نظریه مشورتی شماره 7/96/1502

نظریه مشورتی شماره 7/96/1502

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 7/96/1502


شماره نظریه:
7/96/1502

شماره پرونده:
96-127/1-39

تاریخ نظریه:
1397/05/20

استعلام

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
2- سوال مبهم است زیرا برابر بند 1 ماده 53 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی در صورتی که به دادخواست و پیوست های آن برابر قانون تمبر الصاق نشده یا هزینه یاد شده تادیه نشده باشد از مصادیق نقص تلقی و اخطار رفع نقص صادر می گردد ولی اگر مقصود از سوال موضوع بند 14 قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت می باشد پاسخ به شرح زیر است: با عنایت به شق 14 ماده 3 قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت ومصرف آن در موارد معین که مقرر داشته « بقیه هزینه دادرسی بعد از تعیین خواسته و صدور حکم دریافت خواهد شد و دادگاه مکلف است قیمت خواسته را قبل از صدور حکم مشخص نماید...» بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که بین تعیین قیمت خواسته و وصول آن باید قائل به تفکیک شد؛ یعنی دادگاه در هرحال باید قبل از صدور حکم قیمت خواسته را معین نماید. اما هزینه دادرسی بعد از صدور حکم دریافت خواهد شد وخواهان مکلف است نسبت به پرداخت هزینه دادرسی بلافاصله پس از صدور حکم اقدام نماید و این امر منوط به صدور اجرائیه نیست؛ زیرا ممکن است هیچگاه درخواست صدور اجرائیه ننماید. درقانون ضمانت اجرای خاصی پیش بینی نشده واجرا مکلف است درصورت شناسایی اموال وی به میزان هزینه دادرسی توقیف و آن را وصول نماید. 3- هزینه دادرسی جزو درآمدهای دولت می باشد و توافق اصحاب دعوا مبنی بر عدم پرداخت یا تاخیر در پرداخت آن فاقد معناست و صرف این که خوانده دعوای اعسار از هزینه دادرسی دفاعی به عمل نیاورد و یا حتی چنین امری را تایید کند الزامی برای دادگاه ایجاد نمی کند تا اعسار مدعی را بپذیرد بلکه باید اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را احراز کند و صدور رای و قطعیت آن در این خصوص مقدمه ورود به رسیدگی نسبت به دعوای اصلی است. 4- با توجه به ماده 356 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی و لحاظ این که در قانون یاد شده از جمله در مقررات مندرج در فصل چهارم از باب پنجم در مورد تاثیر سابقه ابلاغ مرحله بدوی در مرحله تجدیدنظر حکمی مقرر نشده است و برابر بند 1 ماده 341 این قانون تجدیدنظرخواه  ملزم شده است اقامتگاه تجدیدنظرخوانده را که الزاما نشانی اعلام شده در مرحله بدوی نخواهد بود در دادخواست تجدیدنظر قید نماید. بنابراین در فرض سوال سابقه ابلاغ در مرحله بدوی موثر در مقام نیست و در فرض عدم شناسایی تجدیدنظرخوانده در آدرس اعلامی موضوع تابع عمومات می باشد. رای وحدت رویه شماره 23 مورخ 6/4/1360 نیز که در زمان حاکمیت قانون سابق صادر شده است با توجه به عدم تغییر ماهیت مقررات مربوط به نظر همچنان قابلیت استناد دارد. 5- اولا: برابر ماده 8 قانون حمایت خانواده 1391 رسیدگی در دادگاه خانواده با تقدیم دادخواست ولی بدون رعایت سایر تشریفات آیین دادرسی مدنی انجام می شود. بنابراین در فرضی که خواهان در ستون خواسته نوع طلاق را تخلف از شروط ضمن عقد اعلام و اثبات این ادعا را از دادگاه درخواست کرده باشد در جریان رسیدگی حتی بعد از جلسه اول می تواند اثبات عسر و حرج و صدور رای بر این مبنا را از دادگاه درخواست کند. ثانیا: در فرضی که خواهان در جریان رسیدگی خواسته خود را تغییر ندهد و خواسته او همچنان اثبات تخلف زوج از شروط ضمن عقد باشد دادگاه مجاز نیست تا به تشخیص خود به بحث عسر و حرج وارد شده و در این خصوص اتخاذ تصمیم کند و اساسا تغییر خواسته جزو تشریفات رسیدگی نیست بلکه قیود ناظر به زمان تغییر خواسته جزو تشریفات است و معافیت دادگاه خانواده از تشریفات به دادرس اجازه نمی دهد تا فراتر از خواسته خواهان رسیدگی و صدور رای کند. زیرا تعیین خواسته و هر گونه تغییر آن بر عهده خواهان است و این از اصول دادرسی است. 9-گرچه قانون اعسار مصوب 1313 از جمله ماده 24 آن به موجب ماده 29 قانون نحوه اجرای      محکومیت های مالی 1394 نسخ شده است ولی علت حکم قانونگذار مقرر در ماده 507 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی 1379 در خصوص حضوری بودن حکم راجع به اعسار از پرداخت هزینه دادرسی ویژگی خاص دعوای اعسار است که مدعی آن در حقیقت مدعی وضعیتی خاص در اوضاع مالی خود است و نه ادعای حقی علیه خوانده این دعوا و حتی در مواردی که دین بلاعوض باشد برابر ماده 7 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی بار اثبات بر عهده خوانده دعوای اعسار می­باشد. بنابراین صدور حکم غیابی در خصوص مطلق دعوای اعسار اعم از اعسار از هزینه دادرسی و اعسار از محکوم­به فاقد مصداق است و این حکم در هر حال حضوری است. 11-الف- دعوای الزام به انتقال سند رسمی ­باید لزوما به طرفیت شخصی صورت پذیرد که سند رسمی به نام وی است اما در خصوص سایر ایادی که در نقل و انتقال ملک به عنوان فروشنده نقش داشته اند با توجه به نسبی بودن اثر احکام ضرورتی به طرح دعوا به طرفیت آنها از سوی خریدار نهایی نیست مگر اینکه بخواهد از طرف قرار دادنآنها برای خود حقی قایل و از آن استفاده نماید بنابراین جلب ایادی قبلی به عنوان ثالث نیز بلااشکال است؛ ضمنا قرار رد دعوای جلب ثالث تنها نسبت به دعوای الزام به تنظیم سند رسمی است نه دعوای احراز بیع.ب- با توجه به پاسخ قسمت الف در خصوص کسانی که صرفا به دلیل احراز وقوع بیع طرف دعوا قرار گرفته اند دادگاه ضمن صدور رای اعلامی در این خصوص در مورد دعوای الزام به تنظیم سند رسمی انتقال نسبت به ایشان به دلیل عدم توجه دعوا قرار رد صادر می کند. 12-  پس از تقدیم دادخواست تعدیل اقساط دادگاه وضعیت فعلی محکوم­علیه را مورد بررسی قرار  می­دهد و بر همین اساس حکم به تعدیل اقساط فعلی صادر می­کند و علی­الاصول حکم تعدیل اقساط قابل تسری به ماقبل نیست؛ زیرا دادگاه نمی­تواند نسبت به زمان قبل از تقدیم دادخواست تعدیل اقساط رسیدگی نموده و رای راجع به آن صادر نماید. بنابراین نسبت به زمان گذشته حکم تقسیط قبلی به قوت خود باقی است و مسئولیت محکوم­علیه نیز استصحاب می­شود.

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 53 - در موارد زیر دادخواست توسط دفتر دادگاه پذیرفته می شود لکن برای به جریان افتادن آن باید به شرح مواد آتی تکمیل شود: 1 - درصورتی که به دادخواست و پیوستهای آن برابر قانون تمبر الصاق نشده یا هزینه یادشده تادیه نشده باشد. 2 - وقتی که بندهای (2 3 4 5 و 6) ماده (51) این قانون رعایت نشده باشد.

مشاهده ماده 53 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 507 - مدیر دفتر ظرف دو روز از تاریخ وصول دادخواست اعسار پرونده را به نظر قاضی دادگاه میرساند تا چنانچه حضور شهود را درجلسه دادرسی لازم بداند به مدعی اعسار اخطار شود که در روز مقرر شهود خود را حاضر نماید. مدیر دفتر نسخه دیگر دادخواست را برای طرف دعوای اصلی ارسال و در ضمن روز جلسه دادرسی را تعیین و ابلاغ می نماید. به هرحال حکم صادره درخصوص اعسار حضوری محسوب است.

مشاهده ماده 507 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 8 ـ رسیدگی در دادگاه خانواده با تقدیم دادخواست و بدون رعایت سایر تشریفات آیین دادرسی مدنی انجام می شود. تبصره ـ هرگاه خواهان خوانده را مجهول المکان معرفی کند باید آخرین اقامتگاه او را به دادگاه اعلام کند. دادگاه به طرق مقتضی در این باره تحقیق و تصمیم گیری می کند.

مشاهده ماده 8 قانون حمایت از خانواده

ماده 7ـ در مواردی که وضعیت سابق مدیون دلالت بر ملائت وی داشته یا مدیون در عوض دین مالی دریافت کرده یا به هر نحو تحصیل مال کرده باشد اثبات اعسار برعهده اوست مگر اینکه ثابت کند آن مال تلف حقیقی یا حکمی شده است در این صورت و نیز در مواردی که مدیون در عوض دین مالی دریافت نکرده یا تحصیل نکرده باشد هرگاه خوانده دعوای اعسار نتواند ملائت فعلی یا سابق او را ثابت کند یا ملائت فعلی یا سابق او نزد قاضی محرز نباشد ادعای اعسار با سوگند مدیون مطابق تشریفات مقرر در قانون آیین دادرسی مدنی پذیرفته می شود.

مشاهده ماده 7 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM