نظریه مشورتی شماره 7/1400/43

نظریه مشورتی شماره 7/1400/43

مجموعه کامل نظریات مشورتی

نظریه مشورتی شماره 7/1400/43


شماره نظریه:
7/1400/43

شماره پرونده:
1400-3/1-43

تاریخ نظریه:
1400/02/15

استعلام
نظر به این که مطابق تبصره 2 ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له است و از آن جایی که آراء متعددی به صورت غیابی و به نفع دانشگاه ها و موسسات علمی و پژوهشی وابسته به وزارت علوم تحقیقات و فناوری صادر می شود که بر اساس تبصره مزبور دادگاه ها در مقام اجرای حکم تقاضای ضامن حقیقی کرده و ضمانت خود دانشگاه ها یا سازمان های وابسته به این وزارت خانه را به دلیل این که محکوم له نمی تواند ضامن خود شود نمی پذیرند یا استدلال می کنند که دلیلی بر پذیرش ضمانت شخص حقوقی در این موارد ندارند و لذا دانشگاه ها و مراکز علمی و پژوهشی را با مشکلاتی در این خصوص مواجه می سازند. توضیح آن که مشابه این مشکل برای بانک ها نیز وجود داشته است که بخشنامه شماره 9365/87/1 مورخ 1387/11/13 ریاست محترم وقت قوه قضاییه این مشکل را به نحو مطلوبی برطرف کرد و به موجب آن به تمامی دادگاه ها و دوایر اجرای احکام ابلاغ شده است که دادگاه های مجری حکم می توانند تعهدنامه ای از بانک محکوم له به عنوان تامین موضوع تبصره 2 ماده 306 یاد شده اخذ کنند. چنانچه مستحضرید این بخشنامه در خصوص بانک ها و به منظور تسهیل در وصول مطالبات بانک ها از اشخاص حقیقی و حقوقی بوده است و با وحدت ملاک از این بخشنامه می توان مقرره مشابهی را برای دانشگاه ها و سازمان های وابسته به این وزارت خانه نیز مقرر کرد؛ قرائن و مویداتی نیز در این خصوص وجود دارد که با تنقیح مناط و اقتباس از آن ها می توان برای رفع این مشکل اقدام کرد: چنانچه مستحضرید مطابق تبصره ماده 221 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 کفالت اشخاص حقوقی در امور کیفری پذیرفته است. همچنین مطابق مقررات همین قانون خود متهم هم می تواند برای خودش وثیقه تودیع کند. لذا با وحدت ملاک از این مقررات می توان به جواز ضمانت شخص حقوقی در اجرای رای غیابی حقوقی هم معتقد شد؛ اعضای هیات علمی که برای فرصت مطالعاتی یا بورسیه تحصیلی به خارج از کشور می روند ضمانت دانشگاه یا وزارت خانه از آن ها مورد موافقت سفارت خانه ها است. در قراردادهای پژوهشی نیز که عضو هیات عملی با موسسات خارج از دانشگاه منعقد می کند ضمانت دانشگاه مورد موافقت است. دانشگاه ها و سازمان های علمی وابسته به وزارت علوم تحقیقات و فناوری معمولا دارایی و مایملک بسیاری ئارند و فلسفه وضع این تبصره هم حفظ حقوق احتمالی فرد محکوم علیه بوده است که این امر با وجود اموال و دارایی های زیاد بالفعل دانشگاه ها فراهم است و لذا ضمانت آن ها معتبرتر و قوی تر از اشخاص حقیقی و عادی است. با توجه به قرائن فوق و برای حل و فصل این مشکلخواهشمند است در این خصوص تصمیم و تدبیر مقتضی در قالب دستورالعمل و یا بخشنامه مشابه آن چه برای بانک ها مقرر شده است اتخاذ فرمایید.

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
به تصریح ماده 121 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 «تامین در این قانون عبارت است از توقیف اموال اعم از منقول و غیر منقول»؛ بنابراین در اجرای تبصره 2 ماده 306 این قانون محکوم له باید یا ضامن معتبر (اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی) معرفی کند که بالطبع شخص دیگری غیر از محکوم له است و یا باید مالی اعم از منقول یا غیرمنقول به عنوان تامین معرفی کند تا برابر مقررات توقیف شود؛ البته با عنایت به ملاک ماده 124 قانون یاد شده اوراق بهادار نیز به عنوان تامین قابل پذیرش است که بدیهی است چک یا سفته از شمول آن نیز خارج است.

منبع
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

مواد مرتبط با این نظریه مشورتی

ماده 306 - مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد: 1 - مرضی که مانع از حرکت است. 2 - فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3 - حوادث قهریه از قبیل سیل زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4 - توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد. تبصره 1 - چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضاء مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجراء گذارده خواهد شد. درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدوا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود. تبصره 2 - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. تبصره 3 - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

مشاهده ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 121 - تامین در این قانون عبارت است از توقیف اموال اعم از منقول و غیرمنقول.

مشاهده ماده 121 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 221 ـ کفالت شخصی پذیرفته می شود که ملائت او به تشخیص بازپرس برای پرداخت وجه الکفاله محل تردید نباشد. چنانچه بازپرس ملائت کفیل را احراز نکند مراتب را فوری به نظر دادستان میرساند. دادستان موظف است در همان روز رسیدگی و در این باره اظهارنظر کند. تشخیص دادستان برای بازپرس الزامی است. درصورت تایید نظر بازپرس توسط دادستان مراتب در پرونده درج می شود. تبصره ـ پذیرش کفالت اشخاص حقوقی با رعایت مقررات این ماده بلامانع است.

مشاهده ماده 221 قانون آیین دادرسی کیفری

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM