خانم م.م. با وکالت آقای م.ک. دادخواستی به طرفیت آقای د.د. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق به لحاظ عسر و حرج زوجه و تحقق شرایط ضمن عقد تقدیم دادگاه عمومی خرامه نموده و وکیل خواهان توضیح داده است که به حکایت
سند رسمی ازدواج پیوستی رابطه زوجیت دایم موکله با خوانده محرز است و ماحصل ازدواج آنها فرزند دختر 4 ساله می باشد متاسفانه زوج اعتیاد به مواد مخدر (هرویین) دارد علی رغم تعهد به ترک اعتیاد و مراجعات مکرر به مراکز ترک اعتیاد ترک ننموده است اعتیاد زوج اساس زندگی مشترک را متزلزل نموده تا حدی که از یک سو موجب سوءرفتار و سوء معاشرت زوج و ترک کامل معاشرت اقوام گردیده است و از سوی دیگر موجب ناتوانی مشارالیه در تامین مایحتاج زندگی همسر و فرزند گردید و تمام هزینه ها از سوی خانواده زوجه پرداخت می شود. تلاش موکله در
مطالبه مهریه به عنوان پشتوانه زندگی بی نتیجه مانده و زوج تحمل حبس را بر
پرداخت مهریه ترجیح داده است. با سپری شدن مدت طولانی از حبس و فقدان تلاش در جهت آزادی به وضوح دلالتی بر بی توجهی وی نسبت به زندگی و سرنوشت همسر و فرزند دارد. به جهات مذکور موکله در عسر و حرج شدید بسر می برد به استناد بندهای 1 و 2 و 7 سند ازدواج صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه
طلاق مورد استدعا است. شعبه اول دادگاه عمومی کربال خرامه عهده دار رسیدگی به پرونده می شود و پس از یک سلسله اقدامات قضایی از جمله ارجاع امر به داوری و اخذ نظر داوران و معرفی نمودن زوج به پزشکی قانونی جهت تست مواد مخدر و نیز معرفی زوجه جهت تست حاملگی و منفی اعلام شدن هر دو آزمایش نهایتا به شرح دادنامه شماره 00314ـ16/7/90 توجها به مفاد دادنامه شماره 00127ـ89 شعبه 101 جزایی خرامه مبنی بر محکومیت خوانده به پرداخت دیه جهت ایراد صدمه بدنی عمدی به خواهان و رونوشت تعهد خوانده در شعبه 101 جزایی مبنی بر عدم مصرف مواد و پرداخت
نفقه خواهان و فرزند مشترک و لحاظ زندانی بودن خوانده به مدت 18 ماه جهت
عدم پرداخت مهریه و
بذل مهریه و حقوق قانونی از جمله
نفقه توسط زوجه.. . در مجموع درخواست خواهان موجه و ثابت تشخیص و با احراز عسر و حرج مشارالیها به استناد مواد 1129 و 1130
قانون مدنی حکم به الزام خوانده به
طلاق خواهان از نوع باین صادر می کند و
حضانت طفل 4 ساله بنام الف. را با توجه به قبول هزینه طفل توسط زوجه به او واگذار و برای خوانده حق ملاقات منظور می نماید. زوج با وکالت آقای م.ز. و زوجه با وکالت آقای م.ک. از حکم صادره تجدیدنظرخواهی می کنند. اعتراض زوج نسبت به اصل
طلاق و اعتراض زوجه نسبت به
بذل مهریه می باشد و در این باره اعلام می دارد بذل کل
مهریه در قبال
حضانت فرزند مشترک تا سن بلوغ و مشروط به آن بوده است که محقق نگردیده است و در قبال
طلاق حاضر است صرفا ده عدد سکه بهار آزادی از
مهریه را بذل کند. رسیدگی در مرحله تجدیدنظر به شعبه 20 دادگاه تجدیدنظر استان فارس محول می گردد و این دادگاه به موجب دادنامه شماره 01061ـ23/11/90 و با استدلال مشابه استدلال دادگاه بدوی تجدیدنظرخواهی زوج را مردود ولی اعتراض زوجه را با این استدلال که وی در صورت جلسه 29/10/89 اعلام کرده فرزند مشترک تا حال پیش خودم بوده و از این به بعد نیز تقبل می نمایم و تحویل خودم باشد پذیرفته و با اصلاح دادنامه به اینکه
حضانت فرزند مشترک تا سن بلوغ با مادر باشد و با قید
بذل مهریه و
نفقه و حقوق مالی از سوی زوجه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می کند. وکیل زوج از رای دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی به عمل می آورد و دادخواست فرجامی را به جای تقدیم دادگاه تجدیدنظر به دادگاه بدوی تسلیم و تبادل لوایح انجام به دادگاه تجدیدنظر ارسال و از طریق دادگاه مذکور نیز به دیوان عالی کشور ارسال می گردد و رسیدگی پس از ثبت در دبیرخانه دیوان به این شعبه ارجاع می شود که به هنگام شور مشروح لایحه اعتراضیه فرجام خواه و لایحه جوابیه فرجام خوانده قرایت خواهد شد.