در پرونده کلاسه 93000151 شعبه 20 دادگاه عمومی حقوقی شهید بهشتی آقای ع.الف. به وکالت از آقایان م. و ع. هر دو د. دادخواستی به طرفیت آقای 1- م.ح. 2- خانم ز.پ. 3- پ.ش. 4- م.ح. به خواسته ابطال مبایعه نامه (مال غیرمنقول) مقوم به 51000000 ریال به ارزش منطقه ای ملک 51000000 ریال و مطالبه
خسارت دادرسی تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده خواهان ها از خوانده ردیف یک و چهار طبق احکام صادره پیوست به عنوان
خیانت در امانت نسبت به 5 فقره چک هرکدام به مبلغ پنجاه میلیون تومان شکایت نموده که به موجب دادنامه بدوی و تجدیدنظر حکم قطعی آنان صادر شده و در تاریخ 1389/3/10 اقدام به طرح دعوی حقوقی مبنی بر استرداد 5 فقره چک در صورت تعذر پرداخت وجه آن ها به مبلغ دویست و پنجاه میلیون تومان نمودیم که دادنامه بدوی هم در تاریخ 1390/10/11 در پرونده کلاسه 890145 شعبه 14 دادگاه عمومی صادر گردید در فاصله رسیدگی دادگاه تجدیدنظرخوانده ردیف یک
سرقفلی پلاک 2483 و 2494 بخش ثبت تهران را برخلاف ماده 4 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب 1377/8/10 و ماده 218
قانون مدنی به قصد فرار از ادای دین طبق دادخواست تقدیمی خواندگان ردیف 1 و 3 و برابر مبایعه نامه عادی 1392/11/23 به آن ها واگذار نموده است با توجه به موارد اعلام شده قانونی روشن است که این معامله صوری و به قصد فرار از ادای دین بوده و جالب است که ثمن معامله هم پنجاه درصد قیمت واقعی
سرقفلی پلاک های مذکور می باشد که صرفا به منظور محروم کردن اینجانبان از حقوق قانونی مان می باشد تقاضای رسیدگی و ملاحظه پرونده های استنادی و صدور حکم بر ابطال مبایعه نامه ارایه شده و کلیه خسارات قانونی را دارم. وقت رسیدگی برای 1393/6/11 تعیین شده در این جلسه خواهان ها و وکیل آنان و وکیل دو نفر از خواندگان به اسامی ز.پ. و پ.ش. و نیز خوانده ردیف چهار حضور یافتند خوانده ردیف اول با وصف ابلاغ قانونی حاضر نشده لایحه ای تقدیم نکرده است وکیل خواهان ها اظهار داشت دعوی خود را به طرفیت خوانده چهارم آقای م.ح. مسترد می دارم آقای م.ر. وکیل دو نفر از خواندگان ذکرشده در فوق در پاسخ به دعوی وکیل خواهان ها اظهار داشت اولا خواهان ها در پرونده کلاسه 1393/19 ب 230 شعبه 19 بازپرسی دادسرای ناحیه 12 تهران اقدام به طرح شکایت کیفری انتقال مال غیر برای فرار از ادای دین نموده اند که قرار منع پیگرد صادر شده پس از آن خواهان های پرونده حاضر به آن قرار اعتراض نمودند اعتراض نامبردگان در شعبه 1018 دادگاه عمومی جزایی تهران در پرونده کلاسه 930220 رسیدگی شده به موجب دادنامه شماره 93800241 مورخه 1393/3/28 تایید شده کپی دادنامه ها پیوست است ثانیا در خصوص انتقال
سرقفلی یک باب مغازه توسط آقای م.ح. به عرض می رساند آقای م.ح. به آقایان م.د. و ع.د. بدهکار بوده است بابت این بدهکاری در زندان بوده لیکن اقدام به تقدیم دادخواست اعسار می نماید و خواهان پرونده حاضر در پرونده کلاسه 900548 شعبه 13 دادگاه عمومی حقوقی تهران صراحتا اعلام می نماید که پدر خواهان (م.ح.) مغازه ای دارد و می تواند با فروش مغازه مذکور بدهی فرزندش را پرداخت نماید که این مطلب صراحتا در دادنامه 9081309 مورخه 1390/12/6 شعبه 13 دادگاه حقوقی تهران قید گردید که کپی دادنامه مذکور پیوست است حال با عنایت به اینکه پس از اعلام خواهان در پرونده شعبه 13 حقوقی تهران آقای م.ح. مغازه را بابت پرداخت بدهی فرزندش به آقایان ع. و م.د. به موکلین اینجانب می فروشد و مبلغ دریافتی بابت بدهی فرزندش به آقایان د. پرداخت می نماید لذا ادعای خواهان های دعوی حاضر به جهت اینکه فروش مغازه ها بنا به درخواست خودشان صورت گرفته برخلاف واقع بوده و محکوم به رد است با عنایت به اینکه تمامی شرایط صحت معامله در ماده 190
قانون مدنی قید گردیده است و بین موکل و آقای م.ح. رعایت گردیده و با توجه به قرار منع به علت پیش گفته تقاضای رد دعوی را دارم وکیل خواهان ها در پاسخ اظهار داشت در مورد قرار صادره بازپرسی استدلال بازپرس این بوده که محکومیت مشتکی عنه 1391/11/23 تاریخ انتقال 1391/11/23 بوده یعنی قبل از قطعیت حکم بوده لذا قرار منع پیگرد صادر نموده و در دادگاه هم تایید گردیده لذا این قرار ارتباطی به این پرونده که ابطال مبایعه نامه 1391/1/23 به لحاظ صوری بودن مطرح گردیده تبعیت از رای کیفری نمی نماید 2- از طرف وکیل محترم دو نفر از خواندگان اعلام شده که در رای صادره 90200813 مورخ 1390/12/6 موکلین در دادگاه اعلام نمودند که پدر خواهان؛ مدعی اعسار آپارتمان دارد و می تواند بفروشد و بدهی نامبردگان را پرداخت نماید و توضیح دادند که آقای م.ح. این کار را کرده درحالی که پرونده مذکور هیچ ارتباطی به پرونده فعلی ندارد و مستند دعوی آن هم تفاوت داشته و در همان زمان موکلین مال دیگری معرفی نمودند که طبق کارشناسی که تصویر آن تقدیم می گردد مال دیگر توقیف و به فروش رسیده موکلین طلب خود را وصول نمودند که تقاضای مطالبه و ملاحظه پرونده مربوطه را دارم به علاوه مندرجات دادنامه اشاره شده وکیل محترم درنتیجه رای اشاره نشده بلکه حکم اعسار صادر گردیده فلذا این موضوع هم منتفی است 3- در خصوص شرایط صحت معامله که صحبت کرده اند و به ماده 190
قانون مدنی اشاره نمودند به عرض می رساند طبق ماده 218
قانون مدنی و ماده 4
قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی بدهکار اجازه ندارد که اموال خود را بعد از صدور حکم و قطعیت رای و صدور برگ اجراییه به فروش برساند فلذا اگر هم تمام شرایط صحت معامله وجود داشته باشد این معامله به لحاظ اینکه حقوق شخص ثالث تضییع می گردد قانونی نمی باشد که با ارایه اجراییه 91400183 مورخ 1391/8/28 مربوط به خوانده م.ح. می باشد ایشان به هردلیل اجازه انتقال اموال خود را نداشته درحالی که در 1391/11/23 معامله انجام داده و آن هم به نصف قیمت آن مغازه در روز معامله دادگاه پس از استماع اظهارات وکلای طرفین در تاریخ 1393/6/11 ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 93000574- 1394/6/23 ضمن انعکاس خواسته خواهان و خلاصه ای از اظهارات وکیل خواهان ها و اظهارات وکیل خواندگان با توجه به محتویات پرونده و با عنایت به اینکه خواهان ها هیچ گونه دلیل و مدرک موجهی دال بر اثبات ادعای خود ارایه ننموده توجها به قاعده فقهی اصاله الصحه و ماده 223
قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 1257
قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان ها صادر و اعلام می نماید این رای در تاریخ 1393/7/23 به آقای ع.الف. ایضا در تاریخ 1393/8/4 در دو ابلاغ نامه مستقل ابلاغ شده در تاریخ 1393/8/4 از رای مذکور فرجام خواهی نموده پرونده پس از وصول پاسخ از سوی وکیل فرجام خوانده به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع به کلاسه فوق ثبت شده است لوایح طرفین به هنگام شور قرایت می شود.