به حکایت دادخواست (ص 5) خانم خ.ک. به وکالت کارآموز وکالت (ص 4) خانم ب.ت. به طرفیت آقای ف.ت. به وکالت بعدی (ص 7) آقای الف. الف. و به خواسته صدور حکم
طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسر و حرج موضوع سند نکاحیه شماره 16866 مورخ 1380/1/10 دفتر ثبت ازدواج شماره... حوزه ثبتی... در مشروحه دادخواست به وسیله وکیل وی ابراز شده اجمالا موکله در سال 1380 با خوانده ازدواج نموده این زندگی مشترک قریب سه سال بدون هیچ گونه درگیری و اختلافی ادامه داشته تا اینکه خوانده اقدام به ازدواج مجدد با شخص دیگری به نام پ.ت. نموده و صاحب اولاد نیز گردیده اند از طرفی مدت هفت سال است که موکله در منزل پدری اش به امان خدا رهاست موجبات عسر و حرج موکله محقق است عنداللزوم استعلام از
ثبت احوال نسبت به شناسایی همسر دوم خوانده و احراز آن اقدامات و دستورات لازم را نسبت به صدورحکم
طلاق به لحاظ وجود عسروحرج و تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح درخواست می نمایم لذا اجمالا درخواست صدور حکم به محکومیت خوانده به حکم
طلاق به لحاظ وجود عسروحرج به صدور حکم به تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح خواستار گردیده است.
این دادخواست (ص 5) به شماره 00388-90 به تاریخ 1390/4/6 ثبت و به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه در مورخ 1390/4/4 ارجاع گردیده است دادرس محترم پرونده دستور تعیین وقت دادرسی داده است وقت دادرسی به وکیل خواهان خانم ب.ت. (ص 10) و به خوانده آقای ف.ت. (ص 9) ابلاغ گردیده است.
وکیل خواهان خانم ب.ت. ضمن دادخواست و وکیل خوانده آقای الف. الف. در تاریخ 1390/5/16 مقارن اجلاس اول دادرسی (ص 7) اعلام وکالت نموده اند در حدود اختیارات وکالت نامه شماره 007923 سری ز مخصوص کارآموزان وکالت وکیل خواهان حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی مقرر شده است (البته در مرحله تجدیدنظر در تاریخ 1390/9/19 اعلام استعفا نموده (ص 42)) وکیل خوانده در حدود اختیارات وکالت نامه شماره 6817 سری ص حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی- فرجام خواهی مقرر شده است.
اجلاس اول دادرسی در مورخ 1390/5/17 (ص 11) منعقد با عدم حضور خواهان خانم خ.ک. و عدم حضور وکیل خواهان خانم ب.ت. و حضور خوانده آقای ف.ت. و حضور وکیل خوانده آقای الف. الف. از گزارش مطالب تکرار مکررات طرفین پرونده در طول دادرسی خودداری می شود.
خواهان و وکیل خواهان اجمالا در جلسه حضور نداشته اند لکن پس از ختم جلسه در همان روز لایحه وکیل خواهان مشعر بر خواسته به شرح دادخواست است (ص 12 و 13) دلایل در دادخواست ابراز و تقاضای صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعا است در لایحه اجمالا مشعر بر این است؛ موکله پس از تمهید
جهیزیه به منزل مشترک عزیمت تا آنکه بنا به عواملی واهی در مدت سه سال علقه و عواطفش نسبت به زوجه از بین رفته بود مبادرت به بد رفتاری با موکله نموده در تاریخ 1383/5/13 به منزل پدرش رها و بلافاصله اقدام به طرح دعوی تمکین می نماید در وضعی که به سبب کمی سن و تجربه بدون آنکه معنای تمکین و آثار آن را بداند با مشاهده بدرفتاری زوج در زمان سکونت در منزل زوج به وقوع پیوسته بود به لحاظ ترس از جان و دفع شکنجه از خود از تمکین خودداری می نماید سریعا بعد از صدور حکم به تمکین خوانده دادخواست تجدید فراش داده و با اخذ حکم دادگاه با شخص دیگری ازدواج رسمی نموده قریب هفت سال از زندگی مشترک خوانده با همسر دومش گذشته و حتی صاحب اولاد گشته است خوانده موکله را هفت سال است که به امان خدا رها نموده و موجبات عسر و حرج موکله را فراهم نموده با طرح یک پرونده تمکین در هفت سال پیش دیگر خود را مبری از مسیولیت
نفقه زوجه دانسته و حتی یک بار از زوجه درخواست ادامه زندگی مشترک را دیگر ننموده است هدف از طرح تمکین مسبوق صرفا جهت اسقاط
نفقه موکله و تجدید فراش بوده است با استماع شهادت شهود محرز می گردد زوج مدت هفت سال موکله را معلق نهاده حتی فقط یک بار با زوجه ملاقات و مراوده ننموده است خوانده مشغول زندگی در کنار همسر و فرزند دیگری است موکله در این هفت سال بدون دیناری از بابت
نفقه و در بلاتکلیفی عمر و جوانی خود را زایل نموده و این عمل زوج معنای زندگی مشترک و جایگاه خانواده را مخدوش نموده است به استناد مادتین 1129 و 1130 قانون مدنی درخواست صدور حکم
طلاق را می نمایم.
وکیل خوانده نسبت به خواسته دعوی خواهان دفاع نموده (ص 11) که طی لایحه تقدیم می شود لایحه دفاعی وکیل خوانده در این جلسه (ص 20 و 21) اجمالا مشعر بر این است؛ برخلاف ادعای وکیل خواهان مبنی بر ترک زندگی موکل تمامی مساعی را نموده جهت مراجعات و استمرار زندگی مشترک که هیچ کدام مثمر ثمر نبوده است ازجمله دعوی تمکین در پرونده های کلاسه 1401/2/83ع و 140/3/83ع منتهی به الزام زوجه (خواهان فعلی) به تمکین از موکل (زوج خوانده فعلی) و علی رغم صدور اجراییه باز خواهان امتناع نموده است موکل ناچار دعوی تجویز ازدواج مجدد طی پرونده کلاسه 1623/3/85 و علی رغم مساعی دادگاه باز خواهان از تمکین و مراجعت به منزل مشترک امتناع نموده لذا طی دادنامه 14 مورخ 1376/1/17 حکم بر ازدواج مجدد موکل طی پرونده شماره 11/86/407 شعبه 11 تجدیدنظر استان و طی دادنامه 423 مورخ 1386/4/31 دادنامه بدوی را تایید نموده است ازدواج مجدد موکل مستند به تجویز قانونی بوده و مجوز حق
طلاق برای خواهان نمی باشد زوجه خواهان دعوی ناشزه محسوب و استحقاق وی را جهت دریافت
نفقه ساقط می نماید خواهان در دعوی
مطالبه مهریه ماهانه یک عدد سکه تمام بهار آزادی در پرونده 216/85 از موکل دریافت می نماید هم اکنون موکل حاضر به زندگی مشترک با خواهان می باشد و به هیچ وجه راضی به
طلاق نیست درخواست صدور حکم به بطلان دعوی دارم.
در اخیر اجلاس دادرسی دادرس محترم پرونده ختم دادرسی را ابراز نموده اند و طی دادنامه شماره 00735-90 مورخ 1390/5/18 در ماهیت دعوی اعلام رای نمودند (ص 25) بدین اشعار اجمالا: در خصوص دعوی خانم خ.ک. به طرفیت آقای ف.ت. و به خواسته صدور حکم
طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسروحرج دادگاه با توجه به مفاد دادخواست و مفاد لایحه تقدیمی وکیل خواهان علت درخواست
طلاق عدم پرداخت
نفقه از سوی خوانده بوده و مبنا و منشا دیگری در خصوص تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج اعلام نکرده است با توجه به لایحه دفاعیه وکیل زوج خوانده دعوی به عدم تمکین زوجه و ترک وظایف زناشویی به شرح دادنامه 411- 1384/3/11 پرونده 1041-3/83 شعبه سوم حقوقی و اجراییه صادره که به سبب امتناع از تمکین و اجازه ازدواج مجدد طی دادنامه شماره 14- 1386/1/17 از این دادگاه دریافت نموده که طی دادنامه 423 مورخ 1386/4/31 تایید و ابرام گردیده است دعوی وکیل خواهان هم از لحاظ عدم پرداخت
نفقه و هم ازدواج مجدد مبتنی بر تخلف زوجه از وظایف زناشویی بوده که صراحت
رای وحدت رویه 716- 1389/7/20
هیات عمومی دیوان عالی کشور محکوم به رد بوده و خواهان نمی تواند بدین جهت زوج را متخلف از شروط عقد نکاح محسوب نماید چون تخلفی از ناحیه زوج صورت نگرفته است و در خصوص عسر و حرج نیز عدم پرداخت
نفقه حکم شرعی و قانونی مصداقی حاضر است چون پرداخت
نفقه فرع بر تمکین است و زوجه ای که تمکین نمینماید و وظایف زناشویی خود را بدون مانع مشروع انجام نمی دهد نمی تواند ادعای عسروحرج به لحاظ عدم پرداخت
نفقه نماید چون خود تخلف از وظایف زناشویی نموده است و خوانده نقشی در به وجود آمدن عسروحرج خواهان نداشته است فلذا با قبول دفاعیات وکیل خوانده دعوی را وارد ندانسته و به استناد ماده 197 آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام می نماید.
دادخواست تجدیدنظرخواهی در مقام اعتراض از رای بدوی از سوی خواهان بدوی خانم خ.ک. به وکالت خانم ب.ت. تقدیم شده است اجمالا درخواست صدور حکم به نقض دادنامه بدوی را خواستار گردیده است.
این دادخواست به شماره 00110-90 مورخ 1390/6/8 (ص 29) ثبت و متعاقب ابلاغ تبادل لوایح به محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارسال و به شعبه نهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع گردیده است.
لایحه دفاعی و ابرازی تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. ضمیمه دادخواست تجدیدنظر است توجها از صفحه 26 ابلاغ رای تا تقدیم دادخواست که صفحه 29 درج شده در این حد فاصل مستندات و لایحه تجدیدنظرخواه که جمعا 14 ورق فاقد شماره صفحات است که پس از صفحه 29 آغاز می شود در لایحه دفاعی و ابرازی تجدیدنظرخواه مشعر بر این است که؛ وکیل اینجانب در طول دادرسی و در لایحه تجدیدنظرخواهی بدان اشاره و استنادی ننموده اند عاجزانه درخواست مطالعه این لایحه را دارم اجمالا عبارت اند از: دلایل فراوانی است که اینجانبه همیشه آماده تمکین از شوهر بوده و اقدام به تمکین از شوهر نموده ام ولی زوج با تظاهر خواهان تمکین اینجانبه بوده ولی فی نفسه و باطنا چنین خواسته ای را دنبال ننموده بلکه با اعمال و رفتار خود عملا عدم تمکین اینجانبه را خواستار شده است دلایل آن ها: طی دادنامه 411- 1384/3/11 شعبه سوم حقوقی مراغه محکوم به عدم تمکین از شوهر گردیده ام تجدیدنظرخوانده زوج تقاضای اجراییه را نموده که برگ اجراییه در تاریخ 1384/4/23 تنظیم و در مورخ 1384/5/5 به من ابلاغ شده در مورخ 1384/5/22 اینجانبه در اجرای احکام مدنی شهرستان مراغه حاضر و آمادگی خود را جهت تمکین از شوهر اعلام نموده ام که مراتب طی شماره 1384/229 مورخ 1384/5/22 صورت مجلس و امضاء گردید.
عضو ممیز اوراق صورت مجلس حد فاصل صفحات مرقوم فاقد شماره ورق ملاحظه شد؛ (صورت مجلس حاوی اعلام تمکین از زوج است که مسیول در اجرای احکام می نویسند در ادامه که به کلانتری اعلام گردد که منزل مذکور بررسی گردیده چنانچه شرایط فوق الذکر را داشته باشد خانم خ. شروع به تمکین از شوهرشان نمایند تصویر مکاتبه با کلانتری در صفحه بعدی) (تصویر صورت مجلس کلانتری مورخ 1384/5/23 صفحه بعد مشعر و متضمن این است که طرفین توافق کردند که با هم زندگی داشته باشند و هیچ گونه اعتراض من بعد به همدیگر نداشته باشند و در خصوص اختلافات قبلی لذا کلیه وسایل به طرفین تحویل و زندگی مشترک را شروع کردند امضاء: ف.ت.– خانم خ.ک. امضاء: ص.ک. امضاء: ن.ت. و امضای مامور کلانتری) (تصویر ورقه گواهی پزشکی قانونی 1384/5/23 خطاب به شورای حل اختلاف متضمن صدمات خراشیدگی و ساییدگی خانم خ.ک.) (تصویر لایحه 1384/5/22 خانم خ.ک. خطاب به اجرای احکام مشعر بر متعاقب اعزام و اعلام تمکین بعد از ترک مامورین؛ همسرم اینجانبه را مورد ضرب و شتم قرار داده که با مراجعه پلیس 110 اینجانب از دست نامبرده نجات یافته و توسط مامورین خارج شدم) تصویر دادنامه 5 مورخ 1385/1/7 شعبه سوم حقوقی مراغه دعوی اجازه ازدواج مجدد زوج با امعان توجه به اینکه خوانده دعوی زوجه به شرح محتویات پرونده ضمن اعلام آمادگی به تمکین قانونی از خواهان اظهار داشته به تجویز ازدواج دوم زوج خواهان رضایت ندارد دادگاه با عنایت به مراتب مذکور و اینکه در صورت تعدد زوجات خواهان نمی تواند بین زوجین اجرای عدالت نماید و از نظر مالی نیز توانایی اداره دو همسر را ندارد لذا دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بطلان آن اعلام نموده اند.
وکیل تجدیدنظرخوانده آقای الف. الف. در لایحه تبادل لوایح (ص 31) مشعر بر اینکه؛ مفاد لایحه تجدیدنظرخواه تکرار همان مطالب قبلی است دادگاه بدوی با لحاظ مدارک مثبته تقدیمی و احکام قضایی مضبوط مبادرت به صدور رای نموده است مفاد لایحه طرف خارج از ماده 348 آیین دادرسی مدنی است.
شعبه نهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در وقت فوق العاده 1390/9/9 (ص 39) به سبب عدم اجرای داوری قرار ارجاع امر به داوری اعلام و مقرر نمودند و دستور تعیین وقت اداری داده اند وکیل تجدیدنظرخواه خانم ب.ت. در تاریخ 1390/9/19 اعلام استعفای از وکالت (ص 42) نموده است اتخاذ دادرسی تصمیم ارجاع امر به داوری به تجدیدنظرخواه (ص 47) ابلاغ گردیده است.
طی لایحه تجدیدنظرخواه در مورخ 1390/9/20 (ص 44) مشعر بر معرفی داور پدر خویش آقای ص.ک. را به عنوان داور معرفی نموده است که او نیز قبول داوری نموده است و طی لایحه وکیل تجدیدنظرخوانده در مورخ 1390/10/7 (ص 45) مشعر بر معرفی داور برادر خواهان آقای ن.ت. را به عنوان داور معرفی نموده است که او نیز قبول داوری نموده است.
لایحه داور زوجه آقای ص.ک. در مورخ 1390/10/11(ص 46) اجمالا مشعر بر مدت هفت سال اختلافات متعدد حقوقی و کیفری علیه همدیگر مطرح علی رغم اختتام تمام پرونده ها هیچ گونه روزنه ای در جهت رفع سوءتفاهمات و صلح و سازش روشن نشده است اینجانب به عنوان پدر زوجه نیز تابه حال بارها و بارها با توسل به انواع و اقسام راهکارها ازجمله ریش سفیدان و مذاکره با زوج نتوانستم صلح و سازش نامبردگان را برقرار نمایم ایجاد صلح و سازش بین زوجین به نظر اینجانب بعید و غیرممکن است.
به وقت جلسه فوق العاده مورخ 1390/11/23 (ص 49) تصمیم ارجاع امر به داوری به داوران آن ها داور زوجه آقای ص.ک. و داور زوج آقای ن.ت. با هدف تفهیم موضوع داوری انجام شده است مضمون لایحه داور زوجه آقای ص.ک. در تاریخ 1390/12/10 (ص 60) همان است که در مورخ 1390/10/11 (ص 46) اجمالا ایجاد صلح و سازش بین زوجین به نظر اینجانب بعید و غیرممکن است اشعار گردید و لایحه داور زوج آقای ن.ت. در تاریخ 1390/12/10 (ص 61) اجمالا عدم رضای قلبی زوج به
طلاق و رضایت کامل بر استمرار زندگی مشترک زوج به هیچ عنوان راضی به امر
طلاق نیست علی رغم مراجعات راسا و به وسیله ریش سفیدان زوجه و والدینش همکاری لازم را با اینجانب نداشته و مانع ورود ما شدند- دادرسان محترم پرونده در ظهر ورقه (ص 55) فاقد تاریخ اتخاذ تصمیم به انعقاد اجلاس دادرسی و مطالبه پرونده اجرای احکام را نمودند وقت دادرسی به تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. (ص 62) و به وکیل تجدیدنظرخوانده آقای الف. الف. (ص 60) و به تجدیدنظرخوانده آقای ف.ت. (ص 61) ابلاغ گردیده است.
اجلاس اول دادرسی تجدیدنظر استان در مورخ 1391/6/13 (ص 63 لغایت 65) منعقد با حضور تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. و وکیل تجدیدنظرخوانده آقای الف. الف. و تجدیدنظرخوانده آقای ف.ت. منعقد گردید اجمالا سوالات مفید و بدون تکرار دادگاه از طرفین از تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. و تجدیدنظرخوانده آقای ف.ت. سوال شد آیا فرزند مشترک دارید؟ جواب: هر دو طرف اعلام کردند خیر. از تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. سوال شد تاریخ عقد؟ جواب: سال 1380. سوال شد آیا
مطالبه مهریه شده؟ جواب: بلی و در حال دریافت هستم قبلا هر ماه یک سکه بوده و الان هر دو ماه یک سکه پرداخت می شود. از تجدیدنظرخواه سوال شد آیا دعوی مطالبه
نفقه اقامه کرده اید؟ جواب: بلی ولی به جهت وجود حکم تمکین مردود شد البته دعوی
نفقه قبل از صدور حکم تمکین من منزل مسکونی مستقلی خواسته بودم که شوهرم منزل پدرش را مطرح کرد و من قبول نکردم فلذا دعوی رد شد. از تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. سوال شد آیا پس از صدور حکم تمکین سال 1384 به بعد مطالبه
نفقه ای صورت گرفته است؟ جواب: خیر. از خانم خ.ک. سوال شد علت چه بوده است؟ جواب: ترسیدم همان بهانه منزل تکرار شود فلذا مطالبه نکردم. از تجدیدنظرخواه سوال شد حسب ادعای شما در 1384/5/22 پس از اینکه تمکین اجراء شده شوهر شما را مورد
ضرب و جرح قرار داده و گواهی نیز در پرونده موجود است آیا شکایتی در این خصوص به عمل آمد یا خیر و نتیجه چه بوده است؟ جواب: شکایت کردم ولی در شورای حل اختلاف به جهت عدم کفایت دلیل پرونده مختومه شد. از تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. سوال شد در قبال
طلاق آیا حاضرید مالی را به شوهرتان بذل نمایید؟ جواب: خیر. از تجدیدنظرخواه سوال شد چه مقدار از
مهریه را دریافت کرده اید؟ جواب: از چهارصد سکه تابه حال 72 عدد دریافت کرده ام.
از تجدیدنظرخوانده آقای ف.ت. (ص 63 و 64) سوال شد حسب محتویات پرونده حکم تمکین در سال 1384 اجرا شده پس از اجرای حکم را توضیح دهید؟ جواب: پس از آنکه با زور مامور حکم اجرا شد پدرزنم گفت برویم بعدا بیاییم که من نگذاشتم و همسرم در منزل ماند و پس از چند دقیقه ای پدرزنم و مادرزنم آمدند و درب را زدند من باز نکردم همسرم زد شیشه منزل را شکست و من مجبور شدم به 110 زنگ بزنم و از کلانتری آمدند و هر دو را بردند و سپس شکایت وی علیه من به اثبات نرسید و مامور نیز ادعای همسرم را تایید نکرده و پس از آن بارها جهت برگرداندن همسرم اقدام کردم ولی برنگشت. از تجدیدنظرخوانده آقای ف.ت. سوال شد آیا مجددا دعوی تمکین مطرح کردید؟ جواب: خیر ولی افرادی را برای بازگرداندن وی فرستادم که برنگشت. از تجدیدنظرخوانده آقای ف.ت. سوال شد آیا شما ازدواج مجدد کرده اید؟ جواب: بلی ازدواج دایم کرده ام و یک دختر سه ساله دارم. از وکیل تجدیدنظرخوانده آقای الف. الف. (ص 64) سوال شد اگر مطالبی در دفاع از موکل خود دارید بیان نمایید؟ جواب: عرایضم به شرح دفاعیات 1390/5/17 است و سپس استناد به دادنامه های مسبوق الذکر نموده است.
از تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. (ص 64) سوال شد آیا زوج جهت برگرداندن شما خود یا کسانی را به منزل شما فرستاد یا مراجعه کردند؟ جواب: بلی افرادی را فرستادند نه برای بردن من بلکه برای حل وفصل مهریه. از تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. سوال شد آیا شما در حال حاضر آمادگی تمکین را دارید که با مراجعه به زندگی مشترک تمکین نمایید؟ جواب: خیر حاضر نیستم چون ازدواج کرده و از طرفی اگر قرار بود من به زندگی مشترک برگردم درخواست
طلاق نمی کردم.
از تجدیدنظرخوانده آقای ف.ت. (ص 65) سوال شد آیا حاضرید که همسرتان با مراجعت به زندگی مشترک و تمکین از شما به زندگی مشترک ادامه دهید؟ جواب: بلی حاضرم زندگی کنیم و خواستار تمکین وی می باشم.
در اخیر اجلاس دادرسی دادرسان محترم پرونده در مورخ 1391/6/13 (ص 66) ختم دادرسی را ابراز نموده اند و طی دادنامه شماره 00861-1391 مورخ 1391/6/13 صادره از شعبه نهم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی (ص 68) در ماهیت دعوی اعلام رای نمودند.
اجمالا: اعتراض به رای بدوی از سوی (تجدیدنظرخواه) خانم خ.ک. خواهان بدوی به طرفیت آقای ف.ت. خوانده بدوی (تجدیدنظرخوانده) با وکالت آقای الف. الف. نسبت به دادنامه بدوی شماره 00735-1390مورخ 1390/5/18 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه نظر به محتویات پرونده به ویژه اظهارات طرفین در جلسه این دادگاه که زوجه تصریح نموده که حاضر نیست در قبال
طلاق هیچ مالی را به زوج بذل نماید و از طرفی هیچ گونه محکومیتی برای زوج غیر از موضوع
مهریه اعم از کیفری یا حقوقی صادر نشده است و نیز مطالبه
نفقه ای از طرف زوجه پس از صدور حکم تمکین و ادعای اخراج مجدد وی توسط زوج از منزل به عمل نیامده است و نتیجه شکایت ضرب وجرح علیه زوج نیز منجر به عدم ثبوت امر مذکور شده؟ و تابه حال نیز 72 قطعه سکه تمام بهار آزادی از
مهریه دریافت نموده است فلذا وقوع زوجه در عسر و حرج محرز نیست و حتی به جهت عدم تمکین زوجه حاضر به زندگی با زوج و تمکین از وی نیست و اگر قصد تمکین داشت دادخواست
طلاق مطرح نمی کرد علی هذا با غیرموجه دانستن اعتراض مستندا به ماده 358 آیین دادرسی مدنی با رد اعتراض رای تجدیدنظرخواسته تایید می شود.
دادخواست فرجامی در مقام اعتراض از رای تجدیدنظر از سوی خواهان بدوی خانم خ.ک. تقدیم شده است اجمالا درخواست صدور حکم به نقض رای تجدیدنظر دادنامه بدوی را خواستار گردیده است.