در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م.ر. به وکالت آقای د. الف. به طرفیت آقای س.ح. با وکالت خانم م.ش. نسبت به دادنامه شماره 909 مورخ 1393/7/9 شعبه محترم 259 دادگاه عمومی حقوقی تهران در پرونده کلاسه 199 مبنی بر صدور حکم
طلاق به درخواست زوج با توجه به مجموع محتویات پرونده و امعان نظر در اوراق و مندرجات آن مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی و لوایح دفاعیه طرفین مدلول دادنامه تجدیدنظرخواسته رای صادر شده دادگاه بدوی بر اساس مستندات موجود در پرونده صادر گردیده و تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده نمی شود. لکن در خصوص ادعای تجدیدنظرخواه مبنی بر تعیین مهرالمثل با توجه به اینکه
مهریه زوجه یک جلد کلام ا... مجید و یک شاخه نبات و یک جام آیینه و یک زوج شمعدان تعیین شده است لذا نظر به اینکه
مهریه تعیین شده مذکور مطابق موازین شرعی و قانونی مالیت دارد و هر چه مالیت داشته باشد و مورد تراضی برای
مهریه واقع شود
مهریه زوجه همان است که مورد توافق قرار گرفته است. لذا با توجه به مالیت داشتن
مهریه مذکور موضوع تعیین مهر المثل منتفی است و در خصوص شرط تنصیف بند ب تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به
طلاق مصوب 1371 با توجه به قانون حمایت خانواده مصوب 1391 مورد نسخ قرار نگرفته و ابقاء گردیده است. لذا ترتیب مقرر در ماده واحده مذکور کماکان در رعایت نمودن بند ب تبصره 6 به قوت خود باقی است و به عبارت دیگر تنصیف دارایی اجرت المثل و نحله مقرر در ماده مذکور ترکیبی و مانع الجمع می باشد و شرایط ترتیب در تبصره 6 کماکان به قوت خود باقیست. لذا زوجه در صورتی که زوج خواهان
طلاق باشد استحقاق یکی از این سه موضوع را داراست و نظر به اینکه اولا: زوجه مالی که بتواند دادگاه آن را مورد تنصیف قرار دهد در طی مراحل دادرسی به دادگاه مدنی ارایه ننموده است لذا دادگاه در این مورد مواجه با تکلیف نمی باشد. ثانیا: دادگاه بدوی براساس ترتیب مقرر فوق الذکر موظف بوده در صورتی که تعیین اجرت المثل امکان پذیر باشد آن را تعیین نماید و تعیین نحله در فرض مذکور بر خلاف ترتیب مقرر یاد شده می باشد. لذا این دادگاه با تعیین اجرت المثل به مبلغ بیست میلیون ریال و حذف مبلغ نحله از رای دادگاه بدوی زوج را موظف به پراخت آن به زوجه می نماید و موید نظر بر ترتیبی بودن حقوق سه گانه یاد شده و مانع الجمع بودن آنها دادنامه شماره 15 مورخ 1393/5/28 هییت عمومی شعب حقوقی دیوان عالی کشور می باشد و نظر به اینکه زوجه دلیل موجهی که ثابت کند نسبت به
نفقه معوقه استحقاق داشته به دادگاه ارایه نکرده است؛ به نظر دادگاه این مساله منتفی است. ولی با توجه به اینکه
طلاق رجعی است زوج موظف است هنگام اجرای صیغه
طلاق مبلغ ده میلیون ریال به عنوان
نفقه ایام عده به زوجه پرداخت کند و دفترخانه مجری صیغه
طلاق موظف است قبل از اجرای صیغه
طلاق با معرفی زوجه به پزشکی قانونی عدم بارداری زوجه را احراز نماید. بنابراین رای صادر شده دادگاه بدوی را به شرح یاد شده اصلاح نموده و با استناد به ماده 351
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی نتیجتا تایید و استوار می کند. این رای ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور خواهد بود.
رییس و مستشار شعبه 24 دادگاه تجدید نظر استان تهران
مرادی هرندی - روحانی