تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای م. ت. به وکالت از تجدیدنظرخواهانها 1- خانم ل. ر. (اصالتا) و قیومتا از طریق مشارالیها نسبت به خانم ها 2- ی. ج. و 3- ن. ج. به طرفیت تجدیدنظر خوانده خانم ز. الف. (با این توضیح که در زمان طرح دعوی بدوی تجدیدنظرخواه ردیف دوم صغیر بوده لیکن اکنون کبیر و شخصا دارای اهلیت استیفاء قانونی بوده) و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00744 مورخ 1389/10/14 شعبه 32 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در مقام رسیدگی به دعوی اعتراض مشارالیهم از دادنامه غیابی شماره 01308 مورخ 1387/12/20 همان مرجع که به صدور حکم بر محکومیت نامبردگان به تنظیم
سند رسمی صلح ظاهرا پنج ششم از 2 سهم مشاع از 9 سهم ششدانگ یک دستگاه آپارتمان به شماره ثبتی.. . فرعی از.. . اصلی بخش 3 تهران به غیر (به استثنای) ثمینه اعیانی به نام خواهان بدوی (تجدیدنظر خوانده) و با احتساب کلیه خسارات دادرسی و در حق مشارالیها اشعار داشته اصدار یافته و طی آن با رد دعوی اعتراض واخواهی مطروحه دادنامه معترض عنه واخواسته را عینا تایید نموده اشعار داشته مالا وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض می باشد زیرا: اولا - در ستون مربوطه به تعرفه خواسته موضوع دادخواست 1386/10/23 حاوی دعوی بدوی به نحو کاملا مخدوشی و نسبت به سهم ادعایی از 3 سهم مشاع از 9 سهم ششدانگ آپارتمان موصوف مورد تقاضا واقع شده که وضعیت خواسته را در موقعیت نارسایی قرار داده و علاوه از آن نیز در متن دادخواست مرقوم و پس از تعرفه خواسته بدوا و صرفا محکومیت خواندگان به تنظیم
سند رسمی انتقال گردیده و سپس بدون هرگونه توضیح و تایید و گواهی واژه «صلح» به صورت خارج نویسی و خارج سطور اضافه و الحاق شده که به علت درج خارج از سطور و عدم تایید و گواهی آن و نامعلوم بودن زمان و تاریخ اضافه نمودن واژه یاد شده اصولا و از حیث شکلی خواسته با وضعیت نارسایی مواجه گردیده ثانیا مطابق مقررات قانونی موضوع بند دوم ذیل ماده 47 قانون ثبت
اسناد و املاک کشور و بدون تردید در محل وقوع آپارتمان یاد شده (تهران) ثبت هرگونه صلح نامه الزامی و اجباری بوده و از آنجا که تنها مستند دعوی بدوی خواهان مربوطه یک برگ صلح نامه عادی تایپ شده مورخ 1384/5/28 بوده که به علت عدم ثبت رسمی قبلی و در وضعیت عادی قابلیت استناد نداشته و مادام که بدوا مورد تنفیذ واقع نشده باشد واجد اعتبار و ارزش قانونی و در مقام اثبات خواسته را نداشته به ویژه آنکه به صورت تایپ شده تنظیم و تاریخ آن حدود 4 ماه قبل از فوت مرحوم س.ح. ج. درج شده و علیرغم ادعای
جعل نسبت به تاریخ یاد شده و نظریه هیات سه نفره ی کارشناسی مندرج در برگ 51 پرونده از حیث آنکه به علت محدودیتهای فنی تعیین تاریخ دقیق و صحیح صلح نامه یاد شده را ممکن و میسر ندانسته و علیرغم تقاضای وکیل واخواهانها (خواندگان بدوی) در ارجاع مراتب به منظور تشخیص موضوع یاد شده و به آزمایشگاه جنایی اداره کل تشخیص هویت ناجا موضوع نفیا یا اثباتا مورد اتخاذ تصمیم واقع نشده و انجام کارشناسی موضوع قرار اصداری 1389/6/3 مندرج در برگ 41 پرونده عقیم و بلانتیجه باقی مانده که از نارساییهای عمده رسیدگی ماضی محسوب شده ثالثا از آنجا که مطابق وکالت نامه تفویضی به شماره 71152 مورخ 1377/2/24 دفتر اسناد رسمی تهران که از سوی مرحوم س.ح. ج. به برادرش آقای س. ع. ج. تفویض گردیده و پس از فوت مرحوم یاد شده مرتفع گردیده و قابلیت اجرایی نداشته صلح نامه مستند دعوی وکالتا با قید تاریخ 1384/5/28 تنظیم شده که مستلزم تایید و تنفیذ بوده و در ما نحن فیه چنین اقدامی نسبت به آن انجام نشده بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستندا به ماده 358
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 23 و بندهای 78 ذیل ماده 84 و مواد 89 305 و 308 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته در نتیجه نیز با قبول و پذیرش دعوی اعتراض واخواهی واخواهانها ضمن نقض دادنامه معترض عنه واخواسته به شماره 01308 مورخ 1387/12/20 در نتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی خانم ز. الف. را صادر و اعلام می دارد. رای دادگاه قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
محمدرضا طاهری - جعفر افراشی