرفین و وکیل خواهان تشکیل می گردد. وکیل خواهان بیان می دارد موکله مدت ده سال است که با خوانده ازدواج کرده حدود یک سال و نیم بعد از ازدواج صاحب فرزندی شده اند اما از آنجایی که دارای رابطه خویشاوندی نزدیک هستند فرزند آنها ناقص به دنیا می آید پرونده پزشکی آنان در بیمارستان موجود می باشد در آن پرونده چندین بیماری قید شده است که تقریبا همگی منشا ژنتیکی و ارثی داشته و بعد از گذشت این مدت زوجین بارها تصمیم به بارداری و فرزنددار شدن نمودند که بارداری صورت نپذیرفته زوج از انجام آزمایشات ژنتیکی امتناع می کند... همین مسیله موجب بروز اختلافات شدید بین زوجین و سوء رفتار زوج شده است و حدود یکسال و نیم است که موکله منزل را ترک کرده و
مهریه خود را نیز به صورت قسطی دریافت می کند... استدعای رسیدگی و صدور رای به عدم امکان سازش دارد. خوانده اظهار می دارد بنده حاضر به
طلاق نیستم و هیچ موقع از انجام آزمایش سر باز نزده ام و هر موقع دادگاه لازم بداند حاضر به هرگونه همکاری در این خصوص می باشم ناگفته نماند که در مورد اثبات این که از نظر ژنتیکی مشکل داریم قبلا هیچ گونه آزمایش انجام نشد و هیچ مدرک پزشکی دال بر این ادعا وجود ندارد. دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین قرار ارجاع امر به داوری صادر می کند. داوران موفق به صلح و سازش فی مابین نمی شوند در خلال دادرسی م.م. به عنوان وکیل زوجه و آقای م.م. به عنوان وکیل زوج انتخاب و معرفی می شوند و در پرونده دخالت می نمایند. دادگاه با معرفی نمودن زوجین علت فرزنددار نشدن و یا ناقص الخلقه شدن فرزند آنان را از پزشکی قانونی و مراکز قانونی استعلام می نماید و پس از وصول نظریه نهایی در تاریخ 24/5/91 در وقت فوق العاده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 800689 ـ 31/5/90 با این استدلال که حسب نامه شماره 120/910/40 ـ 22/9/90 دپارتمان ژنتیک بالینی تهران نوازدی که از طرفین متولد شده مبتلا به ناهنجاری های جدا شکمی به نام گاسترو وسکینرس بوده و اصولا این نوزاد قادر به ادامه زندگی نبوده و خیلی سریع فوت می کند و به همین لحاظ نوزاد فوت کرده است و نیز حسب نامه مورخ 16/3/91 همین مرکز خطر تکرار در هر بارداری 25% می باشد بنابراین و به لحاظ این که در صورتی که زوجین دارای فرزند شوند احتمال ابتلا به بیماری مذکور وجود دارد... و بدون فرزند زندگی برای زوجه مشقت بار بوده به نحوی که حاضر است مابقی
مهریه در قبال
طلاق بذل نماید... عسر و حرج زوجه را محرز عنوان و مستندا به ماده 1130
قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و به زوجه اجازه می دهد با شرایط ذیل خود را مطلقه کند 1 ـ زوجه در مورد
مهریه جداگانه اقدام کرده است و آنچه که از
مهریه باقی مانده در قبال
طلاق بذل می کند. 2 ـ زوجه در مورد
نفقه معوقه و
جهیزیه ادعایی ندارد و حسب نامه پزشکی قانونی حامله نمی باشد و نوع
طلاق خلعی است. زوج با وکالت آقایان م.الف. و م.م. نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی به عمل می آورد و وکلای نامبرده در لایحه اعتراضیه اجمالا اعلام می دارد ادعای تجدیدنظرخوانده با قانون و مقررات مغایرت آشکار دارد چه آن که زوجین عقیم نبوده و می توانند فرزنددار شوند منتهی باید با توجه به نظریه پزشکان متخصص و گواهی های صادره در سلامتی نوزاد تلاش نموده و با نظر پزشک فرزند را مداوا و بزرگ نمایند... ضمن این که چنانچه بیماری ژنتیکی باشد تنها منتسب به زوج نمی باشد و اصلا تاکنون چنین آزمایشی انجام نگرفته است. از طرفی تجدیدنظرخوانده به تمکین نیز محکوم گردیده و از بازگشت به منزل مشترک امتناع می کند... علی ایحال مورد از مصادیق عسر و حرج نبوده و ادعای تجدیدنظرخوانده فاقد هرگونه دلیل و مدرک است و نقض رای بدوی مورد استدعا است. رسیدگی در مرحله تجدیدنظر به شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان همدان محول می گردد و این دادگاه پس از پاره ای اقدامات ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 01044 ـ 25/10/91 با این استدلال که بیماری جنین در مواقع بارداری و یا فوت جنین از مصادیق عسر و حرج زوجه محسوب نیست و ماده 1130
قانون مدنی منصرف از این مورد است و در نامه پزشکی آمده است در صورتی که بارداری زوجه تحت نظارت پزشک باشد هفتاد و پنج درصد احتمال سلامت نوزاد وجود دارد. تجدیدنظرخواهی را وارد و رای تجدیدنظر خواسته را نقض و حکم به بطلان دعوی زوجه صادر می کند. وکیل زوجه از این حکم فرجام خواهی می کند و پرونده پس از انجام تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می گردد که به هنگام شور مشروح لایحه اعتراضیه وکیل فرجام خواه و لایحه جوابیه فرجام خوانده قرایت خواهد شد.