نظریه مشورتی شماره 7/94/161

نظریه مشورتی شماره 7/94/161

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 7/94/161


شماره نظریه:
7/94/161

شماره پرونده:
93-87-2208

تاریخ نظریه:
1394/01/25

استعلام
به لحاظ غیر قابل احراز بودن ملک مشاعی دادگاه دستور فروش ملک مشاعی را صادر نموده است آیا: 1-دستور فروش قطعی است یا قابل تجدیدنظر؟ 2-آیا برای رسیدگی به درخواست فروش  ملک مشاعی نیاز به تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین می باشد یا اینکه دادگاه بدون تعیین وقت رسیدگی در وقت فوق العاده و با ملاحظه نظریه اداره ثبت مبنی بر اینکه ملک قابل احراز نیست دستور فروش را صادر می نماید؟ 3- چنانچه دستور فروش صادر و به اجرای احکام ارسال شود آیا برای احکام بدوا باید برای جلوگیری از نقل و انتقال ملک نسبت به توقیف آن از طریق اداره ثبت اقدام نماید یا اینکه دستور فروش متضمن توقیف آن نیست و متقاضی اگر تمایل دارد باید از طریق دستور موقت اقدام کند؟ 4- چنانچه دستور فروش ملک مشاعی صادر و جهت اجرا به اجرای احکام ارسال شود سپس قبل از فروش ملک احدی از مالکین مشاعی  به صورت رسمی سهم خود را واگذار کرده باشد آیا نیاز به صدور دستور فروش دیگری از دادنامه می­باشد یا اینکه با همان دستور فروش  قبلی ملک به فروش می­رسد و چنانچه با دستور قبلی ملک به فروش می­رسد یا باید مراتب فروش ملک به مالک جدید هم اعلام گردد یا خیر؟ علی الخصوص اینکه ممکن است از مالک جدید آدرسی در دسترس نباشد و اطلاع از طریق نشر آگهی نیز هزینه بر و باعث اطاله عملیات اجرایی است؟ 5-با توجه به اینکه دستور فروش نیاز به صدور اجرائیه ندارد آیا در راستای ماده 160 از قانون اجرای احکام مدنی نیازمند پرداخت حق الاجرا می باشد؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
2و1- دستور فروش ملک مشاعی که دادگاه به استناد ماده 4 قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب 1357و ماده 9 آیین نامه اجرایی آن مصوب 1358 صادر می­کند نه حکم و نه قرار است؛ لذا قطعی و لازم الاجرا و غیر قابل تجدیدنظرخواهی است و برای صدور آن تعیین وقت رسیدگی ضرورت ندارد.      3-مستفاد از قانون و آئین نامه مزبور صرف صدور دستور فروش موجب جلوگیری از نقل و انتقال ملک مشاع نیست بنابراین متقاضی بایست طبق مقررات مواد310 به بعد قانون آئین دادرسی دادگاه­های عمومی و انقلاب در امور مدنی از مرجع صالح تقاضای دستور موقت بنماید.     4- با عنایت به مواد اول وچهارم قانون مزبور دستور فروش ملک مشاع با تقاضای یک شریک نیز صادر می­گردد لذا  انتقال حصه سایر شرکا به اشخاص دیگر قبل از فروش مانع اجرای دستور نیست و نیازی به اعلام دستور فروش به منتقل الیه نیست بلکه در مرحله اجرا و مزایده واحد اجرای احکام مدنی طبق مقررات مالکین را مطلع می­نماید.    5-با عنایت به اینکه دستور فروش حکم و قرار نیست لذا اجرای آن مستلزم صدور اجرائیه و درنتیجه پرداخت حق الاجرا نیست و مواد 158و 161 قانون اجرای احکام مدنی ناظر بر محکوم­به می­باشد.

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 160 ـ پرداخت حق اجراء پس از انقضای ده روز از تاریخ ابلاغ اجراییه بر عهده محکوم علیه است ولی در صورتی که طرفین سازش کنند یا بین خود ترتیبی برای اجرای حکم بدهند نصف حق اجراء دریافت خواهد شد. و در صورتی که محکوم به بیست هزار ریال یا کمتر باشد حق اجراء تعلق نخواهد گرفت.

مشاهده ماده 160 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 158 ـ هزینه های اجرایی عبارت است از: 1 ـ پنج درصد مبلغ محکوم به بابت حق اجرای حکم که بعد از اجراء وصول می شود. در دعاوی مالی که خواسته وجه نقد نیست حق اجراء به ماخذ بهای خواسته که در دادخواست تعیین و مورد حکم قرار گرفته حساب می شود مگر این که دادگاه قیمت دیگری برای خواسته معین نموده باشد. 2 ـ هزینه هایی که برای اجرای حکم ضرورت داشته باشد مانند حق الزحمه خبره و کارشناس و ارزیاب و حق حفاظت اموال و نظائر آن.

مشاهده ماده 158 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 161 ـ اگر محکوم به وجه نقد باشد حق اجراء هم ضمن آن وصول می گردد و هر گاه محکوم له بعد از شروع اقدامات اجرایی راسا محکوم به را وصول نموده باشد و محکوم علیه حاضر به پرداخت حق اجراء نشود حق مزبور از اموال محکوم علیه طبق مقررات اجرای احکام وصول می گردد. در این صورت هزینه هایی که برای توقیف و فروش اموال محکوم علیه لازم باشد از صندوق دادگستری پرداخت شده و پس از وصول آن به صندوق مسترد می گردد.

مشاهده ماده 161 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 4 ـ ملکی که به موجب تصمیم قطعی غیر قابل افراز تشخیص شود با تقاضای هر یک از شرکاء به دستور دادگاه شهرستان فروخته می شود.

مشاهده ماده 4 قانون افراز و فروش املاک مشاع

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM