در تاریخ 13/2/90 خانم ف.الف. با وکالت آقای ب.ل. دادخواستی به طرفیت آقای فرجام خواه به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم دادگستری تبریز نموده و خلاصتا توضیح داده اینجانب ف.الف. با خوانده ازدواج دایم نموده ام و پس از طی مراحل زندگی 7 ساله دارای یک فرزند 5 ساله دختر می باشیم. زوج مدتی بوده که دارای فساد اخلاقی و سوء معاشرت بوده که طبق دادنامه استنادی به اثبات رسیده تقاضای رسیدگی و صدور حکم
طلاق و نیز به لحاظ عدم صلاحیت ایشان برای
حضانت فرزند دختر بچه سلب صلاحیت ایشان را دارم. رسیدگی به شعبه 16 دادگاه خانواده تبریز ارجاع شده و جلسه رسیدگی به تاریخ 7/4/90 تشکیل که خواهان و وکیلش حاضر گردیده اند و آقای وکیل اظهار داشته دلیل اثبات ادعای موکل سوء معاشرت زوج و نیز فساد اخلاقی ایشان می باشد که رای صادره از شعبه 103 دادگاه جزایی تبریز مبنی بر رابطه نامشروع وی
جعل سند و استفاده از سند مجعول است که در شعبه 1 دادگاه تجدیدنظر استان تاییدشده است و قبلا نیز در شعبه 103 جزایی طی کلاسه 1153/86 رابطه نامشروع داشته است که این موارد موکله را در عسر و حرج قرار داده است... اکنون خوانده به علت جلب سیار فراری است و نام دختر بچه س.ح. می باشد.) دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و خواهان داور خود را آقای ف.الف. تعیین و معرفی نموده و وکیل وی به جهت فراری بودن زوج تقاضای تعیین داور برای زوج با هزینه خود نموده است و چون با اعلام موضوع به خوانده داور خود را معرفی ننموده است که آقای ح.ح. قبول داوری نموده و وی در تاریخ 15/5/90 نظریه خود را اعلام نموده است که نتیجه ای در ایجاد صلح و سازش فی مابین زوجین نداشته است. همچنین دادگاه نامه هایی و ازجمله به زندان تبریز با استعلام سوابق آقای الف.ح. در مورخه 7/4/90 ارسال داشته و دادگاه موضوع را خارج از موعد مقرر اعلام و مجددا دستور تعیین داور صادر نموده و نیز به شعبه 103 جزایی تبریز با استعلام نتیجه کلاسه 230-103/87 و نیز استعلام از نتیجه نهایی دادنامه شماره 1424-25/12/89 و اینکه آیا محکومیت الف.ح. اجراشده است یا خیر؟ ارسال داشته که در این مورد پاسخ وارده آن است که از شعبه 7 اجرای احکام کیفری استعلام فرمایید و با اعلام شماره کلاسه 89000000654 از شعبه 7 اجرای احکام کیفری و اقدام دفتر دادگاه پاسخ دفتر اجرای احکام کیفری تبریز حاکی از آن است که (با توجه به عدم توفیق در جلب نامبرده هنوز حکم دادگاه اجرا نشده است و اصل پرونده مشارالیه در مورخه 9/5/90 به شعبه ششم دیوان عالی کشور ارسال شده و هنوز واصل نگردیده است.) همچنین دادگاه در مورد موضوع داوری پس از معرفی شدن داوران طرفین آقایان ع.ن. داور زوج و ف.لف. داور زوجه نظریه های خود را تقدیم نموده اند و به جهت اینکه زوج با داشتن قرار جلب متهم نامبرده حاضر در جلسه داوران نگردیده و زوجه هم گفته وکیل دارم و وکیل وی هم شرکت در جلسه نداشته و داوران اظهارنظر نموده اند که امکان صلح و سازش به عمل نیامد. سرانجام دادگاه پس از انجام تست حاملگی زوجه که منفی اعلام شده ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 960-4/7/90 خلاصتا پس از ذکر خلاصه ای از رسیدگی های به عمل آمده با بیان اینکه دادگاه تخلف زوج از بند 2 شرط ضمن عقد سوء معاشرت را احراز نمی نماید ولی با توجه به محکومیت قطعی کیفری خوانده (زوج) به جرم ارتباط نامشروع
جعل و استفاده از سند مجعول طبق دادنامه شماره 1424 شعبه 103 دادگاه جزایی تبریز که عینا در شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان دادنامه موصوف تایید گردیده است و نیز مغایر بودن ارتکاب جرم موصوف با شان و حیثیت خانوادگی زوجه و احراز تخلف زوج از بند و شرط 9 از شروط ضمن العقد.. . گواهی عدم امکان سازش بین زوجین موصوف را صادر و اعلام می دارد و به زوجه اجازه می دهد به یکی از دفتر رسمی ثبت
طلاق مراجعه و با بذل یک میلیون ریال از مهرالمسمی و حق الزحمه خدمات ایام زوجیت و
نفقه و با لحاظ کراهت از زوج در حق وی و قبول ما بذل از طرف مشارالیه در حق ایشان اقدام نماید و واقعه را به ثبت برساند. زوجه حق مطالبه مابقی
مهریه را محفوظ داشته و از بابت
جهیزیه صرفا یک دست مبل و میز و صندلی و یک دست مبل راحتی در اختیار زوج بوده و بقیه به زوجه مسترد گردیده است... فرزند مشترک بنام س.ح. متولد 11/6/1385 می باشد و
حضانت وی تا هفت سالگی با مادرش (زوجه) و پس ازآن با پدرش (زوج) خواهد بود و زوج حق ملاقات طفل را هر هفته.... خواهد داشت.... نوع
طلاق در صورت وقوع باین از نوع خلع بوده و مدت اعتبار این گواهی سه ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه است. آقای الف.ح. نسبت به دادنامه فوق الذکر تجدیدنظرخواهی نموده و کلیه اتهامات وارده به خود را خلاف واقع توصیف نموده و مدعی شده که در تمامی موارد به دفاعیات وی رسیدگی نشده و به آن ها توجهی نشده است و دخالت پدر همسرش و اغفال همسرش موجب شده که این موارد پیش بیاید نقض دادنامه بدوی را درخواست کرده است. رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع شده و این دادگاه پس از رسیدگی به موضوع بذل زوجه که طی لایحه مورخه 14/10/90 اعلام داشته قبلا یک میلیون ریال در مقابل
طلاق بذل نموده بودم و حالیه یک چهارم
مهریه را بذل می نمایم و دادگاه به تاریخ 27/10/90 در وقت فوق العاده ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 1261-28/10/1390 اعتراضات تجدیدنظرخواه را وارد ندانسته النهایه با اصلاح دادنامه بدوی به این خلاصه 1 - ماده واحده قانون تعیین مدت اعتبار عدم گواهی امکان سازش به مستندات دادنامه بدوی اضافه می شود 2 - بذل زوجه در دادگاه تجدیدنظر یک چهارم
مهریه زوجه اعلام گردیده و زوجه بذل مزبور را به لحاظ تخلف زوج از شروط ضمن العقد (بند 9 سند ازدواج) انجام داده است و به اعتبار وکالت قبول بذل نموده است. این رای به کیفیت مرقوم تایید می شود. آقای الف.ح. در مهلت مقرر قانونی نسبت به دادنامه فوق الذکر فرجام خواهی نموده و تفصیل اعتراضات خود را به استناد دلایل و مدارک پیوستی و لایحه پیوست پرونده تجدیدنظرخواهی خود را از رای بدوی اعلام نموده است که فرجام خوانده نیز با تقدیم لایحه جوابیه مطلب جدیدی مطرح ننموده با وصول پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع رسیدگی به این شعبه هیات شعبه با بررسی اوراق پرونده و قرایت گزارش آقای نایینی و انجام مشاوره چنین رای می دهد: