حسب محتویات پرونده محاکماتی خانم ل.ق. به وکالت از خانم م.م. دادخواستی به طرفیت آقای الف. گ. به خواسته تقاضای صدور حکم به دادگاه های عمومی حقوقی تهران تقدیم نموده و به شعبه 286 ارجاع گردیده وکیل خواهان در دادخواستی تقدیمی اشعار داشته «... موکل همسر شرعی و قانونی خوانده می باشد... به علت اختلاف حاصله زوجین در حال حاضر جدا از هم زندگی می نمایند موکل در خصوص
نفقه خود اقدام نموده که طبق دادنامه های پیوستی زوج محکوم به پرداخت
نفقه معوقه موکل گردیده و احکام صادره قطعی و منتهی به صدور اجراییه شده است طبق اظهارات موکل زوج دارای سوءرفتار می باشد و ایشان را مورد ضرب و شتم قرار می دهد... لذا تقاضای صدورحکم
طلاق را دارد.» برابر فتوکپی مصدق دادنامه شماره 000084- 1390/1/23 شعبه 259 دادگاه عمومی (خانواده) تهران آقای الف. گ. به پرداخت
نفقه معوقه خانم م.م. از مورخ 1389/11/14 لغایت صدور حکم (1390/1/23) ماهیانه 200 هزار تومان محکوم گردیده در خصوص دادنامه مذکور برگ اجراییه شماره 89- 1390/2/9 نیز صادر شده (که فتوکپی مصدق آن نیز پیوست می باشد). طبق فتوکپی دادنامه شماره 998- 1390/9/23 قاضی حوزه 2301 مجتمع شماره 24 شورای حل اختلاف تهران آقای الف. گ. به پرداخت
نفقه معوقه خانم م.م. از تاریخ 1390/1/23 لغایت صدور حکم (1390/9/9) از قرار ماهی مبلغ 200 هزار تومان محکوم گردیده برگ اجراییه این دادنامه نیز صادر شده جلسه دادگاه در تاریخ 1392/10/16 با حضور خواهان و خوانده و وکیل خواهان تشکیل شده پس از اظهارات خواهان وکیل وی اظهار داشته «... موکله مدت 8 سال است که با زوج ازدواج نموده و حاصل آن دو فرزند مشترک پسر می باشد از همان ابتدا زوجین دارای مشکل بوده و اختلاف داشتند حسب اظهارات موکل زوج دارای سوءرفتار بوده و ایشان را مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار می دهد... موکل در خصوص
نفقه خود اقدام به طرح دادخواست نمودند که طبق دادنامه های پیوست دادخواست زوج محکوم به پرداخت شده و تاکنون مبلغی نداده اند... و با توجه به اینکه دو سال پیش نیز زوجین اختلاف داشتند و با وساطت اقوام و حتی اینجانب و شوهرم موکل به منزل مشترک بازگشت لیکن مجددا حسب اظهارات موکل زوج اقدام به بیرون کردن وی و فحاشی به ایشان نموده لذا ادامه زندگی مشترک با این وصف برای وی میسر نمی باشد تقاضای حکم
طلاق را دارد» زوج (خوانده) اظهار داشته «من حاضر به
طلاق همسرم نیستم دارای 2 فرزند پسر هستم که به سختی آن ها را نگهداری می کنم چنانچه همسرم کل
مهریه خود را بذل کند درجا طلاقش می دهم» دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر که در این راستا زوجه آقای ف.م. را به عنوان داور و زوج آقای الف. گ. را به عنوان داور خود به دادگاه معرفی نموده اند داور زوجه نظر کتبی خود را به دادگاه تقدیم و طی آن اعلام داشته «نصایح اینجانب جهت صلح و سازش موثر واقع نگردید لذا خانم م. با بخشش یک صد عدد از
مهریه خود در قبال
طلاق و اینکه در خصوص اجرت المثل و
نفقه ایام عده ادعایی ندارد و
حضانت فرزندان را به پدرشان (زوج) واگذار می کند.. . اینجانب.. . نظریه داوری خویش را مبنی بر
طلاق و جدایی تقدیم دادگاه می نمایم» با توجه به اینکه داور زوج در مدت معین نظر خود را به دادگاه اعلام ننموده دادگاه راسا آقای الف. ن. را به عنوان داور زوج انتخاب نموده که نامبرده نیز پس از تشکیل دو جلسه که زوج در جلسات حاضر نشده نظر داده «که تلاش اینجانب جهت رفع اختلافات موجود به نتیجه نرسیده» با وصول نظریه داوران دادگاه ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 00458- 1393/3/18 با توجه به اظهارات وکیل زوجه مبنی بر اینکه به علت اختلافات حاصله زوجین مدت دوماهی است که جدا از هم زندگی می کنند و طبق دادنامه شماره 90084- 1390/1/23 و 900998- 1390/9/23 زوج محکوم به پرداخت
نفقه معوقه گردیده و منتهی به صدور اجراییه شده و تاکنون زوج اقدامی جهت پرداخت آن ننموده و همچنین با توجه به عدم تاثیر مساعی و نصایح دادگاه در حصول سازش و نظریه داوران منتخب که به عدم امکان سازش و اصرار زوجه به
طلاق و جدایی نظر داده اند دادگاه با استناد به مواد 1129 و 1130
قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده حکم بر الزام زوج به
طلاق زوجه صادر و نوع
طلاق را خلع اعلام تا زوجه به یکی از دفاتر رسمی
طلاق مراجعه و نسبت به اجرای صیغه
طلاق با بذل یکصد عدد سکه تمام بهار آزادی اقدام نمایند. دادنامه صادره به طرفین ابلاغ شده آقای الف. گ. به رای صادره اعتراض و در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی مجدد را نموده است پرونده در این مرحله به شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع که پس از تشکیل یک جلسه با طرفین ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 00999- 1393/6/9 با این استدلال که تنها دلیل تجدیدنظرخوانده برای
طلاق دادنامه های محکومیت زوج به پرداخت
نفقه بوده که طبق اقرار زوجین در جلسه مورخه 1393/6/9 با یکدیگر سازش نموده و در زیر یک سقف زندگی مشترک ادامه یافته لذا دادگاه تجدیدنظرخواهی معترض را وارد دانسته و با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی تجدیدنظرخوانده به خواسته
طلاق صادر نموده دادنامه صادره به طرفین ابلاغ که خانم ل.ق. به وکالت از خانم م.م. به رای صادره اعتراض نموده و با تقدیم دادخواست فرجامی در مهلت قانونی تقاضای رسیدگی مجدد را نموده که در این راستا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و پس از جری تشریفات قانونی به این شعبه ارجاع گردیده است.