اولا وفق ماده 30
قانون مدنی هر مالکی نسبت به مایملک خود حق هر گونه تصرف و انتفاع دارد؛ مگردر مواردی که قانون استثناء کرده باشد؛ هم چنان که به موجب ماده 474 همین قانون مستاجر می تواند عین مستاجره را به دیگری
اجاره دهد؛ مگر این که در
عقد اجاره خلاف آن شرط شده باشد. ثانیا هر چند ا
طلاق مواد 1- 2- 3- 4 و 5 آیین نامه نحوه ترتیب وصول پذیره و اهدایی مصوب 1365 با اصلاحات بعدی به موجب دادنامه های شماره 2161 و 2162 مورخ 21/12/1397 هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مواردی که نظر واقف بر عدم اخذ پذیره یا اخذ پذیره به نحو خاص باشد به شرح مضبوط در دادنامه های فوق الذکر ابطال شده است؛ اما از حکم ماده 2 این آیین نامه اختیار مستاجر عرصه ای که حق تملک اعیان داشته و احداث اعیان کرده است در انتقال مورد
اجاره به غیر بدون نیاز به اخذ موافقت متولی و یا اداره اوقاف و امور خیریه مستفاد است. ثالثا هیات عمومی دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه شماره 100 مورخ 3/8/1376 با ابطال تبصره 4 ماده 6 آیین نامه اجرایی قانون ابطال اسناد و فروش رقبات آب و
اراضی موقوفه مصوب 3/2/1374 هیات وزیران با اصلاحات بعدی که مفهم نفی حق اولویت مکتسبه قانونی در صورت
تغییر کاربری ملک بود اعلام داشت: «حکم مقرر در تبصره های ماده واحده قانون ابطال اسناد و فروش رقبات آب و
اراضی موقوفه علی الا
طلاق مفید تثبیت حق اولویت متصرفین اموال غیر منقول
موقوفه در انعقاد
عقد اجاره با رعایت صرفه و صلاح وقف است». رابعا بنا به مراتب مذکور در فرض سوال که مستاجر
املاک موقوفه مالک اعیان است و حقوق خود را در قالب بیع صلح و. .. به دیگری واگذار کرده است این انتقال منشاء اثر بوده و مستاجر جدید که مالک اعیان شده است قائم مقام مستاجر قبلی است و به اعتبار مالکیت وی بر اعیان احداثی اداره اوقاف و امور خیریه مکلف به
تنظیم قرارداد اجاره با منتقل الیه است./