رای قضایی شماره 9309970906800681

رای قضایی شماره 9309970906800681

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970906800681


شماره دادنامه قطعی:
9309970906800681

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/06/11

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
درخواست طلاق زوجه به دلیل ازدواج مجدد زوج

پیام رای:
چنانچه زوج ازدواج های دیگری داشته که بعد از ازدواج سوم یکی از آن ها را رسما ثبت کند این امر موجب تحقق شرط وکالت در طلاق برای زوجه سوم به دلیل ازدواج مجدد زوج نخواهد بود.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم ع.ص. با وکالت آقای م.م. به طرفیت آقای م.م. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق با اعمال وکالت ضمن العقد و تحقق تخلف بند 12 موارد ذیل شروط مندرج در سند نکاحیه با خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل در تاریخ 24/12/92 در محاکم خانواده قم مطرح نموده که به شعبه 19 خانواده ارجاع شده است در متن دادخواست وکیل خواهان ضمن استناد به سند نکاحیه 12315 تنظیمی در دفتر ازدواج شماره.. . تهران که عقد زوجیت خواهان و خوانده در تاریخ 25/1/90 منعقدشده است به سند نکاحیه 322 دفتر ازدواج.. . قم که دلالت بر ازدواج زوج (خوانده) با همسر دیگری در تاریخ 18/4/92 بنام خانم پ.م. شماره شناسنامه.. . متولد 1367 نموده و در حال حاضر نیز دارای سه همسر می باشد و هرگز نتوانسته عدالت را بین آنان برقرار نماید زیرا هیچ گونه نفقه ای به موکله پرداخت نکرده و او را مورد ضرب وجرح عمدی قرار داده و محل سکونت او در مقایسه با همسر اول بسیار نامناسب بوده است که در دادگاه محکوم به ترک انفاق و پرداخت دیه شده است لذا مستندا به بند 12 ذیل قسمت "ب" شرایط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه و صدر ماده 16 و بند 10 ماده 8 قانون حمایت خانواده استدعای رسیدگی و صدور حکم دارد. دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است در جلسه دادرسی مورخ 23/1/93 وکیل خواهان گفته است موکل با خوانده در تاریخ 25/1/90 ازدواج کرده و زندگی مشترک داشته اند فرزند مشترکی ندارند به شرح دادخواست تقدیمی و تحقق بند 12 شرایط ضمن العقد صدور حکم طلاق از نوع خلع با بذل مبلغ پنج هزار تومان از مهریه زوجه با تمامی اختیارات من جمله قبول بذل و وکالت در امضاء ذیل اسناد طلاق را دارد چون زوج ازدواج سوم خود را باخانم پ.م. در تاریخ 18/4/92 انجام داده هرگز اذن و رضایت موکله که همسر دوم اوست نبوده است عنداللزوم استعلام از دفترخانه مورد استدعاست کلیه حقوق مالی خود اعم از مهریه نفقه و اجرت المثل را مطالبه می نماید خوانده گفته است خانمی که بنام پ.م. می نامند سه سال قبل از ازدواج با خواهان این پرونده همسر من بوده است به صورت دایم حدود شش سال پیش در مورد ثبت ازدواج باخانم پ.م. مشکلی پیش آمده بود و ثبت نشده بود در تاریخ 18/4/92 ثبت کردیم و طبق مدرکی که در دادگاه و دفترخانه ازدواج و طلاق.. . قم ثبت نمودند و خواهان هم در جریان ماجرا بودند من به ایشان گفته بودم ایشان هم به من می گفت فقط عقد او را نیاورید ثبت نماید خواهان اظهار داشته است به خدا در جریان نبودم دادگاه از خوانده پرسیده است عقد با پ.م. را چه شخصی جاری کرده بود گفته است خودم و شهودی از اقوام ایشان و آقای الف.الف. به عنوان سازمان تبلیغات ملایر شاهد بودند با مهریه یک صد و چهارده عدد سکه و این عقد در 18/5/86 بوده است در این راستا صورت جلسه ای تنظیم شده بود و پدر ایشان هم به این ازدواج رضایت داده بود پیوست پرونده است و عقدنامه عادی را می آورم ظرف امروز لذا من حاضر نیستم خواهان را طلاق بدهم وکیل خواهان گفته موکل اظهارات خوانده را شدیدا تکذیب می نماید و هرگز با ازدواج سوم با پ.م. را موکل اطلاعی نداشته و صرفا ازدواج اول را گفته که در صفحه سایر موارد در عقدنامه به آن اشاره شده است ضمنا خوانده در دادگاه به اتهامات متعددی مانند ترک انفاق و توهین و تهدید و ضرب وجرح عمدی محاکمه و محکومیت یافته که پرونده های مربوطه در دادسرا موجود است کلاسه پرونده دادگاه 921310746 می باشد. در برگ 13 پرونده عقدنامه عادی مورد استناد زوج که مفادا حاکی است تعهدنامه ای است که وی در تاریخ 18/5/86 برای اجرای عقد رسمی با مهریه مورد موافقت با پ.م. داده است درحالی که در اثر حادثه و مسیله پیش آمده این تعهد را برای اجرای عقد رسمی با مهریه در تاریخ 21/5/86 داده است و چند نفر ذیل آن را به عنوان گواه امضاء کرده اند در برگ 14 پرونده تصویر نوشته عادی دیگری است که مفادا حاکی است ر.الف. فرزند الف. که در سال 75 با م.م. ازدواج دایم نموده رضایت برای ازدواج او باخانم پ.م. فرزند ح. داده است در برگ 15 پرونده تصویر عقدنامه عادی مورخ 11/6/87 بین م.م. و پ.م. ارایه شده است که طی لایحه ای آقای م.م. این مدارک را تقدیم نموده و گفته است در مورد مسیله بچه از همان اول یعنی قبل از عقد به خواهان گفتم که من بچه دار نمی شوم و ایشان هم قبول کردند که بچه نمی خواهند بعد از 5/2 سال من عقد پ.م. را ثبت محضری کردم با حکم دادگاه لذا از سر لجاجت تهمت نفقه ندادن و ضرب وجرح را به من نسبت می دهد دادگاه از دادگاه قم خواسته است اعلام فرمایند تاریخ ازدواج آقای م.م. باخانم پ.م. برای بهره برداری قضایی چه تاریخی بوده است از دادسرای قم دادنامه 92/289 کلاسه پرونده 92130287 در سه برگ که به موضوع ازدواج موقت آقای م.م. با دختر باکره پ.م. بدون اذن ولی او رسیدگی به عمل آورده و مفادا حاکی است وقوع این عقد (برگ های 21 الی 23 پرونده) دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است داوران زوجین معرفی شده اند وکیل خواهان در لایحه ای گفته است عقد دایم رسمی بین خوانده و خانم پ.م. در 18/4/92 واقع شده قبلا اگر عقدی بوده به اقرار خانم م. هر بار 2 ساعته بوده است در عقدنامه موقت پیوستی تاریخ 1/3/92 بوده که در دادگاه آن را آقای م. با خانم پ. ارایه کرده است که آن هم مورد توافق قرار نگرفته و کان لم یکن محسوب می شود النهایه در دادیاری عقد ازدواج دایم رسمی در 18/4/92 در دفترخانه ازدواج.. . قم واقع گردیده است در دادنامه اصداری که به شماره های 92/289 تاریخ 11/9/92 و شماره 92/287 که ضم پرونده طلاق و نفقه می باشد صراحت کامل بر عدم وقوع هرگونه عقدی بین آقای م. و خانم م. همسر سوم او وجود دارد و تخلف او از بند 12 نسبت به هر دو همسر او محرز است درخواست تحقیق از خانم پ.م. و پدرش ح.م. برای کشف حقیقت مورد استدعاست «تصویر دادنامه 92/287 که م.م. به اتهام ایراد ضرب وجرح عمدی و ترک نفقه نسبت به شاکیه ع.ص. همسر دوم و ایراد افتراء و توهین با پیامک به او و هتک حیثیت به شرح تصویر دادنامه مذکور که در اوراق 25 و 26 پرونده پیوست گردیده و مستندا به مواد 709 و بند ب ماده 714 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و مواد 642 و 697 قانون تعزیرات سال 75 و ماده 43 آیین نامه دادسراها و دادگاه به پرداخت دیه و جزای نقدی و سه ماه و یک روز حبس محکوم گردیده است»; جزء ضمایم پرونده کار می باشد. نظریه داوران طرفین اعلام گردیده دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 93/193 پس از مقدمه مبسوطی که از جریان دادرسی و اظهارات طرفین که در گزارش عضو ممیز این شعبه نیز آمده است دادگاه انعقاد عقد زوجیت بین خوانده و خانم پ.م. را قبل از تاریخ 18/4/92 نظر به ماده 1043 قانون مدنی مسلم و صحیح ندانسته لذا خواسته خواهان را در پرونده کار موجه تشخیص و تحقق شرط موضوع بند دوازدهم از شرایط ضمن العقد مندرج در عقدنامه را محرز دانسته و مستندا به مواد 234 237 و 1119 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و به خواهان اجازه می دهد به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه و مبلغ 5 هزار تومان از مهریه خویش در قبال طلاق به شوهرش بذل و به وکالت از وی قبول بذل و پس از اجرای صیغه طلاق خلعی با اعمال وکالت حاصل از طریق تحقق شرط ضمن العقد نسبت به ثبت آن اقدام و دفاتر را اصالتا و به وکالت از خوانده امضاء کند عده طلاق مذکور سه طهر است اعتبار اجرایی رای را به مدت سه ماه پس از قطعیت رای اعلام نموده است از این رای آقای م.م. تجدیدنظرخواهی نموده و با استناد به عقدنامه عادی که در فرم عقد نکاح موقت به تاریخ 11/6/87 بین او و خانم پ.م. تنظیم شده است عقد زوجیت دایم فی مابین را به قبل از عقد دایم منعقده باخانم ع.ص. منتسب نموده و به اطلاع خانم ع.ص. از این ازدواج و اینکه عقد دایم ازدواج در حقیقت از سال 86 اجراشده است و به خاطر مشکلاتی که با خانواده خانم در مورد مهریه داشته است دیرتر به ثبت رسیده است دخالت بستگان خانم ع.ص. را در قضیه موجب طرح دعوی طلاق دانسته است درصورتی که ایشان با وی مشکلی نداشته است از طرفی ازدواج همسرش پ.م. 3 سال قبل از ازدواج ع.ص. بوده است که رضایت ع.ص. کالعدم حساب می شود من با همسرم ع. الآن دو سال است زندگی مشترک داریم و چهار سال است که در روستای ایشان تبلیغ داریم من اگر عادل نبودم این مدت مردم پشت سرم نماز می خواندند این مطالب بی عدالتی را وکیل مدافع مطرح می سازد او در این مورد از من شکایتی ندارد بنده آدم متشرعی هستم و رعایت عدالت را کرده ام بنده به بند 12 عقدنامه مسایل و اشکال و ایراداتی بیان کردم که از مصادیق قف عندالشبهات هست بنده به هیچ وجه راضی به طلاق همسرم نیستم همسرم الآن 45 سال سن دارد دیگر برای او عسر و حرج معنی ندارد من 3 سال از ایشان کوچک ترم پرونده پس از تبادل لوایح به شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان قم ارجاع شده است وکیل زوجه طی لایحه ای مستخرجه ای از پیامک های ارسال شده توسط زوج که حاکی از اقرار او به داشتن زن سوم می باشد و با اظهارات فعلی او مغایرت دارد تقدیم نموده است دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است در جلسه مورخ 2/4/93 تجدیدنظرخواه (زوج) گفته است هر نفر از خانم من در مورد ازدواج های من آگاهی داشته اند رضایت نامه از خانم اول برای ازدواج باخانم پ. دارم از خانم اول اولاد دارم ولی از پ. و ع. اولادی نداریم حدود 10 ماه است که ع. خانه مرا ترک نموده و حاضر به تمکین نیست هنوز به پرداخت نفقه محکوم نشده ام تجدیدنظر خوانده (زوجه) گفته است قبل از ازدواج با من ازدواجی باخانم پ. نداشته است و صحبتی هم باخانم پ. نداشته ام و نسبت به رضایت نامه خانم اول در سال 86 گفته شوهرش را قبول ندارد. وکیل زوجه گفته است اظهارات خانم م. در دادگاه که در دادنامه تصریح شده و ضم پرونده است با اظهارات زوج مغایرت دارد زیرا در پرونده گفته بعد از اتفاقی که در روستای ما افتاد و رابطه ما با ایشان یعنی تاریخ 18/5/86 مشخص شد آقای م. به قم آمده و هیچ گونه عقدی واقع نشد درحالی که تاریخ عقد با آقای م. در سال 92 می باشد که همان عقد رسمی بوده است در سال 88 که خانم پ.م. آقای م. را در قم می بیند می گوید چرا به تعهدات عمل نکردید که با پانصد سکه مرا عقد نمایی که آقای م. قبول کرده با 14 سکه عقد صورت گیرد که مورد قبول خانم پ. واقع نشده و بعد از این عدم موافقت ایشان در دادگاه شکایت نموده و در آنجا تمام ادعاهای دیگر کان لم یکن می گردد و عقد رسمی 18/4/92 ثبت می گردد دادگاه از زوج پرسیده است آیا مدرکی دال بر عقد ازدواج باخانم ع. دارید پاسخ داده است بلی عقدنامه 11/6/87 که به امضاء اینجانب و خانم پ. رسیده مدرکم می باشد وکیل زوجه گفته است این عقدنامه مغایر با عقدنامه 1/3/92 می باشد که اصل آن در دسترس نیست و این برگه در دست موکل بوده است و مدعی است زوج به او داده است که زوجه نیز گفته است این برگه را شوهرش به او داده و گفته است زن گرفته ام و اصلی را به من ارایه نکرد زوج گفته زوجه را تکذیب کرده و گفته است من به زوجه اجازه نداده ام وکیل زوجه در این جلسه بر بی عدالتی زوج با توجه به محکومیت او به ترک انفاق که به قطعیت رسیده و زندانی شده است و محکومیت او به ضرب وجرح عمدی که به قطعیت رسیده و نیز تفاوت محل سکونت زوجین که موکل در زیرزمین بوده و نفقه او پرداخت نشده و پیامک های ارسالی زوج برای زوجه مبنی بر توهین و تهدید که منجر به محکومیت او شده است از جهات استحقاق موکلش بر خواسته بیان شده است دادگاه تحقیق از پ.م. و مادر زوج را ضروری دانسته و مقرر نموده است زوج و زوجه خانم ر. و پ.م. را نیز همراه بیاورند در جلسه مورخ 14/4/93 از خانم پ.م. به عنوان گواه تحقیق به عمل آمده و او وجود عقد دایم فی مابین خودش و زوج را از تاریخ 11/6/87 که پدرش رضایت داشته است محرز دانسته است که خانم ع. نیز از این امر مطلع بوده است خانم ر.الف. نیز بر وقوع عقد زوجیت بین همسرش باخانم م. در سال 86 با توجه به اعلام رضایت خویش تاکید نموده است و ازدواج همسرش را باخانم ع.ص. در سال 90 اعلام نموده است. ولی زوجه و وکیل زوجه اظهارات نامبردگان را قبول ننموده اند و بر وقوع عقد زوجیت آقای م. باخانم پ.م. در سال 92 تاکید کرده اند در این جلسه خانم پ.م. عقدنامه های موقتی که خانم ع. ارایه داده است و در پرونده ارایه شده است قبول نکرده است سپس آقای م. گفته است عقدنامه دایم سال 87 بین ما مقرر و واقع شده است بقیه را قبول ندارم. دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 93/397 به شرح ذیل انشاء رای نموده است. رای دادگاه در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. فرزند ع. از دادنامه 93/193 صادره از شعبه 19 دادگاه عمومی حقوقی قم که حسب آن نسبت به دعوی خانم ع.ص. فرزند ع. با وکالت آقای م.م. به طرفیت تجدیدنظرخواه مذکور به خواسته استیذان اعمال وکالت به استناد بند 12 از شرایط مندرج در عقدنامه برای طلاق رای مبنی بر گواهی عدم امکان سازش و اذن در طلاق صادرشده نوع طلاق خلعی است به لحاظ بذل زوجه مبلغ 5 هزار تومان از مهریه اش که پس از ابلاغ و اعتراض در فرجه قانونی پرونده به این شعبه ارجاع شده با توجه به محتویات پرونده بدوی و صورت جلسه های 14/4/93 و 2/4/93 این دادگاه (شعبه 5 تجدیدنظر) و اظهارات گواهان تجدیدنظرخواه و اینکه تجدیدنظرخواه ازدواج باخانم پ.م. را به سال 11/6/87 قبول دارد و این ازدواج سه سال قبل از ازدواج باخانم ع.ص. بوده است و در سال 86 زوجه اول تجدیدنظرخواه طبق سند عادی اجازه ازدواج مجدد باخانم پ.م. داده است لکن به خاطر اختلاف در مورد مهریه ازدواج آقای م.م. باخانم پ.م. به ثبت رسمی نرسیده ضمن اینکه ازدواج باخانم ع.ص. در سال 90 بوده ولی در سال 92 ازدواج آقای م. باخانم م. به ثبت رسیده است و دلیل بر اینکه ازدواج با پ. خانم سال ها قبل از ازدواج باخانم ص. بوده یکی عقدنامه عادی 11/6/87 است و یکی رضایت نامه عادی سال 86 از ناحیه خانم ر.الف. و یکی هم صورت جلسه 18/5/86 که به امضاء عده ای رسیده و بناشده اجرای عقد رسمی با مهریه مورد موافقت صورت گیرد و از این صورت جلسه استفاده می شود عقد ازدواج غیررسمی صورت گرفته که زوج های دیگر تجدیدنظرخواه خانم ر.الف. و پ.م. به این معنا شهادت داده اند و حتی گفته اند خانم ع.ص. از ازدواج آقای م. باخانم پ.م. قبل از ازدواج مطلع بوده است علاوه بر این ها از گزارش قاضی محترم دادگاه استفاده می شود ازدواج آقای م. باخانم پ.م. قبل از ازدواج باخانم ص. بوده ولی ثبت واقعه ازدواج در سال 92 بوده است آنچه محرز است وقوع ازدواج تجدیدنظرخواه با زوجه دوم قبل از ازدواج او با زوجه سوم است که با این وصف مفاد بند 12 از شرایط مندرج در عقدنامه که مقصود ازدواج مجدد بعد از ازدواج با زوجه قبلی است تحقق ندارد و هم اکنون تجدیدنظر خوانده در تمکین زوج نیست و دلیلی بر اینکه رعایت عدالت بین زوجات نشده وجود ندارد علی هذا بر اساس ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه معترض عنه نقض و طبق ماده 197 این قانون و ماده 1257 قانون مدنی حکم به بی حقی خواهان صادر می گردد. اکنون از این رای وکیل خانم ع.ص. فرجام خواهی نموده است که هنگام شور لایحه وکیل فرجام خواه با گزارش پرونده قرایت می شود.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
بر رای فرجام خواسته که منطبق با محتویات پرونده صادر گردیده است اشکال و ایرادی که موجب نقض آن شود وارد نیست زیرا مفاد بند 12 از شروط و موارد 12 گانه مندرج در سند نکاحیه درحالی که زوج در واقع درزمان عقد زوجیت با زوجه فرجام خواه همسران دیگری نیز داشته است و ثبت نکاح احد از همسران او بعد از ازدواج با فرجام خواه تخلف از بند 12 موارد مندرج در ذیل شروط ضمن العقد محسوب نمی شود و محقق نبوده و زوجه دوم یعنی فرجام خواه که در حقیقت سومین همسر زوج محسوب می شده است از این بابت نمی تواند درخواست استفاده از شرط "ب" برای تحصیل اجازه طلاق خود بنماید بنابراین رای فرجام خواسته موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی خدشه ای که موجبات نقض رای فراهم شود مشهود نبوده است مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته ابرام می گردد.
رییس شعبه 8 دیوان عالی کشور ـ مستشار ـ عضو معاون
عباسیان ـ ناصح ـ کریمپور نطنزی

قاضی:
عبدالعلی ناصح , حسن عباسیان , کریمپور نطنزی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1043 - نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه ی پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه ی او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آن ها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

مشاهده ماده 1043 قانون مدنی

ماده 234 - شرط بر سه قسم است: 1 - شرط صفت 2 - شرط نتیجه 3 - شرط فعل اثباتا یا نفی شرط صفت عبارت است از شرط راجعه به کیفیت یا کمیت مورد معامله. شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود. شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود.

مشاهده ماده 234 قانون مدنی

ماده 237 - هرگاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد اثباتا یا نفیا کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف طرف معامله می تواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید.

مشاهده ماده 237 قانون مدنی

ماده 1119 - طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند: مثل این که شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوءقصد یا سوءرفتاری نماید که زندگانی آن ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.

مشاهده ماده 1119 قانون مدنی

ماده 1257 - هرکس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند و مدعی علیه هر گاه در مقام دفاع مدعی امری شود که محتاج به دلیل باشد اثبات امر برعهده او است.

مشاهده ماده 1257 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 370 - شعبه رسیدگی کننده پس از رسیدگی با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید. چنانچه رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید و الا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 8 ـ رسیدگی در دادگاه خانواده با تقدیم دادخواست و بدون رعایت سایر تشریفات آیین دادرسی مدنی انجام می شود. تبصره ـ هرگاه خواهان خوانده را مجهول المکان معرفی کند باید آخرین اقامتگاه او را به دادگاه اعلام کند. دادگاه به طرق مقتضی در این باره تحقیق و تصمیم گیری می کند.

مشاهده ماده 8 قانون حمایت از خانواده

ماده 714 ـ دیه صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست می شود به شرح ذیل است: الف ـ سیاه شدن پوست صورت شش هزارم کبود شدن آن سه هزارم و سرخ شدن آن یک و نیم هزارم دیه کامل ب ـ تغییر رنگ پوست سایر اعضاء حسب مورد نصف مقادیر مذکور در بند (الف) تبصره 1 ـ در حکم مذکور فرقی بین اینکه عضو دارای دیه مقدر باشد یا نباشد نیست. همچنین فرقی بین تغییر رنگ تمام یا قسمتی از عضو و نیز بقاء یا زوال اثر آن نمیباشد. تبصره 2 ـ در تغییر رنگ پوست سر ارش ثابت است.

مشاهده ماده 714 قانون مجازات اسلامی

ماده 642 ـ به موجب ماده 58 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 نسخ شد.

مشاهده ماده 642 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی ـ تعزیرات

ماده 697 ـ هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را صریحا نسبت دهد یا آن ها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و یا یکی از آن ها حسب مورد محکوم خواهد شد. تبصره ـ در مواردی که نشر آن امر اشاعه فحشا محسوب گردد هر چند بتواند صحت اسناد را ثابت نماید مرتکب به مجازات مذکور محکوم خواهد شد.

مشاهده ماده 697 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی ـ تعزیرات

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM