رای قضایی شماره 9209970223200677

رای قضایی شماره 9209970223200677

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970223200677


شماره دادنامه قطعی:
9209970223200677

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/05/15

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
مراجعه به غیر زرگر برای فروش طلاجات

پیام رای:
مراجعه به غیر زرگر برای فروش طلاجات قرینه بر علم فروشنده به مسروقه بودن آن هاست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام متهمین آقایان 1- م.ج. فرزند م. به اتهام مشارکت در 50 فقره سرقت گردنبند قاپی و کیف قاپی 2- د.ر. فرزند م. شغل آرایشگر به اتهام خرید طلاجات مسروقه و تمرد در مقابل مامـورین 3- م.خ. فرزند ف. با وکالـت آقـای س.ی. به اتهام خرید طلاجات مسروقه از متهم ردیف دوم و پرداخت رشوه به مامور ح. 4- ح.س. فرزند الف. با وکالـت آقای م.الف. به اتهام خرید طلاجات مسروقه 5- م.س. فرزند الف. به اتهام خرید طلاجات مسروقه و رشته گردنبند از متهم ردیف اول؛ با عنایت به محتویات پرونده و کیفرخواست صادره و شکایت شکات خصوصی به شرح لیست موجود در پرونده که حکایت از آن دارد متهم ردیف اول به اتفاق سه نفر همدست دیگرش که فعلا متواری اند با استفاده از موتورسیکلت اقدام به سرقت و گردنبند قاپی می-نموده که در جریان سرقت و مواجهه حضوری حدودا 36 نفر از شکات به صراحت متهم را شناسایی و سپس مشارالیه اقرار به سرقت نموده ولی مدعی گردید فقط حدودا 7 الی 8 مورد سرقت کرده در مجموع طلاجات را به متهم ردیف دوم و پنجم فروخته که حدود 1 میلیون تومان گرفته ولی در مراحل بعدی مدعی گردیده هر یک از سارقان حدود ده میلیون تومان سهم برده که خود نشانگر کذب ادعای وی در اعلام تعداد سرقت ها است و متهم ردیف دوم نیز که آرایشگر است اقرار به خرید طلاجات نموده سپس طلاجات را به نفر سوم فروخته و متهم ردیف پنجم نیز تعداد 6 رشته گردنبند خریداری کرده است ولی متهم ردیف چهارم نه تنها به شدت منکر خرید گردیده بلکه متهم اصـلی نیز هرگـونه فروش طلا به وی را منکر گردیده؛ لذا با عنایت به جمیع محتویات پرونده دادگاه بزه انتسابی به آنان را محرز و مسلم دانسـته و با توجـه به عدم ارایه گواهی پزشکی قانونی و انکار شدید متهم مبنی بر استفاده از چاقو با تغییر اتهام از سرقت به عنف سرقت به روش گردنبند قاپی مستندا به مواد 42 و 46 و 47 و 657 و662 و 667 قانون مجازات اسلامی حکم بر محکومیت متهم ردیف اول آقای ر.ج. به 5 سال حبس و 74 ضربه شلاق و رد مابقی اموال مسروقه محکوم و اعلام می گردد و در خصوص متهم ردیف دوم مبنی بر خرید طلاجات مسروقه با عنایت به شغل وی که آرایشـگـر بوده و اقـرار ایشـان بـه خــریـد طـلاجـات حـکـم بر محکومیت وی به تحمل 2 سال حبس و بیست ضربه شلاق و در خصوص تمرد نسبت به مامورین نظر به عدم کفایت دلیل مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر برایت وی صادر و اعلام می گردد و در خصوص متهم ردیف سوم آقای م.خ. نظر به این که اولا در خصوص خرید طلاجات مسروقه مشارالیه مستقیما از سارق خریداری نکرده بلکه از متهم ردیف دوم که مغازه همسایه ی وی بوده خریداری کرده و در خصوص پرداخت رشوه حسب دادنامه صادره از ناحیه شعبه 1158 اعلام گردیده وجه مذکور جهت جلب رضایت شکات بوده و اصولا در مانحن فیه اتهام رشوه منقضی است لذا دادگاه به لحاظ عدم کفایت دلیل مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر برایت صادر و اعلام می گردد و در خصوص متهم ردیف چهارم آقای ح.س. مبنی بر خرید طلاجات مسروقه با عنایت به انکار شدید وی و اظهارات متهم اصلی که فروش هرگونه طلاجات را به ایشان رد نمودند دادگاه بزه انتسابی به وی را نیز محرز ندانسته و مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر برایت ایشان صادر و اعلام می گردد. در خصوص متهم ردیف پنجم آقای م.س. مبنی بر خرید طلاجات مسروقه نـظر به اقرار وی به خرید 6 رشته گردنبند و اظهارات متهم اصلی و وضعیت خاص متهم از نظر کهـولت سن دادگاه بـزه انتـسابی به ایشان را محرز دانسته مستندا به ماده 662 قانون مجازات اسلامی حکم بر محکومیت ایشان به یک سال حبس و ده ضربه شلاق صادر و اعلام می گردد و در خصوص شکایت آقای ف.ک. مبنی بر سرقت اموال ایشان نظر به اینکه حسب ادعای شاکی نوع اموال ایشان با نوع سرقت هایی که توسط متهم اصلی در این پرونده و هم دستان وی صورت گرفته متفاوت و از طرفی اموال مسـروقه از ید آنان کـشف نگردیده دادگاه بزه انتـسابی به متهم اصلی را محرز ندانسته مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم بر برایت متهم م.ج. صادر و اعلام می گردد. شاکی می تواند از طریق مراجعه به آگاهی یا شعبه دادیاری پیگیری شکایت تا شناسایی سارقین اصلی گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان می باشد.
رییس شعبه 1155 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ ایماندوست

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی 1- خانم س.ن. به وکالت از آقای م.ج. 2- آقای م.الف. به وکالت از آقای م.س. 3- آقای د.ر. نسبت به دادنامه شماره 910286 - 27/10/91 صادره از شعبه محـترم 1155 دادگاه عـمومی جـزایی تهـران که به موجب آن نامبرده ردیف اول در رابطه با اتهام مشارکت در 50 فقره سرقـت به روش گردنبـند قاپی و کیـف قاپـی به تحمل پنج سال حبس و 74 ضربه شلاق و رد اموال مسـروقه به شـکات و مال باخـتگان و نامـبرده ردیـف دوم به اتهام خرید مال مسروقه به تحمل یک سال حبس و ده ضربه شلاق و نامبرده اخیر نیز به اتهام خرید اموال مسروقه (طلاجات) به تحمل دو سال حبس و 20 ضربه شلاق محکوم شده اند؛ دادگاه با عنایت به اینکه خلاصه اعتراضات تجدیدنظرخواه ردیف اول این است که از شکات آقای ن.ج. رضایت داده و به علاوه از آنجا که متهم از 13/4/91 بازداشت شده انتساب سرقت های موضوع شکایت آقایان الف.ی. و ع.م. و ک.ت. به ترتیب در تاریخ های 30/8/91 و 23/7/91 و 31/4/91 واقع شده خالی از حقیقت است و اتهام تجدیدنظرخواه مشارکت در 50 فقره سرقت قید شده و حال آنکه فقط 36 نفر شاکی در مورد وی وجود دارد و تاریخ اعلام سرقت های موضوع شکایت آقایان ح.ه. و م.پ. و الف.س. و ح.ح. غیر از تاریخی است که علیه تجدیدنظرخواه یعنی 25/3/91 اعلام شده است و خلاصه اعتراض تجدیدنظرخواه ردیف دوم و سوم این است که از مسروقه بودن اموال مورد معامله اطلاع نداشته اند دادگاه: 1- با عنایت به اینکه آقای ن.ج. به شرح منعکس در صفحات 210 و 387 پرونده از شکایت خود صریحا و بلاقید گذشت کرده است لذا موضوع رد مال مسروقه به وی منتفی است و لیکن از آنجا که بر خلاف مندرجات لایحه تقدیمی وکیل تجدیدنظرخواه تاریخ سرقت ادعایی آقای الف.ی. وفق مندرجات صفحه 506 و 82 الی 86 پرونده 30/8/90 بوده نه 30/8/91 و تاریخ سرقت از آقای ک.ت. نیز وفق صورت مجلس صفـحه 503 پرونده 10/3/91 بـوده نه 31/4/91 و به علاوه اصلا در دادنامه تجدیدنظرخواسته نامی از آقای ع.م. به نام شاکی مطرح نشده است و مضافا با توجه به اینکه صرفا تجدیدنظرخواه به استرداد اموال مسروقه از شکات مربوطه محکوم شده قید اتهام مشارکت در پنجاه فقره سرقت تاثیری در امر ندارد. 2- نظر به اینکه قراین بر مسروقه بودن طلاجات خریداری شده توسط آقایان م.س. و د.ر. کافـی بوده از جمله اینکه شغل فروشـنده طلاجات به آنان طلافروشی نبوده و مضافا با این وصف میزان طلاهای فروخته شده به آنان با وضعیت فروشنده متناسب نبوده است به علاوه اینکه شغل نامبرده اخیر نیز آرایشگری است و همه می دانند که صنف زرگر از خرید طلاجات مراجعین ابایی ندارد و مراجعه به غیر زرگر یعنی تجدیدنظرخواهان ها برای فروش طلاجات خود قرینه ای بوده که می توانستند برای تجدیدنظرخواهان ها ایجاد شک در مسروقه بودن طلاجات مسروقه نماید النهایه از ناحیه هیچ یک از تجدیدنظرخواهان ها اعتراضی که موجب تخدیش اساس در دادنامه تجدیدنظرخواسته باشد به عمل نیامده است. اولا مستندا به تبصره 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و ماده 250 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن حذف رد مال مسروق از آقای ن.ج. از محکومیت آقای م.ج. و نیز مستندا به تبصره 2 ماده 22 قانون صدر الـذکر و با توجـه به وضعیت سنی و عیالوار بودن تجدیدنظرخواه ردیف دوم آقای م.س. با رعایت ماده 22 قانون مجازات اسلامی با تبدیل مجازات شلاق و حبس در مورد وی به پرداخت مجموعا بیست میلیون ریال جزای نقدی به صندوق دولت چون تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواهان ها با هیچ یک از شقوق و جهات موضوع ماده 240 از قانون مجازات اسلامی انطباقی ندارد مستندا به بند الف ماده 257 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری با رعایت اصلاح و تخفیف فوق دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و تجدیدنظرخواهی را مردود اعلام می دارد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 32 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
قمری ـ حاجی حسنی

قاضی:
ایمان دوست , حمیدرضا قمری , علی حاجی حسنی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 42 ـ تعویق مراقبتی همراه با تدابیر زیر است: الف ـ حضور به موقع در زمان و مکان تعیین شده توسط مقام قضایی یا مددکار اجتماعی ناظر ب ـ ارائه اطلاعات و اسناد و مدارک تسهیل کننده نظارت بر اجرای تعهدات محکوم برای مددکار اجتماعی پ ـ اعلام هرگونه تغییر شغل اقامتگاه یا جابه جایی در مدت کمتر از پانزده روز و ارائه گزارشی از آن به مددکار اجتماعی ت ـ کسب اجازه از مقام قضایی به منظور مسافرت به خارج از کشور تبصره ـ تدابیر یاد شده می تواند از سوی دادگاه همراه با برخی تدابیر معاضدتی از قبیل معرفی مرتکب به نهادهای حمایتی باشد.

مشاهده ماده 42 قانون مجازات اسلامی

ماده 46 ـ در جرایم تعزیری درجه سه تا هشت دادگاه می تواند در صورت وجود شرایط مقرر برای تعویق صدور حکم اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را از یک تا پنج سال معلق نماید. دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری نیز پس از اجرای یکسوم مجازات می تواند از دادگاه صادرکننده حکم قطعی تقاضای تعلیق نماید. همچنین محکوم می تواند پس از تحمل یکسوم مجازات در صورت دارا بودن شرایط قانونی از طریق دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری تقاضای تعلیق نماید.

مشاهده ماده 46 قانون مجازات اسلامی

ماده 47 ـ صدور حکم و اجرای مجازات در مورد جرایم زیر و شروع به آنها قابل تعویق و تعلیق نیست: الف ـ جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور خرابکاری در تاسیسات آب برق گاز نفت و مخابرات ب ـ جرایم سازمان یافته سرقت مسلحانه یا مقرون به آزار آدم ربایی و اسیدپاشی پ ـ قدرت نمایی و ایجاد مزاحمت با چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر جرایم علیه عفت عمومی تشکیل یا اداره مراکز فساد و فحشا ت ـ قاچاق عمده مواد مخدر یا روانگردان مشروبات الکلی و سلاح و مهمات و قاچاق انسان ث ـ تعزیر بدل از قصاص نفس معاونت در قتل عمدی و محاربه و افساد فی الارض ج ـ جرایم اقتصادی با موضوع جرم بیش از یکصد میلیون (100.000.000) ریال

مشاهده ماده 47 قانون مجازات اسلامی

ماده 657 ـ دیه ترک خوردن هر یک از استخوان های ترقوه سی و دو هزارم دیه موضحه آن بیست و پنج هزارم دیه دررفتگی آن بیست هزارم و دیه سوراخ شدن آن ده هزارم دیه کامل است.

مشاهده ماده 657 قانون مجازات اسلامی

ماده 662 ـ قطع و از بین بردن اندام تناسلی مرد تا ختنه گاه و یا بیشتر از آن موجب دیه کامل است و در کمتر از ختنه گاه به نسبت ختنه گاه محاسبه و به همان نسبت دیه پرداخت می شود. تبصره 1 ـ در این حکم تفاوتی بین اندام کودک جوان پیر عقیم و شخصی که دارای بیضه سالم یا معیوب یا فاقد بیضه است وجود ندارد. تبصره 2 ـ هرگاه با یک ضربه تا ختنه گاه از بین برود و سپس مرتکب یا شخص دیگری باقیمانده یا قسمتی دیگر از اندام تناسلی را از بین ببرد نسبت به ختنه گاه دیه کامل و در مقدار بیشتر ارش ثابت است. تبصره 3 ـ هرگاه قسمتی از ختنه گاه را شخصی و قسمت دیگر از ختنه گاه را شخص دیگری قطع کند هر یک به نسبت مساحتی که از ختنه گاه قطع کرده اند ضامن می باشند و چنانچه شخصی قسمتی از ختنه گاه را قطع کند و دیگری باقیمانده ختنه گاه را به انضمام تمام یا قسمتی از اندام تناسلی قطع کند نسبت به جنایت اول دیه به مقدار مساحت قطع شده از ختنه گاه و نسبت به جنایت دوم بقیه دیه و ارش مقدار زائد قطع شده از اندام تناسلی ثابت است.

مشاهده ماده 662 قانون مجازات اسلامی

ماده 667 ـ قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردانه خنثای ملحق به مرد موجب دیه کامل است. قطع بیضه ها یا اندام تناسلی مردانه خنثای مشکل یا ملحق به زن موجب ارش است.  

مشاهده ماده 667 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 ـ انحلال شخص حقوقی و مصادره اموال آن زمانی اعمال می شود که برای ارتکاب جرم به وجود آمده یا با انحراف از هدف مشروع نخستین فعالیت خود را منحصرا در جهت ارتکاب جرم تغییر داده باشد.

مشاهده ماده 22 قانون مجازات اسلامی

ماده 240 ـ در حد مساحقه فرقی بین فاعل و مفعول و مسلمان و غیرمسلمان و محصن و غیرمحصن و عنف و غیرعنف نیست.

مشاهده ماده 240 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM