نظریه مشورتی شماره 7/99/653

نظریه مشورتی شماره 7/99/653

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 7/99/653


شماره نظریه:
7/99/653

شماره پرونده:
99-168-653ک

تاریخ نظریه:
1399/06/10

استعلام
طبق ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری آمده «در خصوص پرونده های مطروحه در دیوان عالی کشور دادستان کل یا نماینده وی به طور مستدل مستند و مکتوب نسبت به نقض یا ابرام رای فرجام خواسته نظر خود را اعلام می کند». در پرونده های با موضوع درخواست اعاده دادرسی که تصمیم دیوان مبتنی بر رد یا پذیرش درخواست است و نیز در پرونده های متضمن پیشنهاد احاله امر جزایی خاصه در مواردی که پیشنهاد دهنده دادستان کل کشور است ماده 420 قانون یادشده؛ همچنین در پرونده های تجمیع احکام موضوع مواد 511 و 510 قانون آیین دادرسی کیفری که فرجام خواهی تلقی نمی شود یا سایر موارد که تصمیم دیوان مبتنی بر نقض یا ابرام نیست آیا حضور و اظهار نظر نماینده دادستان کل کشور ضرورت دارد؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
مقنن در مواد 469 و 472 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 حضور و اظهار نظر دادستان کل یا نماینده وی را در مقام «رسیدگی فرجامی به رای معترض عنه یا فرجام خواسته» یا «صدور رای وحدت رویه یا رسیدگی به آراء اصراری» پیش بینی کرده است اما در موارد «تجویز احاله» و «اعاده دادرسی» موضوع مواد 420 و 476 و نیز اعمال مقررات بند «پ» ماده 510 و تبصره ماده 511 این قانون و همچنین موارد اختلاف در صلاحیت چنین امری پیش بینی نشده است؛ بنابراین در این موارد رسیدگی دیوان عالی کشور بدون حضور و اظهار نظر نماینده دادستان کل می باشد.

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 469 ـ در موقع رسیدگی عضو ممیز گزارش پرونده و مفاد اوراقی را که لازم است قرائت می کند و طرفین یا وکلای آنان در صورت حضور می توانند با اجازه رئیس شعبه مطالب خود را اظهار دارند. همچنین دادستان کل یا نماینده وی با حضور در شعبه به طور مستدل مستند و مکتوب نسبت به نقض یا ابرام رای معترض عنه یا فرجام خواسته نظر خود را اعلام می کند. سپس اعضای شعبه با توجه به محتویات پرونده و مفاد گزارش و مطالب اظهار شده با درج نظر دادستان کل کشور یا نماینده وی در متن دادنامه به شرح زیر اتخاذ تصمیم می کنند: الف ـ اگر رای مطابق قانون و ادله موجود در پرونده باشد با ابرام آن پرونده را به دادگاه صادرکننده رای اعاده می ـنمایند. ب ـ هرگاه رای مخالف قانون یا بدون توجه به ادله و مدافعات طرفین صادر شده باشد یا رعایت تشریفات قانونی نشده و آن تشریفات به درجه ای از اهمیت باشد که موجب بی اعتباری رای شود شعبه دیوان عالی کشور رای را نقض و به شرح زیر اقدام می کند: 1 ـ اگر عملی که محکوم علیه به اتهام ارتکاب آن محکوم شده به فرض ثبوت جرم نبوده یا به لحاظ شمول عفو عمومی و یا سایر جهات قانونی متهم قابل تعقیب نباشد رای صادره نقض بلا ارجاع می شود. 2 ـ اگر رای صادره از نوع قرار و یا حکمی باشد که به علت ناقص بودن تحقیقات نقض شده است برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای ارجاع می شود. 3 ـ اگر رای به علت عدم صلاحیت ذاتی دادگاه نقض شود پرونده به مرجعی که دیوان عالی کشور صالح تشخیص می دهد ارسال می شود و مرجع مذکور مکلف به رسیدگی است. 4 ـ در سایر موارد پس از نقض رای پرونده به دادگاه هم عرض ارجاع می شود. تبصره ـ در مواردی که دیوان عالی کشور رای را به علت نقص تحقیقات نقض می کند مکلف است تمام موارد نقص تحقیقات را به تفصیل ذکر کند.

مشاهده ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 511 ـ هرگاه هنگام اجرای حکم معلوم شود محکوم علیه محکومیت های قطعی دیگری داشته است که در اعمال مقررات تکرار جرم موثر است قاضی اجرای احکام کیفری پرونده را نزد دادگاه صادر کننده حکم قطعی ارسال می کند. در اینصورت چنانچه دادگاه محکومیت‏های سابق را محرز دانست مطابق مقررات اقدام می نماید. تبصره ـ هرگاه حکم در دیوان عالی کشور تایید شده باشد پرونده به آن مرجع ارسال می شود تا چنانچه محکومیت‏های سابق را محرز دانست حکم را نقض و پرونده را جهت صدور حکم به دادگاه صادرکننده آن ارسال کند.

مشاهده ماده 511 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 510 ـ هرگاه پس از صدور حکم معلوم شود محکوم علیه دارای محکومیت های قطعی دیگری است و اعمال مقررات تعدد در میزان مجازات قابل اجراء موثر است قاضی اجرای احکام کیفری به شرح زیر اقدام می کند: الف ـ اگر احکام به طور قطعی صادر یا به لحاظ عدم تجدید نظر خواهی قطعی شده باشند در صورت تساوی دادگاهها پرونده ها را به دادگاه صادرکننده آخرین حکم و در غیر این صورت به دادگاه دارای صلاحیت بالاتر ارسال می کند تا پس از نقض تمام احکام با رعایت مقررات مربوط به تعدد جرم حکم واحد صادر شود. ب ـ اگر حداقل یکی از احکام در دادگاه تجدید نظر استان صادر شده باشد پرونده ها را به این دادگاه ارسال می کند تا پس از نقض تمام احکام با رعایت مقررات مربوط به تعدد جرم حکم واحد صادر شود. چنانچه احکام از شعب مختلف دادگاه تجدید نظر استان صادر شده باشد شعبه صادرکننده آخرین حکم تجدید نظر خواسته صلاحیت رسیدگی دارد. پ ـ در سایر موارد و همچنین در صورتی که حداقل یکی از احکام در دیوانعالی کشور مورد تایید قرار گرفته باشد یا احکام متعدد در حوزه های قضایی استان های مختلف یا در دادگاههای با صلاحیت ذاتی متفاوت صادر شده باشد پرونده ها را به دیوان عالی کشور ارسال می کند تا پس از نقض احکام حسب مورد مطابق بندهای (الف) یا (ب) اقدام شود. تبصره ـ در موارد فوق دادگاه در وقت فوق العاده بدون حضور طرفین به موضوع رسیدگی و بدون ورود در شرایط و ماهیت محکومیت با رعایت مقررات تعدد جرم حکم واحد صادر می کند.

مشاهده ماده 510 قانون آیین دادرسی کیفری

ماده 472 ـ در کلیه مواردی که هیات عمومی دیوان عالی کشور به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی و یا رسیدگی به آراء اصراری و یا انجام سایر وظایف قانونی تشکیل می گردد باید با حضور دادستان کل یا نماینده وی باشد. قبل از اتخاذ تصمیم دادستان کل یا نماینده وی اظهارنظر می کند.

مشاهده ماده 472 قانون آیین دادرسی کیفری

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM