یکم- برابر مندرجات پرونده بدوی به کلاسه 910228 یا 223-/91 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه 1- در تاریخ 26/2/1391 خانم ف.ص. دارای پروانه وکالت پایه یکم از مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضاییه به وکالت از خانم م.ع. با ارایه دادخواست به طرفیت آقای ک.ع. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) با پیوست کردن وکالت نامه اش و تصویر مصدق اوراقی از سند ازدواج طرفین به شماره ترتیب 19995 تاریخ وقوع و ثبت عقد 12/9/1379 تنظیمی در دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره 10 حوزه ثبت مراغه اعلام کرد: ثمره ازدواج طرفین یک فرزند دختر 9 ساله می باشد خوانده دارای سوءرفتار است و به بهانه های مختلف موکله راچندین بار مورد ضرب و شتم قرار داده و این رفتار وی دایمی است در پرونده کلاسه 84/88/103 ک به جرم سوزاندن زوجه علیه زوج کیفرخواست به شماره 74/83 صادرگردید و در زندان های متعدد دارای سوابق کیفری است و رفتاری غیراسلامی و غیرانسانی دارد ادامه زندگی مشترک برای موکله غیرقابلتحمل می باشد به استناد شقوق 2 و 9 و 7 از شروط ضمن عقد نکاح تقاضای رسیدگی و صدور حکم به خواسته مزبور را می نماید.
2- دروقت مقرر رسیدگی 10/5/1392 خوانده با وجود ابلاغ قانونی نسخه ثانی دادخواست و ضمایم و اخطاریه حاضر نگردید لایحه ای از او ضمیمه نمی باشد خانم وکیل موصوف خواهان یادشده با تکرار دعوی وخواسته به شرح دادخواست تقدیمی افزود: زوج دو بار درکانون ت. واقع در یونسآباد مراغه مبادرت به ترک اعتیاد نموده است ولی دوباره شروع به مصرف کرده و طرفین از 5/5/1390 جدای از یکدیگر زندگی می کنند دختر 9 ساله نیز با مادرخود زندگی می نماید
نفقه ای در این مدت پرداخت نشد تقاضای
نفقه این مدت را می نماید و فرزند یادشده خواستار زندگی با موکله است و مادر طفل نیز
حضانت طفل را قبول می کند
پرونده مهریه در شعبه اول به کلاسه 901029 بوده و موکله خواستار
طلاق باین است.
3- پس از استعلام سوابق کیفری زوج (خوانده) پاسخ واصله ازآگاهی مراغه حاکی از صدور قرار تامین در 5/6/1389 در بازپرسی تهران به جرم تخریب و در 29/1/1388 دادیاری مراغه به جرم ایراد
ضرب و جرح و آتش زدن همسرش ضمیمه پرونده می باشد (صفحات 6 لغایت 18)
4- آقای م.م. دارای پروانه وکالت (مشابه پروانه وکالت خانم وکیل موصوف زوجه) به وکالت ازخوانده (زوج) وکالتنامه ارایه کرده و در وقت مقرر رسیدگی در پاسخ به مدافعات خانم وکیل موصوف زوجه اظهار کرد: موکل او در پرونده آتش زدن زوجه تبریه شد و زوجه خودش را آتش زده بود و ادعای مذکور کذب است و دلیلی بر جدایی طرفین وجود ندارد تقاضای رد دعوی را دارد (صفحات 19 لغایت 25)
5- تصاویری از اوراق پرونده کیفری درمورد ادعای آتش زدن زوجه توسط زوج به ضمیمه لایحه تقدیمی خانم وکیل موصوف خواهان پیوست پرونده شده است.
6- پاسخ استعلام به عمل آمده از زندان مراغه حاکی از یک فقره سابقه بازداشت زوج به جرم ایراد
ضرب و جرح و آتش زدن ضمیمه پرونده می باشد (صفحات 26 لغایت 43)
7- در تاریخ مقرر رسیدگی 3/2/1392 به تقاضای خانم وکیل خواهان قراراستماع گواهی گواهان صادر شد.
الف- آقای هـ.ف. شهادت داد: با طرفین نسبت فامیلی دارد و برای او فرقی ندارند شنیده سال قبل زوجه توسط زوج آتش زده شد او در بیمارستان به ملاقات زوجه رفت با وساطت ریش سفیدان زوجه را به منزل مشترک بردند بعد زوجه گفت جانش در خطر است نمی تواند با زوج زندگی کند و زوج او را اذیت و آزار می کند اگر چنین نبود زندگی می کردند مدت دو سال جدای از هم زندگی می نمایند. ب- آقای ع.م. شهادت داد: همسایه طرفین است زوج به او مراجعه نمود و در حدود 4 سال قبل یا بیشتر بود و می گفت مواد سفید روان گردان مصرف کرد و زنش را آتش زد وکتک زد و آزار واذیت کرد و حالا پشیمان است به زندگی خود ادامه می دهد چندین جلسه او چند نفر دیگر را از موضوع مطلع کرد و در دادسرا تعهد داد ولی رفت خانم را اذیت کرد و دعوا و مرافعه راه انداخت چند سال است ادامه دارد وخواهان یتیم است.. . اما آقای وکیل خوانده با تکذیب اظهارات شهود مدعی خصومت شخصی یکی از شهود با موکل خود (زوج) شده وی افزود یکی دیگر از شهود فامیل نسبی خواهان است. خانم وکیل خواهان پاسخ داد: یکی از شهود با هر دو طرف نسبت فامیلی دارد و ادعای خصومت شخصی گواه دیگر با زوج ادعایی بیش نیست و آقای وکیل زوج مدعی شد که یکی ازگواهان قبلا اقدام به شهادت دروغ علیه موکل او در این دادگاه و در دادگاه های دیگر نمود و مستندات خواهان کذب و واهی است.. . و برای اثبات ادعایش شهود معرفی کرد آقای ص.ص. شهادت داد آقای ع.م. (گواه زوجه) وآقای ک.ع.(خوانده) با هم باجناق هستند نمی دانم به طور دقیق با هم اختلاف دارند یا خیر نمی دانم کینه توزی و دشمنی و درگیری دارند.. . آقای ح.پ. تقریبا شهادتی مانند گواه قبلی داد و خانم وکیل خواهان جرح گواهان را بلادلیل دانست وآقای وکیل زوج مدافعات قبلی را تکرار کرد دادگاه جرح شهود را مردود و قرار ارجاع امر به داوری صادر نمود آقای خ. ع. به عنوان داور زوجه معرفی و به علت عدم معرفی داور برای زوج دادگاه آقای ی.الف. را به عنوان داور زوج انتخاب نمود داوران قادر به ایجاد سازش بین طرفین نشدند. (صفحات 43 لغایت 72)
8-زوجه برابر نتیجه تست بارداری در تاریخ معاینه حامله نبود. (صفحه 73)
9- آقای الف.پ. دارای پروانه وکالت پایه دوم از مرکز امورمشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضاییه به وکالت از خوانده (زوج) وکالتنامه ارایه کرد و طی لایحه ای اعلام داشت طرفین در مورد اختلافات پیش آمده به کرات توافق نمودند و مصالحه کردند و برای دوام زندگیشان اهتمام ورزیده درخواست رد دعوی را می نماید. (صفحات 77 و 78)
10- برابر تصویر دادنامه شماره 238-13/4/1388 در پرونده کلاسه های 141/88/103 و 84 شعبه 103 دادگاه عمومی جزایی مراغه به لحاظ انصراف شاکیه و ابراز ندامت متهم و متعهد شدن به حسن اخلاق و... حکم بر برایت مشارالیه از ایراد
ضرب و جرح عمدی به نحو آتش زدن زوجه صادر شد اما زوج برابر رای غیرقطعی دیگری به
پرداخت مهریه زوجه محکوم شد و در وقت مقرر رسیدگی 6/9/1392 برای چندمین بار خانم وکیل خواهان دعوی وخواسته را تکرار کرد او افزود خوانده به انواع مواد مخدر هرویین و شیشه و حشیش و مواد روانگردان معتاد است توسط پزشکی قانونی با اعلام تاخیر زوج در مراجعه به پزشکی قانونی جهت تست اعتیاد نتیجه منفی اعلام شد. (صفحات 79 لغایت 86)
برابر دادنامه شماره 2035-/92-7/12/1392 با شرح دعوی و خواسته و درج خلاصه اظهارات طرفین واظهارات شهود و نتیجه استعلام به عمل آمده از پزشکی قانونی به استناد مقررات قانونی حکم به بطلان دعوی صادر و ظرف مهلت قانونی قابل تجدیدنظرخواهی اعلام شد. (صفحات 87 و 88)
دوم- تجدیدنظرخواهی خانم ف.ص. به وکالت ازخانم م.ع. طی دادنامه شماره 183-/93-8/2/1383 در پرونده کلاسه 930162 غیرموجه تشخیص و رد دادنامه معترض عنه تایید و رای تجدیدنظری ظرف مهلت قانونی قابل فرجام خواهی اعلام گردید. (صفحات 90 لغایت 98)
سوم- پس از ابلاغ رای تجدیدنظری مذکور در تاریخ 30/2/1393 به شرح صفحه 109 به خانم وکیل موصوف زوجه تجدیدنظرخواه و ثبت فرجام خواهی اش درتاریخ 19/3/1393 مراتب به آقای م.م. به وکالت از زوج فرجام خوانده ابلاغ شد لایحه ای از او و فرجام خوانده پیوست نمی باشد پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه اول دیوانعالی کشور ارجاع گردید لایحه ابرازی آقای وکیل موصوف به عنوان وکیل پایه یکم به دیوانعالی کشور ارسال و پیوست گردید.