در تاریخ 1393/03/26 خانم ز. ع.پ. با وکالت آقای ع. ک. دادخواستی به طرفیت آقای ک. پ. به خواسته صدور حکم
طلاق به لحاظ عسر و حرج تقدیم دادگستری شیراز نموده و وکیل خواهان توضیح داده است که موکله به حکایت سند نکاحیه پیوست همسر شرعی و دایمی خوانده می باشد دارای یک فرزند مشترک می باشند بنا به دلایل ذیل موکله در عسروحرج بوده و امکان ادامه زندگی مشترک برایش نیست 1- اختلاف فرهنگی و فکری از بدو زندگی مشترک 2- مفارقت جسمانی و نداشتن رابطه قریب به دوسال 3- مطرح نمودن چندین پرونده علیه همدیگر و از بین رفتن حریم در زندگی 4- موکله حاضر به بخشش کلیه حقوق ناشی از زوجیت ازجمله
مهریه نفقه اجرت المثل در قبال
طلاق به جز 20 عدد سکه که قبلا وصول نموده که خود به تنهایی دلیل بر عسر و حرج می باشد و موکله علاوه بر مدارک دارای شهود می باشد و از دادگاه تقاضای صدور قرار استماع شهادت شهود و سپس صدور حکم به
طلاق به استناد ماده 1130 قانونی مدنی دارد رسیدگی به شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی شیراز ارجاع می گردد و آقای م. ق.ز. وکیل دادگستری به عنوان وکیل خوانده انتخاب و معرفی می شود و جلسه دادگاه در تاریخ 1393/04/30 با حضور وکلای طرفین تشکیل می گردد وکیل خواهان به شرح دادخواست تقدیمی خواسته را توضیح می دهد و بر
طلاق موکله خود تاکید می کند وکیل خوانده اظهار می دارد دعوی مطروحه متکی و مستند به هیچ دلیل محکمه پسندی نیست و لایحه ای تقدیم داشته ام و تقاضای بذل توجه به مفاد لایحه را دارم دادگاه پس از استماع اظهارات وکلای طرفین ختم رسیدگی را اعلام می کند و به شرح دادنامه شماره 00650 – 1393/04/31 با این استدلال که برابر مقررات شرع و قانون هیچ کدام از موارد معنونه از ناحیه خواهان نمی تواند دلیل بر عسر و حرج باشد خواسته خواهان را غیر صحیح تشخیص و حکم به بطلان دعوی وی صادر می کند خانم ز. ع.پ. با وکالت آقای ع. ک. نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی می نماید و در لایحه اعتراضیه با تکرار مطالب قبلی در توجیه
طلاق اضافه می کند موکله کلیه حق و حقوق از
مهریه و غیره را در قبال
طلاق بذل می نماید و حتی 20 سکه از
مهریه را که اخذ نموده است حاضر به استرداد آن نیز می باشد وکیل زوج هم در لایحه خود اعلام می دارد زوجه بدون دلیل و عذر شرعی اقدام به ترک زندگی کرده است و موکل به همسرش علاقه دارد و با داشتن یک فرزند مشترک دختر حاضر به
طلاق نیست ضمن اینکه موکل بخشی از
مهریه و
اجرت المثل ایام زوجیت را پرداخت نموده است.. . شعبه محترم 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس حسب الارجاع به تجدیدنظرخواهی رسیدگی نموده و پس از ارجاع امر به داوری و اخذ نظر داوران نهایتا با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 01105 با استدلال به اینکه زوجه کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت را در قبال
طلاق بذل می نماید و این موضوع به تنهایی مبین عسروحرج مشارالیها است رای تجدیدنظر خواسته را نقض و به استناد ماده 1130
قانون مدنی حکم به الزام زوج به حضور به یکی از دفاتر
طلاق و مطلقه نمودن زوجه از نوع
طلاق خلع صادر می کند و
حضانت فرزند مشترک تا سن هفت سالگی به مادر واگذار و برای پدر حق ملاقات منظور و
نفقه فرزند را هم برعهده پدر قرار می دهد آقای ک. پ. با وکالت آقای م. ق.ز. نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی به عمل می آورد و پرونده پس از انجام تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می گردد که به هنگام شور مشروح لایحه فرجام خواه و لایحه جوابیه فرجام خوانده قرایت خواهد شد. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: