رای قضایی شماره 9309970906100688

رای قضایی شماره 9309970906100688

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970906100688


شماره دادنامه قطعی:
9309970906100688

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/18

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
درخواست طلاق زوجه به دلیل بیماری ایدز زوج

پیام رای:
از آنجایی که بیماری ایدز صعب العلاج است؛ ابتلاء زوج به این بیماری از مصادیق عسر و حرج زوجه محسوب می شود و درخواست طلاق به استناد این امر پذیرفته است.

رای خلاصه جریان پرونده
چنین است که خانم م.الف. دادخواستی به طرفیت آقای ق.و. به انضمام تصویر سند نکاحیه به دادگاه های عمومی حقوقی آباده تقدیم و تقاضای صدور حکم طلاق باین به استناد بندهای عقدنامه (بند 3 عقدنامه) نموده مضمونا بیان داشته که حسب سند رسمی نکاحیه شماره.. . ثبت در دفتر رسمی ازدواج شماره.. . آباده در تاریخ 1388/9/17 با خوانده ازدواج دایم نموده که حاصل آن فرزند مشترک پسری است به نام الف. که دو ساله می باشد و حالیه همسر وی مبتلا به بیماری صعب العلاج شده و شبکه بهداشت و پزشکی قانونی این موضوع را تایید می نماید و از طرفی زوج ضمن عقد نکاح به وی وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر داده که در صورت تحقق هر یک از شروط ضمن عقد و تخلف از هر یک از آن ها خود را به یکی از انواع طلاق مطلقه نماید. پرونده به شعبه اول حقوقی آباده ارجاع و آن شعبه بدوا پرونده را جهت ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارسال داشته که طبق نظریه شورا امکان صلح و سازش فراهم نبوده و پرونده به دادگاه اعاده شده در جلسه مورخ 1392/3/27 که با حضور طرفین تشکیل گردیده زوجه خواسته خود را تکرار نموده و زوج ضمن اقرار به ابتلا به بیماری ایدز اظهار داشته که: «قبول دارم که مبتلا به بیماری ایدز هستم. مدت سه سال است که متوجه شدم. همان موقع به همسرم گفتم. در این مدت با هم زندگی کردیم و هیچ مشکلی نداشتم و اکنون یک پسر دو ساله داریم. به هیچ عنوان حاضر به طلاق همسرم نیستم.» بنا به تصمیم دادگاه سوابق و نوع بیماری خوانده از مرکز بهداشت استعلام گردیده و مرکز مذکور در پاسخ طی نامه شماره 4522 مورخ 1392/4/10 اعلام داشته که فرد مذکور (آقای ق.و. خوانده پرونده) از سال 1387 مبتلا به بیماری (HIV) بوده و در این مرکز تحت مراقبت می باشد. ضمنا بیماری نامبرده فعلا صعب العلاج بوده و درمان قطعی ندارد. آقای م.ر. با تقدیم وکالت نامه خود را به عنوان وکیل خواهان معرفی نموده است. در تاریخ 1392/5/24 در وقت نوبتی دادگاه ضمن تشکیل جلسه به استناد ماده یک قانون طلاق و تبصره ذیل آن قرار ارجاع امر به داوری صادر و دستور ابلاغ آن را به طرفین جهت معرفی داور نیز صادر نموده است. خواهان برادر خویش آقای د.الف. و خوانده آقای م.ن. را به عنوان داور تعرفه و در دادگاه مراتب دادرسی و وظایف داوران به آنان تفهیم گردیده. داور زوج ضمن تقدیم نظریه خود اعلام کرده زوج تحت هیچ شرایطی حاضر به دادن طلاق نیست و تقاضای بازگشت به زندگی مشترک را دارد و داور زوجه هم در نظریه ابرازی مضمونا به مشکلات موجود فی مابین زوجین آقای ق.و. و خانم م.الف. ازجمله ترک انفاق از سوی زوجه به مدت بیش از یکسال و صدور دادنامه از شعبه 101 جزایی آباده نسبت به محکومیت ایشان به حبس تعزیری به مدت چهار ماه در پرونده کلاسه 920261 و اعتیاد شدید زوج به مواد مخدر و نیز بیماری صعب العلاج وی که آینده سلامت زوجه را به خطر می اندازد و قطع رابطه زناشویی به صلاح زوجه است و زوجه حاضر است کلیه حقوق مالی خویش من جمله مهریه را در حق زوج بذل کند و حضانت فرزند مشترک را در صورت پرداخت نفقه وی تقبل می نماید. پس از اخذ نتیجه آزمایش بارداری شعبه اول دادگاه حقوقی آباده در تاریخ 1392/11/20 تشکیل جلسه داده و مضمونا با استدلال به اقرار خوانده به ابتلا به بیماری صعب العلاج HiV+ مثبت و تایید موضوع توسط شبکه بهداشت و درمان آباده بی نتیجه ماندن مساعی دادگاه و داوران جهت حصول سازش و اینکه زوجه حاضر شده در قبال طلاق کلیه حق وحقوق مالی خود را من جمله مهریه را بذل نماید من حیث المجموع دعوی خواهان را وارد و ثابت تشخیص و با استناد به مواد 1119 و 1130 و 1146 قانون مدنی و بند 3 قسمت ب شرایط ضمن عقد نکاح و ماده 21 قانون حمایت خانواده حکم طلاق خلع را صادر و اعلام نموده است و حضانت فرزند مشترک را به استناد ماده 1173 قانون مدنی به عهده زوجه گذاشته مقید به حق ملاقات زوج با فرزند خویش در هفته یکبار نموده است. دادنامه صادره به شماره 9209977510301187 مورخ 1392/11/27 مورد اعتراض خوانده واقع و ایشان ضمن تجدیدنظرخواهی از آن با تقدیم لایحه ای مضمونا بیان داشته که با مراجعه به پزشکان متخصص دیگر متوجه شده است که فاقد بیماری ایدز است و پاسخ استعلام شبکه بهداشت و درمان و تشخیص شبکه بهداشت اشتباه بوده لذا حاضر به متارکه نیستم و اقرار بنده صرفا به خاطر پاسخ غلط و اشتباه شبکه بهداشت و درمان شهرستان بوده و طبق قانون لزوم ارایه گواهینامه پزشک قبل از وقوع ازدواج مصوب 1317 می بایست گواهینامه پزشک بر نداشتن امراض مسریه مهم را به دفاتر ازدواج ارایه تا اقدام به ثبت ازدواج شود چنانچه مبتلا به بیماری های مذکور و مشابه بوده نتیجه آزمایشات قبل از وقوع ازدواج مثبت می شود. در حالیکه چنین نبود لذا آمادگی خود را به اعزام مجدد به پزشکی قانونی اعلام و تقاضای نقض دادنامه را نموده است. وکیل تجدیدنظرخوانده هم با تقدیم لایحه ای مضمونا اظهار داشته انکار بعد از اقرار مطابق صراحت ماده 1277 قانون مدنی مسموع نیست و وفق ماده 1275 هرکس اقرار به حقی کند ملزم به اقرار خود خواهد بود و تنها نزد حاکم کذب یا اشتباه بودن آن باید اثبات شود و از سوی دیگر نداشتن بیماری مسری یا صعب العلاج زوج هنگام عقد ازدواج با ابتلاء وی به اینگونه بیماری ها بعد از ازدواج مانع آن نیست که زوجه بتواند بنا به مقررات ماده 1130 قانون مدنی درخواست طلاق نماید. لذا استدعای رد ادعاهای تجدیدنظرخواه و تایید دادنامه معترض عنه را دارد. شعبه 20 دادگاه تجدیدنظر استان شیراز مضمونا با استدلال به نظریه و پاسخ رییس شبکه بهداشت و درمان شهرستان آباده مبنی بر ابتلای تجدیدنظرخواه به بیماری HIV مثبت صرف نظر از اقرار وی به ابتلاء به این بیماری و اینکه بیماری مذکور صعب العلاج بوده و فاقد درمان قطعی است؛ با اصدار دادنامه شماره 09309977121600075 مورخ 1393/2/2 ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق موازین قانونی تشخیص و عینا استوار نموده است. پس از ابلاغ دادنامه مذکور به طرفین توسط آقای ق.و. مورد فرجام خواهی قرار گرفته و ایشان در توضیح خواسته خویش مبنی بر نقض دادنامه فرجام خواسته مضمونا اظهار داشته اولا: مطابق ماده 1133 قانون مدنی حق طلاق مطلقا به مرد اختصاص داده شده لذا رای اصداری برخلاف نص صریح قانون می باشد. ثانیا: مطابق مقررات قانون حمایت خانواده شرایطی همچون حبس بیش از 10 سال ترک انفاق جنون و غیره که در صورت ادامه زوجیت موجبات عسر و حرج زوجه را فراهم می آورد از موارد حق تقدیم دادخواست طلاق توسط زوجه است. اما بیماری HIV مثبت در زمان عقد ازدواج وجود نداشته و در زمان زوجیت حادث شده و احتمال انتقال آن از زوج به زوجه وجود دارد. این مورد خارج از مواردی است که در قانون حمایت خانواده درج شده لذا صدور رای بر مبنای پذیرش خواسته زوجه خارج از موارد شرعی و قانونی بوده است. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و پس از وصول به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای اکبری عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده مشاوره نموده و چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
صرف نظر از اقرار صریح فرجام خواه به ابتلاء به بیماری صعب العلاج و فعلا فاقد درمان قطعی HIV مثبت (ایدز) در مراحل رسیدگی بدوی و فرجام خواهی و انکار بلاوجه در مرحله تجدیدنظرخواهی و با عنایت به اعلام نظر رسمی و کارشناسی اداره شبکه بهداشت و درمان شهرستان آباده مبنی بر ابتلاء فرجام خواه به بیماری HIV مثبت و اینکه ایشان از سال 1387 به این بیماری مبتلا بوده و در آن مرکز تحت مراقبت می باشد و بیماری فعلا صعب العلاج بوده و درمان قطعی ندارد و با توجه به بند 5 ماده 1130 قانون مدنی که ابتلاء زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید از موارد و موجبات عسر و حرج زوجه تلقی نموده و از طرف دیگر فرجام خواه دلیل موجهی که موجبات تخدیش دادنامه فرجام خواسته را فراهم آورد ارایه نکرده لذا دادنامه فرجام خواسته مصون از خدشه تشخیص و مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی عینا ابرام می گردد. دفتر پرونده به مرجع مربوطه اعاده شود.
اعضاء معاون شعبه اول دیوان عالی کشور
حیاتی - اکبری

قاضی:
عنایت حیاتی , اکبری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1119 - طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند: مثل این که شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوءقصد یا سوءرفتاری نماید که زندگانی آن ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.

مشاهده ماده 1119 قانون مدنی

ماده 1130 - در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود. تبصره - عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد: 1 - ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه. 2 - اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. 3 - محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر. 4 - ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد. 5 - ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه ی صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید. موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود حکم طلاق صادر نماید.

مشاهده ماده 1130 قانون مدنی

ماده 1146 - طلاق خلع آن است که زن به واسطه ی کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از این که مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.

مشاهده ماده 1146 قانون مدنی

ماده 1173 - هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضاییه تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند. موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است: 1 - اعتیاد زیان آور به الکل مواد مخدر و قمار. 2 - اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء. 3 - ابتلا به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی. 4 - سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشا تکدی گری و قاچاق. 5 - تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.

مشاهده ماده 1173 قانون مدنی

ماده 1277 - انکار بعد از اقرار مسموع نیست لیکن اگر مقر ادعا کند اقرار او فاسد یا مبنی بر اشتباه یا غلط بوده شنیده می شود و همچنین است در صورتی که برای اقرار خود عذری ذکر کند که قابل قبول باشد: مثل این که بگوید اقرار به گرفتن وجه در مقابل سند یا حواله بوده که وصول نشده لیکن دعاوی مذکوره مادامی که اثبات نشده مضر به اقرار نیست.

مشاهده ماده 1277 قانون مدنی

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 370 - شعبه رسیدگی کننده پس از رسیدگی با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید. چنانچه رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید و الا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM