نشست قضایی شماره

نشست قضایی شماره

مجموعه کامل نشست های قضایی

نشست قضایی شماره


کد نشست:

تاریخ برگزاری:
1391/04/08

برگزار شده توسط:
استان کرمانشاه/ شهر کرمانشاه

موضوع:
دعوای الزام به انتقال سند رسمی طرف قرارداد ی که سند به نام وی نیست

پرسش:
شخصی به موجب مبایعه¬نامه عادی اقدام به فروش ملک یا خودروی خود در قبال ثمن معین به دیگری کرده و با وجود دریافت ثمن معامله از انتقال سند رسمی مورد معامله امتناع می¬کند. خریدار برای الزام فروشنده به انتقال سند رسمی در دادگاه اقامه دعوا کرده و فروشنده دفاع کرده که سند رسمی به نام وی نیست و نمی¬تواند نسبت به انتقال سند اقدام کند. با استعلام از مراجع ذی¬ربط مشخص شده که سند رسمی به نام شخص دیگری غیر از خوانده (فروشنده) دعواست. آیا صدور حکم به محکومیت شخصی که سند رسمی مال غیرمنقول و یا خودرو به نام وی نیست ممکن است؟ در این صورت ماهیت تعهد فروشنده و مبنا و مستند رای دادگاه چیست؟

نظر هیئت عالی:
نشست قضایی (5) مدنی: مطابق مواد 22 46 و 47 قانون ثبت اسناد و املاک مراجع قضایی موظفند کسی را مالک بشناسند که سند رسمی به نام وی تنظیم شده و هر گونه وظیفه و تکلیفی نسبت به اسناد رسمی صرفا متوجه مالکینی است که در دفتر املاک سند به نام آنان تنظیم شده و نمی¬توان به موجب حکم دادگاه نسبت به ملکی که سند رسمی دارد و مالک آن مشخص است به نام ثالث حکمی صادر کرد؛ هر چند خوانده ی دعوی الزام قرار گرفته باشد. بنا به مراتب شخص خوانده که مالک رسمی نیست نمی¬تواند طرف چنین دعوایی قرار گیرد و در صورتی که خوانده ی دعوی مذکور باشد دادگاه موظف است نسبت به وی به لحاظ عدم توجه دعوی قرار رد دعوی صادر کند. لذا نظر اکثریت در نشست قضایی کرمانشاه مورد تایید است.

نظر اکثریت:
چنین تعهدی قابل اجرا نبوده و خوانده مطابق مقررات قانونی از جمله مقررات ثبتی نمی¬تواند نسبت به انتقال سند اقدام کند؛ زیرا قانونا کسی می¬تواند نسبت به تنظیم و انتقال سند مال موضوع دعوا اقدام کند که سند رسمی آن به نام وی ثبت شده باشد. در چنین مواردی باید دعوا به طرفیت کسی که سند رسمی به نام وی ثبت شده و همچنین طرف قرارداد مطرح شود و طرح دعوا به طرفیت فروشنده که تنها طرف قرارداد بوده و سند رسمی به نام وی نیست بر خلاف مقررات بوده و قابل پذیرش نیست و باید قرار رد آن صادر شود.

نظر اقلیت:
چنین تعهدی از نظر حقوقی «تعهد به فعل ثالث» نامیده می¬شود که به آن تضمین فعل ثالث یا ضمانت از فعل ثالث نیز گفته می شود و به موجب شق دوم ماده 234 قانون مدنی عبارت است از «اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر شخص خارجی (خارج از طرفین عقد) شرط شود». با توجه به اصل لزوم قراردادها و عموم اوفوا بالعقود و به موجب مواد 10 219 223 و نیز مواد 220 225 و 227 قانون مدنی حکم اولیه و بالذات چنین دعوایی الزام خوانده به ایفای تعهد مبنی بر انتقال سند رسمی مبیع (مال غیرمنقول یا خودرو) به خواهان است و رد کردن دعوا با این استدلال که خوانده قدرت انتقال سند را ندارد و قانونا امکان انتقال سند برای وی وجود ندارد بر خلاف مفاد قرارداد و اصل لزوم قراردادها بوده و موجب معافیت متعهد از انجام تعهدات قراردادی است. در حالی که مطابق قانون مدنی متعهد فقط زمانی از ایفای تعهد و پرداخت خسارت معاف می¬شود که ثابت کند عدم ایفای تعهد ناشی از علت خارجی غیر قابل پیش بینی و احترازناپذیر بوده است و در این-گونه قراردادها عدم اقدام ثالث به انتقال سند قابل پیش¬بینی و قابل احتراز بوده و نمی تواند قوه قاهره تلقی شود. بنابراین دادگاه باید مطابق مراتب فوق و ماده 237 قانون مدنی حکم الزام متعهد به ایفای تعهد را صادر کند. در مرحله اجرا چنان چه ثالث حاضر به انتقال سند باشد با هزینه خوانده (محکوم¬علیه) به استناد ماده 238 قانون مدنی و ماده 47 قانون اجرای احکام مدنی ثالث نسبت به انجام آن اقدام و به این ترتیب حکم اجرا می¬شود و یا بدون انجام تعهد با اخذ نظر کارشناس هزینه اجرای تعهد برآورد شده و از محکوم علیه اخذ می¬شود. چنان چه ثالث نسبت به انتقال سند اقدام نکند اجرای حکم غیر مقدور بوده و با تنظیم صورت جلسه در مرحله اجرا و مختومه کردن پرونده اجرایی محکوم¬له می¬تواند با تقدیم دادخواست خسارات ناشی از عدم اجرای تعهد را خواستار شود.

مبحث:
قانون مدنی

منبع:
سامانه نشست های قضایی


مواد مرتبط با این نشست قضایی

ماده 22 - همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی که ملک مزبور به او منتقل گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا اینکه ملک مزبور از مالک رسمی ارثا به او رسیده باشد مالک خواهد شناخت. در مورد ارث هم ملک وقتی در دفتر املاک به اسم وارث ثبت می شود که وراثت و انحصار آن ها محرز و در سهم الارث بین آن ها توافق بوده و یا در صورت اختلاف حکم نهایی در آن باب صادر شده باشد. تبصره - حکم نهایی عبارت از حکمی است که به واسطه ی طی مراحل قانونی و یا به واسطه ی انقضای مدت اعتراض و استیناف و تمیز دعوایی که حکم در آن موضوع صادر شده از دعاوی مختومه محسوب شود.

مشاهده ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاک

ماده 46 - ثبت اسناد اختیاری است مگر در موارد ذیل: 1- کلیه ی عقود و معاملات راجع به عین یا منافع املاکی که قبلا در دفتر املاک ثبت شده باشد. 2- کلیه ی معاملات راجع به حقوقی که قبلا در دفتر املاک ثبت شده است.

مشاهده ماده 46 قانون ثبت اسناد و املاک

ماده 47 - در نقاطی که اداره ی ثبت اسناد و املاک و دفا تر اسناد رسمی موجود بوده و وزارت عدلیه مقتضی بداند ثبت اسناد ذیل اجباری است: 1- کلیه ی عقود و معاملات راجعه به عین یا منافع اموال غیرمنقوله که در دفتر املاک ثبت نشده. 2- صلحنامه و هبه نامه و شرکتنامه.

مشاهده ماده 47 قانون ثبت اسناد و املاک

ماده 47 ـ هر گاه محکوم به انجام عمل معینی باشد و محکوم علیه از انجام آن امتناع ورزد و انجام عمل به توسط شخص دیگری ممکن باشد محکوم له می تواند تحت نظر دادورز ( مامور اجرا) آن عمل را وسیله دیگری انجام دهد و هزینه آن را مطالبه کند و یا بدون انجام عمل هزینه لازم را به وسیله قسمت اجرا از محکوم علیه مطالبه نماید. در هر یک از موارد مذکور دادگاه با تحقیقات لازم و در صورت ضرورت با جلب نظر کارشناس میزان هزینه و معین می نماید. وصول هزینه مذکور و حق الزحمه کارشناس از محکوم علیه به ترتیبی است که برای وصول محکوم به نقدی مقرر است. تبصره ـ در صورتی که انجام عمل توسط شخص دیگری ممکن نباشد مطابق ماده 729 آیین دادرسی مدنی انجام خواهد شد.

مشاهده ماده 47 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 234 - شرط بر سه قسم است: 1 - شرط صفت 2 - شرط نتیجه 3 - شرط فعل اثباتا یا نفی شرط صفت عبارت است از شرط راجعه به کیفیت یا کمیت مورد معامله. شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود. شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود.

مشاهده ماده 234 قانون مدنی

ماده 220 - عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم می نماید بلکه متعاملین به کلیه ی نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل می شود ملزم می باشند.

مشاهده ماده 220 قانون مدنی

ماده 225 - متعارف بودن امری در عرف و عادت به طوری که عقد بدون تصریح هم منصرف به آن باشد به منزله ی ذکر در عقد است.

مشاهده ماده 225 قانون مدنی

ماده 227 - متخلف از انجام تعهد وقتی محکوم به تادیه خسارت می شود که نتواند ثابت نماید که عدم انجام به واسطه ی علت خارجی بوده است که نمی توان مربوط به او نمود.

مشاهده ماده 227 قانون مدنی

ماده 237 - هرگاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد اثباتا یا نفیا کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف طرف معامله می تواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید.

مشاهده ماده 237 قانون مدنی

ماده 238 - هر گاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غیرمقدور ولی انجام آن به وسیله شخص دیگری مقدور باشد حاکم می تواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند.

مشاهده ماده 238 قانون مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM